نسترن کیوان پور

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

هر جور فکر کردم که گزارشِ جلسه پنجاه و نهم شورای شهر کرج را چه طور می توان نوشت که هم تمامِ مطالب بیان شود و هم توالیِ صحبت های اعضا به هم نخورد راهی جُز یک روایت از آنچه روز گذشته 30 اردیبهشت 97 در صحن علنی اتفاق افتاد به ذهنم نرسید. این جلسه مثلِ تمامِ جلساتِ پس از عید نوروز، پُر از حاشیه و دیالوگ هایی بود که شدتِ اختلاف ها میانِ اعضا را به صورتی نازیبا و عریان به رُخ می کشید.

نزدیک به یک ماه است که انتخاب شهردار کرج در دستورِ کار اصلی شورا قرار گرفته اما به دلایلِ مختلف هنوز پیشرفتی در روندِ بررسی برنامه ها و دستیابی به یک گزینه نهایی صورت نگرفته است. تا روز گذشته مهندس مجید سریزدی تنها گزینه شهرداری کرج بود که در جلسه پُرماجرای قبل، پس از آنکه برنامه هایش را در صحن علنی ارائه وبه پرسش های اعضا پاسخ داد با ترک جلسه از سوی محمد نبیونی؛ رئیس شورا به دلیلِ کسالت و بیماری، رو به رو شد.

بالاخره روز گذشته، صحن علنی شورا با صورت جلسه "ادامه بررسی ارائه برنامه های نامزدها و انتخاب شهردار" برگزار شد. منصور وحیدی؛ نائب رئیس مدیریت جلسه را بر عهده گرفت. اما پس از نزدیک به سه ساعت بحث و اختلافِ نظر و تکرارِ مکررات، این جلسه هم به جایی نرسید و روندِ انتخابِ شهردار ناتمام ماند.

 

نامزدهای شهرداری کرج دو نفر شدند

هرچند اسامی دیگری نیز به عنوان نامزد تصدی سمتِ شهردار از سوی منصور وحیدی مطرح شد که حواشیِ بسیاری داشت. محمدتقی ایرانی؛ فرماندار سابق کرج و مهران عسگری؛ مدیرکل حقوقی شهرداری کرج دو نفری بودند که مطرح کردنِ نامشان سببِ ایجادِ بحث های داغ میانِ عباس زارع و رحیم خستو با منصور وحیدی شد. عباس زارع این نوع اعلام اسامیِ نامزدها را صحیح ندانست و گفت که باید هر پیشنهادی به رای گذاشته شود و پس از تصویب، اجرا شود.

اما منصور وحیدی مخالفت کرد و گفت: «من عضوِ شورا هستم و حق دارم که نامزد مورد نظرم را معرفی کنم و قانون هم این اجازه را داده است. شما نباید رای بدهید که من کسی را معرفی کنم!»

زارع در پاسخ گفت: «نمی شود که جلسه را همین طوری اداره کنیم! باید قانون را اجرا کنیم. نمی شود که هر لحظه هر عضوی دلش خواست یک نفر را معرفی کند! با سرنوشتِ مردم بازی نکنید! همین لحظه آقای عسگری به من پیامک دادند و گفتند که به هیچ وجه نامزدِ شهرداری نیستند!»

 

برخوردهای تند سبب تشنج رئیس شورا شد!

بازگردیم به ابتدای جلسه. منصور وحیدی که اداره جلسه را بر عهده داشت بعد از خواندنِ نامه رئیس شورا از برخوردهای تند از سوی برخی حاضران در جلسه گفت که سببِ تشنج محمد نبیونی شد. او پس از آن گفت که سرپرست شهرداری کرج به ارائه گزارش از عملکرد شهرداری بپردازد که با مخالفتِ اعضا مواجه شد چرا که دستور اول مربوط به انتخاب شهردار بود. همین موضوع سبب شد احمدی نژاد جلسه را ترک کند.

 

اما مخالفت های اعضا با یکدیگر بر سرِ چه بود؟

اختلافِ نظرِ اعضای شورای شهر کرج با یک دیگر بر سرِ دو موضوع بود. یکی دستور جلسه و نحوه اداره جلسه که هشت عضو اعتراض داشتند که نائب رئیس به آن اعتنایی ندارد در صورتی که پیشنهاد ارائه برنامه و پرسش و پاسخ و سپس رای گیری برای انتخابِ سریزدی با اکثریت آرا به تصویب رسیده بود.

 موضوعِ دوم که بسیار موردِ مناقشه بود عبارتِ "شهردارِ واجد شرایط" و قضیه استعلام بود که از منظرِ حقوقی اختلافِ نظرهای بسیار را در پی داشته و دارد. موضوع از این قرار است که طبقِ قانون، شورای اسلامی شهر موظف است بلافاصله پس از رسمیت یافتن نسبت به انتخابِ "شهردارِ واجد شرایط" اقدام کند.

در همین راستا یکی از پرسش ها از مجید سریزدی در خصوصِ شایعاتی بود که از پرونده قضایی او در فضای مجازی مطرح می شود. همین موضوع نیز سبب شد با اینکه در جلسه پیشین، عباس زارع از او در همین خصوص سوال پرسید، سارا دشتگرد باز هم این موضوع را در صحن به شکلی دیگر مطرح کند.

 

سریزدی:

من هیچ گونه محکومیت قطعی کیفری ندارم

دشتگرد خطاب به سریزدی گفت: «شاید گفتنِ برخی مسائل در صحن علنی درست نباشد و از شما می خواهم در یک جلسه غیر علنی سوالاتم را از شما بپرسم. اما از آنجا که مطرح کردن این سوال در صحن علنی برای من بار حقوقی دارد، اجازه کتبی از شما می خواهم. اگر نه من مجبور هستم دوباره جلسه را ترک کنم چون این موضوع بسیار مهم است.»

دشتگرد در جلسه پیش هنگامِ رای گیری اعضا برای تصویب صورت جلسه ارائه برنامه های سریزدی جلسه را ترک کرده بود.

سریزدی در پاسخ گفت: «هر سوالی که می‌خواهید همین‌جا به‌صورتِ علنی بپرسید و من موظف به پاسخ‌گویی به هر شکل حتی با پخشِ یک فایلِ صوتی هستم و شما می‌توانید پس از ارائه‌ی پاسخِ من نیز به‌طور قانونی موضوع را پیگیری کنید.»

همین پاسخ سببِ برآشفته شدن دشتگرد شد که به سریزدی بگوید: «شما برای رسیدن به مقاصدتان به هر کاری دست می زنید و متاسفم برای شورا که فردی را به عنوان نامزد شهرداری معرفی کرده اند که هنوز نیامده برای ما خط و نشان می کشد و تهدید می کند! اگر شما فایلِ صوتی را پخش کنید من هم حکم شما را می‌خوانم!»

اما سریزدی ادامه داد: «اگر شما سوالی می پرسید و من پاسخ می دهم دلیل بر تهدید یا فرافکنی نیست! جناب زارع به نکته خوبی اشاره کردند و آن این است که شفاف سازی هدف اصلی ماست. اگر در جلسه قبل حضور داشتید ایشان همین سوال را پرسیدند و من به دلیل اعتقادم به شفاف سازی به طور کامل پاسخ دادم اما درست نیست که شما هرگونه پاسخی را حمل بر تهدید بدانید.»

فرج الله ایلیات که تا پیش از این سخن نگفته بود، با اذعان بر توانایی و سوابق بالای مدیریتی سریزدی گفت: «من به شخصه نامزدی معرفی نخواهم کرد چرا که به توانایی آقای سریزدی اعتقاد دارم که می تواند در وضع موجود به پیشرفت کرج کمک کند. اما مشکل اینجاست که طی مشورت با برخی حقوقدان ها راجع به پرونده شما برخی حرف شما را تایید کردند و برخی نه. بنا براین این دغدغه برای اعضای شورا مطرح است که با استعلام از نداشتن محکومیت شما مطمئن شویم تا با قوت قلب بتوانیم شهردار کرج را انتخاب کنیم.»

مهندس مجید سریزدی  با اشاره به پرونده مطرح شده در صحن علنی شورای اسلامی شهر کرج از سوی برخی اعضای شورا گفت: من در زمانِ تصدی سِمت شهردار کرج که کمتر از دو سال به طول انجامید، 178 پروژه عمرانی را به ثمر رساندم که هر کدام در جای خود قابل طرح و دفاع است. اما پرونده ام مربوط به پروژه باشگاه میلاد با موضوعِ "تبانی در معاملات دولتی" بود که در کیفرخواست آن قید شده که شهردار و همکاران پیش از برگزاری مناقصه با پیمانکارِ مورد نظر قرارداد بستند و سپس مناقصه صوری برگزار شد.

او ادامه داد: مهرماه سال 1380 من شهردار کرج شدم در حالی که پروژه باشگاه میلاد از شهریور 1379 قرارداد اجرایی داشته است و شش قرارداد هم پیش از تصدی این سمت از سوی من در شهرداری کرج داشته است که تمامِ اسناد و مدارک هم به مراجع ذیربط ارائه شد که اگر صوری بودن مناقصه مبنای تبانی است، رفع اتهام شود.

سریزدی در پایانِ سخنان خود گفت: با توجه به توضیحات ارائه شده، صراحتا و کاملا شفاف اعلام می کنم که بنده هیچ محکومیت قطعی کیفری که منجر به محرومیت اجتماعی شود ندارم.

 

مهدوی در دفاع از نامزد مورد نظر خود:

من پرونده سریزدی را مو به مو بررسی کرده ام

غدیر مهدوی هم به عنوان یکی از هشت عضوِ معرفی کننده سریزدی از او حمایت کرد و گفت: «من به عنوان یک معلم اقتصاد و توسعه و کسی که 20 سال درس اقتصاد و توسعه خوانده است و درد توسعه نیافتگی شهر کرج را درک کرده است باید بگویم که پس از بررسی های بسیار  و جلسات متعدد با آقای سریزدی او را فردی اصلح برای سمتِ شهردار کرج می دانم.»

مهدوی با اشاره به پرسش های سارا دشتگرد گفت: «من هم مثل ایشان حساسیت بالایی داشته و دارم و پرونده آقای سریزدی را مو به مو مطالعه کرده ام و اگر از او حمایت می کنم به این دلیل است که می دانم او برای کرج مفید خواهد بود. در عین حال باید بگویم هیچ نوع رانت خواهی و سهم خواهی در ذات بنده نیست و در دوره فعالیت آقای نصیری هم این موضوع را اثبات کرده ام.»

 

نائب رئیس شورا رای گیری نمی کرد!

اگر فکر می کنید که پس از این پرسش و پاسخ ها بالاخره رای گیری برای مجید سریزدی انجام شد سخت در اشتباهید! اختلافِ نظرها تمامی نداشت. نائب رئیس از رای گیری سر باز می زد و همین موضوع سببِ بحث های لفظی شد.

زارع برای سومین بار توضیح داد که پیشنهاد ارائه برنامه، پرسش و پاسخ توسط اعضا در جلسه گذشته تصویب شد و درست زمان رای گیری رئیس شورا ختم جلسه را اعلام کرد و این کار را غیر قانونی دانست چرا که طبق مصوبه بنا بود جلسه تا پایان رای گیری استمرار یابد.

اما وحیدی زیرِ بار نرفت. او گفت که نبیونی  حتی یک ربع بیش از وقتِ مقرر جلسه را ادامه داد و جلسه را ترک نکرد! او ادامه داد: «این طور صحبت کردن در صلاحیت ما نیست! رئیس شورا در آن جلسه تشخیص داد که ختم جلسه را پیش از رای گیری اعلام کند. شما شرایط اداره جلسه را برای رئیس شورا سخت کردید و او به تشنج افتاد!»

خستو گفت: «آقای نبیونی باید تا پایان رای گیری در جلسه می ماند چرا که این موضوع با اکثریت آرا مصوب شده بود! اگر قرار است به همین ترتیب پیش برویم پروسه انتخاب شهردار تا بی نهایت ادامه خواهد یافت. اما متاسفانه جلسات به صورت صحیح و بر اساس مصوبات اداره نمی شود. نباید اداره شورا شخصی شود.»

وحیدی واکنش نشان داد که: «اداره شورا یک امر شخصی نیست! به عناوینی که به کار می برید دقت کنید! شما خودتان بارها راجع به شان و منزلت شورا صحبت کرده اید. استاد دانشگاه هستید از الفاظی استفاده نکنید تا برخی را متهم به قانون گریزی کنید! موضوعی مهم تر از انتخاب شهردار نیست و حق قانونی اعضاست که در این مسئله ورود کنند.»

دشتگرد در تایید وحیدی گفت: «سه ماه برای انتخاب شهردار فرصت داریم و نباید عجله کنیم. به قول آقای ایلیات نمی خواهیم هر شش ماه یک شهردار انتخاب کنیم و کار مردم روی زمین بماند! مثل الان که کرج روی هوا مانده!»

اینجا بود که وحیدی از سریزدی خواست که صحن را ترک کند چرا که پرسش و پاسخ هم تمام شد! بحثِ استعلام توسط اعضا یا استعلام پس از انتخاب شهردار ادامه یافت.

 

خستو:

استعلام گرفتن وظیفه شورا نیست!

خستو تبصره هایی از قانون را قرائت کرد که محتوای آن چنین بود: «طبق آیین نامه شرایط احراز سمت شهردار، شورای اسلامی شهر بر اساس برداشت خود، فردی را که با ویژگی های آن منطبق است به این سمت برمی گزیند. تطبیق شرایط بر فرد مورد نظرِ شورا، نیازمند تایید وزارت کشور است که در شهرهایی با جمعیت زیرِ 200 هزار نفر بر عهده استاندار و در شهرهایی با جمعیت بیش از 200 هزار نفر در عهده وزیر کشور است. در این قانون به وزارت کشور فرصت 10 روزه جهت تطبیق و بررسی شرایط داده می شود که به همین دلیل وزارت کشور معمولا بلافاصله پس از وصول مصوبه شورای شهر، بررسی ها و استعلام لازم را از مراجع ذیربط انجام می دهد.»

او ادامه داد: «وظیفه شورا و نهادهای مختلف مشخص است و استعلام گرفتن وظیفه ما نیست. اگر فردی توانمند است چرا ما باید وارد این مناقشات شویم؟ این پروسه تا چه زمانی باید طول بکشد. من  نه از آقای سریزدی دفاع می کنم نه علیه او حرف می زند. دغدغه ما باید برنامه های نامزدها باشد نه وارد شدن به جزئیات پرونده های آن ها! استعلام این موارد به عهده استانداری یا وزارت کشور است نه ما! با شناختی که از آقای سریزدی دارم شهردار من نخواهد بود بلکه برای این شهر مفید خواهد بود. وظیفه ما نیست وارد سیستم قضایی بشویم و استعلام بگیریم! آیا ما به عنوان عضو شورا می توانیم وارد نهادهای امنیتی شویم و پرونده های مردم را ببینیم!؟ هرکس باید وظیفه خود را طبق قانون انجام دهد و طبق قانون استعلام وظیفه ما  نیست! باید به قوانین شوراها احترام بگذاریم. به نظر می رسد برخی از بیرون شورا برای شورا تصمیم سازی می کنند!»

اکبر سلیم نژاد نیز به نائب رئیس تذکر داد و گفت: «باید به دستور جلسه دقت کنید! از دستور جلسه خارج شده ایم و پیشنهادات ابتر مانده است.»

اما وحیدی باز مخالفت کرد و گفت از دستور جلسه خارج نشده است.

 

ایلیات:

استقلال شورا را زیر سوال نبرید!

ایلیات باز هم وقت خواست و گفت: «نمی دانم چرا آقای خستو اصرار دارد که تصمیم سازانی از بیرون برای ما تصمیم می گیرند در حالی که این حرف استقلال شورا را زیر سوال می برد. همین که تا الان نتوانسته ایم شهردار را انتخاب کنیم یعنی مستقل عمل می کنیم! برنامه های آقای سریزدی دغدغه شماست اما من ایشان را می شناسم و برنامه هایشان را می دانم. دغدغه من چیزی است که در مورد آن سوال کردم. خواهش می کنم موضوعات را به خارج از شورا ربط ندهید شاید دلسوزانی باشند که همین دغدغه های ما را داشته باشند.»

اما زارع مخالفت کرد و گفت: «در دوره قبل دیدیم که عوامل بیرونی تاثیر داشتند و گفتند این باید بشود و این نباید بشود! همه شهر این موضوع را می دانند و نمی توان آن را انکار کرد!»

او خطاب به وحیدی نیز گفت: «دوباره برگشته ایم اول. ما گفتیم هر پیشنهادی مطرح شود و بعد رای گیری. اما شما این کار را نمی کنید.»

اینجا بود که وحیدی باز هم از عملکرد هشت ماهه اصغر نصیری در سمتِ شهردار کرج دفاع کرد و به زارع گفت که با سرنوشت مردم بازی کردید. این در حالی بود که زارع گفت: «من فقط در دوره عملکرد نصیری یک تذکر به او دادم. نگذارید بگویم چه کسی آقای نصیری را از این شهر فراری داد؟ حرمت مردم و لیست امید را نگه دارید! چه کسی برای گماشتن نیرو به او فشار می آورد؟»

وحیدی اعتراض کرد و گفت که زارع اجازه تهمت زدن ندارد!

جلسه از کنترل خارج شد و دشتگرد خواهانِ تشکیل یک جلسه فوق العاده شد. زارع باز هم بر این امر پافشاری کرد که باید در مسیر قانون پیش رفت. خستو تذکر داد که وظیفه رئیس اداره بی طرفانه جلسه است.

 

سلیم نژاد خطاب به وحیدی:

بگویید قدرت نائب رئیسی دستِ من است و وقت ما و خودتان را تلف نکنید!

وحیدی سپس از استعلام مجید سریزدی خبر داد که باز هم با واکنش اعضا مواجه شد. خستو گفت: «من در گفتگوی رادیویی یکی از نمایندگان کرج در مجلس شورای اسلامی شنیدم که استعلام صورت گرفته! آیا من به عنوان عضو شورا نباید در جریانِ نامه های ورودی و خروجی قرار بگیرم؟!»

وحیدی گفت که استعلام کتبی انجام شده و جوابِ استعلام به صورت شفاهی اعلام شده است اما منتظر پاسخ کتبی برای ارائه در صحن هستیم که بعد از بازگشت نبیونی در اختیار اعضا قرار می گیرد.

دیالوگ های دو به دو میانِ وحیدی با خستو، زارع و سلیم نژاد سبب شد که سلیم نژاد بگوید: «اگر حوصله دارید مطلبی را بگویم! احساس می کنم ما کارمند هستیم و رئیسمان ما را اداره می کند! قانون گفته استعلام وظیفه وزارت کشور یا استانداری است نه شورا! اگر قرار بود شورا این کار را انجام دهد باید قانون را اصلاح می کردند! می گفتید که نمی خواهم انتخاب سریزدی را به رای بگذارم و اکنون قدرت نائب رئیسی دستِ من است و این همه وقتِ ما و خودتان را نمی گرفتید! باور کنید این راهِ اداره کردن جلسه نیست!»

وحیدی در پاسخ به سلیم نژاد گفت: «راهِ اداره جلسه هرچه شما بگویید نیست! قانون را شما تصویب می کنید؟! کسی که گفته واجد شرایط در بند قانونی شورا، تشخیص نمی داده؟! من این موضوع را به رای نمی گذارم!»

علی رغم بحث ها و مخالفت ها وحیدی از به رای گذاشتن انتخاب سریزدی برای شهرداری کرج امتناع کرد! سلیم نژاد گفت که به او گفته اند که این طوری جلسه را اداره کند و رای گیری نکند که سببِ خنده حضار شد.

مخالفت وحیدی با هشت عضو سبب شد که خستو بگوید اگر جلسه این طور اداره می شود که من هم الان می گویم هر کس با سریزی موافق است رای بدهد که هشت عضو دستِ خود را بالا بُردند و وحیدی بلافاصله جلسه را ترک کرد! پس از پادرمیانی سلیم نژاد وحیدی بعد از چند دقیقه به جلسه بازگشت و با پیشنهاد زارع بنا شد روز دوشنبه نامه ای به فرمانداری ارسال شود تا در روز چهارشنبه که رئیس شورا نیز بهبودی یافته باشد، جلسه ای با حضور فرماندار کرج تشکیل شود.

 

***

به این ترتیب و با تکرارِ مکرراتی که انگار پایانی ندارد، باز هم جلسه انتخاب شهردار بی نتیجه ماند. اختلاف نظر در جلسات شورای اسلامی شهر کرج به حدی افزایش یافته است که به نظر نمی رسد بدونِ کمک گرفتن از یک نهادِ نظارتی بتوان پایانی برای این تنش ها متصور بود و تنها دغدغه اصحاب رسانه و شهروندان این است که فرصت ها بیش از پیش از دست برود. آن هم در حالی که دو ماه از سالِ جدید گذشته است و همیشه فعالیتِ شورای شهر در شش ماه اول سال مجالی مناسب برای تصویبِ لوایح مهم و اثرگذار جهت ارتقای زندگی شهروندان است تا شش ماه دوم بتوان نتیجه مصوبات را در شهر مشاهده کرده و تاثیر آن را بر زندگی مردم لمس کرد. چرا که نبودِ ثبات مدیریت در شهرداری به دلیل عدم انتخاب شهردار، سبب می شود بسیاری از امور مربوط به توسعه شهر مانند فعالیت های عمرانی، ساخت و ساز و ... بلاتکلیف و معطل بماند و سرمایه گذاران منتظر باشند تا شهردار انتخاب شود و سپس پا به میدان بگذارند که همین تاخیر سببِ وارد شدن خسارات بسیار به آینده کرج خواهد شد.

 اما این دو ماه تنها صرفِ بحث و جدل هایی شد که سببِ ایجاد شکاف عمیق در لیست به ظاهر یکپارچه امید شد و نتیجه ای جز نا به سامانی و آشفتگی در اداره شهر در پی نداشت.

امیدواریم اعضای شورای شهر و مسئولان هرچه سریع تر به خود بیایند و راهی برای اجماعِ نظر پیدا کنند چرا که نه تنها حرمتِ شورا با رخدادهای اخیر در خطر است که امیدِ مردم نیز به نمایندگان برگزیده خود از دست خواهد رفت و چه خُسرانی فراتر از نابودی اعتماد مردم؟

 

 

 

 
باهره حیدری
مراسم آتش بازی معمولا برای جشن ها و مهمانی های خاص مورد استفاده است ولی نه از نوع اخیر آمریکایی اش.  در ماه های اخیر ترامپ بارها موضوع انتقال سفارت ایالات متحده از تل‌آویو به بیت المقدس را مطرح کرده بود که با واکنش های بسیاری روبرو شد. عصر دوشنبه در حالی  محل سفارت آمریکا واقع در بیت المقدس به مناسبت این انتقالِ بحث برانگیز آذین شده بود و تقویم ها همزمانی این رویداد  با هفتادمین سالگرد اعلام استقلال اسرائیل و یک روز پیش از روز نکبت را یادآوری می کردند، کمی آن طرف تر مردم بی دفاع فلسطین که هنوز به اعتراضات «بازگشت» ادامه می دادند مشغول دست و پنجه نرم کردن با نیروهای اسرائیلی بودند. پیش‌تر وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرده بود که ارتش این کشور مجاز است از تمام ابزارها برای جلوگیری از عبور فلسطینی‌ها از حصارهای مرزی استفاده کند! با همین فرمان بود که روز بازگشایی سفارت آمریکا در بیت‌المقدس به مرگبارترین روز در تاریخ مناقشات اسرائیل و فلسطینی‌ها از جنگ سال ۲۰۱۴ میلادی به این سو تبدیل شد.
همه این جنجال ها را از چشم  ترامپ می بینند ولی باید گفت که انتقال سفارت نه تنها یک دغدغه دیپلماسی نیست بلکه یک موضوع سیاسی است. به گفته برخی مقامات ارشد در کاخ سفید این تصمیم که جز شعارهای انتخاباتی ترامپ هم بود بدون توجه به روند صلح در منطقه گرفته شده است. البته روندی که روی کاغذ است و در عمل رخ نمی نماید.  این که همه ی کوزه ها سر یک نفر آن هم چهره ای که به تازگی به عالم بی رحم سیاست پا گذاشته بشکند  بی شک دلیلی دارد. 
در مبارزات انتخاباتی این پول است که در بسیاری از موارد تعیین کننده است.  شاید رد پای یک میلیاردر مشهور پشت این انتقال خونین باشد. کسی که هم از حزب لیکود اسرائیل حمایت می کند و هم از جمهوری خواهان ایالات متحده. کسی که به او لقب «سازنده حاکمان» را می دهند در دنیای سیاست نمی شود دستش به خون انسان های بی گناه آلوده نباشد. 
روز گذشته درحالی تصویر ایوانکا ترامپ با کت و دامنی سفید و لبخندی عمیق مشغول سخنرانی است  روی  جلد چند مجله خودنمایی می کرد که تصویر مردی در مرز غزه روی صندلی چرخ دار بدون دو پا با یک زیر پیراهنی سفید در حال پرتاب سنگ به سوی سربازان اسرائیلی توجه کاربران بسیاری را در فضای مجازی به خود جلب کرده بود. 
در راستای نقش پر رنگ زنان در سیاست شاید یکی از بهترین مثال ها حضرت زینب (س) باشد. یک زن با آن همه مصیبتی که دید در یک سخنرانی کوبنده در میان سیاست مداران مرد دوران  نکاتی را عنوان کرد که تا به امروز می تواند درس عبرتی برای سیاست مداران باشد. حضرت زینب(س) به ما آموختند در مواجهه با یزیدیان زمانه و قاتلانی که دستشان به خون مسلمانان آغشته است نباید منفعلانه رفتار کرد بلکه باید با منطق و در عین حال با الفاظی قابل تامل جامعه را نسبت به کارهای آنان آگاه کرد. باشد که همه درس بگیریم

 

نسترن کیوان پور

کارگاه های آموزشی مناسب سازی معابر و محیط های شهری از سال 1391 در بهزیستی استان البرز شروع شد. سال 93 برای اولین بار به همت شهرداری و شورای دوره چهارم، کارشناسان ژاپنی انجمن نعناع به کرج آمدند و کارگاه آموزشی برگزار کردند. آن ها در سال 94 برای بررسی اقدامات انجام شده طی سالِ 93 به ایران آمدند. سال 95 نیز دومین کارگاه برگزار شد و امسال کارگاهی سه روزه در باشگاه میلاد شهرداری کرج تشکیل شد که سطحِ آموزش در آن، نسبت به سال های قبل بسیار ارتقا یافته است.

محمد پاشایی؛ رئیس انجمن نعناع خود دچارِ معلولیت است. در حاشیه این کارگاه با او گفتگویی داشتیم تا از چگونگی فعالیت انجمن و برنامه های آتی آن برای معلولان کشورمان اطلاع حاصل کنیم.

 

چه شد که به معلولیت دچار شدید؟

سالِ 2004 که ساکنِ ژاپن بودم پس از سقوط از ارتفاع و بستری شدن به مدت 11 ماه و 10 روز، دچار معلولیت شدم و از آن پس روی ولیچر هستم. اوایل زندگی خیلی سختی داشتم اما تصمیم گرفتم مانند افراد عادی زندگی کنم و در جامعه حاضر شوم. در ژاپن زندگیِ راحتی داشتم چرا که معابر و فضاها برای معلولان کاملا مناسب و مطلوب است اما نمی دانستم به ایران که برگردم با چه اوضاعی رو به رو خواهم شد.

 

هدف اصلی تاسیس انجمن نعناع چه بود؟

پس از اتفاقی که برایم رخ داد از شخصی که دچار معلولیت از ناحیه گردن بود خواستم شرایط زندگی یک معلول در ایران را برایم ترسیم کند. با دیدنِ عکس های او تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتم کمکش کنم. با کمک دوستانم  یک تخت برقی و سپس یک ویلچر برقی برای او تهیه و ارسال کردیم. کسی که اصلا از خانه خارج نمی شد و گوشه گیر بود، با این کمک ها زندگی اش تغییر کرد و حضورش در جامعه پُررنگ شد. همین موضوع برای ما بسیار دلگرم کننده بود تا جایی که تصمیم گرفتیم خدماتی به معلولان ارائه کنیم. این خدمات با ارسال تخت و ویلچر برقی آغاز شد. زمانی که کار گسترش یافت تصمیم به ثبتِ انجمن در سال 2010 گرفتیم تا افراد بیشتری را تحت پوشش قرار دهیم.

 

مناسب سازی معابر و محیط های شهری را برای معلولان از چه زمانی آغاز کردید؟

سال ها در زمینه طراحی شهری در ژاپن کار کرده بودم و در کلاس های مناسب سازی شرکت کرده و مدرک لیدری مناسب سازی را اخذ کرده بودم. همیشه دوست داشتم که در کشور خودم نیز تجربیاتم را به کار بگیرم. سال 2012 بود که تصمیم گرفتم اولین کارگاه مناسب سازی را در ایران برگزار کنم و از اساتید ژاپنی دعوت کردم که به ایران بیایند و تجربیاتشان را در اختیار مسئولانِ کشور و کارشناسان بگذارند.

 

معیارِ انتخابِ اساتید ژاپنی که به ایران دعوت کردید چه بود؟

این اساتید جزء نخبگان ژاپن در حوزه مناسب سازی معابر و محیط های شهری هستند که تعدادشان انگشت شمار است. سال 2012 از آن ها دعوت کردم که برای برگزاری کارگاه به ایران بیایند. پس از دیدن مهمان نوازی و صمیمیت ایرانی ها، خودشان علاقه مند به سفر به ایران و برگزاری کارگاه شدند. این اساتید که منتخب انجمن نعناع هستند خود نیز به عضویت این انجمن درآمده اند.

 

چرا کرج را برای برگزاری کارگاه های مناسب سازی انتخاب کردید؟

من در ایران و ژاپن زندگی می کنم. پدر و مادرم هم ساکن کرج هستند. ابتدا می خواستم این کار را در تهران انجام بدهم اما توصیه دوستِ خبرنگاری، باعث شد که تصمیم بگیرم در شهر خودم این کار را دنبال کنم.

 

آیا به نظر شما فرهنگ رفتار با معلولان چه در مردم چه مسئولان، نسبت به قبل تغییری کرده است؟

بله صد در صد برگزاری این کلاس ها سببِ ایجاد تغییر در دیدگاه افراد شده است. به تدریج ذهن ها با مناسب سازی معابر آشنا شده است و اطلاعات مردم و مسئولان ارتقا یافته است و امیدواریم این روند روز به روز گسترده تر شود.

 

برخی معلولان از فضاهای مناسب سازی شده کرج در گذشته گلایه دارند و می گویند که برایشان قابل استفاده نیست. مشکل را در کجا می بینید؟

برخی بلوارها یا خیابان ها قبلا مناسب سازی شده اند اما متاسفانه دسترسی مناسب به آن تعریف نشده است و همین موضوع سبب شده فرد معلول نتواند به آن خیابان وارد شود و از فضا استفاده کند. در حال حاضر بررسی نحوه دسترسی ها و مشکلاتی که معلولان به آن ها اشاره می کنند، در دستور کار مسئولان است و بنا داریم که کم و کاستی ها را با طرح های جامع تر رفع کنیم تا به استانداردهای جهانی فضاهای شهری نزدیک شویم.

 

تفاوت زندگی یک معلول در ژاپن با ایران چیست؟

من در هر دو کشور زندگی می کنم اما در ژاپن واقعا راحت هستم. هرجا بخواهم راحت می روم و ایستگاهی نیست که نتوانم سوار اتوبوس شوم. از مترو نیز به راحتی استفاده می کنم. اما متاسفانه در ایران چنین نیست. حتی مترو آسانسور ندارد. سرویس بهداشتی، دستگاه خودپرداز و غیره در ایران برای معلول تعریف نشده است. هدف ما این است که این موارد را در مناسب سازی رعایت کنیم هرچند باید گفت این کار زمان می بَرَد. به قول اساتید ژاپنی، در همان کشور 40 سال وقت صرف شد که ژاپن به جای کنونی در حوزه مناسب بودن معابر و محیط های شهری برای معلولان برسد. پس باید صبور باشیم تا بتوانیم در آینده به شهری ایده آل برای زندگی معلولان نزدیک شویم.

 

آیا برگزاری این دوره ها در کرج، بازخوردی میانِ سایر استان ها و شهرهای ایران نیز داشته است؟

درخواست های مختلفی از شهرهای کشور برای برگزاری کارگاه داشتیم. سال 95 اساتید ژاپنی در شیراز کارگاهی سه روزه تشکیل دادند. هم چنین سال 96 نیز به دعوت استانداری اردبیل، کارگاهی نیز در این شهر برگزار شد و درخواست ها هم چنان ادامه دارد. ابتدا قصد داشتیم کرج پایلوت کشور در حوزه مناسب سازی باشد اما خوشبختانه آن قدر رقابتِ سالم و مثبت زیاد شده است که هر شهری می خواهد پایلوت مناسب سازی معابر در کشور باشد و این امری بسیار ارزنده است و از آن استقبال می کنیم.

 

به عنوان آخرین پرسش، آیا انجمن نعناع برنامه ای برای آینده دارد که به معلولان مژده بدهد؟

تصمیم داریم در صورت اخذ مجوز از وزارت کشور، یک طرح آموزشی سه ساله را راه اندازی کنیم تا افراد فعال در زمینه مناسب سازی با گذراندن دوره های مختلف در کنارِ اساتیدِ ژاپنی و بازدید از نحوه مناسب سازی کشور ژاپن، به درجه استادی برسند و  در سطح کشور، هر کدام دوره های آموزشی مختلف برگزار کنند تا معلولانِ سراسرِ کشور هرکجا که هستند لذتِ حضور در فضاهای شهری و استفاده از محیط های مناسب سازی شده را بچشند.

 

 

پیام آشنا: نسترن کیوان‌ پور

 

از همین اول بگوییم که اگر به‌ دنبالِ یک گزارشِ رسمی از یک جلسه یا نشست خبری هستید، این متن را رها کنید چرا که این نوشته تنها یک روایت از اتفاقاتی ا‌ست که در جلسه‌ ی علنی شورای اسلامی شهر کرج در روز چهارشنبه 9 اسفندماه 1396 رُخ داد. بالاخره حواشی، کارِ خود را کرد و زمزمه ‌های نارضایتی از عملکرد شهردار به‌ خصوص در انتصاباتِ اخیر، به متنِ اصلی بدل شد و مسائلِ دیگری را نیز در پی داشت که به بحث و تبادل نظر میان شهردار و اعضای شورای شهر انجامید.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

اپیزود اول

شهردار: اعضای شورای شهر کم ‌لطفی می ‌کنند!

 به‌ طورِ معمول در جلسات شورای شهر کرج که از ساعتِ 8:30 برگزار می‌ شود، تا یک ساعت بعدش که به محلِ برگزاری برسیم، تنها سه چهار خبرنگار به چشم می‌ خورد که هرچه به ساعاتِ پایانی نزدیک می‌ شویم رفت و آمدها شدت می ‌گیرد. اما روز چهارشنبه وقتی ساعتِ 8:40 دقیقه به صحن علنی رسیدم، جا برای نشستن نبود و مسئولِ سالن مجبور به آوردن صندلیِ اضافه برای خبرنگاران شد. از همان ابتدا هم معلوم بود که این جلسه انگار با جلساتِ دیگر فرق دارد چرا که شهردار کرج با اینکه تُنِ صدایش آرام بود، با لحنِ اعتراض ‌گونه خطاب به اعضای شورای شهر کرج سخن می ‌گفت و به جرأت می ‌توان گفت این میزان از رُک بودن میان شهردار و اعضای شورا برای اولین بار در صحن علنی رُخ می ‌داد. شهردار کرج با این‌ که از دغدغه‌ مندی اعضای شورای دوره‌ ی پنجم ابراز خرسندی می‌ کرد، موضوعاتی مانند بافت فرسوده، قصور در پیگیری عملیات اجرایی مترو، پایین بودنِ سرانه‌ های خدماتی کرج، عدم ایجاد درآمد پایدار و جذبِ پایین سرمایه ‌گذار را مهم ‌تر از سوالات مطرح شده در نامه ‌ی مورخ 17 دی‌ ماه دانست که طبق اعلام رئیس شورای شهر؛ محمد نبیونی شامل درخواستِ توضیحات در قالب سه بند در خصوص عباس محسنی، دکتر مراد کردی و عدم پاسخ‌ دهی به ‌موقع به تذکرات قانونی اعضای شورای اسلامی شهر کرج بود که بند سوم به اظهارات یا به ‌عبارتی اتهام شهردار به یکی از اعضای شورای شهر برای انتصابِ یکی از نزدیکان در پُست مدیریتی مربوط می ‌شد و با 12 امضا توسط اعضا تقدیم هیات رئیسه شده بود. اصغر نصیری که از رفتار اعضای شورای شهر بسیار آزرده به نظر می ‌رسید این بار با ادبیاتی غیررسمی خطاب به شورا گفت: «تاکنون شهرداری کرج همیشه در ارائه ‌ی پاسخ به سوالات شورا، سریع اقدام کرده است. سوالات در تاریخ سوم بهمن ابلاغ شد و شش روز بعد در تاریخ نهم بهمن نیز پاسخ ‌ها اعلام‌ شد در حالی که مهلت قانونی ۱۵ روز است و این واقعا کم ‌لطفی و بی ‌انصافی است که عدم پاسخ ‌دهی شهرداری برجسته شود. من حتی در دفتر سیستمی ایجاد کرده ‌ام و خودم هم مستقیما نظارت می‌ کنم تا تذکرات ظرفِ سه روز به صورتِ مستدل پاسخگویی شود!»

همین موضوع سبب شد حسین محمدی؛ عضو شورای شهر کرج در تذکری خطاب به محمد نبیونی بگوید که اگر شهردار پاسخ ‌ها را ارائه داده، چرا در صحن علنی توسط رئیس شورا به اعضا ارائه نشده است؟ و اصلا چرا پاسخ‌ ها مکتوب ارائه شده است در حالی که باید شهردار در صحن علنی به صورتِ حضوری پاسخگو می‌ بود. رئیس شورای شهر کرج نیز در توضیح گفت: «در جلسه غیرعلنی جواب مکتوب شهردار ارائه شد ولی در این جلسه که بیش از سه ساعت طول کشید به موضوعات داخلی شورا پرداخته شد و به این جوابیه پرداخت نشد!»

 

اپیزود دوم

عضو شورا: دلیل انتصاب یک مدیر پس از عزل در پُست قبلی چیست؟

 «حتی یک روز نبوده که من بدونِ تشویشِ ذهن و نگرانی در کرج کار کرده باشم!» این حرف را شهردار کرج زمانی در صحن علنی گفت که از پچ‌ پچ ‌هایی در خصوصِ برکناری خود خبر می ‌داد که به انتصاباتِ اخیر شهرداری مربوط می ‌شد. نصیری گفت: «با این اوضاع و این حجم از استرس و اضطراب نمی ‌شود کار انجام داد. مصلحت شهر بسیار فراتر از مصلحتِ بنده است. من پیش از این استعفایم را یک بار تقدیم کرده‌ ام و گفته ‌ام از این شهر می ‌روم اما خودتان قبول نکردید!»

اما زمانی که شهردار گفت که حاضر است لیستی یک‌ پارچه از اعضا دریافت و مدیران را طبقِ آن منصوب کند، حسین محمدی در اعتراض گفت که پیش از این یکی از اعضا را متهم کرده بودید که می ‌خواهد یکی از نزدیکان خود را در یکی از پُست‌ های مدیریتی شهرداری منصوب کند و این حرفِ شما با آن تناقض دارد!  شهردار اما با ابرازِ ناراحتی گفت: «من قبلا پیشنهاد دادم که دو نفر از شورای شهر و یک نفر از شهرداری به همه ‌ی انتصابات نظارت داشته باشند که اتفاق نیافتاد. من از اعضای شورای شهر یک خواهش دارم و اصلا به قانون هم کاری ندارم. یا کل انتصابات رو خودتان انجام دهید یا اجازه بدهید من انجام بدهم و پاسخگو هم باشم چون در غیرِ این صورت، چنین مُصیبتی تمام ‌شدنی نیست!» پس از این حرف ‌ها شهردار به زبانِ طنز گفت که به ‌قولِ یکی از دوستان اگر هر روز و هر شب مردی به همسرش بگوید که طلاقت می ‌دهم بالاخره یک روز زن خسته می‌ شود و به خانه‌ ی پدرش می ‌رود! هرچند محمد نبیونی نیز با طنز پاسخ داد که امیدواریم مصداقِ بحث ‌های صورت‌ گرفته‌ ی امروز طلاق و این ‌ها نباشد اما این مثال به مذاق برخی اعضای دیگر خوش نیامد. رحیم خستو که هفته‌ ی قبلش در نشستِ خبریِ پُر حاشیه پس از انتصابات زیرِ بمبارانِ سوالاتِ اعتراضیِ خبرنگاران البرز و گلایه‌ های فراوان از انتصابات قرار گرفته بود و به قولِ خودش این نشست به یک کابوس برایش بدل شد، گفت: «در شهرداری باید افرادی به کار گرفته شوند که سلامت حرفه ‌ای و مهارت کافی داشته باشند. دلیلِ اینکه یکی از مدیران پس از عزل در پُستِ دیگری قرار می‌گیرد چیست؟ چه اتفاقی افتاده است؟ در ضمن نباید با اولین تذکر از کوره در رفت چرا که مسئولیت اداره ‌ی یک شهر، مسئولیتی دشوار و پُر مشقت است و نازک‌ طبعی در این‌ جا جواب نمی ‌دهد!»

 

ایپزود سوم

عضو شورا: آیا در کلِ کرج نیروی متخصص برای معاونت نیست؟!

شهردار: خودتان معاون مالی اقتصادی را تایید کردید!

 بحثِ مهم دیگر مربوط به سوالات اعضای شورای شهر در خصوصِ مشاور و معاون برای شهردار کرج بود که نصیری از این موضوع گلایه داشت که پس از جلسات و بررسی ‌های بسیار وقتی بنا شد دکتر کردی از تهران به عنوان معاون مالی اقتصادی در کرج مشغول فعالیت شود، چرا از 12 آذرماه هنوز تفویض اختیار صورت نگرفته است و درخواست نه تایید می‌ شود و نه رد! که رئیس شورای شهر کرج در این خصوص گفت: «لایحه ‌ی تفویض به کمیسیون مربوطه ارجاع شده است اما تعیین تکلیف سوال و اصلِ موضوع هنوز نهایی نشده و دوستان به جمع ‌بندی نرسیده ‌اند.»

اکبر سلیم ‌نژاد؛ عضو دیگر شورای شهر کرج به اعتراض، خطاب به شهردار گفت که آیا در کل شهر کرج یک مشاور متخصص پیدا نمی ‌شود که باید بارِ نیروی انسانیِ شهرهای دیگر را به کرج تحمیل کرد؟!

این در حالی ‌ست که شهردار کرج می‌ گوید معاون پیشنهادی از تهران، طی دو سه جلسه در محضر اعضای شورای شهر حاضر شده و پس از ابراز تمایلِ اعضا، به شهرداری تهران نامه ‌نگاری شد تا با ورود ایشان به شهر کرج موافقت شود و پس از استعلام از فرمانداری نیز، مشخص شد فعالیت او در شهرداری کرج بلامانع است. اما با این حساب و با وجودِ آگاهی اعضای شورا از این روند و حتی پرداخت حقوق معاون از سوی شهرداری، باز هم سوال در این خصوص مطرح می ‌شود!

پس از بیانِ این مسائل که حدود دو ساعت و نیم به طول انجامید و تنش‌ های فراوان که میانِ برخی خبرنگاران ایجاد شد و سببِ تذکرِ رئیس شورا به آنان شد، به دلیلِ کمبودِ وقت، بنا شد طی 10 روزِ آتی، در صورتِ قانع نشدنِ اعضای شورای اسلامی شهر کرج از پاسخ‌ های شهردار، نصیری در جلسه‌ ی بعدی استیضاح شود.

 با این حال محمد نبیونی که جزء سوال ‌کنندگان از شهردار نبوده است، توضیحاتِ او را در جلسه‌ی چهارشنبه بسیار خوب دانست و گفت که مطالبه ‌گری وظیفه‌ و رسالت ذاتی نمایندگان مردم است و شهردار نیز موظف به پاسخگویی، اما نباید به سمتی پیش برویم که حاشیه بر متن پیشی بگیرد. این در حالی‌ست که ایشان با عدم اقدام به ‌موقع در خصوصِ فرآیند سوالِ اعضای شورای شهر و پاسخِ شهردار، خود به حواشیِ پیش ‌آمده دامن زد.

شاید این جلسه از دیدِ بسیاری از افراد، بدونِ خروجی بود اما به زعمِ نگارنده موضوع و مطالبِ مطرح‌ شده در این جلسه نمونه‌ ی کوچکی از مسائل و چالش ‌های متعدد میان شورا و شهرداری است که خواه ‌ناخواه در پیِ آشکار شدن مسائلِ پشتِ پرده، سببِ ایجادِ تغییرات اساسی در شهرداری خواهد شد و اگر این اتفاق نیافتد، آینده‌ ی کلانشهر کرج از منظر توسعه و عمران شهری و ارتقای کیفیتِ زندگیِ ساکنان مبهم خواهد بود. آیا این اتفاق، متناقض با اهدافِ اصلیِ مدیریت شهری نیست؟

 


بابک علی پور
اول
سوال هفته: مهم ترین اتفاق فوتبالی دنیا در هفته گذشته چه بود؟
جواب نادرست هفته: انتقال جنجالی و 160 میلیون یورویی فیلیپه کوتینیو از لیورپول به بارسلونا.
شاید. بله، خبر رفتن این وینگر 25 ساله برزیلی به جمع تیم کاتالونیایی تقریبا مهمترین اتفاق رسانه ای در دنیای فوتبال بود که با واکنش همه فوتبال دوستان و فوتبالی نویسان در سرتاسر دنیا هم همراه شده بود. از اظهار خوشحالی پدر و همسر اسپانیایی این بازیکن گرفته تا آتش زدن پیراهن شماره 10 لیورپول توسط طرفداران خشمگین انگلیسی که معتقد بودند جوان برزیلی همه عشق و علاقه آن ها به ستاره تیمشان را به پول فروخته است. اما باور کنید این انتقال پر سر و صدا قطعا مهم ترین اتفاق هفته گذشته دنیای فوتبال نبود. اتفاق اصلی همین دیروز؛ جمعه در فاصله شش هزار و پانصد و بیست و نُه کیلومتری شهر بارسلون رقم خورد. کجا؟ استادیوم ملک عبداله شهر جده در عربستان سعودی و در جریان بازی دو تیم الاهلی و الباطن. جایی که زنان سعودی برای اولین بار در تاریخ پرماجرای کشورشان توانستند به همراه پدر، برادر، همسر و هرکس دیگری به استادیوم تیم محبوبشان بروند و یک بازی فوتبال را از نزدیک تماشا کنند.

دوم
سازمان آتش نشانی شهر اردبیل مثل همتایان خود در تمامی شهرستان های کشور هر ساله دوره هایی را برای آموزش همگانی مردم عادی تحت عنوان «دوره های آموزشی آتش نشانان داوطلب» برگزار می کند. در این دوره ها همه افراد می توانند به راحتی ثبت نام کنند و آموزش های اولیه ای را برای مقابله با حریق پشت سر بگذارند. سرفصل های آموزشی این دوره بسیار ابتدایی و اولیه هستند. مثلا سرفصل های آموزشی امسال ما این ها بودند:
1-آشنایی با ساختار و وظایف سازمان آتش نشانی
2-اصول و مبانی اولیه حریق
3-آشنایی با خاموش کننده های دستی
4-ایمنی گاز
5-کمک های اولیه و حمل مصدوم
6-ایمنی در خانه
این دوره ها محدودیت های جنسی هم ندارند. یعنی خانم ها هم می توانند در این دوره ها ثبت نام کنند و در پایان دوره هم مفتخر به کسب درجه آتش نشان داوطلب شوند.
در سالی که گذشت من هم به عنوان یکی از مربیان این دوره به واحد آموزش سازمان در این دوره کمک کردم و نکته ای که به شدت برایم جالب بود جدیت، سخت کوشی، مسئولیت پذیری و اهتمام ویژه خانم های اردبیلی نسبت به آقایان برای درک آموزش ها و استفاده درست از آن ها در هنگام حادثه بود. به طور مثال هفتاد و دو درصد آقایانی که در کلاس ایمنی گاز حضور داشتند در طول کلاس مشغول پرسه زنی در اینترنت بودند و می خواستند ببینند که بالاخره علی دایی در آن روز کذایی سرمربی تیم سایپای تهران می شود یا نه. حتما می دانید که علی دایی بعد از خانواده، مهم ترین شخص در زندگی یک جوان اردبیلی است و پیگیری اخبار مرتبط با او از نان شب هم واجب تر. ولی خانم های حاضر در کلاس بیشتر از آن که پیگیر وضعیت آقای دایی باشند پیگیر این بودند که بفهمند اصلا گاز اتیل مرکاپتان چیست و چرا باید مواظبش باشند.

سوم
مادر 67 ساله من در عرض دو سال اخیر پیاده روی به بخش مهمی از زندگی اش تبدیل شده است. یادم نمی رود وقتی یک سال پیش برایش یک کفش پیاده روی خارجی خوب خریدم چه قدر ذوق کرده بود. تازه یک سال بود که هر روز صبح با طابس خانم و سلطنت خاله (همسایگان چپ و راستی ما) به پیاده روی می رفت و من می دیدم که چه قدر این اتفاق ساده و پیش پا افتاده در روحیه اش تاثیر خوب گذاشته است. در واقع به یاد نداشتم که بعد از مرگ پدرم در سال 82 این قدر روحیه اش خوب باشد. چرا، دقیق نمی دانم ولی احساس می کنم چون حس می کرد که یک سری محدودیت عجیب و غریب و مسخره در جامعه سنتی شهر اردبیل دیگر معنی خودش را از دست داده است و دیگر از نظر اهالی فهیم محله اشکالی ندارد که یک خانم 67 ساله با لباس ورزشی هر روز صبح مسیری را در امتداد پارک ساحلی شهر پیاده روی کند و کمی به سلامتی جسمی خودش کمک کند.

چهارم
روز جمعه و چند ساعت قبل از بازی دو تیم الاهلی و الباطن تیم های پرسپولیس و مشکی پوشان مشهد در استادیوم ثامن مشهد با هم دیدار داشتند. بازی که در یک فضای کاملا مردانه مشهدی طور برگزار شد و در طی آن این آقایان گاه با شعارهای منشوری خود صدابردار تیم پرتابل صدا و سیمای مشهد را مجبور کردند که صدای ورزشگاه را قطع کند. سی و شش کیلومتر آن طرف تر اما و در صحن انقلاب حرم امام رضا خانم ها در کنار همسران، برادران و پدرهایشان مشغول عبادت و زیارت حرم امام هشتم بودند. یا چه می دانم در هفده کیلومتری آن استادیوم و در باغ وکیل آباد مطمئنا خانم هایی مثل مادر من در حال پیاده روی و ورزش کردن بودند و این مسئله باعث هیچ اتفاق بدی در آن مجموعه نشده بود. حالا چرا ما این وسط اجازه نمی دهیم که خانم ها وارد استادیوم شوند و یک بازی فوتبال را درست مثل همتایان عربستانی شان از نزدیک ببینند، نمی دانم. شاید باید همه در کشور این محدودیت را درست مثل مردم فهیم محله ما یک شب از یاد ببریم و بدانیم که استادیوم رفتن خانم ها ایرادی ندارد که هیچ، باعث بهتر شدن حال این قشر از جامعه می شود و مطمئنا فضای مسموم استادیوم های ما را هم درست می کند. چون من یکی که کنار مادرم در یک بازی فوتبال حتی اگر بازیکن تیم محبوبم یک پنالتی مهم را به صورت چیپ به بیرون بزند هم جرات ندارم یک کلمه زشت برای خطاب قرار دادنش استفاده کنم. شما را نمی دانم!

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

پیام آشنا: محمود حيدري

 انتقاد از مسئولان، برنامه ها، عملکرد و اقدامات آنان در سطوح مختلف از حقوق مسلم و بديهي مردم است. مديران و مسئولان کشور در همه ي دستگاه هاي اجرايي، نهاد ها و سازمان ها بايد نقد ها را با سعه صدر و چهره گشاده بپذيرند و برآشفته نشوند.  متوليان امور در حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي بايد بدانند و باور کنند که نظرات، ديدگاه ها، سخنان و برنامه ها و اقدامات آنان بدون عيب و ايراد و اشکال نيست، آنان براي اصلاح امور و کم کردن اشتباهات بايد  از نقد هاي سازنده و پيشنهادات و نظرات مختلف استفاده و بهره گيري نمايند. بر اساس آموزه هاي ديني همه مردم نسبت به جامعه و امور آن به ويژه در حوزه عمومي مسئولند و نبايد در خصوص مشکلات، نياز ها، اقدامات به ويژه به عملکرد و سخنان مديران و مسئولان بي تفاوت باشند. انديشمندان و آگاهان در حوزه هاي گوناگون نسبت به عموم مردم مسئوليت و وظيفه بيشتري دارند و بايد در مبارزه با منکرات، فساد، تبعيض، بي عدالتي و حيف و ميل اموال عمومي مصمم و جدي باشند و کوتاهي و تساهل و تسامح از آنان به هيچ وجه پذيرفته نيست.

مناصب و مسئوليت هاي حکومتي، اداري و سياسي، قضايي و نظامي و انتظامي امانت است و فرصتي است براي ارائه خدمت صادقانه و بي منت به مردم. سوء استفاده از اين امانت و کوتاهي در ارائه خدمت به بهترين شکل به مردم از هيچ کس پذيرفته شده نيست و دستگاه هاي نظارتي بنابر وظايفي که دارند بايد بدون اغماض با متخلفان و مجرمان برخورد کنند. رهبر فرزانه انقلاب بارها بر اقدامات جهادي و جدي در ارائه خدمت به مردم و توسعه کشور، مبارزه با فساد در دستگاه هاي اجرايي، بي عدالتي، تبعيض، و حيف و ميل بيت المال به ويژه در ديدار با مسئولان و مديران ارشد کشور تأکيد کردند و امور را پيگيري و رصد مي کنند و در مواقع ضروري همانند زلزله اخير کرمانشاه تمام قد در ميدان حضور پيدا مي کنند و راهبري مي نمايند که مشکلات مردم و نياز هاي آنان به خوبي حل شود. با تحريم هاي ظالمانه که در سال هاي گذشته بر عليه مردم شريف کشورمان اعمال شد و در بعضي از مواقع بي تدبيري و بي برنامگي برخي از مسئولان و همچنين کوتاهي و سهل انگاري برخي ديگر از آنان در عمل به وظايفشان امروز شاهد بروز و ظهور مشکلات اقتصادي و معيشتي در همه طبقات جامعه به ويژه طبقات پايين جامعه هستيم. مسئولان مربوطه بايد تمام قد و با تمام وجود با تدبير و درايت در صدد پيگيري و حل مشکلات برآيند.عزيزاني که به وضعيت اقتصادي و معيشتي و فساد مالي در دستگاه هاي اجرايي کشور اعتراض دارند بايد بدانند اين کشور دشمنان قسم خورده اي دارد که در کمين نشسته اند و منتظر فرصت براي ضربه زدن به ملت ايران هستند. آشوب، تخريب اموال عمومي و تعرض به مردم و نيروهاي انتظامي و هرج و مرج نه تنها حلال مشکلات نيست بلکه مشکلات را در همه ي حوزه ها بيشتر و بيشتر خواهد کرد و کشور و مردم دچار خسارات جاني، مالي و سياسي جبران ناپذيري خواهند شد. منتقدان و معترضان به وضعيت نابسامان اقتصادي، فساد اداري و فساد مالي بايد مراقبت نمايند که فرصت طلبان و سود جويان سياسي در صفوف آن ها رخنه و نفوذ نکنند. آنان نبايد اجازه بدهند حرکتشان آلوده به خواسته هاي شيطاني دشمنان ديرينه آزادي و استقلال ملت قهرمان ايران اسلامي شود. اميدواريم با تدبير و درايت و حضور جانانه و مصمم مسئولان کشور در ميدان عمل و کمک و همراهي مردم هوشمند کشورمان شاهد اصلاح امور جامعه در حوزه هاي گوناگون باشيم.

 

پیام آشنا: نسترن کیوان‌ پور

شبکه ‌ی نسیم برنامه ‌ی دورِ همی را پخش می ‌کرد و خانم و آقایی برای گرفتنِ یک تبلت به عنوانِ جایزه، هرچه دلشان خواست بارِ خودشان و خانواده ‌شان می‌کردند تا مردم کمی بیش ‌تر بخندند و به او رای دهند! که دلیلِ این کار را واقعا درک نمی‌ کنم که بیایی توی یک برنامه‌ی پُر مخاطب تلویزیونی بگویی شوهرم شلخته است، دستپختِ زنم افتضاح است، بدبخت و بیچاره هستم، سرِ بچه‌ هایم همیشه توی گوشی ‌شان است و هزار و یک ایراد دیگر بگیری تا مردم بخندند و یک تبلت برنده شوی! دردناک است این روندی که یک سری از مردم پیش گرفته ‌اند.
برنامه پخش می ‌شد و مهران مدیری در حالِ رای گیری بود که ببیند برنده‌ ی تبلت کیست که ناگهان تمامِ ظروفِ توی بوفه شروع کرد به تکان خوردن. صدای غرش شنیدم. یک لحظه بعد همه به اتفاقِ همسایه‌ ها توی حیاط بودیم. تمامِ کوچه پُر شده بود از مردم با لباس‌های راحتی که بسیار سراسیمه بودند. همه گیج و مبهوت، گمان نمی ‌کردند زلزله این ‌قدر به آن‌ها نزدیک شده باشد!
چندی نگذشت که مردم برگشتند توی خانه ‌ها اما نه به دلیلِ اینکه آرام شده بودند؛ هرکس چند دست لباس، پتو و خوراکی برداشت و همه سوار بر ماشین ‌هایشان ریختند توی خیابان ‌ها. مجریِ شبکه‌ ی خبر نگران و مضطرب بود. گمان می ‌کردم به این دلیل است که همه رفته ‌اند توی خیابان از ترسِ جانشان ولی او باید می ‌ماند توی استودیو و خیلی با بی ‌حوصلگی چند گفتگوی تلفنی با رئیس، روسای ستادهای مدیریتِ بحران در استان ‌های البرز، تهران و قم انجام می ‌داد.
دیدنِ خیابان ‌ها و کوچه‌ها هم خالی از لطف نبود! یک سری دید و بازدیدهای کامل نشده‌ی عید نوروز همان چهارشنبه شب رخ داد! دوستان، آشنایان و فامیل‌ ها تا یکدیگر را می‌ دیدند، بلند بلند می ‌خندیدند و سلام علیک می‌ کردند. یک عده موبایل به ‌دست مثلِ متکدیان، از هرکس که می ‌دیدند درخواستِ شارژِ ایرانسل و همراهِ اول می‌ کردند. عابربانک ‌ها آن ‌قدر شلوغ بود که حد نداشت. پمپ بنزین ‌ها بدتر. به حدی که یکی از دوستان برای پُر کردن باکِ بنزین مجبور شده بود از کرج خارج شود و به اتوبان برود.
چادرها در فضاهای سبز برپا شده بود و یک عده قلیان هم آورده بودند. آخر مدتی‌ست سفره‌ خانه ‌های استان البرز از عرضه ‌ی قلیان ممنوع شده ‌اند و برای همین نیز یک سری جوانِ فرصت‌ طلب، وقت را غنیمت شمرده بودند!
در چهره ‌ها اما نگرانی خاصی دیده نمی ‌شد. انگار مردم منتظرِ فرصتی بودند که یک شب‌ نشینی با دوستان و فامیل داشته باشند. بعد از اینکه در کلِ شهر دور زدیم و انگشت به دهان ماندیم که چرا یک سری کنارِ ساختمان ‌های بلند و برج ‌ها پارک کرده ‌اند و پتوپیچ کرده‌اند خودشان را و گمان کرده ‌اند ده، دوازده طبقه روی سرشان آوار نمی‌ شود، برگشتیم سمتِ خانه.
بعضی کوچه‌ ها که کُلا پُر بود و جا نبود. مردم اصلا فکر نکرده بودند که اگر خدای نکرده زلزله باز هم بیاید، ماشین‌ ها چه ‌طور باید خودشان را از کوچه خارج کنند. راستش علاقه‌ مند شدم بدانم آی ‌کیویِ این افراد واقعا چند است!
هرکاری کردیم مادرِ خانواده نگذاشت برگردیم توی ساختمان. مجبور شدیم کنارِ پارک نزدیکِ خانه، بمانیم. از شدتِ نفس ‌ها، هوای داخلِ ماشین قابلِ تنفس نبود. شیشه را هم که باز می ‌کردی از شدتِ آلودگی به سرفه می ‌افتادی و به مرگ با زلزله راضی می‌ شدی. یک سری آقایانِ دغدغه ‌مندِ سرپرستِ خانوار هم که مدام در حالِ سیگار کشیدن بودند و آلودگیِ آن نقطه را دوچندان می‌ کردند.
به داخلِ ماشین‌ ها که نگاه می ‌کردم همه بیدار بودند و این ‌طرف و آن‌ طرف را تحتِ نظر داشتند. انگار مثلا زلزله آرام ‌آرام از دوردست‌ ها می‌آید و تا نزدیک شود می ‌توانند فرار کنند. همه موبایل به ‌دست اخبار را دنبال می‌کردند و شروع کرده‌ بودند به ساختنِ جُک و فوروارد کردنِ آن برای دیگران. اما جالب این بود که به هر جمعی نزدیک می ‌شدم کسی دقیقا نمی ‌دانست باید چه وسایلِ ضروری با خود همراه داشته باشد! کافی بود یک جمله‌ ی خنده‌ دار را بگویی؛ امکان نداشت کسی نشنیده باشد اما اگر می ‌پرسیدی کیفی برای چنین مواقع اضطراری باید شاملِ چه اقلامی باشد جز کنسرو و پتو کسی چیزی به ذهنش نمی ‌رسید!
دور و برم را زیرِ نظر داشتم. خوابم نمی‌بُرد و اطراف را نگاه می‌ کردم. وقتی شارژِ گوشی‌ها تمام می ‌شد و نورها خاموش، مردم ماشین ‌هایشان را روشن می ‌کردند، با فامیل و دوست و آشنا خداحافظی می ‌کردند و برمی ‌گشتند توی خانه!همه با خوشحالی می ‌گفتند تمام شد و خطر رفع شد! هرچند نمی ‌دانم چه ‌طور به این نتیجه رسیده‌ بودند. گزارشگر شبکه‌ ی خبر به مردمِ توی کوچه ‌ها و خیابان ‌ها می‌ گفت چرا برنمی ‌گردید خانه؟ از آن طرف هم از ستاد مدیریت بحرانِ استان‌ ها پیامک به گوشیِ مردم می‌ رسید که هوشیار باشند و خطر هنوز رفع نشده است! مردم کاسه‌ی چه کنم گرفته بودند دستشان هرچند خیلی هم بد به بعضی ‌ها نگذشت! حداقل این است که هر بستنی ‌فروشی را که در سطح شهر دیدیم مشتری جلوی درش صف کشیده بود!

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پیام آشنا: هومن ناظمی

لیگ برتر فوتسال ایران به هفته های پایانی خود نزدیک می شود وتیم های مس سونگون و گیتی‌پسند‌ جدال حساسی برای کسب عنوان قهرمانی این دوره از مسابقات دارند.

در انتهای جدول رده بندی، تیم فوتسال هیئت فوتبال قم در بدترین شرایط قرار دارد وکار سختی برای بقا در لیگ برتر خواهد داشت ولی دیگر تیم های شهرداری ساوه،مقاومت البرز،پارسیان شهر قدس و ارژن شیراز هم در محدوده خطر سقوط قرار گرفته اند و 5 دیدار انتهایی فصل می تواند برای این تیم ها حکم فینال را داشته باشد.

نماینده البرز درابتدای فصل با تغییرات فراوانی پا به میدان این مسابقات گذاشت و حتی سرمربی جوان مقاومت این امیدواری را به علاقه مندان به فوتسال در استان البرزداد تا این تیم بتواند جزء تیم های بالا نشین جدول رده بندی باشد ولی شکست های پی در پی و عدم نمایشی دلپزیر ازاین تیم  باعث شده شاگردان کیانفر با کسب 22 امتیاز دررده یازدهم جدول رده بندی قرار بگیرند.

در روزهایی که انتقاد های زیادی از نتایج ضعیف مقاومت البرز در لیگ برتر فوتسال می شود واکنش هیئت مدیره باشگاه به این سیر نزولی تنها حمایت از سرمربی جوان بود.

متاسفانه این تیم با حاشیه های فراوانی مواجه است که می توان به بیرون ماندن چند هفته ای کاپیتان باسابقه تیم در کنار عدم استفاده از برخی بازیکنان بومی مقاومت اشاره کرد و متاسفانه بر روند کسب نتیجه این تیم هم تاثیر داشته است.

در ۵ هفته باقیمانده نماینده فوتسال البرز در لیگ برتر رقابت حساس و سختی با تیم های نزدیک به خود برای ماندن در لیگ برتر وبقا در این دسته دارد وباید دید مدیریت باشگاه مقاومت همچنان بر ادامه کار کادرفنی فعلی اصرار دارد یا خیر.

بی شک یکی از تیم های محبوب ورزش البرز مقاومت است که چند سالی است در سطح اول فوتسال کشور به رقابت می پردازد و هواداران این تیم نگران نتایج ضعیف هفته های اخیر این تیم هستند و دوست ندارند تیمشان در چهارمین سال حضور در لیگ برتریکی از گزینه های جدی سقوط باشد واسترس ونگران نیافتادن تیمشان آنها را تا روز آخر لیگ برتر همراهی کند.

در این هفته های حساس مقاومت نیاز به آرامش  دارد و مسعود کیانفرکارسختی در این چند هفته خواهد داشت.

 هیئت مدیره باشگاه مقاومت هم همچنان از کادر فنی خود حمایت می کند و در نهایت باید دید در ادامه راه و در هفته های پیش رو مقاومت چه نتایجی خواهد گرفت و آیا نماینده البرز می تواند خود را در لیگ برتر نگه دارد؟

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

«یکی از دلایل اصلی گران شدن کاغذ افزایش قیمت ارز مبادله ای است که ابتدای سال، هر دلار سه هزار و 100 تومان بود اما امروز به سه هزار و 530 تومان رسیده است، دلیل دوم آن، افزایش قیمت خمیر کاغذ در جهان است.» این سخنان غلامرضا شجاع نماینده مصرف کنندگان کاغذ بود که نزدیک به ده روز پیش منتشر شد.

کاغذ گران شد تا هر آنچه نشریات خصوصی با چنگ و دندان در راستای اعتلای فرهنگ مطالعه و قلم زدن برای رساندن آگاهی بیشتر به افراد جامعه دنبال می کردند را یک شب نقش بر آب کند. کاغذ گران شد تا مدیران مسئولی که می توانستند سرمایه ی خود را در هزاران راه دیگر سرمایه گذاری کنند پشیمان از قدم زدن در راهِ فرهنگی شوند و برای اعتصاب چند روزی کیوسک را تعطیل و درصدد چاپ الکترونیکی روزنامه، هفته نامه و یا ماهنامه خود بیافتند.

در سال های اخیر با ورود مجلات الکترونیکی و انتشار آن ها در فضای مجازی و مطالعه اخبار در شبکه های اینترنتی به جای ورق زدن روزنامه، کم کم فاتحه ی کاغذ و دفتر تحریریه و انتخاب تیتر و عکس یک روزنامه ها خوانده شد، اما در کنارِ نشریات دولتی که یارانه ی دریافتی آن ها تفاوت بسیاری با نشریات خصوصی دارند، این نشریات خصوصی بوده و هستند که بدون جانب داری از سوی نهاد، مرکز و یا سازمان خاصی تنها به فکر روزمرگی و امرار معاش مردم هستند و تنها دغدغه شان یافتن راه حلی برای برطرف کردن مشکلاتشان است.

سه شنبه گذشته روزنامه سینما تیتری با عنوان یک هفته بدون کیوسک را با پس زمینه مشکی به صورت الکترونیکی منتشر کرد و در توضیح این اقدام نوشت: دعوت روزنامه ی سینما از دیگر رسانه های بخش خصوصی برای حضور در یک چالش بزرگ، اعتراض به افزایش دوبرابری قیمت کاغذ. هفته نامه کرگدن نیز به علت بحران گرانی کاغذ به روزنامه سینما ملحق شد تا نشریات خصوصی هم صدا باهم گران شدن کاغذ را معضلی برای ادامه ی کار فرهنگی خود بدانند.

گران شدن کاغذ تیشه بر ریشه ی بخش اعظمی از فعالان رسانه ای زد. نابودی مطبوعات در یک قدمی بود که خبری با عنوان «افزایش تعرفه واردات کاغذ تحریر و روزنامه منتفی شد»، منتشر شد. در ابلاغیه ای از سوی مدیر کل امور اقتصادی و سیاست های تجاری وزارت صنعت، معدن و تجارت به دلیل تاثیرات منفی التهاب در بازار کاغذ در حوزه صنعت نشر و مطبوعات و برای آرامش بازار و تعدیل اثرات قیمت های جهانی کاغذ، تعرفه انواع کاغذ چاپ و تحریر و روزنامه تا پایان سال جاری کماکان مطابق روال قبل بوده و افزایش نخواهد یافت.

این تصمیم قطعا تسکینی بر آشوب های پیش آمده در دنیای مطبوعات است. این سه ماه هم بگذرد، چه اتفاقی در تغییر قیمت کاغذ پیش خواهد آمد؟ آیا به دنبال یافتن راهِ حلی اساسی برای ایجاد آرامش در بزرگترین نهادِ فرهنگی جامعه هستیم یا تنها برای از بین بردن تاثیرات منفی چند روزه ی اخیر مرهمی هرچند موقت را انتخاب کرده ایم؟

شایعه ای در خصوص احتکار کاغذ از سوی برخی روزنامه های دولتی به گوش می رسد که جای تامل دارد. آیا نشریات دولتی با داشتن یارانه ی ویژه از سمتِ دولت باز نیاز به احتکار کاغذ دارند؟ احتکار کاغذ چه مدت می تواند درمانِ مشکل موجود باشد؟ چه نظارتی به انبار کردن کاغذ و فروش آن به قیمت بیشتر در بازار مطبوعات می شود؟ بسیاری از روزنامه های خصوصی یا تعداد صفحات خود را کم کرده اند و یا به صورت الکترونیکی نشریات خود را چاپ می کنند!

دنیای پر زرق و برق دیجیتال برای کمرنگ شدن نشریات مکتوب خود یک معضل بزرگ بود که امروز معضل گرانی کاغذ نیز به آن افزوده شد. کاغذ را گران می کنند تا همین روزنه های اندکی که نشریات خصوصی را سرپا نگه داشته، نابود شود. نشریات خصوصی با جدیت و بدون انتظار حمایت های مالی که آن هم باید در دستور کار نهادهای فرهنگی- مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گیرد، به کار فرهنگی خود ادامه می دهند. پس برای زنده نگه داشتن نشریات مکتوب بسته های حمایتی از سوی دولت لحاظ شود تا چراغِ دفاتر نشریات محلی روشن و ادامه فعالیت برای مدیرانِ آن ها مقدور باشد. کار را به جایی نرسانیم که فرهنگِ مطالعه نشریات کاغذی برای نسلِ نه چندان دورِ آینده خاطره شود و بسیاری از مشاغل فرهنگی که امروزه جایگاهِ ویژه ای در دنیای مطبوعات دارد، به ورطه ی فراموشی سپرده شود.

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید