پیام آشنا: نسترن کیوان‌ پور
 
 
در تحریریه روزنامه که کار کنی تعطیلاتت برعکس است. جمعه ‌ها یا روزهای تعطیلِ رسمی که همه نشسته ‌اند توی خانه، تو باید بروی سرِ کار که روزنامه‌ روزِ بعد را آماده کنی. رفتن به محلِ کار در روزهای تعطیل همیشه در چشمِ روزنامه ‌نگاران بزرگ‌ ترین ظلمِ بشریت است و به همین دلیل پنج ‌شنبه ‌ها را سعی می ‌کنی به‌ کُل از خانه خارج نشوی و از روزِ تعطیلت نهایتِ بهره را ببری. همین توجیه سبب شد با کُلی غُر زدن روز پنج ‌شنبه؛ 31 خرداد ساعتِ شش عصر راهی خانه‌ هنرمندان کرج شوم که بنا بود یک برنامه‌ی فرهنگی هنری به همتِ شهرداری، آن ‌جا برگزار شود.
بدخُلقی ‌ام با دیدنِ فضای صمیمی و چند تا سماور و فنجان ‌های کمرباریک روی نعلبکی ‌های کوچک، و خانم و آقایی که با لباس رنگارنگ مشغولِ پذیرایی بودند، و شنیدنِ موسیقیِ سنتی که در فضا پخش می‌ شد، کاملا محو شد. یعنی می ‌خواهم بگویم وقتی ایجادِ فضایی چنین کوچک می ‌تواند احوالِ آدم را خوب کند چرا از این دست کارها بدونِ مناسبت ‌های خاص در گوشه و کنارِ شهر انجام ندهیم تا مردم چند ساعتی حالِ خوش را تجربه کنند؟
بگذریم... مراسم مربوط به رونمایی از پوسترِ استاد "جلال مقامی" بود. صدایی ماندگار و دلنشین که به جرأت می ‌توانم بگویم همه‌ ایرانی‌ ها با آن خاطره دارند. همین الان که اسمِ او را بُردم مطمئن هستم تُنِ گرمِ صدایش، پسِ ذهن ‌تان در حالِ پخش شدن است؛ اگر سن ‌تان قد بدهد در سریالِ ارتش سری یا سریالِ محبوبِ پوآرو یا شرلوک هولمز، فیلمِ لورنس عربستان و صد البته برنامه‌ی پُر مخاطب "دیدنی ‌ها" که یکشنبه شب‌ ها همه را پای تلویزیون میخ ‌کوب می‌ کرد، او را به خاطر دارید و اگر سن ‌تان کم ‌تر باشد در سریال هشدار برای کبری 11 یا فیلم ‌های ویل هانتینگ خوب و تغییر چهره و هزاران فیلم و سریالِ درجه‌ یک دیگر. 
ندانستنِ این موضوع که او ساکنِ کرج است سببِ شرمندگی‌ ست. نه استاد مقامی بلکه بسیاری از اساتیدِ بنام و چهره‌ های ملی و بین ‌المللی در استان البرز زندگی می ‌کنند یا البرزی هستند اما متاسفانه بسیاری از ما مفاخرِ شهر و استانِ خود را نمی ‌شناسیم و گاهی در مراسمِ بزرگداشت و تجلیل انگشت به‌ دهان می‌ مانیم که نه؛ انگار کرج تنها ملغمه‌ ای از ویژگی‌ های منفی و نامطلوب نیست.
در مراسمِ روز پنج ‌شنبه از پوسترِ استاد رونمایی شد اما بناست در مراسمی باشکوه که در تاریخِ چهارمِ مردادماه امسال در تالار شهیدان نژاد فلاح برگزار می ‌شود از او آن‌ طور که شایسته و بایسته است قدردانی و تجلیل شود.
 
**
زارع: قدرِ هنرمندان کرج را بدانیم
عباس زارع، رحیم خستو و منصور وحیدی از اعضای شورای اسلامی شهر کرج، سید علی‌اکبر میروکیلی؛ معاون فرهنگی و ورزشی شهرداری کرج و احمد خیری؛ مدیر اجتماعی شهرداری کرج در میان هنرمندان کرجی حاضر بودند. بخشی از سخنانِ مسئولان و هنرمندان را در ادامه می ‌خوانید.
فرهنگ جولایی؛ گوینده و مجری پیشکسوت کرجی، برگزاری مراسم بزرگداشت را برای هنرمندان اقدامی ارزنده دانست و گفت: «این اصلا زیبنده نیست که مسئولی هنرمندان و چهره‌ های برجسته‌ شهرش را نشناسد اما خوشبختانه در سال‌ های اخیر به جایی رسیده ‌ایم که توجهِ مسئولان به مسائل هنری بیش ‌تر و بهتر شده است.»
عباس زارع؛ رئیس کمیسیون بودجه شورای اسلامی شهر کرج از نهادهای مردمی و نهادهای خصوصی که در برگزاری این رویداد مشارکت داشته‌ اند تشکر ویژه کرد و گفت: «رشد کلانشهر کرج طی سال‌ های گذشته، بسیار سریع بوده است و همین موضوع سبب شده بسیاری از عناصر هویت ‌زا مورد غفلت واقع شود. یکی از این عناصر، وجود مفاخر بزرگ ادبی، هنری و ورزشی کرج است که سرمایه‌ های انسانی این کلانشهر هستند؛ بزرگانی که باید آن‌ها را بشناسیم، از وجودشان بهره ‌مند شویم و به آنان افتخار کنیم اما متاسفانه نتوانستیم از فضایی که چنین مفاخری می‌ توانند برای ما به وجود آورند استفاده‌ مطلوب کنیم.»
زارع آمادگی مسئولان شورای شهر کرج را در معرفی و شناسایی مشاهیر ادبی هنری فرهنگی البرز اعلام کرد و گفت: «بزرگانی مانند استاد مقامی، موجبِ بالندگی شهروندان کرج هستند و ایجاد فضایی نیز به نام خانه‌ هنرمندان با همین هدف صورت گرفته است که مفاخر کرج در دسترس و دیدِ عموم شهروندان باشند. امیدوارم قدرِ هنرمندانِ کرج را بدانیم و از حضورشان در این شهر نهایتِ بهره را ببریم.»
 
کاکاوند تاکید کرد:
شناختن و شناساندن هنرمندان، وظیفه اصلی مسئولان فرهنگی
رشید کاکاوند؛ مجری و ادیبِ برجسته‌ کرجی نکاتی را در سخنرانی خود مطرح کرد که تلنگری ‌ست به همه. او گفت: «اولین قدم برای توجه به هنرمندان احترام و برگزاری بزرگداشت نیست بلکه شناختن و شناساندنِ آن‌ ها به مردم است. مسئولان وظیفه دارند هنرمندان بزرگ منطقه‌ را بشناسند و به مردم بشناسانند تا جایی که نیاز عمومی مردم البرز این باشد که چرا برای جلال مقامی مراسم بزرگداشت برگزار نمی کنید؟ مردم از مسئولان بخواهند که چرا برای بهروز رضوی مراسم تجلیل برگزار نمی کنید؟»
کاکاوند هم ‌چنین از بی ‌اعتنایی به برخی هنرمندان و مفاخر مانند بهروز ثروتیان، معینی کرمانشاهی، کوروس سرهنگ‌ زاده و ... گلایه کرد و ادامه داد: «شناختِ چنین چهره‌ هایی سبب می ‌شود حس کنیم آدم‌ های مهمی هستیم که این دارایی ‌های بزرگ را داریم. مثلِ مریم میرزاخانی که طالقانی بود. وجودِ چنین افرادی اعتماد به نفسِ فرهنگی ما را ارتقا می ‌دهد. افتخارِ ما این است که ایرانی هستیم و این ادعا بی ‌راه نیست که مرکز فرهنگی جهان هستیم. مهم نیست جهان ما را نادیده بگیرد مهم این است که خودمان، خودمان را نادیده نگیریم.»
رشید کاکاوند به شعری از حضرت حافظ اشاره کرد که می ‌گوید "بنده‌ طلعت آن باش که آنی دارد" و ادامه داد: «بسیاری از افراد چه آنان که استعداد هنری دارند چه ندارند، زحمت می ‌کشند و برخی فضلیت‌ ها را با تمرین و مطالعه کسب می ‌کنند اما آن هنرمندی ماندگار است که جز هنرش، صاحبِ اندیشه و فرهنگ باشد؛ شخصیت داشته باشد. ما کرجی ‌ها چه‌قدر خوشبختیم که جلال مقامی را داریم که شهرتش تنها به ‌واسطه‌ی مهارت عالی در گویندگی و اجرا نیست. بلکه شخصیتِ محبوب با غنای بالا دارد یا به تعبیرِ حافظ "آنی دارد".»
کاکاوند گفت: «امیدوارم این مراسم پایانی بر پرداختن به جلال مقامی و هنرمندان برجسته‌ی دیگر نباشد بلکه چنان به هنرمندان بزرگمان اهمیت بدهیم و احترام بگذاریم که گویندگانِ حاضر در مراسم بزرگداشت بگویند که ای کاش من هم کرجی بودم چون کرجی‌ها بسیار فهیم هستند و بزرگانِ خود را می ‌شناسند...»
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 عکاس: علیرضا نظری دوست

پیام آشنا - فرزانه یوسفیان، کم لطفی ها به هنرمندان در جای جای کشورمان بیداد می کند. از لغو کنسرت هایی که حتی بلیت های آن در سایت ها به فروش رسیده تا عدم وجود زیرساخت های اولیه همچون پلاتو، نگارخانه و فضای سینما استاندارد، همه و همه درد دل هایی است که به زبانِ هنرمند جاری می شود، اما گوشِ شنوایی نیست، اگر هم هست به صورت مقطعی می شنوند و در طول زمان به فراموشی سپره می شود. این فراموشی هم دلایل بسیاری دارد یا مسئول مربوطه با کثرت کارها در حوزه های دیگر مواجه می شود و یا با تغییر مدیر درد بر جای خود باقی می ماند و مدیر جدید تا بخواهد با آن ها همذات پنداری کند، زمانی دو چندان صرف می شود.
البرز نیز از این قاعده مستثنی نیست. البته این را باید گفت که هیچ زیرساختی در هیچ شاخه ی هنری در حد هنرمندان نامی و حرفه ای استان وجود ندارد. نه مکان فیزیکی مطلوب برای هنرمندانی که در قالب انجمن های ادبی و هنری فعالیت می کنند وجود دارد و نه نشست های منظم ماهانه با مسئولان ذیربط برای شنیدن مشکلات و معضلات موجود در این حوزه در جهت برطرف کردن آن ها برگزار می شود.
با وجود تمامی مشکلات موجود در حوزه فرهنگ و هنر البرز، حال که همین هنرمندان فعال و دوستدار رشته های هنری با کمبود امکانات افتخارآفرین بودند؛ مسیر را برایشان هموار سازیم و به قول معروف چوب لای چرخ آن ها نگذاریم. شنبه گذشته پیامی با این مضمون برای هنرمندان تئاتر در شهرستان نظرآباد ارسال شده است: هیات رییسه انجمن هنرهای نمایشی استان البرز در نظر دارد به منظور معرفی نماینده انجمن در شهرستان نظر آباد جلسه هم اندیشی و پیشنهاد نامزدهای مورد نظر را با حضور شما عزیزان برگزار کند. بدین منظور از هنرمندان عزیز دعوت می شود در جلسه روز شنبه مورخ 15/7/96 در محل فرهنگسرای هنر نظر آباد ساعت 16 حضور به هم رسانید.
روز شنبه عصر بود که در گروه تلگرامی هنرمندان تئاتر البرز گله ای از سوی یکی از هنرمندان استان که در شهرستان نظرآباد با در بسته اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان مواجه شده بودند منتشر شد. مدیر کل همیشه فعال اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی البرز با حضور در این گروه و پیگیری در خصوص این مشکل، حل آن را قطعی دانست. هنرمندان نیز هر کدام درد دل خود را اینگونه با مدیر کل مطرح کردند: هر سال نماینده انجمن هنرمندان تئاتر نظرآباد توسط خود مسئولان انتخاب می شد، حتی باعث شدند انجمنی که موجود بود و با قوت در حال کار و تلاش بود به یک ‌نفر خلاصه شود و انجمن از بین برود. اوضاع پلاتو این شهرستان هم که مشخص است و هیچ تلاشی هم برای آن نمی شود، امروز هم که اجازه ندادند که تئاتری ها جمع شوند و برای خودشان تصمیم بگیرند. شما همیشه حامی تئاتری ها بودید و اینجا می خواهیم که اجازه بدید تئاتری ها برای خودشان تصمیم بگیرند.
یکی دیگر از هنرمندان می گفت: وقتی خبرهایی از این دست می شنویم حالمان عجیب و غریب گرفته می شود. مگر خواسته های هنرمندان تئاتری چقدر بزرگ است که نمی توان انجام داد. این بچه ها که سال ها چراغ تئاتر نظرآباد را روشن نگه داشتند و روز به روز خبرهای پیشرفت و افتخاراتی که کسب می کنند را می شنویم، چرا باید اینگونه باشد! جناب خیلدار بزرگوار که تا الان واقعا حمایت های شما قابل ستایش بوده و خواهد بود و همیشه لطف داشتید به جامعه هنری استان. اما کمی فقط کمی نگاهی هم به این شهر بیندازید و عاجزانه درخواست داریم به درد دل این هنرمندان شریف هم گوش بدهید. بسته شدن فقط یک درب به روی هنرمندان یعنی بسته شدن فرهنگ به روی جامعه.
علی خیلدار مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی البرز در پاسخ به پیام های هنرمندان، نوشت: «سلام. صددرصد در خدمتتان خواهم بود. اجازه نمیدم که به حوزه هنر بی احترامی بشه.»
روز گذشته و قبل از صفحه آرایی صفحه فرهنگ و هنر تماسی با خیلدار در خصوص این موضوع داشتم که در ادامه می خوانید:
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی البرز در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار فرهنگ و هنر پیام آشنا گفت: خوشبختانه جلسه ای ظهر امروز با حضور هنرمندان تئاتر استان البرز و شهرستان نظرآباد برگزار شد و تمامی سوء تفاهمات و برخی اختلافات موجود بر طرف شد. در دو روز آتی جلسه ای در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نظرآباد با حضور هنرمندان این شهرستان و انجمن استان برگزار خواهد شد و به موضوعات مطرح شده رسیدگی می شود.
خیلدار در ادامه خاطرنشان کرد: هنرمندان تئاتر استان از جمله هنرمندان تلاشگر و حرفه ای هستند که بارِ سنگین هنر نمایش استان را به دوش می کشند. حال که هنرمندان همواره در راه ارتقای فرهنگ و هنر استان قدم های موثری برمی دارند و بارها باعث موفقیت هایی به نام البرز شده اند، ما نیز به عنوان مسئول باید در راه هموار کردن این مسیر اقدامات شایسته ای انجام دهیم.
این مسئول در پایان یادآور شد: به عنوان مدیر فرهنگی استان از تمامی هنرمندانی که در این خصوص آزرده خاطر شده اند، معذرت می خواهم و امیدواریم با همراهی و همکاری مسئولان و هنرمندان دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.
*جای بسی خرسندی است که مدیر کل دلسوز و فعال استان در کمتر از چند ساعت از اتفاق پیش آمده، مسئله را برطرف ساخت.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پیام آشنا: نسترن کیوان‌پور           

تصویری که اکثرِ ما از معلولان در ذهن‌مان داریم، فردی گوشه‌گیر است که به سختی با دیگران ارتباط برقرار می‌کند. فردی که برای هر کاری نیاز به کمکِ پدر و مادرش دارد. البته تقصیرِ ما هم نیست. وقتی معلولان حتی یک برنامه‌ی تلویزیونی کوچک هم در طولِ سال ندارند و این‌قدر کم جلوی دوربین‌ها هستند، طبیعی‌ست که مردم هم از دغدغه‌ها و مشکلاتِ آنان خبر نداشته باشند.

خودِ من تا سه، چهار سالِ پیش، به هیچ‌وجه از وجودِ این همه معلول در استان البرز خبر نداشتم. اما حالا به واسطه‌ی آشنایی با جامعه‌ی معلولان البرز و آموزشگاه خیریه‌ی رعد کرج که رسانه‌ها شاید تنها در روز جهانی معلولان سراغ‌شان می‌روند، با افرادی آشنا شده‌ام که استعدادهای شگرفی دارند و به دور از هرگونه خودنمایی، گوشه‌ای از شهر به زندگی‌شان ادامه می‌دهند، به هنرآفرینی مشغول هستند و از مسئولانی گلایه دارند که هرگز آن‌ها را نمی‌بینند.

این بار با دختری جوان آشنا شدم که روی ویلچر نشسته بود. چهره‌ای مهربان داشت و خوش‌سخن بود. باورم نمی‌شد که پنج کتاب نوشته باشد. ناراحت بود که جایی برای فروشِ کتاب‌هایش ندارد. اسامی آن‌ها را پرسیدم: قهرمان عرصه‌ی زندگی، تولد دوباره، پرواز بر بال عشق، آوای الفاظ حقیقی و سفیران ساحل امید. و چه عناوینِ امیدوار کننده و زیبایی برای کتاب‌هایش انتخاب کرده است. کلماتی که پُر از علاقه و عشق و اُمید به آینده است.

اگر از دور دیده بودم‌ش، هرگز گمان نمی‌کردم نویسنده باشد و چشمانم مدام دنبالِ مادری می‌گشت که برای حرف‌ زدن یاری‌اش کند. گله‌مند بود از مسئولانِ اداره کل فرهنگ و ارشاد البرز که چرا هیچ کمکی برای فروشِ کتابش به او نمی‌کنند. او شرایطِ خیلی سخت‌تری نسبت به سایر نویسندگان کرج دارد و نیازمند توجه ویژه است.

 

از داروهایش می‌پرسم. او باید داروهای بسیاری در ماه مصرف کند که تقریبا چهارصد هزار تومان هزینه در پی دارد. او فقط دوست دارد بتواند کتاب‌هایش را بفروشد تا کمک‌خرجی به خانواده‌اش باشد که در ماه این‌همه برای قرص و دارو باید هزینه کنند.