راهداران؛ حافظان جان مردم

  • جمعه, 18 دی 1394 21:58

پیام آشنا: نسیم کیادلیری

برای بسیاری از ما که در ضلع جنوبی شهر کرج زندگی می کنیم، گذر از خط آهن امری عادی شده است. گهگاهی چند دقیقه ای پشت تیرک منتظر می مانیم، گذر قطار را تماشا می کنیم و با بالا رفتن تیرک به راهمان ادامه می دهیم؛ بی آن که بدانیم زمانی که قطار نزدیک می شود، بر اساس قانون ایمنی راه ها و راه آهن، راهداران موظفند در زمانی مشخص و دقیق اقدام به پائین آوردن تیرک نموده و جاده را جهت عبور قطار مسدود نمایند.

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید چه کسانی مسوول این کار هستند؟ شغل و زندگی حرفه ای آنان چگونه است؟

راهداران به رغم مشکلات و نيازهای شغلی، از حقوق و مزایای چندانی برخوردار نیستند. بااین‌همه، با تمام توان٬ خطوط  ريلی را از وضعيت مناسب برخوردار کرده اند و گذر قطارها و اتومبیل ها را در نظم و امنیت ممکن نموده اند. آیا به اهمیت شغل آنان آگاه هستیم؟

داوود شاکر، راهدار جوانی است با 33 سال سن و 8 سال سابقه کار که در حال حاضر در گذرگاه 49 واقع در فاز 4 مهرشهر مشغول خدمت است، درباره وظیفه یک راهدار می گوید: "وقتی قطار به 1500 متری گذرگاه می رسه راه رو می بندیم که وسایل نقلیه توقف کنن تا قطار با ایمنی رد شه. "

آقای کمال داره یکی دیگر از راهداران این گذرگاه می گوید:

" ما باید زودتر راه رو ببندیم چون راننده قطار  فکر می کنه که بچه ها خواب موندن یا یادشون رفته که گذرگاه رو ببندن و اگر چنین فکری کنه مجبوره ترمز کنه؛ و ترمز سریعش می تونه ریل رو خراب کنه. خلاصه، خیلی کار مهم و حساسیه. چند شب پیش یه ماشین روی ریل خراب شد و هر کاری کردیم نتونستیم حرکتش بدیم؛ دقیقا روی خط. شانسی که آوردیم 4کیلومتر مونده بود که قطار برسه. با بی‌سیم با راننده قطار صحبت کردیم و قطار توقف کرد، تا جرثقیل اومد و ماشین رو برد."

داوود شاکر درباره شغل راهداری می گوید: "ما هرروز ترس داریم. راه رو به موقع می بندیم هم استرس داریم. حتی شبا توی خونه هم استرس داریم. من توی خوابم، خواب قطار می بینم. مسوولیت جون تموم این آدمایی که توی ماشین هستن با ماست دیگه. از نظر فیزیکی کار راحتیه اما مسوولیت خیلی سنگینی داریم. اگر خدای نکرده اتفاقی برای کسی بیافته مسوولیتش با ماست."

وارد کیوسک راهداران می شوم و می بینم که دو راهدار دیگر هم آنجا حضور دارند. سید هادی موسوی می گوید: "همیشه 4 نفر اینجا هستیم. یک علتش اینه که ریسک کار بالاست؛ اگر یک نفر ندید نفر بعدی ببینه. اگر بی سیم خراب بشه، نمی تونیم از زمان رسیدن قطار مطلع بشیم یا اگر هوا خراب باشه، نمی تونیم نمی بینیم. دلیل دیگه اش هم اینه که گاهی راننده ها، تهدیدی برای بچه های گذرگاه هستن. وقتی تعدادمون بیشتر باشه، امنیتمون هم بیشتر می شه."

متوجه منظورش نمی شوم، می پرسم که چرا رانندگان خطری برای راهداران به حساب می آیند و آقای اسماعیل داره می گوید:

"قطار وقتی ترمز سریع هم بزنه 700 متر طول می کشه تا متوقف بشه. به همین خاطر باید حداقل یک کیلومتر با گذرگاه فاصله داشته باشه که ما گذرگاهو ببندیم. اما راننده ها از ما ناراحت می شن که راه رو می بندیم. اونا قانون رو نمی دونن فقط به ما اصرار می کنن بگذاریم اونها رد بشن. اونا متوجه نیستن که چقدر برای خودشون خطرناکه. اگر قطار با 100کيلومتر در ساعت بخواد توقف داشته باشه٬ بعد از هزار متر متوقف  می شه و این هم جون مسافرای قطار و هم کسانی که از ریل عبور می کنن رو به خطر میندازه. اما متاسفانه گاهی اوقات این کار که فقط به خاطر ایمنی مردم انجام می شه، با عکس العمل خشن و برخورد نامناسب بعضی از  راننده ها مواجه می شیم. کار ما خیلی سخته، چون راهدار با جون مردم سر و کار داره، بايد خيلی دقت داشته باشه.اگر مشکلی در ريل ايجاد بشه، یا ماشینی روی ریل خراب بشه، ما باید قطار رو متوقف کنيم."

 

 

قطار که نزدیک می شود، دو تن از راهداران گفتگو را رها می کنند و سراغ تیرک هایی که در دو طرف جاده قرار دارد، می روند. داوود شاکر در حالیکه یک چشمش به قطار است؛ چشم دیگرش را به جاده می دوزد و از رانندگان می خواهد که متوقف شوند. می بینم که راننده یک 206 سفید رنگ چانه زنی می کند و می خواهد چند ثانیه ای به او مهلت دهد تا بگذرد. شاکر، نگاهی به قطار می اندازد و بر سرعت پایین آوردن تیرک می افزاید. صدای قطار لحظه به لحظه بلندتر می شود و بالاخره با شتابی فراوان از راه می رسد. قطار می گذرد، تیرک بالا می رود و رانندگان، شتابان از ریل عبور می کنند.

برای لحظاتی، سکوت حاکم می شود.