پیام آشنا: نسترن کیوان‌ پور
 
 
در تحریریه روزنامه که کار کنی تعطیلاتت برعکس است. جمعه ‌ها یا روزهای تعطیلِ رسمی که همه نشسته ‌اند توی خانه، تو باید بروی سرِ کار که روزنامه‌ روزِ بعد را آماده کنی. رفتن به محلِ کار در روزهای تعطیل همیشه در چشمِ روزنامه ‌نگاران بزرگ‌ ترین ظلمِ بشریت است و به همین دلیل پنج ‌شنبه ‌ها را سعی می ‌کنی به‌ کُل از خانه خارج نشوی و از روزِ تعطیلت نهایتِ بهره را ببری. همین توجیه سبب شد با کُلی غُر زدن روز پنج ‌شنبه؛ 31 خرداد ساعتِ شش عصر راهی خانه‌ هنرمندان کرج شوم که بنا بود یک برنامه‌ی فرهنگی هنری به همتِ شهرداری، آن ‌جا برگزار شود.
بدخُلقی ‌ام با دیدنِ فضای صمیمی و چند تا سماور و فنجان ‌های کمرباریک روی نعلبکی ‌های کوچک، و خانم و آقایی که با لباس رنگارنگ مشغولِ پذیرایی بودند، و شنیدنِ موسیقیِ سنتی که در فضا پخش می‌ شد، کاملا محو شد. یعنی می ‌خواهم بگویم وقتی ایجادِ فضایی چنین کوچک می ‌تواند احوالِ آدم را خوب کند چرا از این دست کارها بدونِ مناسبت ‌های خاص در گوشه و کنارِ شهر انجام ندهیم تا مردم چند ساعتی حالِ خوش را تجربه کنند؟
بگذریم... مراسم مربوط به رونمایی از پوسترِ استاد "جلال مقامی" بود. صدایی ماندگار و دلنشین که به جرأت می ‌توانم بگویم همه‌ ایرانی‌ ها با آن خاطره دارند. همین الان که اسمِ او را بُردم مطمئن هستم تُنِ گرمِ صدایش، پسِ ذهن ‌تان در حالِ پخش شدن است؛ اگر سن ‌تان قد بدهد در سریالِ ارتش سری یا سریالِ محبوبِ پوآرو یا شرلوک هولمز، فیلمِ لورنس عربستان و صد البته برنامه‌ی پُر مخاطب "دیدنی ‌ها" که یکشنبه شب‌ ها همه را پای تلویزیون میخ ‌کوب می‌ کرد، او را به خاطر دارید و اگر سن ‌تان کم ‌تر باشد در سریال هشدار برای کبری 11 یا فیلم ‌های ویل هانتینگ خوب و تغییر چهره و هزاران فیلم و سریالِ درجه‌ یک دیگر. 
ندانستنِ این موضوع که او ساکنِ کرج است سببِ شرمندگی‌ ست. نه استاد مقامی بلکه بسیاری از اساتیدِ بنام و چهره‌ های ملی و بین ‌المللی در استان البرز زندگی می ‌کنند یا البرزی هستند اما متاسفانه بسیاری از ما مفاخرِ شهر و استانِ خود را نمی ‌شناسیم و گاهی در مراسمِ بزرگداشت و تجلیل انگشت به‌ دهان می‌ مانیم که نه؛ انگار کرج تنها ملغمه‌ ای از ویژگی‌ های منفی و نامطلوب نیست.
در مراسمِ روز پنج ‌شنبه از پوسترِ استاد رونمایی شد اما بناست در مراسمی باشکوه که در تاریخِ چهارمِ مردادماه امسال در تالار شهیدان نژاد فلاح برگزار می ‌شود از او آن‌ طور که شایسته و بایسته است قدردانی و تجلیل شود.
 
**
زارع: قدرِ هنرمندان کرج را بدانیم
عباس زارع، رحیم خستو و منصور وحیدی از اعضای شورای اسلامی شهر کرج، سید علی‌اکبر میروکیلی؛ معاون فرهنگی و ورزشی شهرداری کرج و احمد خیری؛ مدیر اجتماعی شهرداری کرج در میان هنرمندان کرجی حاضر بودند. بخشی از سخنانِ مسئولان و هنرمندان را در ادامه می ‌خوانید.
فرهنگ جولایی؛ گوینده و مجری پیشکسوت کرجی، برگزاری مراسم بزرگداشت را برای هنرمندان اقدامی ارزنده دانست و گفت: «این اصلا زیبنده نیست که مسئولی هنرمندان و چهره‌ های برجسته‌ شهرش را نشناسد اما خوشبختانه در سال‌ های اخیر به جایی رسیده ‌ایم که توجهِ مسئولان به مسائل هنری بیش ‌تر و بهتر شده است.»
عباس زارع؛ رئیس کمیسیون بودجه شورای اسلامی شهر کرج از نهادهای مردمی و نهادهای خصوصی که در برگزاری این رویداد مشارکت داشته‌ اند تشکر ویژه کرد و گفت: «رشد کلانشهر کرج طی سال‌ های گذشته، بسیار سریع بوده است و همین موضوع سبب شده بسیاری از عناصر هویت ‌زا مورد غفلت واقع شود. یکی از این عناصر، وجود مفاخر بزرگ ادبی، هنری و ورزشی کرج است که سرمایه‌ های انسانی این کلانشهر هستند؛ بزرگانی که باید آن‌ها را بشناسیم، از وجودشان بهره ‌مند شویم و به آنان افتخار کنیم اما متاسفانه نتوانستیم از فضایی که چنین مفاخری می‌ توانند برای ما به وجود آورند استفاده‌ مطلوب کنیم.»
زارع آمادگی مسئولان شورای شهر کرج را در معرفی و شناسایی مشاهیر ادبی هنری فرهنگی البرز اعلام کرد و گفت: «بزرگانی مانند استاد مقامی، موجبِ بالندگی شهروندان کرج هستند و ایجاد فضایی نیز به نام خانه‌ هنرمندان با همین هدف صورت گرفته است که مفاخر کرج در دسترس و دیدِ عموم شهروندان باشند. امیدوارم قدرِ هنرمندانِ کرج را بدانیم و از حضورشان در این شهر نهایتِ بهره را ببریم.»
 
کاکاوند تاکید کرد:
شناختن و شناساندن هنرمندان، وظیفه اصلی مسئولان فرهنگی
رشید کاکاوند؛ مجری و ادیبِ برجسته‌ کرجی نکاتی را در سخنرانی خود مطرح کرد که تلنگری ‌ست به همه. او گفت: «اولین قدم برای توجه به هنرمندان احترام و برگزاری بزرگداشت نیست بلکه شناختن و شناساندنِ آن‌ ها به مردم است. مسئولان وظیفه دارند هنرمندان بزرگ منطقه‌ را بشناسند و به مردم بشناسانند تا جایی که نیاز عمومی مردم البرز این باشد که چرا برای جلال مقامی مراسم بزرگداشت برگزار نمی کنید؟ مردم از مسئولان بخواهند که چرا برای بهروز رضوی مراسم تجلیل برگزار نمی کنید؟»
کاکاوند هم ‌چنین از بی ‌اعتنایی به برخی هنرمندان و مفاخر مانند بهروز ثروتیان، معینی کرمانشاهی، کوروس سرهنگ‌ زاده و ... گلایه کرد و ادامه داد: «شناختِ چنین چهره‌ هایی سبب می ‌شود حس کنیم آدم‌ های مهمی هستیم که این دارایی ‌های بزرگ را داریم. مثلِ مریم میرزاخانی که طالقانی بود. وجودِ چنین افرادی اعتماد به نفسِ فرهنگی ما را ارتقا می ‌دهد. افتخارِ ما این است که ایرانی هستیم و این ادعا بی ‌راه نیست که مرکز فرهنگی جهان هستیم. مهم نیست جهان ما را نادیده بگیرد مهم این است که خودمان، خودمان را نادیده نگیریم.»
رشید کاکاوند به شعری از حضرت حافظ اشاره کرد که می ‌گوید "بنده‌ طلعت آن باش که آنی دارد" و ادامه داد: «بسیاری از افراد چه آنان که استعداد هنری دارند چه ندارند، زحمت می ‌کشند و برخی فضلیت‌ ها را با تمرین و مطالعه کسب می ‌کنند اما آن هنرمندی ماندگار است که جز هنرش، صاحبِ اندیشه و فرهنگ باشد؛ شخصیت داشته باشد. ما کرجی ‌ها چه‌قدر خوشبختیم که جلال مقامی را داریم که شهرتش تنها به ‌واسطه‌ی مهارت عالی در گویندگی و اجرا نیست. بلکه شخصیتِ محبوب با غنای بالا دارد یا به تعبیرِ حافظ "آنی دارد".»
کاکاوند گفت: «امیدوارم این مراسم پایانی بر پرداختن به جلال مقامی و هنرمندان برجسته‌ی دیگر نباشد بلکه چنان به هنرمندان بزرگمان اهمیت بدهیم و احترام بگذاریم که گویندگانِ حاضر در مراسم بزرگداشت بگویند که ای کاش من هم کرجی بودم چون کرجی‌ها بسیار فهیم هستند و بزرگانِ خود را می ‌شناسند...»
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 عکاس: علیرضا نظری دوست

پیام آشنا: محمود حيدري

 انتقاد از مسئولان، برنامه ها، عملکرد و اقدامات آنان در سطوح مختلف از حقوق مسلم و بديهي مردم است. مديران و مسئولان کشور در همه ي دستگاه هاي اجرايي، نهاد ها و سازمان ها بايد نقد ها را با سعه صدر و چهره گشاده بپذيرند و برآشفته نشوند.  متوليان امور در حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي بايد بدانند و باور کنند که نظرات، ديدگاه ها، سخنان و برنامه ها و اقدامات آنان بدون عيب و ايراد و اشکال نيست، آنان براي اصلاح امور و کم کردن اشتباهات بايد  از نقد هاي سازنده و پيشنهادات و نظرات مختلف استفاده و بهره گيري نمايند. بر اساس آموزه هاي ديني همه مردم نسبت به جامعه و امور آن به ويژه در حوزه عمومي مسئولند و نبايد در خصوص مشکلات، نياز ها، اقدامات به ويژه به عملکرد و سخنان مديران و مسئولان بي تفاوت باشند. انديشمندان و آگاهان در حوزه هاي گوناگون نسبت به عموم مردم مسئوليت و وظيفه بيشتري دارند و بايد در مبارزه با منکرات، فساد، تبعيض، بي عدالتي و حيف و ميل اموال عمومي مصمم و جدي باشند و کوتاهي و تساهل و تسامح از آنان به هيچ وجه پذيرفته نيست.

مناصب و مسئوليت هاي حکومتي، اداري و سياسي، قضايي و نظامي و انتظامي امانت است و فرصتي است براي ارائه خدمت صادقانه و بي منت به مردم. سوء استفاده از اين امانت و کوتاهي در ارائه خدمت به بهترين شکل به مردم از هيچ کس پذيرفته شده نيست و دستگاه هاي نظارتي بنابر وظايفي که دارند بايد بدون اغماض با متخلفان و مجرمان برخورد کنند. رهبر فرزانه انقلاب بارها بر اقدامات جهادي و جدي در ارائه خدمت به مردم و توسعه کشور، مبارزه با فساد در دستگاه هاي اجرايي، بي عدالتي، تبعيض، و حيف و ميل بيت المال به ويژه در ديدار با مسئولان و مديران ارشد کشور تأکيد کردند و امور را پيگيري و رصد مي کنند و در مواقع ضروري همانند زلزله اخير کرمانشاه تمام قد در ميدان حضور پيدا مي کنند و راهبري مي نمايند که مشکلات مردم و نياز هاي آنان به خوبي حل شود. با تحريم هاي ظالمانه که در سال هاي گذشته بر عليه مردم شريف کشورمان اعمال شد و در بعضي از مواقع بي تدبيري و بي برنامگي برخي از مسئولان و همچنين کوتاهي و سهل انگاري برخي ديگر از آنان در عمل به وظايفشان امروز شاهد بروز و ظهور مشکلات اقتصادي و معيشتي در همه طبقات جامعه به ويژه طبقات پايين جامعه هستيم. مسئولان مربوطه بايد تمام قد و با تمام وجود با تدبير و درايت در صدد پيگيري و حل مشکلات برآيند.عزيزاني که به وضعيت اقتصادي و معيشتي و فساد مالي در دستگاه هاي اجرايي کشور اعتراض دارند بايد بدانند اين کشور دشمنان قسم خورده اي دارد که در کمين نشسته اند و منتظر فرصت براي ضربه زدن به ملت ايران هستند. آشوب، تخريب اموال عمومي و تعرض به مردم و نيروهاي انتظامي و هرج و مرج نه تنها حلال مشکلات نيست بلکه مشکلات را در همه ي حوزه ها بيشتر و بيشتر خواهد کرد و کشور و مردم دچار خسارات جاني، مالي و سياسي جبران ناپذيري خواهند شد. منتقدان و معترضان به وضعيت نابسامان اقتصادي، فساد اداري و فساد مالي بايد مراقبت نمايند که فرصت طلبان و سود جويان سياسي در صفوف آن ها رخنه و نفوذ نکنند. آنان نبايد اجازه بدهند حرکتشان آلوده به خواسته هاي شيطاني دشمنان ديرينه آزادي و استقلال ملت قهرمان ايران اسلامي شود. اميدواريم با تدبير و درايت و حضور جانانه و مصمم مسئولان کشور در ميدان عمل و کمک و همراهي مردم هوشمند کشورمان شاهد اصلاح امور جامعه در حوزه هاي گوناگون باشيم.

 

مهراب رجبی- رئیس بنیاد البرزشناسی

همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي

به پيام آشنايي، بنوازد آشنا را

براي استان نو ظهور البرز كه اندكي بيش از دو هزار روز از عمر آن نمي گذرد، انتشار هزارمين شماره پيام آشنا مايه اميدواري و موجب مباهات است.

هزار نقش بر آيد ز كلك صنع و يكي

به دلپذيري نقش نگار ما نرسد.

اما همانگونه كه بيش از اين در نوشته اي يادآور شدم؛ آنگونه كه از البرز با آن سابقه و لاحقه، دانشگاهي و پژوهشگاهي و فرزانگي و فرهيختگي، انتظار مي رود در روزنامه نگاري و رسانه، به لحاظ كيفي در جايگاه مورد انتظار قرار نداريم.

يكي از علل عمده اين افت كيفي در كميت و كيفيت، كه نه تنها در نشريات و كتب كه در امور و عرصات ديگر نيز به چشم مي خورد، نزديكي به تهران و آميختگي و پيوستگي برادران توأمان، تهران و البرز است.

فوتباليست برجسته البرز ترجيح مي دهد در تيم تهراني باشد؛ به همين سياق نويسنده، شاعر، مجسمه ساز و نقاش ماهر البرز نيز نقش آفريني در تهران را بر مي گزيند .

اگر قزوين و كاشان و اراك داراي بازار بازار كهن هستند، كرج نيز داراي بازاري كهنسال است. همان بازاري كه در محدوده چهار راه گلبندك و سبزه ميدان و پامنار و سرپولك، واقع شده است و اين همان آميختگي و پيوستگي تهران و البرز است. اگر بازار تهران را مي توان به كرج نيز نسبت داد، بنا بر اين مي توان گفت كه تعدادي از روزنامه نگاران برجسته اي كه در نشريات تهران قلم مي زنند، ريشه در البرز دارند!

اين نوشته كوتاه  كه به در خواست روزنامه نگار با انگيزه البرز سركار خانم نسترن كيوانپور نگاشته شد، بهانه اي بود براي تبريك تولد هزارمين شماره پيام آشنا. در اين خصوص ان شاء الله در آينده و نه مختصر، كه مشروح، مطالبي تقديم خواهم كرد. از آنجا كه در حال و هواي بيستم مهر ماه «روز ملي البرز و البته روز جهاني حافظ» قرار داريم، عرض مي كنم که؛

هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم.

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

نسترن کیوان پور

 ويژهنامه ي هزارمين شماره ي انتشار روزنامه ي پيام آشنا را 23 مهرماه 1396 به چاپ رسانديم و مديرمسئول و اعضاي تحريريه ي پيام آشنا از خاطراتِ خوشي که در مدتِ فعاليت شان تجربه کرده بودند، برايتان گفتند. مجال اندک بود و فضا کم، و عزيزان و بزرگواراني پُر شمار که فرصت نشد از تمامِ آنان اسم ببريم و از همراهيِ هميشگي شان قدرداني کنيم که اميدواريم ما را ببخشند و بر ما خُرده نگيرند.

استقبالِ يارانِ پيام آشنا چنان بالا بود و مطالبِ نغز و شيرينشان چنان ارزشمند که تصميم گرفتيم اين شماره را نيز به انعکاسِ مطالبِ خواندني و جذابِ آنان و انتشارِ الطافي که به مجموعه ي پيام آَشنا داشته اند، اختصاص دهيم.

دستِ همه ي عزيزان را به گرمي مي فشاريم و آرزو مي کنيم روحِ بزرگواراني چون احمد آرمون و بدر تقي زاده انصاري که ديگر در ميانِ ما نيستند، همواره شاد باشد.

از استاد محمدرضا فرجاد، دکتر کاظم اميني، جواد سمنگاني، علیرضا ریحانی، مرتضي فضلي، رضا مهرباني، منصور زند، آفاق دادو، منصور قطبي سرابي و حسن شاه محمدي تشکر مي کنيم که عضوي ارزشمند از خانواده ي پيام آشنا هستند.  همچنين به طورِ کاملا ويژه از استاد عليرضا شهلاپور؛ شاعرِ برجسته ي استان البرز قدرداني مي کنيم که هميشه با يک شاخه گُل سرخِ زيبا و اشعاري سرشار از عشق و به لطافتِ باران، صفحه ي هشت پيام آشنا را مُزين مي کند و لحظاتي شيرين و دلنشين براي تحريريه رقم مي زند.

 دبير تحريريه

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

باهره حیدری- سردبیر

امروز در حالي به شماره هزارم رسيده ايم که اخبار پر است از اظهارات يک ديوانه يا شايد تاجر باهوشي که رهبري ايالات متحده را به عهده گرفته است ولي خوب طبيعتا شماره هزارم يک روزنامه محلي به خصوص براي تحريريه آن اهميت به سزايي دارد. از هفته ها قبل همه همکاران مشغول ايده پردازي براي يادداشت هاي امروزشان بودند. شايد يکي از موارد خسته کننده در روزنامه ها به خصوص از نوع محلي آن همين اخبار تکراري است و يک روز خارج از روال بودن هم براي خوانندگان و هم براي تحريريه تنوعي است.

صبح امروز به سراغ حضرت حافظ رفتم تا به بهانه هزارمين شماره روزنامه پيام آشنا تفألي بزنم. به گمانم حافظ هم به خوبي شرايط و موقعيت ما را دريافته است. غزل 130 حال و احوالات ما را اين طور حکايت مي کند:

سحر بلبل حکايت با صبا کرد

که عشق روي گل با ما چه‌ها کرد

از آن رنگ رخم خون در دل افتاد

وز آن گلشن به خارم مبتلا کرد

غلام همت آن نازنينم

که کار خير بي روي و ريا کرد

من از بيگانگان ديگر ننالم

که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

 

دي ماه سال 1380 هفته نامه اي به نام پيام ورزشي البته با رويکرد ورزشي، اجتماعي و فرهنگي متولد شد. اين هفته نامه نزديک به 13 سال با تلاش و همکاري تحريريه  و هدايت هاي روزنامه نگاران با تجربه اي چون زنده ياد احمد آرمون به طور منظم چاپ مي شد. پس از استان شدن شهرستان کرج و تولد استان البرز تصميم بر آن شد علي رغم شرايط نامطلوب مطبوعات اين هفته نامه به روزنامه تبديل شود. بي شک اگر تلاش همه دوستان و همکاران ما در اين مجموعه نبود اين سابقه درخشان رقم نمي خورد. هرکسي اگر حتي مدت کوتاهي هم بودن در فضاي تحريريه را تجربه کرده باشد اين را مي داند که توليد محتوا، جمع آوري مطالب، صفحه آرايي و ويرايش و ... کار ساده اي نيست.

اين روز ها با رايانه اي شدن بسياري از کارها عده اي خيال کردند که با چند مطلب کپي از اين سايت و آن سايت و چاپ يک برگ نشريه 4 صفحه اي مي شود به عرصه رسانه پا گذاشت! متاسفانه همين يک خط، شرح حال بسياري از نشريات، گاهنامه ها و روزي نامه هايي است که در اين استان منتشر مي شود؟!  يکي از سختي هاي کار رسانه اي در البرز نيز همين است.

دوستان و همکاران هر کدام به نوبه خود و در قالب هاي مختلف به مسائل حوزه کاري خود و تحريريه مي پردازند.

در مقطع کنوني اشتغال معضل اصلي کشور است و دولت براي ايجاد اشتغال به ظرفيت بخش خصوصي توجه ويژه اي دارد در همين راستا ظرفيت ايجاد اشتغال در رسانه، ظرفيتي است که کمتر کسي به آن توجه مي کند.

يکي از دغدغه هاي اصلي اهالي رسانه اقتصاد است. در اين وضعيت تنگناهاي اقتصادي که عموما رسانه  هاي بخش خصوصي آن را تجربه مي کنند کمتر از بخش صنعت نبوده و نيست. تا به حال شايد چندين و چند جلسه فقط در استان البرز براي ايجاد اشتغال، رفع موانع توليد و اقتصاد مقاومتي برگزار شده است. در تمامي اين جلسات تنها و تنها صنايع مرکز توجه اند. گويا اين باور مديران است که اشتغال فقط در صنايع شکل مي گيرد در حالي که دنياي مدرن امروز ديگر چنين امکاني ندارد چرا که ديگر کارخانه ها به شکل سابق کار نمي کنند و به آن اندازه نيروي انساني نياز ندارند و اين حجم از سرمايه بازده اي که از آن انتظار مي رود را ندارد. درست بر خلاف آنچه که در بخش فرهنگ و رسانه اتفاق مي افتد اين بخش با پيشرفت تکنولوژي و وجود شبکه هاي مختلف اجتماعي  بيش از گذشته نيازمند نيروي انساني است . اگر در بخش رسانه و فرهنگ سرمايه لازم وجود داشته باشد بي شک مي تواند بخشي از بار مشکلات ناشي از بيکاري را به دوش بکشد.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

Instagram:@bahereh9090

محمود حیدری- مدیرمسئول

البرز سرافراز ما با اينكه كمترين وسعت و عنوان آخرين استان را در ميان ساير استانهاي كشور دارد، اما تابلويي زيبا از تنوع قومي و فرهنگي ايران اسلامي با جمعيتي نزديك به سه ميليون نفر است، همسايه پايتخت و گذرگاه بيش از يك سوم  استانهاي كشور محسوب مي شود، درصد قابل توجهي از صنعت كشور را در خود جاي داده و ميزبان بيشترين مراكز پژوهشي و تحقيقاتي كشور است، خيلي از عمر
 استاني اش نمي گذرد اما سرشار از ظرفيتهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و ... است.

از سوي ديگر استان البرز از نظر كيفيت و كميت جمعيت، سواد، فرهنگ، صنعت، اقتصاد، تحقيقات، كشاورزي، منابع طبيعي، جمعيت دانشجويي، مراكز علمي و خلاصه در عرصه هاي مختلف نه تنها در كشور بلكه در مواردي حتي در خاورميانه حرف اول را مي زند، بنابراين با برگزاري جلسه هاي متعدد كارشناسي و راهبردي و استفاده از تجربيات  بزرگان عرصه روزنامه نگاري مانند زنده ياد احمد آرمون، استاد محمدرضا فرجاد، استاد سيد کاظم اميني و همراهان ديگر  از اول اردي‌بهشت ماه 1392 تا کنون تلاش كرديم روزنامه اي متفاوت در قياس با ديگر استانها و جهت گيري مطابق با تاكيدات مقام معظم رهبري در مورد اشاعه سبك زندگي ايراني اسلامي را سامان بدهيم كه تيتر اصلي آن مردمي بودن، توجه خاص به نخبگان استان در زمينه هاي مختلف علمي، هنري، فرهنگي و اقتصادي و در يك كلام روزنامه اي پرسشگر از مسئولان به نمايندگي از مردم،  مطالبه محور و با رويكرد اصلاح سبک زندگي به سمت شور و نشاط و شادابي است.

 باتوجه به اهداف شوراي سياستگذاري روزنامه از ابتدا، دعوت از نخبگان جامعه بخصوص البرزنشينان براي مشارکت در توليد محتوا در بخشهاي مختلف يكي از سياستها و راهبردهاي اصلي اين روزنامه بوده و هست و اميدواريم در ادامه راه نيز با برقراري ارتباط همه جانبه ميان مردم، مسئولان و نخبگان، جوانان، هنرمندان، ورزشکاران و قشرهاي مختلف مردم بخصوص
 دغدغه هاي آنان، بتوانيم بستر مناسبي براي طرح ديدگاههاي متنوع در جامعه فراهم كنيم.

طبيعي است كه از مسئولان استاني به ويژه مسئولان مرتبط با بحث خبر و نشر و چاپ و اطلاع رساني انتظار داريم كه با توجه به تفاوت هاي محتوايي و کارکردي واضح و آشكار روزنامه
پيام آشنا در قياس با  ساير نشريه هاي محلي و همچنين سرپرستي نشريه هاي سراسري، حمايت هاي لازم را از اولين روزنامه استان البرز داشته باشند و  اينكه روزنامه و روزنامه خواني يكي از راههاي كليدي  و در عين حال موثر در آگاهي بخشي به جامعه است كه حتي مي توان گفت تقريبا عموم مردم نسبت به آن نوعي نوستالژي(خاطره) هم دارند، بنابراين ما با پيام آشنا آمده ايم كه هر روز با البرزنشينان باشيم و در راه اعتلاي فرهنگي جامعه كوشش كنيم و يقين داريم كه مديريت و پيشبرد امور يك جامعه آگاه، براي مديران آن نيز ساده تر و مطلوبتر است.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

ثنا فلاح سخنگو- عکاس و نویسنده

اوایل اردیبهشت 92 کاملا اتفاقی با دفتر روزنامه ی پیام آشنا، آشنا شدم. قبل از اون هم در زمینه ی عکاسی فعالیت داشتم اما چون با روحیه ام سازگار نبود دنبال تغییر اساسی همراه با هیجان بودم. حالا تصور کنید ادغام این دو با هم و خوش شانسی منو تو رسیدن به این حرفه. عکاسی خبری می تونست همون حرفه ای باشه که من در ناخودآگاهم دنبالش می گشتم گرچه از نزدیک باهاش آشنایی نداشتم. راستشو بخواید اصلا تا اون روز نمی دونستم کرج، شهر من، یه روزنامه ی استانی داره. چند ماهی از تبدیل هفته نامه به روزنامه نگذشته بود که قسمت شد منم اونجا حضور داشته باشم. همه چی بهم جفت و جور شد و اولین عکسم به تاریخ 25 اردیبهشت همون سال تو صفحه ی هشت به عنوان عکس روز چاپ شد. هیچ وقت اون حس و عکس رو فراموش نمی کنم. یه روز بارونی تو فصل بهار، مقابل مصلای نماز جمعه ی کرج نزدیک نونوایی سنگکی محله ی قدیمی مصباح از پشت سر یه مامور راهنمایی و رانندگی که با بارونی مشکی به تن مشغول تسهیل آمد و شد اتومبیل ها بود.

بارش بارون و ترافیک سنگین و تلاش مامور علاوه بر این که ستودنی بود به نظرم دیدنی هم بود. این شد که فوری دست به اسلحه ببخشید دست به دوربین شدم و تصویر رو ثبت کردم. تا اون موقع نمی دونستم عکاسی خبری شامل چه مواردی می شه. از اون به بعد بیشتر دقت کردم و سوژه های مختلفی رو شکار کردم. بعد از اون بود که کم کم این روال ادامه پیدا کرد و هر از گاهی عکسام چاپ می شدن. اما بعد به دلایلی وقفه ای تو همکاری به وجود اومد. تا اینکه خانم مومن پور که اون زمان به عنوان دبیرتحریریه  با روزنامه همکار ی داشتن با بنده تماس گرفتن و گفتن برای انجام صحبت های اولیه بابت همکاری تو دفتر بیام. اولین قرار رسمی و جدی با آقای محمود حیدری انجام شد و از مهر ماه 92 مشخصا به عنوان عکاس همکاریمو با روزنامه شروع کردم. از حق نگذریم محیط آرام و مجهز دفتر و حضور همکارای خوب و مهربون و حرفه ای در کنار مدیریت جناب حیدری همه دست به دست هم داد و این همکاری تا به امروز ادامه پیدا کرد. 

تو این سال ها برای پوشش برنامه های مختلفی حضور داشتم. این میون علاوه براین که تجربیات گوناگونی به دست آوردم خاطرات تلخ و شیرین زیادی هم برام رقم خورده. گاهی دلگیر و خسته شدم گاهی هم شاد و امیدوار. با استقبال و تشویق همکاران و دوستانم تو این سال ها به سمتی رفتم که حتی دست به قلم شدم و مطالبی رو با عنوان گاه نوشت به چاپ رسوندم. گرچه قطعا مطالبم دارای نواقص نوشتاری و محتوایی بود. اما اطرافیان با راهنمایی و خوشرویی منو به ادامه ی مسیر جدیدم دلگرم کردن. با برگزاری جشنواره ی مطبوعات من و بچه های پیام آشنا موفق به کسب مقام های زیادی شدیم که این افتخار بدون وجود روزنامه و حمایت های بی دریغ مجموعه ی دفتر روزنامه به دست نمی اومد. امروز که دارم این مطلبو واسه چاپ شماره ی هزارم می نویسم و بقیه ی دوستان هم دارن با خنده و شادی همین کارو می کنن باورم نمیشه هزار شماره از نشریه گذشته. چیزی که به جا مونده و دلگرمی می ده همین سادگی و رفاقت و همکاری صمیمانه است که تو دفتر روزنامه حکمفرماست. به امید کسب موفقیت های بیشتردر کنار هم.

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید