اوپک و روسیه کمتر از یک ماه دیگر برای مذاکره درباره پیشرفت توافق نفتی خود و اقداماتی که باید در مراحل بعد انجام دهند، دیدار می کنند.

به گزارش ایسنا، همه کشورهایی که در پیمان کاهش تولید نفت مشارکت کرده اند، همچنان تا پایان امسال نسبت به اجرای آن متعهد هستند.

اما روسیه در ماههای مارس و آوریل بالاتر از سهمیه توافق شده با اوپک نفت تولید کرد. الکساندر نواک، وزیر انرژی روسیه اظهار کرده که این کشور ممکن است پس از دیدار ژوئن، شاهد کاهش کمتر تولید باشد. اما تحریمهای آمریکا علیه نفت ایران قطعا فضایی را برای صادرات بیشتر از سوی سایر تولیدکنندگان فراهم خواهد کرد و به این ترتیب، روسیه ممکن است سایر شرکای خود در توافق نفتی را غافلگیر کند.

تحلیلگران گروه مالی سیتی برآورد کرده اند که روسیه ۴۰۸ هزار بشکه در روز ظرفیت تولید غیرفعال دارد که معادل چهار درصد از کل تولید این کشور است که به  ۱۱.۳ میلیون بشکه در روز بالغ می شود. با این حال این میزان بسیار کمتر از ظرفیت تولید شناور عربستان است که به ۲.۱۲ میلیون بشکه در روز می رسد اما به عنوان بخشی از کل ظرفیت تولید، قابل توجه محسوب می شود.

برخی از غولهای نفتی روسیه مدتها قبل روشن ساخته اند که اهداف تولید جاه طلبانه ای برای آینده دارند که توافق کاهش تولید اوپک آنها را محدود کرده است. با وجود این محدودیت، برخی از آنها تولیدشان را توسعه داده لند از جمله "گازپروم نفت" که سال گذشته ۴.۱ درصد تولید بیشتری نسبت به سال ۲۰۱۶ داشت. این افزایش بدنبال راه اندازی میادین جدید در قطب شمال و سرمایه گذاریهای این شرکت در عراق حاصل شد.

روس‌نفت سال گذشته با وجود کاهش تولید، ۷.۶ درصد نفت بیشتری تولید کرد. این شرکت برای سه ماهه نخست امسال کاهش ۱.۲ درصدی تولید را گزارش کرد اما اعلام کرد ظرفت مدت دو ماه می تواند به سطح تولید پس از آغاز توافق نفتی با اوپک بازگردد.

اکنون اظهارات اخیر مقامات روس‌نفت ممکن است یک اظهارنظر عادی محسوب شود یا می تواند نشان دهد که هر دو شرکت روس‌نفت و "گازپروم نفت" به همراه سایر شرکتهایی که از توافق کاهش تولید تبعیت کرده اند، مشتاق هستند که تولیدشان را گسترش دهند.

به عنوان نمونه "گازپروم نفت" طرح تولید بسیار جاه طلبانه ای برای دوره منتهی به سال ۲۰۲۰ دارد و قصد دارد تولید سالانه اش تا سال ۲۰۲۰ به ۱۰۰ میلیون تن برسد. این شرکت به دلیل توافق نفتی اوپک، اکنون هدف مذکور را یک یا دو سال به تعویق خواهد انداخت.

در این بین، روس‌نفت چاههای جدیدی را در ویتنام و سیبری غربی حفاری می‌کند. لوک اویل فعالیتش در خلیج مکزیک و عراق را توسعه می دهد. "گازپروم نفت" تولیدش را در سه میدان قطب شمال افزایش داده است. در واقع شرکتهای نفتی بزرگ روسیه تولیدشان را افزایش داده اند و اجازه داده اند فرسودگی طبیعی میدانها عهده دار کاهش تولید شود. اما اکنون آنها روشن کرده اند که دیگر تولید فعلی خود را محدود نخواهند کرد یا پروژه های جدید را برای مدت طولانیتر متوقف نمی‌کنند.

الکساندر نواک در آوریل گفت: توافق نفتی با اوپک تا پایان امسال ادامه خواهد داشت و در ژوئن می توانیم درباره کوچک شدن سهمیه کاهش تولیدمان گفت و گو کنیم. اکنون که برنت در نزدیک مرز ۸۰ دلار در هر بشکه قرار دارد و احتمال صعود بیشتر قیمتها قوی است، مذاکرات درباره سهمیه کاهش تولید ضروری به نظر می‌رسد.

پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای، یکی از پرسش‌های مهم این است که کشور‌هایی که روابط نزدیکی تری با ایران دارند و به نوعی از شرکای سیاسی و تجاری ایران محسوب می‌شوند چه موضعی در قبال اقدام ترامپ خواهند گرفت؟ آیا چین و روسیه که از از طرفین مذاکرات برجام بودند در مقابل اقدام اروپا مقاومت می‌کنند؟ حالا پس از چند روز از خروج ترامپ پاسخ این سوال‌ها کمی روشن شده است. روسیه و چین موضع محافظه کارانه‌ای اتخاذ کردند. حتی اروپا نسبت به این دو شریک ایران مواضع سرسختانه تری اتخاد کرده است.
 
به گزارش فرارو، با وجود اینکه روسیه از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای انتقاد کرد، اما فردای تصمیم رئیس جمهور آمریکا برای خروج از برجام، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل میهمان ویژه جشن پیروزی میهنی در مسکو بود و در حالی که بر روی کت خود همچون دیگر روس‌ها نماد پیروزی جشن نهم ماه مه را آویز کرده بود، دوش به دوش ولادیمیر پوتین رژه نیرو‌های نظامی روسیه را نظاره می‌کرد.
 
نتانیاهو از منتقدان سرسخت توافق هسته ای با ایران بود. او پیگیرانه به دنبال بر هم زدن این توافق است.
 
این تصویر و در کنار آن اظهارات محتاطانه مقامات روسی این گمانه را در اذهان تقویت کرده است که قرار است که باز هم روسیه پشت ایران را خالی کند.
 
اما روس‌ها چه گفته اند؟

پس از دستور ترامپ در مورد خروج از برجام، پوتین جلسه‌ای با حضور نخست وزیر، سخنگوی پارلمان، دبیر شورای امنیت، وزیر دفاع، وزیر کشور، وزیر خارجه، رئیس سرویس امنیتی و سرویس اطلاعات خارجی و همچنین نماینده رئیس‌جمهور در امور حفاظت از محیط زیست و ترابری تشکیل داد و به بررسی این موضوع پرداخت. دمیتری پسکوف، سخنگوی دولت در خصوص این جلسه گفت که طی آن ضربات اسرائیل به سوریه و معادله هسته‌ای ایران بررسی شد.

سرگی لاوروف پس از این نشست به خبرنگاران اعلام کرد که روسیه به برجام پایبند است.

وزارت خارجه روسیه نیز اعلام کرد: «خروج آمریکا نقض حقوق بین‌الملل است و اختیارات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تضعیف خواهد کرد.».

اما با وجود این موضع رسمی صدا‌های دیگری نیز از مسکو شنیده می‌شود. فئودور لوکیانوف، رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی روسیه معتقداست که خروج آمریکا از برجام نه تنها به روسیه لطمه‌ای وارد نمی‌کند، بلکه حتی می‌تواند اعمال فشار واشنگتن بر روسیه را تضعیف می‌کند.

روسلان پوخوف، مدیر مرکز تحلیل راهبرد‌ها و فناوری‌ها هم بر این باور است که ایران بلافاصله پس از امضای برجام نشان داد که شریک سیاسی و اقتصادی بغرنجی برای مسکو است، چرا که به شراکت و همکاری با غرب امید بسته بود؛ اکنون تهران ناچار است در روابط با روسیه چه در موضوع اقتصادی و چه در سوریه انعطاف بیشتری به خرج دهد.

اما شاید این دیدگاه بیشتر راز موضع گیری روسیه را نشان می‌دهد، پتر تولستوی، معاون سخنگوی دومای دولتی روسیه معتقد است که باید ببینیم اوضاع چگونه پیش می‌رود و فکر نمی‌کنم که ما باید فورا پاسخ بدهیم، چرا که فعلا زمان مکث کردن است.
 
چین نیز که بزرگترین شریک تجاری ایران است راه روسیه را طی می‌کند. چین البته همیشه نشان داده است که بیش از هر چیز منافع اقتصادی خود را در نظر می‌گیرد. با این حال موضع رسمی چین نیز انتقاد نه چندان پرشور از اقدام دونالد ترامپ است.

روز یکشنبه وزیر خارجه چین در دیدار با ظریف گفت: «چین مایل است روابط راهبردی دو کشور ادامه یابد و ادامه هم خواهد یافت. همکاری با ایران در زمینه‌های اقتصادی رو به پیشرفت است و در سایر زمینه‌های سیاسی، امنیتی و ... هم به خوبی پیش می‌رود.»

وانگ یی که کشورش اخیرا با موضوع آشتی و مذاکره میان دو کره در عرصه سیاست خارجی، منطقه‌ای و بین المللی درگیر است، برجام را یک توافق چند جانبه بین المللی خواند که همه طرف‌ها موظف به اجرای آن هستند.

او به ظریف گفت: «مواضع ما بسیار روشن و طبیعی است؛ اگر منافع ایران در برجام حتی بدون آمریکا تضمین شود در آن بمانید. چین شریک مهم تجاری ایران است و دو طرف باید از منافع مشروع خود در مقابل دیگران دفاع کنند.»

حالا پرسش این است که احتیاط روسیه و چین در قبال خروج ترامپ از چه چیزی ناشی می‌شود؟

مهدی مطهرنیا تحلیلگر مسائل سیاست خارجی به خبرنگار فرارو گفت: «ابتدا نام بردن از روسیه، چین و یا کشور‌های مانند ترکیه به عنوان شریک ایران باید مورد تردید قرار داد. این کشور‌ها در مسیر ایجاد بستر مناسب برای دست یابی به اهداف تعیین شده ملی خود حرکت می‌کنند و در بسیاری از زوایای موجود با جغرافیای ایران، تاریخ و تمدن ایران و همچنین اقتصاد ایران لبه‌های اصطکاک بسیار بالایی دارند؛. لذا نزدیکی یا دوری کشور‌های به یکدیگر نه بر مبنای یک رویکرد عاطفی بلکه براساس یک رویکرد عقلایی متکی بر منافع شکل می‌گیرد و روس‌ها و چینی‌ها تفاوتی با آمریکایی ها، آلمان ها، فرانسوی‌ها و... ندارند.»

او افزود: «تنها وقتی جبهه‌های اصطکاک متفاوت می‌شود و تزاحم‌ها جغرافیای شرق و غرب پیدا می‌کند یا رویکرد‌های ایدئولوژیک به خود می‌گیرد سخن از شرکای استراتژیک به میان می‌آید، اما در نهایت این منطق منافع است که حرف پایانی را می‌زند. به این ترتیب با توجه به جایگاه ایالات متحده آمریکا در نظام بین الملل و نوع مراوداتی که پایتخت‌های کشور‌های روسیه و چین با آمریکا دارند در بزنگاه‌های تاریخی، آن‌ها از برگ ایران استفاده و بعد از گرفتن امتیازات خاص خود همواره با درجاتی از غلظت متفاوتی با ایالات متحده همکاری می‌کنند.»

به گفته این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی " پس در تحلیل نهایی ایران باید در ادراک بازی قدرت‌های بزرگ در صحنه بین المللی و منطقه‌ای چگونه می‌تواند از برگ آمریکا برای گرفتن امتیاز از دیگر کشور‌ها استفاده کند و مهندسی معکوس بازی ۴۰ ساله را انجام دهد؛ که به نظر می‌رسد در ایران این امر مورد پذیرش تصمیم گیرندگان و تصمیم سازان نیست. "

مطهرنیا در پاسخ به این سوال که روسیه و چین موضع محکمی در قبال خروج امریکا از برجام اتخاذ نکرده اند، چرا این دو کشور که روابط خوبی هم با ایران دارند با احتیاط در این باره ورود پیدا کردند، گفت: «در موضع گیری روسیه و چین در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران باید نوعی محافظه کاری شرق محورانه را مورد توجه قرار داد. روس‌ها و چینی‌ها خود را در جبهه شرقی قدرت تصویر سازی کرده اند. در حالیکه آمریکا رهبری جناح غربی قدرت را در یک صد سال اخیر به طور کامل از آن خود کرده است و با توجه احساس شکاف میان آمریکا و اروپای متحد در ارتباط با برجام تلاش دارند که توپ را در بازی غرب حفظ کرده و با یک نوع محافظه کاری در ارتباط با خروج آمریکا سخن می‌گویند.»

او با اشاره به تلاقی خروج آمریکا از برجام و عقب نشینی کیم جونگ اون در کره شمالی افزود: «این تلاقی می‌تواند در موضع گیری محافظه کارانه پکن و مسکو اثر گذار باشد. باید بپذیریم که کره شمالی در اردوگاه چپ قدرت قرار گرفته و حالا این اردوگاه عقب نشینی آشکاری را در برابر فشار‌های آمریکا از خود نشان داده است. همین شکل عقب نشینی آن هم به صورت زیرکانه و نمایشی از سوی روس‌ها در نمایش نظامی اخیر آمریکا در سوریه هم وجود داشت.»

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی تاکید کرد: "پس باید بپذیریم به دو دلیل بارز، اول اینکه اصطکاک دیدگاه‌ها در برجام هم اکنون بیشتر بین اروپای متحد و ایالات متحده آمریکاست و مسکو و پکن خواهان آن هستند که این اصطکاک برجسته‌تر شود. از طرف دیگر نوع توانمندی مسکو و پکن و اراده آن‌ها در جهت ایجاد فضای مثبت در عدم رودرویی با ایالات متحد آمریکا و مدیریت رقابت شدید با واشنگتن موجب شده است که در ارتباط با برجام هم شاهد نوعی جهت گیری محافظه کارانه‌تر باشیم. "

مطهرنیا در پاسخ به این پرسش که این محافظه کاری تا کجا ممکن است ادامه یابد؟ اظهار کرد: «این جهت گیری تابع متغیر رفتاری ایران و ایالات متحده آمریکا است. در نظم آینده جهانی این ایران است که می‌تواند به عنوان وزنه سنگینی و ثقل هر کدام از جبهه‌ها قرار گیرد. در نظم آینده جهانی سه قدرت اصلی و دو قدرت پشتیبانی کننده و دارای وزن ثقل معین در تغییر تحولات و ایجاد عدم تعادل وجود دارند، یکی از این کشور‌ها ایران است.»

او افزود: «به هر تقدیر ایران به عنوان یکی از کشور‌ها مهم از منظر کد ژئوپولتیک و ژنوم استراتژیک در گذشته پل پیروزی میان شمال و جنوب بوده است، امروز پل پیروزی میان شرق و غرب است و اگر چه بار‌ها تلاش شده با دور زدن ایران حتی در ارتباط جاده ابریشم جدید ایران از این جایگاه خارج شود، اما ایران این جایگاه را از منظر جغرافیایی دارد.»

این استاد دانشگاه ادامه داد: «از طرف دیگر یکی از کشور‌های مهم که از بعد بین المللی اگرچه در رقابت و شکل دهی به آینده نظام بین المللی مانند اروپای متحد، چین و امریکا در رده نخست قرار ندارد، اما یک وزنه تاثیرگذار است روسیه است. روسیه را باید در این زمینه یک کشور موثر در بعد بین المللی دانست چراکه نزدیکی مسکو به هر کدام از این اصحاب قدرت می‌تواند فاصله ایالات متحده آمریکا با آن رقبا را کمتر کند. به این ترتیب باید بپذیریم در این معرکه رقابت‌های شدید آمریکا با خروج از برجام وضعیتی را ایجاد کرده است که می‌تواند کاتالیزور جریان تحولات دیگر باشد. در این وضعیت است که چین و روسیه موضع محافظاکارانه خود را گاهی با غلظت کمتر و گاهی با غلظت بیشتر دنبال خواهند کرد.»

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی معتقد است: «از طرف دیگر اروپای متحد هم در نهایت باید در ارتباط با ایران و آمریکا به یک تصمیم جدی برسد. با توجه به اینکه مبادلات تجاری آمریکا با اتحادیه اروپا بالغ بر ۳۱ برابر مبادلات موجود اتحادیه اروپا با ایران است باید بپذیریم که این وضعیت موجب خواهد شد که اروپات نیز در این زمینه یک اقدام محافظه کارانه تر، اما پیش رو را آغاز کند و آن این است که با ماندن در برجام تلاش خواهد کرد زمینه مذاکرات جدید در جهت طرح و بحث مسائل دیگر ویا حتی الحاقیه‌ای به برجام را دنبال کند و به این ترتیب در اردوگاه غرب یک وحدت رویه عملیاتی در ارتباط با تهران رقم خواهد زد.»
 

آمارهای صادراتی گویای آن است که در یک‌سال گذشته صادرات به اندونزی و تایلند بیشترین نرخ رشد را داشته‌ است.

 همچنان نام چین در صدر مقاصد صادراتی ایران جا خوش کرده و به سنت سال‌های قبل، کشورهایی مانند امارات متحده عربی، عراق، جمهوری کره، ترکیه، هند، افغانستان و پاکستان در رده‌های دوم تا هشتم بازارهای صادراتی ایران قرار داشته و در مجموع ۲۹ میلیارد و ۳۹۴ میلیون دلار از صادرات ۳۷ میلیارد دلاری ۱۰ ماهه اول سال را به خود اختصاص داده‌اند.

اما نکته جالب اینکه پس از این کشورها که میزان صادرات ارزشی و حجمی آنها کمابیش همانند سال‌های قبل و حداقل سال‌ قبل بوده است، رتبه ۹ و ۱۰ جدول بازارهای صادراتی به تایلند و اندونزی مربوط می‌شود که به ترتیب ۱۵۰ و ۲۶۷ درصد رشد صادرات ارزشی داشته‌اند.

بدین ترتیب در ۱۰ماهه اول امسال ۵۸۶ میلیون دلار کالا به مقصد تایلند صادر شده که حجم آن معادل حدود یک و نیم میلیون تن بوده است. صادرات به تایلند ۱.۶ درصد از کل صادرات کشور را شامل شده و به ترتیب از نظر ارزش و وزن ۱۵۰ و ۱۱۵ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش داشته‌ است.

اندونزی نیز کشوری است که در سال جاری بیشترین نرخ رشد صادرات ایران را به خود اختصاص داده است. این کشور که در رده دهمین بازار صادراتی ایران قرار گرفته در ۱۰ ماه اول سال جاری ۴۶۵ میلیون دلار کالای ایرانی وارد کرده که حجم این کالاها یک میلیون و ۴۰۰ هزار تن بوده است. از مجموع صادرات کشور ۱.۳ درصد به اندونزی مربوط بوده و واردات این کشور از ایران نسبت به مدت مشابه سال قبل از نظر ارزشی و وزنی به ترتیب ۲۶۷ و ۹۸ درصد رشد داشته است.

در این میان رایزن بازرگانی ایران در اندونزی به افزایش تولید گندم در کشور و برنامه‌ریزی برای صادرات مازاد این محصول اشاره کرده و اندونزی را یکی از مقاصد مهم برای صادرات این محصول برشمرده است.

به گفته او، طبق برآوردها اندونزی برای فصل ۲۰۱۸ - ۲۰۱۷ با واردات ۱۲.۵ میلیون تن گندم، به بزرگترین واردکننده این محصول در جهان تبدیل خواهد شد.

عمان، تایوان، ژاپن، ترکمنستان، ویتنام، هنگ‌کنگ، ایتالیا، آلمان، آذربایجان و جمهوری عربی سوریه دیگر کشورهایی هستند که به ترتیب در رده‌های ۱۱ تا ۲۰ بازارهای صادراتی ایران قرار گرفته‌اند.

ایسنا

شتی شکست خورده سانچی در چین کشور را در غم و ماتم فروبرد. درباره حادثه سانچی فقط کلیاتی از قبیل اینکه، کشتی نفت کش ایران با کشتی حامل غلات تصادف کرده است می دانیم. حقایق اصلی در جعبه سیاه کشتی مانده‌اند که حالا آن هم دست چینی هاست. در این میان جامعه ماتم‌زده به دنبال مقصر می‌گردد. بعضی‌ها مدیریت کشور در بحران پیش آمده را زیر سوال می‌برند. بعضی دیگر نیز انگشت اتهام را به سوی چینی‌هایی گرفته‌اند و فکر می‌کنند امدادرسانی‌شان را هم مثل جنس‌های بنجل‌شان در بازار ایران می‌دانند. با این حال چینی‌ها برای رفع اتهام تعلل از خود پای تاریکی هوا، نامساعد بودن آب و هوا را وسط می‌کشند.

چین باید درباره عملکردش توضیح دهد
بعضی کارشناسان اما نظر دیگری دارند. به عنوان نمونه کاپیتان عسکری مدیر پروژه جست‌وجوی دریایی استان هرمزگان این ها را بهانه می داند. او به ایسنا گفته اگر موج وجود داشته است چرا در طول روز امکان عملیات اطفا بوده اما در شب نبود؟ او می ‌گوید: کشور چین باید در رابطه با حادثه اخیر عملکرد دقیق خود را توضیح داده و مشخص کند که مسیر حادثه چگونه مدیریت‌شده است. کاپیتان عسکری همچنین گفته: کشتی نفتکش سانچی در بالاترین کلاس بین‌المللی و تحت کنوانسیون بین‌المللی نیز قرار داشته است. مطمئنا سازمان جهانی دریانوردی ابعاد این سانحه را در کمیته‌های تخصصی خود بررسی خواهد کرد و تاثیرات این بررسی‌ها را در آینده به طور حتم در آموزش دریانوردی و هم‌چنین موارد ایمنی مشاهده خواهیم کرد. مضاف بر این، چینی ها توانسته‌اند هموطنان خود را که در کشتی دیگر حضور داشتند را نجات داده اند.

وزارت خارجه: چینی ها تعلل نکردند
بهرام قاسمی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور اما امروز تعلل چینی ها در حادثه سانچی را رد کرد. او توضیح داده است که وزارت خارجه از ابتدای این حادثه با تشکیل ستاد در مرکز و ارتباط مستمر روزانه بین تهران، پکن و شانگهای کار را دنبال کرده و به بهترین شکلی که می‌توانسته این پیگیری‌ها را انجام داده و هیچگونه کوتاهی در این زمینه صورت نگرفته است. سخنگوی دستگاه دیپلماسی همچینن عنوان کرد: دولت چین هم از ابتدای این قضیه و بعد از برقراری تماس‌های ما، اقدام به تشکیل ستاد بحران کرد و همکاری بسیار خوبی را با ما داشت، ولی نوع حادثه و میزان حرارت و ارتفاع آتش و مجموعه حجم میعانات به قدری بود که امکان هرگونه دسترسی و نزدیک شدن به نفت‌کش را غیرممکن می‌کرد.

قاسمی بیان کرد: ما از امکانات و کانال‌های موجود در این زمینه استفاده کرده و از ابتدای این حادثه با دولت ژاپن، کره جنوبی و سازمان بین‌المللی دریانوردی (ایمو) که در لندن مستقر است، در تماس بودیم. سخنگوی وزارت خارجه در توضیح بیشتر عنوان کرد: براساس توافقات و مذاکرات صورت گرفته با چین و ژاپن، قرار بود که صبح یکشنبه عملیات مشترکی توسط گروه‌های امداد و نجات سه کشور (ایران، چین و ژاپن) انجام شود و بر همین اساس از روز شنبه گروه امداد و نجات سه کشور در محل حضور داشتند و بررسی‌های لازم صورت گرفت که این عملیات با حضور گروه‌های امداد و نجات سه کشور و با تجهیزات ژاپن صورت گیرد که به دلیل افزایش دما و انفجاری‌هایی که صورت گرفت، کشتی غرق شد و عملا این عملیات انجام نشد.

سوال‌های بی‌جواب درباره «سانچی»عکس از مهدی نصیری_ایلنا

رمزگشایی از جعبه سیاه بیشتر از یک ماه زمان می برد
در این زمینه هادی حق‌شناس، معاون دریایی سازمان بنادر و دریانوردی گفته ایران می‌خواهد با پرسنل کشتی چینی که با نفتکش سانچی برخورد کرده است مصاحبه کند. اما برای پاسخ به سوالاتی مثل «چه شده است؟» باید صبر کرد تا جعبه سیاه کشتی از پلمپ خارج شود. این جعبه سیاه در دست چشم‌بادامی‌هاست. این درخواست ایران در حالی بوده است که مراجع بین‌المللی هنوز با پرسنل این کشتی گفت و گویی نداشته اند. حق‌شناس همچنین گفته بازگشایی و رمزخوانی جعبه سیاه کشتی ایران زمان می‌برد و برای بازگشایی این جعبه سیاه باید مراحل حقوقی طی شود که این مراحل ممکن است بیشتر از یک ماه طول بکشد.

تا مشخص نشدن حقایق نمی توان اقدام حقوقی کرد
در این میان بعضی معتقدند اگر از سوی چینی‌ها تعللی صورت گرفته باشد ایران می‌تواند از طریق ساز و کارهای بین‌المللی آن را دنبال کند. اما چند حقوق‌دان‌ در حوزه بین‌‌الملل در گفت‌و‌گو با فرارو می‌گویند فعلا که هیچ چیز مشخص نیست نمی‌توان کاری کرد. ابتدا باید حقایق روشن شود. تا سند و مدرکی نباشد شکایت به مجامع رسمی بین‌المللی هم منتفی است. یکی از این حقوق‌دان‌ها می‌گوید تنها کاری که فعلا می‌شود کرد این است که باید پیگیر مسائل بیمه‌ای کشتی سانچی بود که البته این موضوع هم بستگی دارد به آنکه استانداردها رعایت شده باشد.

سوال‌های بی‌جواب درباره «سانچی»

تشکیک به پارادایم نه شرقی، نه غربی
مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل بین الملل نیز در گفت و گو با فرارو حادثه سانچی را از زاویه سیاست و دیپلماسی بررسی می کند. این استاد دانشگاه درباره بحران سانچی به فرارو می‌گوید: ماجرای سانچی در جامعه ایران نقطه عزیمتی برای بررسی پیامدهای ارتباط ایران با کشورهای گوناگون در چارچوب منافع ملی تعریف شده برای جامعه ایران قرار گرفته است. نزدیکی این تصادم با آبهای منطقه‌ای چین، با وجود آنکه فاصله قابل قبولی از مرزهای خشکی چین داشته، نزد افکار عمومی این توقع را ایجاد کرده است که چین باید به عنوان یک متحد استراتژیک حداقل در قالب ادبیات سیاسی حکومتی در ایران در ارتباط با دریانوردان ایرانی احساس مسئولیت بیشتری می کرد و باید زمینه‌های همکاری بیشتری را با ایران فراهم می ساخت.

این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه برای جامعه ایرانی پرسش های متعددی درباره بحران سانچی به وجود آمده است، ادامه می دهد: یکی از پرسش ها این است که چرا چینی ها توانسته‌اند نیروهای خود را از این مهلکه نجات دهند اما نتوانسته اند دریانوردان ایرانی را از وسط آتش برهانند؟ اینکه این اقدام شدنی بود یا نه نیاز به کالبدشکافی و آنالیز جعبه سیاهی دارد که اکنون در دست چینی‌هاست. اما نباید این نکته را فراموش کرد که از منظر رسانه ای، جامعه و افکار عمومی این توقع را داشته‌اند که از چینی‌ها حرکت سازنده‌تر و شایسته تری برای نجات دریانوردان ایرانی شاهد باشند.

 مطهرنیا معتقد است: نظام حاکم در ایران باید این نکته را در نظر داشته باشد که مسئولیت نهایی نجات دریانوردان متوجه ساختار قدرت موجود در داخل کشور است. اینکه چگونه بحرانی به نام سانچی حدود 10 روز خود را در جامعه به نمایش می گذارد و در ارتباط با این بحران، ما شاهد حاشیه‌های رسانه‌ای و در همان حال احساس عدم توانایی در رفع و رجوی آن در جامعه ملی بودیم خود می‌تواند بحران ناکارآمدی یک سیستم را در جامعه‌ای که تازه از اعتراضات خارج شده است و اندکی آرام گرفته تحریک کند. از این منظر باید توجه داشت که اگر تواقعات فزاینده در جامعه ملی از دولت چین برای کمک به دریانوردان وجود دارد اما این توقع بیش از آنکه به دولت چین بازگردد، به نوع رفتار دولت و حکومت در ایران در ارتباط با چین برمی‌گردد. مخصوصا آنجا که ایران در چهار دهه اخیر (به ویژه در دو دهه گذشته) از این کشور به عنوان یک متحد استراتژیک نام می‌برد و تلاش می‌کند روابط گسترده اقتصادی خود را با پکن تحکیم بخشد.

این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: زیر سوال بردن عملکرد چین در بحران سانچی، بیش‌تر از آنکه دولت چین را هدف قرار دهد، در خمیر مایه درونی‌اش نقدی نسبت به گرایش به شرق دستگاه سیاست خارجی ایران را به همراه دارد. این را باید بیشتر باید از منظر دیپلماسی مورد توجه قرار داد که اکنون جامعه ایران نسبت به پارادایم نه شرقی، نه غربی دچار تشکیک و بحران اعتماد است. به هرحال در سیاست خارجی ایران، چین و روسیه به عنوان دو متحد استراتژیک شناخته می‌شوند و آنها نیز در ادبیات آرایشی خود، تهران را متحد استراتژیک می‌دانند. با این حال این دو کشور هیچ گاه در عمل به صورت یک متحد استراتژیک در لایه های گوناگون کنش‌های دیپلماتیک، حمایت‌های همه‌جانبه بین‌المللی و منطقه‌ای از ایران حمایت نکرده‌اند. سانچی نیز این موضوع را در افکار عمومی در لایه رویی به صورت درست یا نادرست به نمایش گذاشته است.

فرارو