سفرنامه مارکوپولوی کرج

از کاشان تا آلپ؛ در جستجوی رویای کودکی(بخش اول)

  • دوشنبه, 09 بهمن 1396 11:50




مهدی عبدی

اولین نقش هایی که کودکان معمولا می  کشند به شکل یک خانه است. شاید کودکان هم از ابتدا می دانند در آینده نیاز مبرمی به خانه دارند. همانطور که مهمترین نیاز بشر برای زندگی سکونت در جایی امن است. انسان های اولیه در غارساکن شدند، با پیشرفت علم و به مرور زمان ساختن خانه شکل گرفت. ساخت خانه به نسبت جایگاه زندگی بشر متفاوت بود و این باعث شد معماری خانه ها قسمتی از هویت فرهنگی هر تمدن و کشور شود. این تفاوت معماری بخش عمده ای در جذب گردشگر برای هر کشوری را ایفا می کند. معماری سال های دور ایران یکی از بهترین نوع معماری های در جهان است. هر قسمت از یک خانه های قدیمی ایرانی داستانی دارد شنیدنی، و تنوع اقلیمی ایران باعث به وجود آمدن معماری های مختلفی شده است از خانه های پلکانی خاص ماسوله تا خانه های ساخته شده در دل کوه در کندوان تبریز یا میمند کرمان و یا خانه های موزه میراث روستایی گیلان .
یکی از بهترین نمونه های خانه های تاریخی در ایران و حتی در جهان در شهر کاشان قرار دارد، خانه هایی که متاسفانه در ایران کمتر به آن پرداخته شده و شاید خیلی از ایرانیان در این بار اطلاعات کافی ندارند ولی به جای آن تمام توریست هایی که به ایران می آیند حتما به کاشان سر م یزنند و از این خانه ها دیدن می کنند.
در کاشان وقتی به خیابان علوی بروید خانه هایی می بیند که به نظر من برای دیدن هر کدام باید ساعت ها وقت گذاشت خانه عباسیان، بروجردی ها، طباطبایی ها و عامری ها .
خانه بروجردی ها بخاطر نقاشی های کمال الملک و بادگیر زیبایش شهرت بیشتری دارد ولی شکل کلی همه خانه ها  همان شکلی است که متولدین دهه پنجاه به قبل به یاد دارند ، خانه ای با حیاط بزرگ با حوضی که معمولا آبی است در وسط آن  .
با ورود به داخل تمام خانه ها با معماری بی نظیر، گچ بری و آینه کاری، پنجره های رنگی،  مواجه می شوید ولی داستان خانه جدای این عناصر شما را به یاد خانه مادر بزرگ و پدر بزرگ می اندازد؛ به تابستان هایی که میوه ها زیر نور آفتاب و مهتاب در حوض می رقصیدند و گلدان های پر از گل اطلسی و شمع دانی در اطراف حوض قرار داشتند، آن حس آبتنی در چله تابستان که حوض حیاط خانه مادر بزرگ تبدیل به بزرگترین استخر دنیا می شد برای یک آبتنی تابستانی. تختی کنار حیاط که بیشتر شب ها فامیل دور هم جمع می شدند تا از میوه هایی که در حوض خنک شده بود بخورند و بدون توجه به زمان گپ بزنند .
و وقتی وارد اتاق ها می شدی گرمای کرسی های زمستان را هنوز می توانستی حس کنی ، نشستن دور کرسی و قصه ها و خاطرات مادربزرگ ها که هیجان شنیدنش از دیدن انیمیشن های سه بعدی امروز هم بیشتر بود .
برایم سوال بود که آیا توریست ها هم می توانند این احساس را  با خواندن مطالب نوشته شده از خانه درک کنند یا فقط به ظرافت کارهای استادان معمار توجه می کنند به گچ بری  یا آینه کاری؟ آیا آن ها هم می دانند اندرونی و بیرونی چیست؟ قسمت بهار خواب و زمستان خواب چه فرقی دارد؟ وقتی ما حمام هایی به این کاملی در خانه هایمان داشتیم آن ها چطور حمام می کردند؟ آیا می دانند این بادگیر ها در تابستان چه خنکی به محیط خانه می بخشیده و آیا می دانند تعریف قصه مادر بزرگ دور کرسی یعنی چه و هزاران سوال دیگر .
تمام لذتی که می شد از یک خانه برد از خانه بروجردی ها بردم، همه جور معماری ایرانی داشت بعد نوبت خانه های دیگر شد، زیبایی خانه ها از نوشته هایی که خوانده بودم و عکس هایی که دیده بودم بیشتر بود و به همین دلیل است که تا به حال سه بار به  کاشان سفر کرده ام. دیدن خانه های زیبای کاشان بهانه ای شد تا دیدن خانه های محلی را در کشورهای دیگر هم دنبال کنم خانه هایی از جنس تاریخ  و شاید هم یه دلیل ماورایی دیگر. به این دلیل که نمی دانم ریشه در کجا دارد؟ از زمان کودکی خانه هایی که نقاشی می کردم با خانه هایی که در شهر محل سکونتم بود فرق داشت برای من که در زمان کودکی خانه ای با سقف شیروانی ندیده بودم، کشیدن خانه هایی که سقف شیروانی داشتند عجیب بود شاید از آن زمان میدانستم که روزی در سفر به اروپا خانه هایی زیادی خواهم دید با سقف شیروانی.

ادامه دارد...

  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 09 بهمن 1396 11:50
  • اندازه قلم