۲۵ رفتار غیرمودبانه‌ای که در هنگام‌ اضطراب از خود بروز می‌دهیم!

  • دوشنبه, 17 ارديبهشت 1397 10:32

وقتی برای مدتی نسبتا طولانی تحت اضطراب قرار دارید، رفتارهای خاصی از خود بروز خواهید داد. فکر و خیال بیش از حد، برنامه‌ریزی بیش از حد و تغییر نظرهای غیرمعمول از ویژگی‌های اصلی افرادی هستند که اضطراب زیادی دارند. این موردها، تنها رفتارهایی نیستند که اضطراب با آن‌ها خودش را نشان می‌دهد. گاهی اوقات اضطراب طولانی مدت ممکن است باعث شود کارهایی را انجام دهیم که “غیرمودبانه” تلقی می‌شوند. شاید باعث شود شما یک مهمانی را بدون خداحافظی و تشکر از میزبان ترک کنید. شاید جواب ایمیل‌ها، تماس‌ها یا پیامک‌هایتان را بخاطر اینکه به نظرتان خیلی سخت می‌آیند، ندهید. یا حتی ممکن است به خاطر استرس با کسانی که خیلی دوستشان دارید بحث و دعوا کنید.

اگر با یکی از نمودهای غیرمودبانه‌ی اضطراب درگیر هستید، بدانید که تنها نیستید. ساده‌ترین راه برای اینکه بتوانید این نمودهای غیرمودبانه‌ی اضطراب را بشناسید این است که درباره‌ی آن‌ها با یکدیگر صحبت کنیم. این‌جا ۲۵ مورد از کارهایی که افراد هنگام داشتن اضطراب انجام می‌دهند و غیرمودبانه تلقی می‌شوند آورده شده است. این فهرست توسط افرادی که خود اضطراب زیادی داشته و این رفتارها را انجام داده‌اند، نوشته شده است.

۱. من با خوشحالی در ابتدا قبول می‌کنم که با کسی بیرون بروم، کسی را ملاقات کنم یا با کسی برای یک روز خاص برنامه‌ریزی کنم؛ سپس در لحظه‌ی آخر یک بهانه‌ی مسخره پیدا می‌کنم تا جایی نروم و زیر حرفم می‌زنم. درباره‌ی این کارم، هم احساس خوبی دارم هم احساس بد.

۲. به تماس‌ها و پیامک‌هایم تا چند روز پاسخ نمی‌دهم. به دوستانم درباره‌ی این که چرا نمی‌خواهم بیرون بروم دروغ می‌گویم!

۳. از غیرمودبانه‌ترین کارهایی که انجام داده‌ام این است که به ایمیل‌ها و پیام‌ها و تماس‌هایم پاسخ نداده‌ام. از مکالمه می‌ترسم، حتی درباره‌ی موضوعی که کاملا بی‌ضرر است. انگار همیشه آماده‌ی دریافت خبرهای بد هستم یا اینکه منتظرم کسی به من بگوید که از تو متنفرم!

۴. گاهی اوقات زمانی که درحال صحبت با کسی هستم حواسم کاملا پرت می‌شود و کلا چیزهایی که می‌شنوم را نادیده می‌گیرم، چون فکرم مشغول است.

۵. صحبت دیگران را قطع می‌کنم. گاهی دلیلش خیلی ساده است، چون می‌ترسم حرفم دو ثانیه بعد، یادم رفته باشد! می‌دانم این موضوع چقدر برای دیگران آزار‌دهنده است اما نمی‌توانم آن را کنترل کنم.

۶. گاهی رفتارم با دیگران خیلی تند و شدید می‌شود، تن صدایم زود بالا می‌رود و بخاطر یک چیز کوچک، زود عصبانی می‌شوم. این کار باعث می‌شود بی‌ادب به نظر بیایم اما واقعا نمی‌خواهم چنین کاری انجام دهم. استرس باعث می‌شود در شرایطی قرار بگیرم که با یک فشار کوچک منفجر شوم!

۷. در جمع‌های گروهی خیلی با تلفن همراهم مشغول می‌شوم. می‌دانم این کار مودبانه‌ای نیست، حتی وقتی اطرافیانم هم چنین کاری می‌کنند خوشم نمی‌آید. اما زمانی که اضطراب دارم، این کار برای اینکه فکرم را مشغول کنم و به موضوعی که باعث استرسم شده بیشتر فکر نکنم، برایم لازم است.

۸. در موقعیت‌ها و مکالمات جدی و استرس‌زا، یک خنده‌ی کوچک غیرقابل کنترل سراغ من می‌آید. این خندیدن باعث می‌شود دیگران فکر کنند من شرایط را درک نمی‌کنم و موقعیت‌شناسی خوبی هم ندارم. معمولا افراد باور نمی‌کنند که این خندیدن اختیاری نیست.

۹. من ناخن‌هایم را می‌جوم، تا حدی که انگار تنها منبع غذایی من هستند!

۱۰. یکی از مهم‌ترین مشکلات من این است که در یک مکالمه، زمانی که بین دو حالت چیزی برای گفتن نداشتن و احساس اینکه حتما باید چیزی بگویم گیر می‌افتم، سعی می‌کنم جمله‌های دیگران را کامل کنم! مشکل دیگرم هم بازی کردن با انگشتانم روی میز است.

۱۱. من زمانی که خیلی اضطراب می‌گیرم، شدیدا سرفه می‌کنم. این سرفه باعث می‌شود حالت استفراغ به من دست بدهد؛ بنابراین، دائم باید دنبال دست‌شویی بگردم! نمی‌خواهم چنین رفتاری داشته باشم ولی این اتفاق می‌افتد.

۱۲. وقتی دیگران را می‌بینم، معمولا آن‌ها را نمی‌شناسم، چون خیلی در افکارم غرق هستم یا اینکه اضطراب زیادی دارم و خیلی اجتماعی نیستم! این موضوع باعث شده در زندگی اجتماعی و کاری‌ام مشکلات زیادی برایم پیش بیاید و استرسم را هم بیشتر می‌کند.

۱۳. هنگام داشتن اضطراب بسیار تدافعی می‌شوم و فقط می‌خواهم تنها باشم. این موضوع باعث می‌شود عاجزانه تلاش کنم دیگران را از خود دور کنم.

۱۴. به طور ناگهانی و بدون هیچ نشانه‌ای بلند شده و محل را ترک می‌کنم. می‌خواهد یک مهمانی باشد یا دورهمی خانوادگی یا حتی مغاره‌ی غلات‌فروشی! توضیح این کار برای کسانی که استرس ندارند خیلی سخت است.

۱۵. اغلب وقتی اضطراب دارم تلخ جواب می‌دهم و در تلاشم تا این کار را انجام ندهم. معمولا می‌ترسم و احساس می‌کنم که باید از خودم حفاظت کنم، به همین دلیل تلخ رفتار می‌کنم.

۱۶. من هدایا را رد می‌کنم. کادو گرفتن از سخت‌ترین و ترسناک‌ترین کارها برای من است. فقط هدایای پدر و مادر، همسر و بهترین دوستم را به راحتی می‌پذیرم. ترجیح می‌دهم افراد دیگر فقط یک کارت تبریک برایم بفرستند؛ استرسش خیلی کم‌تر است.

۱۷. در مواقعی که استرس دارم، از بقیه دور می‌شوم و با کسی صحبت نمی‌کنم. برعکس اگر مجبور باشم رفتار اجتماعی از خود نشان بدهم، خیلی پرحرف می‌شوم، حرف بقیه را قطع می‌کنم و رفتارم گستاخانه می‌شود.

۱۸. من ناخودآگاه زیاد به بقیه زل می‌زنم. وقتی بقیه با من حرف می‌زنند هم معمولا حواسم به آن‌ها نیست. می‌دانم این کار عجیب است و دیگران را آزار می‌دهد، ولی وقتی استرس دارم، نیاز دارم از بقیه دور شوم.

۱۹. در زمان‌های نامناسب می‌خندم. هنگام خندیدن هم احساس خیلی بدی پیدا می‌کنم چون واقعا موضوع خنده‌داری در مکالمه وجود ندارد. اما این واکنشی است که در هنگام استرس از خود نشان می‌دهم.

۲۰. من هدفون‌ام را در گوش‌هایم قرار داده و با صدای بلند به موزیک گوش می‌کنم. شاید این کار از نظر دیگران بی‌ادبانه باشد ولی برای من بسیار ضروری است.

۲۱. من معمولا در طول مکالمه بی‌قرار بوده و احساس ناراحتی می‌کنم. این باعث می‌شود بقیه فکر کنند علاقه‌ای به سخنانشان ندارم یا اینکه حوصله‌ام از حرف‌هایشان سر رفته است.

۲۲. وقتی استرس دارم دلم نمی‌خواهد کسی به من دست بزند، و با حالت بی‌ادبانه‌ای به بقیه می‌گویم به من دست نزنید!

۲۳. من معمولا وانمود می‌کنم متوجه بقیه نشده‌ام تا از مکالمات غیرضروری خودداری کنم و ترجیح می‌دهم اول آن‌ها شروع به صحبت کنند تا من، پس‌ زده نشوم.

۲۴. من حرف‌هایم را طوری می‌زنم که احتمال سوء برداشت از آن‌ها بالا می‌رود. وقتی اضطراب دارم نمی‌توانم حرف‌هایم را جوری بیان کنم که سوء تفاهم به‌وجود نیاید.

۲۵. وقتی اضطراب دارم، رفتارم بسیار غیرصمیمی و خشک شده و به نظر می‌آید که نمی‌خواهم با شما صحبت کنم یا در اطراف شما باشم. اما در واقع من بسیار به اینکه دیگران درباره‌ام چه فکری می‌کنند اهمیت می‌دهم. این استرس باعث می‌شود نتوانم در مکالمه به خوبی شرکت کرده و از مکالمه لذت ببرم.

فرادید