نسترن کیوان پور

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

رفتارِ برخی از نمایندگان و معاونان شهرداری کرج، آدم را یادِ دانش آموزانی می اندازد که دقیقه 90 برای امتحان خود را آماده کرده اند و بعد از رسیدن به جلسه تازه یادشان می افتد که فلان فصل را نخوانده اند یا خودکار با خودشان نیاورده اند. درست است که روند انتخاب شهردار و استعلام او مدت زمان بسیاری به طول انجامید و شهر به امانِ خود رها شد اما مسئولانِ شهرداری موظف هستند وظایف خود را حتی در غیابِ شهردار به درستی انجام دهند.

این چندمین بار بود که پس مطرح شدن برخی لوایحِ شهرداری در صحن، از سوی اعضای شورا به معاونان دستور داده شد که بررسی های بیش تر و تکمیلی تر انجام دهند و گزارش های جامع تری ارائه کنند! در تعدادی از جلساتِ پیشین نیز همین مشکل وجود داشته است؛ ارائه گزارش های تکمیلی و جامع به جلساتِ بعد موکول شده و  این موضوع که چرا نمایندگان شهرداری کرج با مدارک کافی و جامع به جلسات نمی آیند جای سوال دارد. هم چنین بارها حسین محمدی؛ رئیس کمیسیون محیط زیست به نمایندگان شهرداری کرج گفته است که چرا تذکراتِ چند ماه پیش اعضا تا به حال پاسخی نداشته؟!

 

**

 

 در جلسه هفتادم که روز گذشته، یکشنبه 10 تیرماه برگزار شد، به جز لوایح ارسالی از شهرداری، مصوبات کمیسیون های سرمایه گذاری و تامین منابع مالی، و محیط زیست مورد بررسی قرار گرفت.

لایحه شهرداری در خصوص اخذِ بهای خدمات جهت تکمیل بنا به صورت دوفوریتی در صحن علنی مطرح شد که اختلاف نظرهای اساسی میان اعضا و نمایندگان شهرداری پیرامونِ این موضوع خودنمایی کرد.

این لایحه به این دلیل مطرح شد که بسیاری از سازندگان در مهلت مقرر ساختمان خود را تکمیل نمی کنند و سببِ وارد شدن خسارات و هزینه اضافی به شهر و شهروندان می شوند. در گذشته چنین بود که اگر سازنده در مهلت مقرر نسبت به تکمیل بنا اقدام نمی کرد، پروانه ساختمانی تمدید می شد اما با رای دیوان عدالت اداری تمدید پروانه ابطال شده است و شهرداری ملزم به صدور پروانه جدید است.

اما شهرداری کرج بنا بر متن لایحه، صدور مجوز تکمیل بنا و اخذ بهای خدمات از سازنده را مطرح کرده است که مخالفت اعضا را از منظر قانونی در پی داشت. احد رسولی، مهدی حاجی قاسمی، فرج الله ایلیات و سارا دشتگرد این کار را مغایر با قانون ابطال تمدید پروانه و لایحه را نیازمندِ بررسی دقیق تر و کارشناسی تر دانستند.

احد رسولی در توضیح تکمیلی گفت: «80 درصد بناهایی که در یک بازه زمانی پروانه ساخت می گیرند، در موعدِ مقرر به اتمام نمی رسند. تجربیات گذشته نشان داده که باید به راه حل های منطقی تر و بنیادی تر بیاندیشیم نه اینکه با اخذ عوارض در قالب بهای خدمات، دوباره به سازندگانی که در موعد مقرر بنا را تکمیل نکرده اند، خدمات بدهیم.»

رسولی بر لزوم بازنگری این لایحه تاکید کرد و گفت: «باید تخلفات ساختمانی را با راهکاری مناسب به حداقل برسانیم. نقشه وضع موجودِ بسیاری از ساختمان هایی که سال ها پیش پروانه ساخت گرفته اند، متفاوت از نقشه اولیه است و حتی می توان گفت نیاز به طراحیِ سازه ای مجدد و به تبعِ آن اخذ پروانه تازه دارند.»

مهدی حاجی قاسمی نیز طولانی شدن روند ساخت و سازِ بناها را در شهر کرج به ضرر مردم دانست و گفت: «ما به قانون تمکین می کنیم و قصد نداریم پروانه ساختمانی را تمدید کنیم. اما به این نکته باید توجه کنیم که پرونده های بسیاری در قالب اختلاف نظر میان شهرداری و مالک وجود دارد که باید بر اساس تغییر و تحولات ملک، تعیین تکلیف شود.»

پس از رای گیری دوفوریت این لایحه رد شد و بنا شد برای بررسی های تخصصی تر به کمیسیون ها ارجاع داده شود.

 

اخذ عوارض صنوف؛ یکی از راهکارهای کسب درآمد پایدار

مصوبات کمیسیون سرمایه گذاری و تامین منابع مالی در چهار بند مطرح شد که بندهای اول تا سوم نیازی به مصوبه نداشت. بند چهارم نیز مربوط به ارائه گزارش توسط شهرداری در خصوص میزان سود دهی یا زیان دهی مجموعه هایی است که شهرداری کرج به طور مستقیم و غیر مستقیم در آن ها سهام دار است که برخی از آنان مانند بانک شهر، بیمارستان امام خمینی(ره)، فروشگاه های شهروند و نمایشگاه بین المللی استان البرز در متن مصوبه نام بُرده شد. این لایحه با اکثریت آرا مورد تایید اعضا قرار گرفت.

مصوبه دیگر نیز مربوط به الزام شهرداری کرج به اخذ عوارض از صنوف مختلف سطح شهر بود که احد رسولی؛ رئیس کمیسیون سرمایه گذاری و تامین منابع مالی در این خصوص گفت: «یکی از اهداف اساسی مدیریت شهری این است که شهرداری کرج بتواند بخشی از نیازهای خود را با استفاده از اخذ عوارض رفع کند و به درآمد پایدار برسد. در این راستا باید با برگزاری جلسات تخصصی و مستمر با مجمع امور صنفی، راهکاری جهت دریافت عوارض از صنوف مختلف اتخاذ شود.»

 در همین راستا «پیگیری ویژه در راستای اخذ مطالباتِ شهرداری کرج از نهادهای حقوقی و افراد حقیقی» و ارائه گزارشی در خصوص میزان دقیق بدهی ها و مراحل طی شده برای وصول نیز در دستور کار قرار گرفت.

مطرح شدن این موضوع سبب شد حسین محمدی؛ رئیس کمیسیون محیط زیست بگوید: «یک سری اشخاص حقیقی بدهی های میلیاردی به شهرداری کرج دارند اما به نظر می رسد شهرداری جدیتی برای وصولِ این مطالبات ندارد در حالی که این موضوع سبب وارد شدن خسارات جبران ناپذیر به شهر می شود.»

 

تصمیم گیری در خصوص نامه وزارت کشور در جلسات آتی

اما در پایان رئیس شورای اسلامی شهر کرج در حالی ختم جلسه را اعلام کرد که باز هم خبری از بیان متن نامه وزارت کشور در خصوص انتخاب شهردار نشد.

 هرچند محمد نبیونی در این خصوص به توضیحی کوتاه بسنده کرد و گفت: «ادامه مذاکرات جلسه شصت و هشتم در خصوص انتخاب شهردار کرج و تصمیم گیری در خصوص نامه وزارت کشور در بند هفت دستورجلسه امروز بود. نامه وزارت کشور در تاریخ 29 خرداد به شورا ارائه شد و در تاریخ سی اُم نیز وصول شد و طبق قانون در اولین جلسه بعد از آن، به استحضار اعضا رسید. نقطه نظراتی در جلسه غیر علنی میان اعضا مطرح شد. اما در جلسات آتی این موضوع به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.»

 

 


نسترن کیوان پور
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


البرز را فراتر از همه ویژگی هایش به تنوعِ قومیتی می شناسند؛ تنوعی که به تعبیرِ برخی فرصت است و به تعبیرِ برخی دیگر تهدید. اما زمانی که پای طرح های پژوهشی و اجرایی به میان می آید، وجودِ اقوام مختلف با فرهنگ ها و نیازهای گوناگون به فرصت بدل می شود یا تهدید؟
آیا دسته بندی های معمولِ مردان و زنان یا گروه های سنی می تواند به تنهایی در طرح های مختلف در البرز به نتیجه مطلوب بیانجامد؟ پاسخِ اصلی این است که ابتدا باید دریابیم که طرح چیست و چه جامعه هدفی را مخاطب قرار می دهد.
این مقدمه را گفتم که به جلسه روز گذشته بپردازم؛ جلسه ای که به همت استانداری و سازمان جهاد دانشگاهی البرز در باشگاه میلاد شهرداری کرج برگزار شد و محوریتِ آن، هم اندیشی برای طراحی و تدوین سند ملی ارتقای وضعیت زنان، خانواده، کودک و آسیب های اجتماعی بود.
نکته جالبِ این جلسه، تنوعِ فعالیت ها و سبقه طولانیِ اقداماتِ سازمان های مردم نهاد برای حمایت از خانواده و کودک در حوزه های مختلف حقوقی، حمایتی، توانمندسازی و ... بود که در عین حال به دلیلِ گستردگی، پراکندگی و عدمِ وجودِ تعامل، گاهی به موازی کاری متنهی می شد.
اقداماتِ گسترده اما جسته و گریخته فعالان اجتماعی برای بانوان و کودکان قابل تقدیر است اما نیاز به ساماندهی اساسی دارد تا در قالبِ یک سازمان منسجم بتوان نیازهای مهم خانواده های البرزی را تامین کرد. هرچند طی سال های اخیر در البرز طرح هایی نیز با مقیاس استانی و حتی ملی در دستِ اجرا بوده اما به دلیلِ عدم تامین اعتبار یا نداشتنِ ضمانت اجرایی ابتر مانده است؛ موضوعی که این بار موردِ تاکید تیم اجرایی قرار گرفته است.
 اما مهم ترین چالشی که پس از ارائه گزارش هایی کوتاه از فعالیت های سمن های مختلف، خودنمایی می کرد، نبودِ بانک اطلاعاتی کامل از بانوان و کودکانِ استان از منظرِ نوع اشتغال، زندگی در منطقه های مختلف و گروه های سنی و تحصیلات بود. مواردی که هر سمن بر حسبِ نیاز و نوعِ فعالیت خود تاکنون به آن پرداخته است و خُرده ای نیز نمی توان بر آن ها گرفت چرا که در همان مقیاسِ کوچک نیز تلاششان مثمر ثمر بوده اما مشکل این جاست که آمارِ کلی و جامعی وجود ندارد.
با این حال یکی از مهم ترین دلایلِ تشکیلِ جلسات متعدد از سوی استانداری و جهاد دانشگاهی، جمع آوری تمامِ اطلاعات و داده های تحقیق ها و پژوهش های مختلف در حوزه بانوان، کودکان و خانواده است تا بتوان یک حرکتِ اصولی و بنیادین در این خصوص انجام داد.
حوزه بانوان و در مقیاسی مهم تر خانواده در البرز با توجه به مواردِ مهمی چون تنوع قومیتی و وجود زندان ها و آسیب های اجتماعی به وجود آمده در پیِ آن، نیاز به توجه، برنامه ریزی ویژه و حساسیت های خاصی در ارائه راهکار و برنامه دارد که امیدواریم با تدوین سند ملی ارتقای وضعیت زنان و خانواده و کودکان، جوانبِ متعددِ این حوزه به طور جامع مد نظر قرار گیرد و این سند چراغ راهی باشد برای بهبود و ارتقای زندگی بانوان در البرز.
به منظور هم اندیشی، گروهی از نمایندگان سمن های مختلف و مرتبط با حوزه بانوان و خانواده دعوت شده بودند که هر کدام به بیانِ مهم ترین چالش های گروه هدف با تمرکز بر استان البرز پرداختند که از جمله آن ها می توان به استفاده از ظرفیتِ سرای محلات، حمایت از مشاغلِ خانگی، ساماندهی بیمه بانوان، آگاهی بخشی به بانوان در خصوص حقوق اولیه خود و مراجع حمایتی، حمایت از کودکانِ خانواده های بدسرپرست و بی سرپرست، مهارت آموزی به بانوان، ایجاد فضایی برای فروش محصولات و صنایع دستی بانوان و توجه ویژه به سلامت جسمی و روانی آنان اشاره کرد.
رویکردهای مسئولان خوشبختانه تغییر کرده است. هرچند راهی بسیار دراز در پیش است اما برگزاری چنین جلساتی، نویدِ بهبودِ وضعیتِ بانوان و کودکان را می دهد که یکی از مهم ترین ارکانِ دستیابی به یک جامعه سالم و موفق هستند.

 

پیام آشنا: نسترن کیوان‌ پور

 

از همین اول بگوییم که اگر به‌ دنبالِ یک گزارشِ رسمی از یک جلسه یا نشست خبری هستید، این متن را رها کنید چرا که این نوشته تنها یک روایت از اتفاقاتی ا‌ست که در جلسه‌ ی علنی شورای اسلامی شهر کرج در روز چهارشنبه 9 اسفندماه 1396 رُخ داد. بالاخره حواشی، کارِ خود را کرد و زمزمه ‌های نارضایتی از عملکرد شهردار به‌ خصوص در انتصاباتِ اخیر، به متنِ اصلی بدل شد و مسائلِ دیگری را نیز در پی داشت که به بحث و تبادل نظر میان شهردار و اعضای شورای شهر انجامید.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

اپیزود اول

شهردار: اعضای شورای شهر کم ‌لطفی می ‌کنند!

 به‌ طورِ معمول در جلسات شورای شهر کرج که از ساعتِ 8:30 برگزار می‌ شود، تا یک ساعت بعدش که به محلِ برگزاری برسیم، تنها سه چهار خبرنگار به چشم می‌ خورد که هرچه به ساعاتِ پایانی نزدیک می‌ شویم رفت و آمدها شدت می ‌گیرد. اما روز چهارشنبه وقتی ساعتِ 8:40 دقیقه به صحن علنی رسیدم، جا برای نشستن نبود و مسئولِ سالن مجبور به آوردن صندلیِ اضافه برای خبرنگاران شد. از همان ابتدا هم معلوم بود که این جلسه انگار با جلساتِ دیگر فرق دارد چرا که شهردار کرج با اینکه تُنِ صدایش آرام بود، با لحنِ اعتراض ‌گونه خطاب به اعضای شورای شهر کرج سخن می ‌گفت و به جرأت می ‌توان گفت این میزان از رُک بودن میان شهردار و اعضای شورا برای اولین بار در صحن علنی رُخ می ‌داد. شهردار کرج با این‌ که از دغدغه‌ مندی اعضای شورای دوره‌ ی پنجم ابراز خرسندی می‌ کرد، موضوعاتی مانند بافت فرسوده، قصور در پیگیری عملیات اجرایی مترو، پایین بودنِ سرانه‌ های خدماتی کرج، عدم ایجاد درآمد پایدار و جذبِ پایین سرمایه ‌گذار را مهم ‌تر از سوالات مطرح شده در نامه ‌ی مورخ 17 دی‌ ماه دانست که طبق اعلام رئیس شورای شهر؛ محمد نبیونی شامل درخواستِ توضیحات در قالب سه بند در خصوص عباس محسنی، دکتر مراد کردی و عدم پاسخ‌ دهی به ‌موقع به تذکرات قانونی اعضای شورای اسلامی شهر کرج بود که بند سوم به اظهارات یا به ‌عبارتی اتهام شهردار به یکی از اعضای شورای شهر برای انتصابِ یکی از نزدیکان در پُست مدیریتی مربوط می ‌شد و با 12 امضا توسط اعضا تقدیم هیات رئیسه شده بود. اصغر نصیری که از رفتار اعضای شورای شهر بسیار آزرده به نظر می ‌رسید این بار با ادبیاتی غیررسمی خطاب به شورا گفت: «تاکنون شهرداری کرج همیشه در ارائه ‌ی پاسخ به سوالات شورا، سریع اقدام کرده است. سوالات در تاریخ سوم بهمن ابلاغ شد و شش روز بعد در تاریخ نهم بهمن نیز پاسخ ‌ها اعلام‌ شد در حالی که مهلت قانونی ۱۵ روز است و این واقعا کم ‌لطفی و بی ‌انصافی است که عدم پاسخ ‌دهی شهرداری برجسته شود. من حتی در دفتر سیستمی ایجاد کرده ‌ام و خودم هم مستقیما نظارت می‌ کنم تا تذکرات ظرفِ سه روز به صورتِ مستدل پاسخگویی شود!»

همین موضوع سبب شد حسین محمدی؛ عضو شورای شهر کرج در تذکری خطاب به محمد نبیونی بگوید که اگر شهردار پاسخ ‌ها را ارائه داده، چرا در صحن علنی توسط رئیس شورا به اعضا ارائه نشده است؟ و اصلا چرا پاسخ‌ ها مکتوب ارائه شده است در حالی که باید شهردار در صحن علنی به صورتِ حضوری پاسخگو می‌ بود. رئیس شورای شهر کرج نیز در توضیح گفت: «در جلسه غیرعلنی جواب مکتوب شهردار ارائه شد ولی در این جلسه که بیش از سه ساعت طول کشید به موضوعات داخلی شورا پرداخته شد و به این جوابیه پرداخت نشد!»

 

اپیزود دوم

عضو شورا: دلیل انتصاب یک مدیر پس از عزل در پُست قبلی چیست؟

 «حتی یک روز نبوده که من بدونِ تشویشِ ذهن و نگرانی در کرج کار کرده باشم!» این حرف را شهردار کرج زمانی در صحن علنی گفت که از پچ‌ پچ ‌هایی در خصوصِ برکناری خود خبر می ‌داد که به انتصاباتِ اخیر شهرداری مربوط می ‌شد. نصیری گفت: «با این اوضاع و این حجم از استرس و اضطراب نمی ‌شود کار انجام داد. مصلحت شهر بسیار فراتر از مصلحتِ بنده است. من پیش از این استعفایم را یک بار تقدیم کرده‌ ام و گفته ‌ام از این شهر می ‌روم اما خودتان قبول نکردید!»

اما زمانی که شهردار گفت که حاضر است لیستی یک‌ پارچه از اعضا دریافت و مدیران را طبقِ آن منصوب کند، حسین محمدی در اعتراض گفت که پیش از این یکی از اعضا را متهم کرده بودید که می ‌خواهد یکی از نزدیکان خود را در یکی از پُست‌ های مدیریتی شهرداری منصوب کند و این حرفِ شما با آن تناقض دارد!  شهردار اما با ابرازِ ناراحتی گفت: «من قبلا پیشنهاد دادم که دو نفر از شورای شهر و یک نفر از شهرداری به همه ‌ی انتصابات نظارت داشته باشند که اتفاق نیافتاد. من از اعضای شورای شهر یک خواهش دارم و اصلا به قانون هم کاری ندارم. یا کل انتصابات رو خودتان انجام دهید یا اجازه بدهید من انجام بدهم و پاسخگو هم باشم چون در غیرِ این صورت، چنین مُصیبتی تمام ‌شدنی نیست!» پس از این حرف ‌ها شهردار به زبانِ طنز گفت که به ‌قولِ یکی از دوستان اگر هر روز و هر شب مردی به همسرش بگوید که طلاقت می ‌دهم بالاخره یک روز زن خسته می‌ شود و به خانه‌ ی پدرش می ‌رود! هرچند محمد نبیونی نیز با طنز پاسخ داد که امیدواریم مصداقِ بحث ‌های صورت‌ گرفته‌ ی امروز طلاق و این ‌ها نباشد اما این مثال به مذاق برخی اعضای دیگر خوش نیامد. رحیم خستو که هفته‌ ی قبلش در نشستِ خبریِ پُر حاشیه پس از انتصابات زیرِ بمبارانِ سوالاتِ اعتراضیِ خبرنگاران البرز و گلایه‌ های فراوان از انتصابات قرار گرفته بود و به قولِ خودش این نشست به یک کابوس برایش بدل شد، گفت: «در شهرداری باید افرادی به کار گرفته شوند که سلامت حرفه ‌ای و مهارت کافی داشته باشند. دلیلِ اینکه یکی از مدیران پس از عزل در پُستِ دیگری قرار می‌گیرد چیست؟ چه اتفاقی افتاده است؟ در ضمن نباید با اولین تذکر از کوره در رفت چرا که مسئولیت اداره ‌ی یک شهر، مسئولیتی دشوار و پُر مشقت است و نازک‌ طبعی در این‌ جا جواب نمی ‌دهد!»

 

ایپزود سوم

عضو شورا: آیا در کلِ کرج نیروی متخصص برای معاونت نیست؟!

شهردار: خودتان معاون مالی اقتصادی را تایید کردید!

 بحثِ مهم دیگر مربوط به سوالات اعضای شورای شهر در خصوصِ مشاور و معاون برای شهردار کرج بود که نصیری از این موضوع گلایه داشت که پس از جلسات و بررسی ‌های بسیار وقتی بنا شد دکتر کردی از تهران به عنوان معاون مالی اقتصادی در کرج مشغول فعالیت شود، چرا از 12 آذرماه هنوز تفویض اختیار صورت نگرفته است و درخواست نه تایید می‌ شود و نه رد! که رئیس شورای شهر کرج در این خصوص گفت: «لایحه ‌ی تفویض به کمیسیون مربوطه ارجاع شده است اما تعیین تکلیف سوال و اصلِ موضوع هنوز نهایی نشده و دوستان به جمع ‌بندی نرسیده ‌اند.»

اکبر سلیم ‌نژاد؛ عضو دیگر شورای شهر کرج به اعتراض، خطاب به شهردار گفت که آیا در کل شهر کرج یک مشاور متخصص پیدا نمی ‌شود که باید بارِ نیروی انسانیِ شهرهای دیگر را به کرج تحمیل کرد؟!

این در حالی ‌ست که شهردار کرج می‌ گوید معاون پیشنهادی از تهران، طی دو سه جلسه در محضر اعضای شورای شهر حاضر شده و پس از ابراز تمایلِ اعضا، به شهرداری تهران نامه ‌نگاری شد تا با ورود ایشان به شهر کرج موافقت شود و پس از استعلام از فرمانداری نیز، مشخص شد فعالیت او در شهرداری کرج بلامانع است. اما با این حساب و با وجودِ آگاهی اعضای شورا از این روند و حتی پرداخت حقوق معاون از سوی شهرداری، باز هم سوال در این خصوص مطرح می ‌شود!

پس از بیانِ این مسائل که حدود دو ساعت و نیم به طول انجامید و تنش‌ های فراوان که میانِ برخی خبرنگاران ایجاد شد و سببِ تذکرِ رئیس شورا به آنان شد، به دلیلِ کمبودِ وقت، بنا شد طی 10 روزِ آتی، در صورتِ قانع نشدنِ اعضای شورای اسلامی شهر کرج از پاسخ‌ های شهردار، نصیری در جلسه‌ ی بعدی استیضاح شود.

 با این حال محمد نبیونی که جزء سوال ‌کنندگان از شهردار نبوده است، توضیحاتِ او را در جلسه‌ی چهارشنبه بسیار خوب دانست و گفت که مطالبه ‌گری وظیفه‌ و رسالت ذاتی نمایندگان مردم است و شهردار نیز موظف به پاسخگویی، اما نباید به سمتی پیش برویم که حاشیه بر متن پیشی بگیرد. این در حالی‌ست که ایشان با عدم اقدام به ‌موقع در خصوصِ فرآیند سوالِ اعضای شورای شهر و پاسخِ شهردار، خود به حواشیِ پیش ‌آمده دامن زد.

شاید این جلسه از دیدِ بسیاری از افراد، بدونِ خروجی بود اما به زعمِ نگارنده موضوع و مطالبِ مطرح‌ شده در این جلسه نمونه‌ ی کوچکی از مسائل و چالش ‌های متعدد میان شورا و شهرداری است که خواه ‌ناخواه در پیِ آشکار شدن مسائلِ پشتِ پرده، سببِ ایجادِ تغییرات اساسی در شهرداری خواهد شد و اگر این اتفاق نیافتد، آینده‌ ی کلانشهر کرج از منظر توسعه و عمران شهری و ارتقای کیفیتِ زندگیِ ساکنان مبهم خواهد بود. آیا این اتفاق، متناقض با اهدافِ اصلیِ مدیریت شهری نیست؟

 

 

نسترن کیوان ‌پور

روز پنج ‌شنبه 21 دی ‌ماه در سمیناری شرکت کردم که شاید بی ‌ربط‌ ترین آدمِ جمع من بودم؛ سمینارِ کسب‌ و کارهای پلتفرمی که افرادِ حاضر یا صاحبِ برند بودند یا در حوزه‌ ی کسب ‌و کار حرف ‌هایی برای گفتن داشتند. محلِ برگزاریِ سمینار، اتاق بازرگانی البرز در مهرشهر بود که به دلیلِ کرایه ‌ی بالای آژانس‌ های محترم که پولِ خونِ پدرشان را برای برخی مسیرهای طولانی می‌ گیرند، ترجیح دادم با اسنپ بروم که تقریبا یک ‌سوم کم ‌تر می‌ گرفت.

جالب این بود که امیرحسین جلیلی؛ استراتژیست کسب‌ و کار که سمینار را برگزار می ‌کرد، راجع به همین مدل ‌های کسب ‌و کار مانند اسنپ، دیجی ‌کالا، دیوار و ... توضیح می ‌داد که یک‌ شبه نسلی از تفکر را از بین بُرده بودند. برای دریافتنِ معنیِ این جمله کافی‌ ست به وضعیتِ آژانس ‌ها و سرویس ‌های حمل ‌و نقلِ سنتی توجه کنیم که رسما کار و کاسبی ‌شان با ورود اسنپ و تپ‌ سی، کِساد شده است و حالا در و دیوارهای شهرها پُر است از بَنرها و تابلوهای تبلیغاتی که اپلیکیشن‌های مشابه را تبلیغ می‌ کنند.

 

تکنولوژی همیشه بد نیست!

سمینار برایم جالب بود از این منظر که سخنران از تکرارِ مُکررات پرهیز می ‌کرد. اما مهم ‌ترین نکته‌ ای که نظرم را جلب کرد، جهت ‌گیری نسبت به پیشرفتِ تکنولوژی و افزایشِ میزانِ استفاده از تلفن‌ های هوشمند و شبکه ‌های اجتماعی بود که اغلب دیدگاهی منفی به آن وجود دارد. اما قصه این‌ است که خواه ناخواه، تلفن ‌های هوشمند پایشان را به خانه‌ های ما باز کرده ‌اند و زندگیِ ما را تحتِ تاثیر قرار داده‌ اند. بنابراین به‌ جای اینکه در سوگِ از دست رفتنِ صمیمیت ‌های چهره‌ به ‌چهره و رو در رو بگرییم، بهتر است خودمان را با این مدل زندگی تطبیق دهیم در حالی که این به معنیِ تسلیمِ کامل شدن و دربندِ تکنولوژی زندگی کردن هم نیست. پیشرفت همیشه خوب است اگر بتوانیم آن بخشی را که به پیشرفتِ ما نیز می ‌انجامد از آن انتخاب کنیم. این موضوع را جلیلی به سونامی یاد کرد که در حالِ غرق کردنِ تمامِ کسب ‌و کارهای سنتی تا چند سالِ دیگر است و اگر از فرصت‌ های پیشِ رو بهره نبریم، ما هم به کُلی غرق خواهیم شد.

 

آیا واقعا اندازه‌ ی پولی که می ‌دهیم باید آش بخوریم؟!

او کسب ‌و کارهای پلتفرمی را نیازِ امروزِ جامعه برای درآمدزایی دانست. این مدل از کسب‌ و کار به گفته‌ ی او، تفکر را از سطحِ «من» فراتر بُرده و بنگاهِ اقتصادی را از کوچک ماندن نجات می ‌دهد. مدیرانِ این کسب ‌و کارها چندان شناخته ‌شده نیستند چرا که دیگر زمانِ چنین تفکری که من رئیس هستم، من استاد هستم و فوت و فنِ کوزه ‌گری‌ ام را به هیچ‌ کس یاد نخواهم داد، گذشته است.

او یکی از پایه‌ های اصلیِ موفقیت را در کسب ‌و کارهای پلتفرمی، ارائه‌ ی خوراک برای همه به صورتِ رایگان دانست که نهایتا منجر به درآمدزاییِ بالا برای صاحبان کسب ‌و کار می‌ شود؛ یعنی دیگر زمانِ این ضرب ‌المثل سرآمده: «هرچه ‌قدر پول بدهی همان‌ قدر آش می ‌خوری!». از طرفی اما، صداقت و شفافیت در این مدلِ کسب ‌و کار حرفِ اول را می ‌زند. وقتی در سطحی گسترده با مردم ارتباطِ آسان و راحت برقرار می ‌کنید، در بدبینانه ‌ترین حالت، کوچک ‌ترین اشتباه ‌تان علاوه بر این‌که ضررِ مالی فراوانی به شما تحمیل می‌ کند، ممکن است آخرین اشتباه ‌تان نیز باشد. با این حال شاید یکی از مزایای مهمِ این نوع کسب ‌و کار را بتوان «انعطافِ بالا در مدیریت از راهِ دور» بیان کرد که آن را بسیار متمایز و شاخص از مدل ‌های سنتی می‌ سازد.

 

امکانِ ایجادِ کسب ‌و کارِ پلتفرمی در هر نقطه از کشور

ترس از کُپی شدنِ ایده و ترسِ از دست دادنِ موقعیت دو نمونه از موانعِ تفکرهای پلتفرمی است که جلیلی به آن‌ ها اشاره کرد. هرچند در دهکده ‌ی جهانی که به راحتی می ‌توان از این سرِ دنیا تا آن سرِ دنیا به واسطه ‌ی اینترنت با دیگران ارتباط برقرار کرد این ترس ‌ها رنگ می‌ بازد. در اقصی نقاطِ کشورِ ما، حتی در روستاها نیز امکان دسترسی به اینترنت که یکی از پایه‌ های اصلی چنین مدلِ کسب ‌و کاری است، وجود دارد و همین فرصتِ برابر، سبب می‌ شود این مدل به یکی از محبوب ‌ترین مدل‌ های فعلی با بازدهی بالا تبدیل شود. از طرفی افراد با هر میزان سرمایه و هر سطح از تخصص می‌ توانند به راحتی به این عرصه وارد شوند که البته باید گفت ماندگاری و موفقیت‌ شان، در گروِ رعایتِ همان شفافیت و صداقتِ یاد شده است.

مطالبِ جالبی در این سمینار مطرح شد که شاید بد نباشد به‌عنوانِ حُسن خِتام از «کاهشِ روزافزون تاریخ مصرف علم» یاد کنیم که جلیلی به آن اشاره کرد. در دنیای امروز هر ثانیه، سطح دانش در زمینه‌ های مختلف ارتقا پیدا می‌ کند و بدونِ استفاده از ابزارهای تکنولوژی نمی ‌توان هم‌گام با پیشرفتِ روزافزون علم حرکت کرد و تنها بر دانشِ آکادمیک تکیه داشت؛ دلیلی که بسیاری از افرادِ موفق در کسب ‌وکارهای سنتی را امروز دچارِ مشکل کرده است.

در نهایت تغییرِ نگرش و دیدگاه ‌ها، جوهره‌ ی این سمینار بود؛ تغییری که علاوه بر درآمدزایی برای فرد، می‌ تواند یک کسب‌ و کارِ جدید و مفید را نیز به عرصه ‌ی اشتغال‌ زایی و کارآفرینی وارد کند. امید که در آینده بتوان از چنین فرصت ‌هایی بهره بُرد و با تصمیماتِ هوشمندانه از سونامیِ پیشِ رو، نجات پیدا کرد.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

 

پیام آشنا: نسترن کیوان‌پور

دخترک در یکی از محلات محروم تهران از سرما خودش را توی یک پتو پیچیده بود و از دور قابلِ تشخیص نبود. پناهنده‌ای از کشورِ افغانستان بود. پدرش را از دست داده بود. دو برادرش هم ازدواج کرده بودند و هر یک درگیرِ زندگیِ خودشان. پرستارِ سالمندان بود اما در یکی از خانه‌ هایی که کار می‌ کرد، به او تعرض شده بود. از ترسِ برادرانش 10 روز بود به خانه برنگشته بود و توی خیابان ‌ها می‌ خوابید. حال و روزِ بسیار بدی داشت. حاضر به صحبت با هیچ ‌کس نبود. بعد از کُلی اصرار و اطمینانِ اینکه عکس‌ از او گرفته نشود، بالاخره راضی شد. اعضای گروه برایش در یک پانسیون به همتِ یک خَیّر اتاقی اجاره کردند. چند ماه گذشت تا کم‌ کم زندگیِ دخترک در مسیرِ خوشبختی قرار گرفت. متوجه شدند به عکاسی علاقه‌ مند است. در کلاس‌ های عکاسی شرکت کرد؛ عکاسی دو عروسی را به‌ عهده گرفت و بعد از چند سال با کمکِ گروه توانست برای خودش آتلیه بزند. رزومه‌ ای خوب برای خودش درست کرد و توانست به کشور هلند مهاجرت کند. محبوبه‌ جلوخانی؛ تهیه‌ کننده و مدیر آموزش و توانمندسازی  طرح توانمندسازی بانوان سرپرست خانوار که به صورت پایلوت در 10 استان کشورمان در حالِ اجراست، زمانی که این خاطره را برایمان تعریف می‌ کند برقِ خوشحالی و غرور در چشمانش می ‌درخشد؛ انگار که یکی از بذرهایش به درختی توانمند تبدیل شده و شکوفه داده باشد. او که مهمانِ تحریریه‌ ی پیام آشنا بود، از این طرحِ گسترده و مهم در کشور گفت که بانوان سرپرست خانوار را از قشری آسیب‌ پذیر به کارآفرینان و کارمندانی با اعتماد به نفسِ بالا تبدیل می ‌کند.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

چه شد که تصمیم گرفتید در حوزه‌ ی توانمندسازی بانوان سرپرست خانوار فعالیت کنید؟

در حوزه ‌ی توانمندسازی بانوان سرپرست خانوار، طرح‌ های مختلفی با سازمان‌ های متولی این موضوع داشته ‌ام. از سال 1387 در اداره کار تهران و البرز که هنوز تفکیک نشده بودند به‌ عنوان مجری دوره ‌های کارآفرینی در قالب کلاس ‌های 54 یا 72 ساعته فعالیت می کردم که برای عموم مردم بود. اما به تدریج به این فکر افتادم که بر بانوان سرپرست خانوار تمرکز کنم چون این افراد بیشترین تعدادِ مراجعان برای حضور در دوره‌ های کارآفرینی را تشکیل می ‌دادند و دلیلِ آن توانِ مالی اندک و شرایط زندگی نامناسبی بود که روز به ‌روز عرصه را بر آن ‌ها تنگ ‌تر می ‌کرد.

طرحی نوشتم و به سازمان ملل ارائه دادم که خوشبختانه در سال 1389 توسط UNHCR و وزارت کشور تأمین اعتبار شد و به مدت چهار سال در استان تهران و البرز با رویکردهای گوناگون برای جامعه ‌ی پناهنده‌، این طرح اجرا و اندکی بعد به منظور توانمندسازی زنان سرپرست خانوار ایرانی با همراهی مدیرعامل موسسه ‌ی خیریه‌ ی صدیقین، طرحی کامل ‌تر با بررسی همه ‌ی زوایای مثبت و منفی آن به معاونت زنان ریاست جمهوری ارائه و نتیجه این شد که طرح در 10 استان کشور شامل قم، تهران، آذربایجان شرقی، البرز، سمنان، سیستان و بلوچستان، گیلان، زنجان، اصفهان به طور پایلوت اجرا شود.

 

برای تهیه ‌ی این طرح از تجارب کدام کشورها الهام گرفتید؟

من مطالعات بسیاری بر طرح‌ های مشابه انجام دادم. مثلا تجربیات خانم سارا لانگه که ادبیات توانمندسازی را مطرح کرد. اما آن ‌چه برایم الهام ‌بخش بود علاوه بر طرح "گرامین بانک" آقای محمد یونس در بنگلادش، طرح خانم نایلا کبیر در هند بود که جدیدترین و به‌ روزترین طرح توانمندسازی بانوان است که روی میلیون ‌ها زن سرپرست خانوار تست شده و خروجی ‌اش به یک مقاله تبدیل شده است. دلیلِ استفاده از این طرح‌ ها به جای طرح‌ های اروپایی و آمریکایی، شباهت‌ های بسیارِ کشورمان با اندونزی، پاکستان، افغانستان، هند و کشورهای این ‌چنینی است. همین شباهت هم سبب شده بسیاری از مهاجران به ایران از این کشورها باشند. طرح نایلا کبیر به تاثیرگذاریِ نیروی انسانی اهمیت زیادی قائل است که این موضوع برای من خیلی جالب توجه بود. یعنی فرد بعد از توانمند شدن خودش نیز به مهره‌ ای تاثیر گذار برای افرادِ مشابه در جامعه بدل می ‌شود.

 

آیا طرح‌ های توانمندسازی بانوان سرپرست خانوار حتی با وجود شباهت میان برخی کشورها با ایران، نیاز به بومی ‌سازی ندارد؟

من سعی کردم سبک ‌های مختلف را تلفیق و آن ‌ها را بومی‌ سازی کنم. به عنوانِ مثال طرح محمد یونس بر پایه ‌ی گروه‌ های همیاری استوار است به این صورت که چند نفر در یک روستا هر روز صبح به یک میدان می ‌روند، یکی از آن‌ ها به نوبت پرچمی بر زمین نصب می ‌کند و قول می‌ دهند تا پایانِ روز، فلان ساعت کار و فلان مقدار درآمد کسب کنند و همین موضوع به آنان انگیزه می ‌دهد. وام می‌ گیرند و به واسطه‌ ی راه ‌اندازی کسب و کار می‌ توانند ضامنِ یک دیگر شوند؛ به عبارتِ دیگر این کارِ گروهی سبب می‌ شود کلِ افرادِ گروه به تدریج رشد کنند.

این در حالی ‌ست که سبک زندگی اروپا به هیچ ‌وجه به ما نزدیک نیست. زنِ سرپرست خانوار در امریکا و اروپا آموخته است که باید روزی 10 یا 12 ساعت کار کند اما در ایران چنین نیست. حتی در سوئد که سطحِ رفاهِ بسیار بالایی دارد و دولت کمک‌ های شایانی به این قشر می ‌کند، این زنان به عنوانِ کتابخوان در مهدهای کودک به کار گرفته می شوند برای ابراز عشق به بچه‌ هایی که والدین کارمند دارند و پول دریافت می‌ کنند هرچند نیازی به این کار ندارند.

طرحی که اکنون در حال اجراست دقیقا همان طرحی نیست که سال 89 در سازمان ملل تائید شد بلکه هر سال یک سری تجربه‌ی جدید به آن افزوده و نقاط ضعف شناسایی و رفع شد. نکته اینجاست که بعد از اجرای پایلوت در 10 استان به این نتیجه رسیده‌ ایم که برای هر استان، شهر و منطقه نیز نمی ‌توانیم نسخه‌ ی واحدی برای توانمندسازی بانوان سرپرست خانوار ارائه دهیم و این کارمان را بسیار دشوار می‌ کند و همین موضوع اهمیتِ بومی ‌سازیِ چنین طرح‌ هایی را بیش از پیش نمایان می ‌سازد.

 

به بانوان سرپرست خانوار چه مهارت ‌هایی آموزش می ‌دهید؟

در مصاحبه ‌های اولیه به موضوعِ علاقه توجهِ ویژه ‌ای می‌ شود. تمرکز ما بر افراد ماهر و نیمه ‌ماهری است که هیچ شغلی ندارند و سعی می ‌کنیم به آن‌ ها در قالبِ کارگاه ‌های مختلف، کسب و کار و نحوه‌ی راه‌ اندازی آن را ارائه کنیم. در درجه‌ی دوم افرادِ فاقد مهارت را به عنوانِ نیروی کار به افراد ماهر و نیمه ‌ماهر معرفی می‌ کنیم. این فرایند حدودا سه سال طول می‌ کشد. فضاهای کارآفرینی تخصصی یا استارتاپ ‌های شرکت‌ های دانش ‌بنیان که از طریق همکاری با دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه کارآفرینی دانشگاه تهران اعلام نیاز به نیروی کار می ‌کنند، مجالی برای بانوان سرپرست خانوار پدید می ‌آورند که به فعالیت مشغول شوند و درآمدی کسب کنند.

 

مهم ‌ترین هدفی که در کلاس ‌های مهارت زندگی دنبال می ‌کنید چیست؟

افزایشِ توان حل مسئله! نایلا کبیر می‌ گوید کمک کنید که هر آدمی در نگرش خود تغییر ایجاد کند و بتواند فرد موثری در جامعه باشد. کلاس ‌های بسیاری تحت عنوان مهارت‌ های زندگی در جای ‌جای کشور و توسط نهادهای گوناگون برگزار می ‌شود اما ما این کار را به شیوه ‌ی تئاتر درمانی انجام می ‌دهیم. استاد این کلاس، از مددجویان می ‌خواهد خود را در یک موقعیت خاص قرار دهند مثلا زنی که شوهرش بچه‌ اش را کتک می ‌زند یا شوهرش معتاد است و این قبیل موضوعات. بعد از او می‌ خواهد طی اجرای یک تئاتر، خشم خود را کنترل کند. فرد بعد از گذراندن این دوره توان حل مسئله پیدا می‌ کند. یاد می ‌گیرد برای دستیابی به نتیجه‌ ی بهتر در زندگی باید به گروه وفا دار باشد و به بقیه نیز کمک کند؛ البته خود را فدا نکند و جورِ بقیه را نکشد.

این مهم ‌ترین مهارتی است که بانوان سرپرست خانوار به آن نیازمند هستند؛ قابلیتی که بسیاری از آدم‌ های تحصیل‌کرده هم از آن محروم هستند.

 

از روند اجرای طرح توانمندسازی بانوان سرپرست خانوار در استان البرز بگویید.

مشکلی که در البرز با آن مواجه شده ‌ایم این است که هماهنگیِ بینِ دستگاهی در استان وجود ندارد. در حالی که اگر این هماهنگی وجود داشته باشد مردم به صورت خودجوش می ‌توانند نیازهای این طرح را برطرف و مدیریت کنند. مشارکت مردم بحث بسیار مهمی در این‌ گونه طرح‌هاست. در سیستان و بلوچستان با اوجِ محرومیت این مشکل را نمی ‌بینیم. چنین ناهماهنگی ‌هایی سبب شده که این قشر ندانند چه حق و حقوقی دارند و چه مطالباتی می ‌توانند داشته باشند و باید به کجا مراجعه کنند.

 

برای رفع این مشکل چه تدبیری اندیشیده ‌اید؟

سعی کردیم شبکه ‌ای از ادارات ایجاد کنیم و کارها را تقسیم کنیم. در یک بخش از تجارب کارآفرینان استفاده می‌ کنیم. به این صورت که بحثِ توانمندسازی اقتصادی را به کارآفرینان می ‌بسپاریم. در بخش بعدی توانمندسازی زیستی، فرهنگی و اجتماعی را مد نظر قرار داده‌ ایم به این شکل که با ایجاد یک سری شبکه‌ ها و گروه‌ های همیاری که 30 درصد آن ‌ها را بانوان سرپرست خانوار و باقی را مردم عامه تشکیل می ‌دهند، فرهنگ سازی برچسب نزدن به این افراد را در جامعه نهادینه می ‌کنیم.

 

آیا بانک اطلاعاتی جامع و کاملی از بانوان سرپرست خانوار در کشور وجود دارد؟ و آیا این اطلاعات از نظر ارقام و محتوا کامل هستند؟

باید این نکته را بگویم که در این طرح ما بر اساس اطلاعاتی که از مرکز آمار ایران دریافت کرده ‌ایم، 10 استان که بیشتر در معرض آسیب بودند برگزیدیم. هرچند این اطلاعات که در سرشماری ‌های نفوس و مسکن استخراج می ‌شود به عنوانِ کامل‌ ترین دیتای موجود در نظر گرفته می ‌شود اما در واقع این آمار هم کامل نیست و مشکلاتی دارد. مثلا وقتی از یک خانم می ‌پرسند که شما شاغل هستید یا خانه ‌دار در اصل این ذهنیت را به او القا می‌ کنند که خانه ‌دار بودن و مادر بودن شغل نیست و این یک اشکالِ محتوایی است. علاوه بر این حتی در برخی موارد هم اطلاعات با واقعیت منطبق نیست. در کل بانوان سرپرست خانوار به چهار گروه تقسیم می ‌شوند؛ بانوانی که همسرشان فوت کرده، بانوانی که طلاق گرفته ‌اند، بانوانِ دارای همسر که به دلیل اعتیادِ همسر یا معلولیت یا مشکلات روحی و روانی و غیره خودشان سرپرستی خانوار را به عهده دارند و گروه چهارم دخترانی که هرگز ازدواج نکرده ‌اند. طبق گزارش مرکز آمار، بیشترین تعداد بانوان سرپرست خانوار ایران را خانم‌ های مطلقه تشکیل می‌ دهد در حالی که پس از تحقیق معلوم شد که خانم‌ های همسر فوت شده بیشترین تعداد را در برمی ‌گیرند. چنین تناقض ‌هایی در برنامه‌ ریزی‌ ها، هر طرحی را با مشکل مواجه خواهد کرد؛ چگونه می ‌توان برنامه‌ ای را که برای خانم ‌های 28 تا 40 سال مطلقه تهیه شده برای خانم‌ های بالای 45 سال اجرا کرد که همسرشان فوت کرده است؟!

 

جایگاه استان البرز میانِ 10 استان پایلوت طرح توانمندسازی بانوان سرپرست خانوار کجاست؟

وجود چند زندان در البرز و مهاجرت بالای مردم به‌ ویژه خانواده ‌ی زندانیان به این استان سبب شده برخی آسیب ‌های اجتماعی نیز به استان وارد شود و به حدی این مشکلات واضح و عینی باشد که برای یک عده عادی شود! همین مسائل شرایط البرز را بسیار خاص کرده است. به جز سیستان و بلوچستان هیچ‌ استانی این اندازه محرومیت را تجربه نمی‌کند.

 

مهم ‌ترین مشکلی که در البرز تجربه کرده ‌اید چیست؟

تنوع فرهنگی البرز به دلیلِ نرخِ مهاجرت بالا سبب شده است که مانند سایر استان ‌ها با البرز رفتار کنیم. اختلاف فرهنگ و رسم و رسوم‌ های قومی سبب می‌شود نتوانیم افراد مختلف را در یک کلاسِ واحد کنارِ هم بنشانیم و این کار هزینه‌ ی بسیار بالایی برای ما دارد. به همین دلیل سعی می ‌کنیم در محلات و مناطق مختلف گروه‌ های پنج یا ده نفره را شناسایی کنیم و آموزش دهیم.

 

در پایان آینده ‌ی البرز را در روند اجرای این طرح چگونه ارزیابی می ‌کنید؟

باید بگویم علی ‌رغمِ اینکه البرز مشکلات فراوانی دارد اما ظرفیت ‌های بالایی نیز دارد. امیدوارم با همکاری نهادها و دستگاه ‌های اجرایی استان و هماهنگی ‌های لازم بتوانیم مشارکت مردم را نیز در این طرح جلب کنیم و میزان موفقیت این طرح را در البرز مانند سایر استان‌ های کشور مثل ارومیه یا تهران ارتقا ببخشیم.


نسترن کیوان پور

اول
چند دقیقه مانده بود به ساعتِ 10 شب که در گروهِ تلگرامیِ تحریریه، بچه‌ ها خبر از زلزله دادند. ما که نشسته بودیم توی خانه و داشتیم شبکه ‌ی خبر نگاه می‌ کردیم که خبرهای دو سه ساعت پیش تکرار می ‌شد توی زیرنویس و هیچ تکانی احساس نمی ‌کردیم. تلگرام که پایش را به زندگیِ مردم به ویژه ما خبرنگارها باز کرد، دیگر روز و شب را از ما گرفته است. کارمان شده رسما 24 ساعته. قبل از آن گروه ‌ها و کانال ‌های تلگرامی را که نگاه می ‌کردی پُر بود از پُست ‌های تکراری یا بحث ‌ها اما ناگهان در ساعتِ 10، گروه ‌ها از اطلاع ‌رسانی خود را منفجر کردند. خبرها هم جالب بود. یک نفر نوشت در فلان شهر انگار زلزله آمده و یک سری کانال‌های خبری همین جمله را ویرایش کرده و شروع کردند به انتشارِ اخبار به صورتِ رگباری. کانال‌ ها را که جست‌وجو می ‌کردم مطلبِ دندان ‌گیری نمی ‌یافتم. خبرها فقط در یکی دو کانال دستِ اول بود و بقیه همه کُپی و تکرار. البته در این‌ گونه مواقع بعضی از این تکرارها اجتناب ‌ناپذیر است اما کاش در کُپی کردن و اطلاع ‌رسانی در این مواقع هم کمی خلاقیت داشته باشیم. مثلا ارسال فیلم ‌ها یا عکس‌ های ارسالیِ مردم  از شهرهای مختلف. یا ارسال پُست ‌هایی برای اینکه در شرایطِ اضطراری باید چه کرد؟ شاید به نظر احمقانه بیاید اما در شرایطِ خاص مردم یادشان نمی ‌آید باید چه کارهایی برای مراقبت از خودشان و اطرافیانشان انجام دهند. همین پُست ‌های کوچک هم شما را متفاوت می‌ کند هم به مردم کمک خواهد کرد.

دوم
زمانی که افراد با یک دوربینِ کوچک یا گوشیِ تلفنِ همراهِ خود، نقشِ اطلاع ‌رسانی را در حوزه ‌های مختلف و مشکلاتِ شهری به عهده می ‌گیرند، شاید از ایده ‌آلِ تعاملِ رسانه و شهر فاصله بگیریم اما می ‌توانیم امیدوار باشیم که دغدغه ‌ی شهروندان را به مسائلِ شهرِ خود هدایت کرده‌ ایم.
یک نمونه ‌ی کوچک مربوط به شهرِ رونوک در ایالتِ ویرجینیاست که از سالِ 2008 پروژه‌ ی رسان ‌های اجتماعی را پیگیری می‌کرد تا این‌که توفان و برفی سنگین در سال 2014 شهر را با مشکل مواجه کرد و یک شبه، این شهر با مشکلات فراوان مواجه شد. مسئولِ هماهنگیِ ارتباطاتِ این پروژه، در صفحه ‌ی فیس ‌بوکِ شهر، کانالی برای ارتباطِ شهروندان و پرسش در خصوصِ چگونگیِ تعمیر و بازسازیِ بخش ‌های آسیب‌ دیده‌ ی شهر ایجاد کرد و به هیچ‌ وجه گمان نمی ‌کرد بازتابِ این کارش پس از سال‌ ها تلاش و اعضای کمی که به این صفحه پیوسته بودند، بسیار گسترده باشد؛ بیش از 400 هزار بار از این صفحه و مطالبِ مربوط به برف و بورانِ شهر توسطِ ساکنان بازدید شد. تیمِ مربوط به پروژه‌ی رسانه‌ی اجتماعی دریافتند که این پروژه مطلبی مهم را بیان می ‌کند و آن قدرتِ رسانه در اطلاع‌رسانی در مسائلِ شهری با سرعت و گستردگیِ بالاست. صفحه ‌ای با تنها 22 هزار عضو از سالِ 2008 تا 2014، به تعدادِ 100 هزار دنبال‌کننده طی یک سال ارتقا یافت و پاسخ را باید در برف و بورانی جست و جو کرد که شهروندان را به بهبودِ وضعیتِ شهر، علاقه ‌مند و حساس کرد؛ شهروندانی که اهمیتی به صفحه‌ی رسانه ‌ای شهرشان و اتفاقاتی که در آن می ‌گذرد نمی ‌دادند، بالاخره راهِ مشارکت در امورِ شهر و ارسالِ گزارش‌های شهروندی را پیش گرفتند، حتی اگر تنها با ارسالِ یک عکس از مشکلات و معضلاتِ شهر باشد.
حالا پس از وقوعِ زلزله برمبنای بررسی ‌های صورت ‌گرفته از سوی سامانه ‌ی رصد و تحلیل فضای مجازی «پایشگر» با پایش هزاران کانال تلگرام و کاربر توییتر از ساعت ۹ شب ۲۱ آبان ماه تا ساعت ۱۰ صبح ۲۲ آبان ماه، کاربران فضای مجازی بالغ بر ۷۵ هزار مطلب در این فضا منتشر کردند. در شبکه ی اجتماعی توئیتر نیز تاکنون بیش از ۴۰ هزار توئیت منتشر شده که ۲۲ هزار لایک در مجموع داشته و ۱۲ هزار کاربر، این توئیت‌ ها را به اشتراک گذاشته ‌اند. از سوی دیگر در کانال‌های تلگرامی تاکنون بیش از ۳۵ هزار پست از ۳۲ هزار منبع منتشر شده که در مجموع ۳۸۰ میلیون بازدید را نشان می‌ دهد.
این آمار جدا از داستان ‌های سلفی که از زمانِ حادثه‌ ی پلاسکو تاکنون وجهه‌ ی ناخوشایندی به شهروند خبرنگاران داد، از منظرِ اطلاع ‌رسانی قابلِ تأمل و حتی ارزشمند است.
سوم
دردِ مشترکی که مردم به‌خصوص آن ‌هایی که در کلان ‌شهرها زندگی می‌ کنند، مدام تجربه ‌اش می ‌کنند، زیرِ آوارِ ساختمان‌ های بلندمرتبه ماندن هنگام فجایعی مانند زلزله است! مدام با خودمان تکرار می‌ کنیم اگر چنین اتفاقی در مجتمع ‌های تجاری یا «مال‌» ‌های عظیمِ استان البرز بیافتد؛ آن‌ هم برخی ساختمان ‌های بلندمرتبه ‌ای که در کوچه ‌های باریک قد علَم کرده، چه باید کرد؟ چه فاجعه‌ ای انتظارمان را می‌ کشد؟
در پیِ این نوع نگرانی، کُلی علامت سوال هم می ‌آید؛ این‌که آیا تا به‌ حال مسئولان هم، این حجم و این جنس از نگرانی را تجربه کرده‌اند؟ آیا آنان که مسئولیتِ یک شهر را به دوش می ‌کشند، تا به ‌حال برای رفعِ نگرانی‌ های مردمِ شهرشان برنامه‌ای داشته ‌اند؟  کرج همیشه در رقابتی نا آگاهانه با تهران قرار داشته و ساخت و سازِ بی ‌رویه و باری ‌به ‌هرجهتِ بناهای ریز و درشت و ناهمگون، به قاعده ‌ای معمول و در عینِ حال ناخوشایند در آن بدل شده است.
آینده چه خواهد بود؟ بافتِ فرسوده‌ ی استان، تهدیدی اساسی برای البرزی‌ هاست اما آیا ساختمان ‌های جدید با ضوابط و استانداردهای لازم ساخته می ‌شود تا چندین سالِ بعد، فاجعه ‌آفرین نباشد؟
نگرانی‌ ها تمامی ندارد. نمی‌ دانیم باید نگرانِ ساختمان ‌های قدیمیِ کرج باشیم یا نگرانِ ساختمان‌ های جدیدی که چندوقت یک‌بار با یک گودبرداریِ غیرِ اصولی خبرِ فرونشست ‌شان را می ‌شنویم. نمی ‌دانیم نگرانِ تجهیزاتِ غیراستانداردِ آتش ‌نشان‌ ها باشیم یا نگرانِ ساختمان هایی که بدونِ نظارتِ اصولی ساخته می‌ شوند. نمی‌ دانیم باید نگرانِ بودجه ‌ی اندکِ استان باشیم یا نگرانِ ادارات و سازمان‌ هایی که بودجه‌ های کم ‌تری از همان سهم، در اختیار می ‌گیرند و مستقیم هم با جانِ مردم در ارتباط هستند؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

معاون شهرسازی و معماری وزارت راه و شهرسازی با بیان اینکه 1376 هکتار بافت ناکارآمد شهری در کرج وجود دارد، گفت: طرح‌های جامع و تفصیلی دهه‌های گذشته کرج باید آسیب‌شناسی شود تا دیگر شاهد از دست دادنِ هویت و شخصیت در این کلانشهر نباشیم.
به گزارش پیام آشنا، دکتر ایزدی در آیین بزرگداشت روز شهرسازی که اکنون در سالن میلاد شهرداری کرج در حال برگزاری است، گفت: کیفیت زندگی همیشه در طرح‌های شهری ما مغفول است. دیگر زمان آن فرارسیده است که بپذیریم طرح‌های جامع و تفصیلی دیگر در وضعیتِ موجود پاسخگوی نیازهای شهر و شهروند نیست.
او با اشاره به اینکه 33 دستگاه در روند توسعه دخیل هستند گفت: متاسفانه این موضوع سبب شده است که موازی‌کاری‌هایی به وقوع بپیوندد که خروجی جالب توجهی برای شهر نخواهد داشت.
دکتر ایزدی با انتقاد از بی‌توجهی به کیفیت‌های زندگی در کرج گفت: مبادی ورودی، ساخت‌و‌سازهای بی‌رویه و ناموزون از جمله مواردیست که سبب شده توسعه‌ی نامطلوبی را در کرج شاهد باشیم.
او در پایان با اشاره به طرح ایرانشهر نیز گفت: طرح‌ها و برنامه‌های شهری باید پشتوانه‌ی مفهومی داشته باشد. بازخوانی گذشته و فرایند تداوم تمدن ایرانشهری را باید در وضعیت موجود و آینده برنامه‌ریزی شهری کشور تداوم ببخشیم چرا که این راهکار می‌تواند به اتخاذ تدابیری برای رفع چالش‌های شهر و شهروند بیانجامد.


شهردار کرج با بیان اینکه نگرشی که مردم به عنوان ذینفعان اصلی در شهرها دارند نشان از سلبِ اعتماد آنان است، گفت: مدیریت ناصحیح سبب شده است که مردم به محل سکونت خود حس تعلق خاطر نداشته باشند که هرچه این فضا گسترش پیدا کند مدیریت نیز به همان نسبت دشوارتر خواهد شد.

به گزارش پیام آشنا، دکتر نصیری هم‌اکنون در همایش روز شهرسازی در سالن میلاد شهرداری کرج با اشاره به چالش‌های بزرگی که شهرهای مختلف کشور با آن مواجه هستند، گفت: امیدواریم تدابیر به گونه‌ای باشد که آثار برگزاری چنین همایش‌ها و نشست‌هایی در شهرها مشهود باشد.
شهردار کرج با بیان اینکه همه در زندگی فردی و اجتماعی مسئول هستیم، گفت: منشأ نارضایتی مردم و مسئولان از خدمات‌دهی در شهر خودمان هستیم. هیچ‌کدام از شهرهای کشور را نمی‌توان از منظر توسعه، الگو قرار داد و این امر جای تاسف دارد.
او با بیان اینکه همیشه ساخت‌وساز را به صورتِ سرمایه‌گذاری و ساختمان را به‌عنوانِ یک کالای تجاری دیده‌ایم گفت: متاسفانه روز به روز شهرها ویران‌تر شده است. در شهری مانند تهران در ابعاد مختلف به بن‌بست رسیده‌ایم. شهری که می‌تواند الگوی کلانشهرهای دیگر از نظر هستی، هویت و توان فنی مهندسی و شهرسازی باشد اما در واقع وضعیت نامطلوبی ندارد.
دکتر نصیری با بیان اینکه نگرشی که مردم به عنوان ذینفعان اصلی در شهرها دارند نشان از سلبِ اعتماد آنان است، گفت: مدیریت ناصحیح سبب شده است که مردم به محل سکونت خود حس تعلق خاطر نداشته باشند که هرچه این فضا گسترش پیدا کند مدیریت نیز به همان نسبت دشوارتر خواهد شد.
او با تاکید بر اینکه چنین برگزاری چنین همایش‌هایی برای آغاز هم‌اندیشی و هم‌فکری و تعامل فرصت بسیار خوبی‌ست، گفت: بناست از سوی وزارت راه و شهرسازی، نهاد برنامه‌ریزی شهری کار خود را رسما از امروز در کرج آغاز کند تا بتوان در مقاطع زمانی مختلف در خصوص رشد و توسعه‌ی به‌هنگامِ شهر تصمیم‌گیری کند. اهمیتِ این موضوع بسیار بالاست چرا که در این صورت تصمیمات زمانی ابلاغ نخواهد شد که کار از کار گذشته است.
دکتر نصیری در پایان ضمن تاکید بر اهمیت دیدگاهی جامع به مجموعه‌های شهری گفت: چنین دیدگاهی به استان تهران و استان البرز می‌تواند در توسعه‌ی متوازن آینده و سیاست‌گذاری‌های صحیح مثمر ثمر باشد تا شهرها را از گسست‌های اجتماعی، فرهنگی و کالبدی که تهدیدی اساسی برای آن‌هاست نجات داد. هرچند جدایی فردیس از کرج نشان داد که نگرشِ جامعی نسبت به مجموعه‌ی شهری در البرز وجود نداشته است.

آیین روز بزرگداشت روز شهرساز در سالن میلاد شهرداری کرج، هم‌اکنون با حضور مسئولان استان البرز در حال برگزاری است.
به گزارش پیام آشنا، مهندس قنبری ضمن تسلیت به مردم مصیبت‌زده‌ی کرمانشاه، گفت: اتفاقی که شامگاه یکشنبه افتاد پیش از این نیز رخ داده و باز هم رخ خواهد داد. اما همیشه این اتفاقات پس از مدتی فراموش می‌شود. حدود 70 هکتار بافت فرسوده در کرج وجود دارد در حالی که کنترل دقیقی بر ساختمان‌های قولنامه‌ای وجود ندارد اولین جایی که باید در خدمات‌دهی پیشگام شود، ادارات هستند. اما به جرأت می‌گویم در صورتِ وقوعِ حوادثی مانند زلزله، 80 درصد این ادارات تخریب خواهد شد. متاسفانه نگاهی جامع با محوریت مقاوم‌سازی در احداث ساختمان‌های اداری وجود ندارد و همین موضوع سبب می‌شود زلزله و حوادث و فجایع مشابه، زنگ خطری برای کلانشهر کرج باشد.
او با بیان اینکه هیچ الگو و رفتار مناسبی برای کلانشهر کرج قابلِ تبیین نیست، گفت: الگوی توسعه‌ی کرج در ایران متمایز است که همین امر سبب شده طرح جامع یا طرح تفصیلی در کرج دچار تغییرات اساسی شود. در برخی موارد نیز اصلا اجرا نشده است. با توجه به رشد بالای جمعیت کرج، زیرساخت‌ها متناسب با آن افزایش نیافته و سبب شده کرج یکی از پر ترافیک‌ترین شهرهای ایران باشد و در عین حال پایین‌ترین سرانه‌های خدماتی به‌ویژه گردشگری و درمانی را نیز داشته باشد.
رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان انتقاد کرد: سال‌های قبل کرج را به عنوانِ باغشهر در نظر می‌گرفتند که متاسفانه امروز نه‌تنها این باغ‌ها ویران شده بلکه هیچ نمادی که بتوان کرج را به‌واسطه‌ی آن شناخت وجود ندارد.
او با اشاره به نقش به‌سزای شهرسازان در ساخت و ساز شهری و توسعه‌ی مطلوب، گفت: باید از ظرفیت شهرسازان برای ساماندهی معضلات و مشکلات کرج استفاده کرد در حالی که تاکنون متاسفانه این اتفاق نیافتاده است.
قنبری با بیان اینکه آموزش امری ضروری برای فرهنگ‌سازی ساخت و ساز صحیح است، گفت: سازمان نظام مهندسی ساختمان البرز بودجه دولتی ندارد و بیش‌ترین بودجه را به آموزش اختصاص داده است. هم‌چنین پیشنهاد ایجاد زنگ شهرسازی در مدارس، مساجد و محلات را با کمک استانداری و شهرداری و بهره‌گیری از تخصص مهندسان سازمان نظام مهندسی ساختمان البرز ارائه می‌کنم تا بتوان در آینده تلفات جانی و خسارات ساختمانی را در حوادث به شکلِ قابلِ توجهی کاهش داد.

 

نسترن کیوان ‌پور

کارشناس شهرسازی

جرقه‌ ی نوشتنِ پرونده‌ ی این شماره از گلایه‌ های مردم آغاز شد؛ مردمی که روندِ فرسایشیِ بسیاری از طرح ‌های عمرانی را در سطحِ کرج تجربه کرده ‌اند و زندگی ‌شان ماه‌ ها و سال‌ ها به‌ واسطه ‌ی ساخت یا بازسازیِ یک تقاطع مُختل شده است. بلوار شهدای دانش ‌آموز را که به خاطر دارید؟ ابتدا بنا بود زیرگذری شمالی-جنوبی باشد و بعد دلایلِ متعدد، به صورتِ شرقی-غربی احداث شد. پُل شهدای روحانی هم به همین ترتیب، بارها مسدود و بارها بازگشایی شد؛ چرا که نیاز به تعمیراتِ بسیار داشت. بسیاری دیگر از تقاطع‌ های کرج  نیز چنین بودند و متخصصان، مهم ‌ترین معضل را عدمِ توجهِ پیمانکار یا کارفرما به تعهداتِ نگه‌ داری پس از گشایشِ طرح می‌ دانستند.

اکنون بارِ دیگر این موضوع را در منطقه ‌ای از استان البرز شاهد هستیم که اگر مسئولان به سرعت عمل نکنند گذشته تکرار و متاسفانه هزینه ‌ی گزافی هم از بیت ‌المال صرف خواهد شد.

پُل سرحدآباد که به پُل شهید کلانتری معروف است، 20 سال پیش توسط وزارت راه و شهرسازی وقت بر روی خط آهن تهران-کرج-تبریز ساخته شد که به دلیلِ استفاده از مصالحِ بی‌کیفیت، رعایت نکردنِ اصول فنی و عدمِ نگه ‌داری مناسب، بخش ‌هایی از پایه ‌ها و بدنه ‌ی پُل دچارِ فرسودگی و تخریب شده است. همین امر سبب شده مسئولان به فکرِ تخریب و بازسازیِ مجدد این پُل بیافتند در حالی که این کار به گفته ‌ی کارشناسان به ‌صرفه نیست و می‌ توان با رقمی بسیار پایین‌ تر، این پُل را ترمیم کرد و از آسیب‌ های آینده جلوگیری به عمل آورد.

نکته اینجاست که تخریبِ این پُل و بازسازیِ آن در زمان فعالیت شورای اسلامی کرج در دوره‌ی چهارم مصوب شد که آن زمان هنوز فردیس شورای شهر مستقل نداشت. هم ‌چنین پرس‌ و ‌جوهای روزنامه‌ ی پیام آشنا نشان از این دارد که هنوز مشخص نیست این پُل به فردیس مربوط می‌ شود یا کرج  که امیدواریم در گزارش‌ های آتی و گفتگو با مسئولان این موضوع شفاف ‌سازی شود.

با وجودِ اینکه سازمان مدیریت و برنامه ‌ریزی کشور سالانه بودجه ‌هایی خاص برای نگه‌ داری بناها و سازه ‌ها تعریف می ‌کند و در اختیارِ دستگاه ‌های دولتی قرار می ‌دهد، در برخی موارد این بودجه ‌ها به جای نوسازی، صرفِ تخریب و بازسازی می ‌شود و سازه‌ های نیمه‌ کاره ‌ی جدید، مشکلی بر مشکلاتِ موجودِ شهر می ‌افزاید.

در این پرونده سه بخش را خواهید خواند؛ گزارشی مردمی از ساکنانِ منطقه‌ ی سرحدآباد، نظرِ کارشناسی یکی از مهندسان پُل ‌سازی که سابقه ‌ی تحصیل و کارِ اجرایی در کشورهای خارجی را دارد و گزارشی از سطح شهر کرج در خصوصِ پروژه ‌های عمرانی.

 

**

هزینه ‌ای که بناست صرفِ بازسازی این پُل شود، از بیت ‌المال صرف خواهد شد؛ به همین دلیل تصمیم گرفتیم نظرِ برخی تحصیل‌ کرده ‌های عمران و هم‌ چنین مردم عادی را در خصوصِ طرح‌ های عمرانیِ شهر کرج جویا شویم.

سارا شهیدی؛ تحصیل ‌کرده‌ ی رشته‌ ی عمران و مدیریت ساخت و مهندسی، استراتژی انتخاب شده در خصوصِ تقاطع‌ های غیر همسطح فرسوده را منوط به کارفرما می ‌داند و می ‌گوید: «عموما در طرح ‌هایی که تخریب به جای ترمیم انتخاب می ‌شود کارفرما، شهرداری است که طی تجربیاتی که در این خصوص وجود دارد، به دلیلِ ذینفع بودن در قرارداد به پیمانکارهایی طرح را واگذار می ‌کند که کار خود را به درستی انجام نمی‌ دهند. این در حالی است که پیمانکارانِ خبره‌ ای نیز وجود دارند که کار تعمیرات را به نحو احسن انجام می ‌دهند.»

او با بیان اینکه در تخریب عملا دو قرارداد تخریب و ساختِ مجدد منعقد می‌ شود، ادامه داد: «تعمیرات، یک اقدام حرفه ‌ای است به ویژه برای کارفرمایی که دلسوزِ شهر و پروژه ‌های آن باشد. عموما کارفرمایان به‌ ویژه شهرداری به این موضوع بی ‌اعتنا هستند؛ این تخریب ‌ها سببِ ایجاد آلودگی ‌های محیط زیست می ‌شود. البته نباید این موضوع را از نظر دور داشت که ایران از نظر نگه ‌داری و تعمیر به هرحال از کشورهای غربی عقب ‌تر است. نگه ‌داری خود نیز هزینه‌ بر است و قاعدتا به نفعِ کارفرما نیست که واردِ این مقوله شود و قراردادهای جدیدی نیز برای این موضوع منعقد کند.»

شهریاری یکی از شهروندان کرجی معتقد است مرمت و نگه‌داری از سازه‌ ها در ایران معنا ندارد. او می ‌گوید: «راحت ‌ترین کار همیشه پاک کردنِ صورت ‌مسئله است. در حالی که اگر مانندِ کشورهای خارجی به حفاظت و نگه ‌داری از سازه‌ هایی که احداث می ‌کنیم بپردازیم، بسیاری از مشکلاتِ کنونیِ پروژه ‌های شهری رفع خواهد شد.»

اسفندیاری که در محدوده ‌ی مهرویلا ساکن است در خصوصِ تقاطعِ غیر همسطحِ این محدوده می ‌گوید: «مشکلی که احداث یا بازسازیِ تقاطع‌ های شهری به مردم کرج تحمیل می‌ کنند مدتِ زمان بالای اجرای طرح است. همین تقاطع غیرهمسطح مهرویلا بنا بود سال 92 به بهره ‌برداری برسد که به دلیلِ مشکلاتِ بسیار، تازه سالِ گذشته یعنی 95 افتتاح شد! تحملِ این مدت زمانِ بالا برای ساکنانِ منطقه بسیار دشوار است و زندگیِ آن‌ ها را مختل می ‌کند.»

محبوبه قورچیانی؛ کارشناس ارشد برنامه ‌ریزی شهری مقوله‌ ی ترمیم و نوسازی را در دیدگاهی کلی موردِ بررسی قرار می ‌دهد و می‌ گوید: «در کشور ما منابع اقتصادی به جای اینکه صرف امور تولیدی شود به دلیل مساوی یا بیشتر بودن سود حاصل از ساخت و ساز نسبت به نرخ تورم به سمت ساختمان و مسکن گسیل می  شود.»

او به بافت فرسوده و تخریبِ سازه ‌ها در چنین محدوده ‌هایی نیز اشاره می کند و می‌ گوید: «البته این موضوع جز مباحث اقتصادی، از باورهای ما هم تاثیر می‌ پذیرد. چرا که در کشورهای توسعه ‌یافته سکونت در خانه‌ های تاریخی یک ارزش محسوب می ‌شود و حتی سال ساخت بنا در کنار ورودی مشخص است. اما در کشور ما نه تنها سکونت در بافت تاریخی ارزش قلمداد نمی ‌شود بلکه حتی به مثابه شان و منزلت پایین اجتماعی انگاشته می شود.»

قورچیانی در پاسخ به این پرسش که چرا استراتژی مورد استفاده در خصوصِ برخی پل ‌ها مانند سرحدآباد که در محدوده ‌ای قدیمی نیز واقع شده، به جای ترمیم، تخریب در نظر گرفته شده، گفت: «باید در نظر گرفت که دوره‌ ی گذار جمعیتی و متعاقب آن افزایش جمعیت شهرها در کشور ما بیش از کشورهای غربی محسوس است که در افزایش تراکم ساختمانی در طرح ‌های توسعه و عمران شهری و در نتیجه رونق اقتصاد مسکن و افزایش نرخ تخریب سازه ‌ها به جای تعمیر و نگهداری آن بی تاثیر نیست و همین موضوعات در بازسازی سازه‌ های مختلف برای رونقِ ساخت و ساز در اطرافِ برخی معابر شهری مشهود می‌ شود.»

دو سالِ پیش بود یکی از مهندسان عمران کرج در خصوصِ پایه ‌های پُل آزادگان نیز هشدار داده بود و طیِ نگاشتنِ مطلبی که در روزنامه پیام آشنا نیز منتشر شد، در خصوصِ پایه‌ های پُل و عدمِ تحمل وزنِ بالای عبوری از این سازه نظرات کارشناسی خود را بیان کرده بود.

اکبرپور دیگر شهروندِ کرجی که تحصیل‌ کرده‌ ی عمران نیز است، در پاسخ به این پرسش که آیا پُل آزادگان نیز دچار فرسودگی شده یا خیر می ‌گوید: «به به نظرِ من این پُل هم نیاز به تعمیر دارد. هرچند بسياري از طرح ‌هاي اجرايي در کرج، برآمده از مطالعاتِ شهري نيست. اگر طرحي وجود داشته به صورتِ موضعي و از ديدگاهِ رشته ‌ي خاصي، تخصصي  بوده ‌است. همین موضوع سبب شده بارها شاهدِ مشکلات بسیاری پس از بهره‌ برداری از یک طرحِ عمرانی در کرج باشیم. اگر در شهر کرج، روندِ تهیه‌ ی طرح ‌های شهری درست و منطقی باشد، زمان و هزینه‌ تلف شده کمتر خواهد بود و نتایج مطلوب تری می ‌گیریم.»

در تمامِ کشورهای جهان، نگه ‌داری از سازه، اهمیتِ به‌ سزایی دارد و برای هر سازه دستورالعملِ خاصی وجود دارد. بازرسی ‌های دوره‌ ای بنا، رنگ ‌آمیزی دوره ‌ایِ سازه ‌های فلزیِ عریان مانند برخی پُل ‌ها در این دسته قرار می‌ گیرد اما متاسفانه این موضوع تاکنون به طورِ جدی در ایران موردِ توجه قرار نگرفته است. همین بی ‌اعتنایی ‌ها سبب شده آسیب ‌های قابلِ توجهی به برخی پُل‌ های موجود در شهر کرج وارد شود و آن ‌ها را دچارِ خوردگی، شکست یا خرابیِ حاصل از رطوبت کند. اما آیا باید تنها تخریب و بازسازی را مدِ نظر قرار داد که زمان و هزینه ‌ی بسیار بالایی به شهروندان تحمیل می ‌کند؟

مرادی؛ کارشناس ارشد عمران با بیان اینکه در ایران مقوله‌ی نگه ‌داری به نسبت ساخت چندان موردِ توجه قرار ندارد، می ‌گوید: «اصولا ابنیه ‌ی فنی خاص مانند پل ‌های بزرگ یا تقاطع‌ ها که با صرفِ هزینه ‌های بالا ساخته می ‌شوند، مانند دیگر سازه ‌ها و ساختمان ‌ها نیاز به نگه ‌داری در حین دوره‌ی بهره ‌برداری دارند.»

او ادامه می ‌‌دهد: «همین غفلت سبب شده سازه ‌هایی که با هزینه ‌های هنگفت ساخته می ‌شوند به خصوص در پهنه‌ های شهری و با مشکلات ناشی از محدودیت‌ های که ساخت و ساز در برخی شهرها با آن‌ ها رو به ‌رو هستند، بسیار کمتر از دوره ‌ی پیش ‌بینی بهره‌ برداری قابل استفاده باشند.»

مرادی ادامه می ‌دهد: «بهره‌ برداران از جمله شهرداری ‌ها باید به مقوله ‌ی تعمیر و نگه ‌داری سازه‌ های شهری توجه ویژه داشته باشند و بازرسی ‌های دوره ‌ای شامل عایق‌ بندی، مرمت روسازی، بازدید از کیفیت بتن، بازدید از نحوه‌ ی هدایت آب‌ های سطحی، بازدید از تیرها و نشیمن‌ گاه‌ های پل‌ ها، نگه‌ داری درزهای انبساط و جان ‌پناه‌ ها داشته باشند چرا که همه ‌ی این موارد تاثیر مهمی در افزایشِ عمرِ مفید تقاطع‌ های غیر همسطح خواهد داشت و در آینده به تخریب و بازسازی سازه که هزینه‌ی بالایی دارد، نمی ‌انجامد.»

مواردی که ذکر شد نظرِ برخی شهروندان و کارشناسان استان البرز در خصوصِ طرح‌های شهری و نحوه‌ ی اجرای آن‌ ها بود. در شماره‌ ی آتی نظراتِ مسئولانِ مربوطه را در این خصوص جویا خواهیم شد تا شاید بتوان راهکارهای جایگزینِ تخریب و بازسازی و جلوگیری از هدررفتِ بیت ‌المال را به مدیران شهر کرج، پیشنهاد داد و هزینه و زمانِ اضافی بر شهروندانی که دغدغه‌ی آبادانی کرج را در سر دارند، تحمیل نکرد.

 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید