معاون دادستان کل کشور در امور فضای مجازی در یادداشتی نوشت: تعداد ۳۰ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر از طریق فیلترشکن‌های هاتگرام و تلگرام طلایی، فیلتر تلگرام را دور می‌زنند.

 

«بر اساس آماری که مرکز ملی فضای مجازی در تاریخ نوزدهم تیر ماه ۱۳۹۷ اعلام کرده، تعداد ۳۰ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر از طریق فیلترشکن‌های هاتگرام و تلگرام طلایی، فیلتر تلگرام را دور می‌زنند و اینترنت بدون فیلتر هاتگرام و تلگرام طلایی را وزارت ارتباطات تامین می‌کند.


 این در حالی است که فعالیت فیلترشکن های داخلی نظیر هاتگرام و تلگرام طلایی برخلاف اهداف و سیاست‌های تعیین شده در مصوبه شورای عالی فضای مجازی است. مصوبه مربوط به «سیاست ها و اقدامات ساماندهی پیام رسان‌های اجتماعی» حدود یک سال پیش ( خرداد ۱۳۹۶) به تصویب شورای عالی فضای مجازی رسیده و فراگیر شدن پیام رسان‌های داخلی و جلوگیری از دسترسی بیگانگان به داده‌های عظیم کشور صراحتا جزء اهداف و سیاست‌های مذکور در این مصوبه هستند.


 از آنجا که فعالیت هاتگرام و تلگرام طلایی هم  مانع از  فراگیر شدن پیام‌رسان‌های داخلی و هم موجب دسترسی بیگانگان به داده های عظیم کشور خواهد شد, لذا فعالیت این دو نرم افزار برخلاف مصوبه شورای عالی فضای مجازی  است. اینکه نهادهای ذیربط منتظر بمانند تا تلگرام وسایر پیام‌رسان‌های خارجی بستر ارتباطاتی مردم در فضای مجازی کشور را فراهم و شرکت‌های داخلی را به عمله تلگرام تبدیل کنند، نهایت تنبلی است.


 اجرای مصوبات شورای عالی فضای مجازی نیاز به عزم جدی دارد. نهادهای ذیربط باید تنبلی را کنار بگذارند و از هرگونه فعل یا ترک فعل که موجب استمرار حاکمیت دشمن بر فضای مجازی کشور می‌شود خودداری کنند. باید ارتباط بین هاتگرام و تلگرام طلایی را باشبکه اجتماعی تلگرام قطع کرد و برای فراگیر کردن پیام‌رسان‌های مستقل داخلی باید کمر همت را محکم بست، ان‌شاء‌الله این اتفاق‌های مبارک بزودی خواهد افتاد."

به گزارش ایسنا، به نقل از وب سایت independent، شبکه‌های اجتماعی در چند سال اخیر، هر یک به منظور جلب رضایت کاربران خود و افزایش محبوبیت و استفاده توسط کاربران، گاهی قابلیت‌ها و امکانات جدیدی را اضافه و ارائه می‌کنند.

به نظر می رسد که قابلیت جدید طرح پرسش در استوری های اینستاگرام برای بسیاری از کاربران این شبکه اجتماعی چالش برانگیز و دردسرساز شده است؛ چراکه طبق گزارش های منتشر شده در فضای مجازی می توان دریافت که خیل عظیمی از کاربران اینستاگرام تصور می کرده اند که در قسمت طرح پرسش می توانند آزادانه و بدون ثبت و ارسال نام خود، از دوستان و فالورهای خود سوال بپرسند؛ بی خبر از آنکه این سوالات با نام کاربری دقیق و نام و نشان ایسنتاگرامی آنها برای فرد موردنظر مطرح و ارسال می شود.

به نظر می رسد که بسیاری از این افراد به باور اینکه به صورت کاملا ناشناس می توانند از فرد موردنظر سوال بپرسند، پرسش های خود را مطرح کرده و سپس بعد از آنکه متوجه شده اند این امر به صورت ناشناس نبوده است، از مطرح کردن سوال خود اظهار پشیمانی کرده اند و برخی دیگر نیز با دردسرهای تازه ای روبه رو شده اند.

لازم به ذکر است که کارشناسان فعال در اینستاگرام با انتشار پیام هایی سعی داشتند مردم و کاربران را از ناشناس نبودن قابلیت طرح پرسش در استوری های اینستاگرامی باخبر و مطلع کنند.

اینستاگرام به تازگی قابلیت جدید طرح پرسش (Ask me a question) را به استوری های پلتفرم خود افزوده است تا امکان برقراری ارتباطات مستقیم تر و بهتری را برای کاربرانش فراهم کرده و تجربه آسان تری را برای آنها به ارمغان بیاورد.

بسیاری از افراد بر این باورند که عدم اطلاع رسانی دقیق و کامل از سوی شبکه اجتماعی اینستاگرام در این باره علت اصلی این واقعه بوده است.

قابلیت افزودن استوری‌های اینستاگرام در ماه اوت سال گذشته ۲۰۱۶ میلادی به این شبکه اجتماعی اضافه شد و از همان ابتدا میلیون‌ها طرفدار را به خود جذب کرد. از آن زمان تاکنون که حدود بیش از یک سال می‌گذرد، می‌توان گفت این قابلیت مهم‌ترین و پرطرفدارترین قابلیتی است که تاکنون به اپلیکیشن اینستاگرام افزوده شده است.

اینستاگرام به عنوان یکی از محبوب ترین و پرطرفدارترین شبکه های اجتماعی، در ماه سپتامبر سال گذشته ۲۰۱۷ میلادی به رکوردی بی‌سابقه در میان شبکه‌های اجتماعی دست یافت و آن هم جای دادن بیش از ۸۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه بود.

اینستاگرام یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی در میان کاربران فضای مجازی به شمار می‌رود که در این میان، نسل جوان و نوجوان از آن استقبال بیشتری نسبت به سایر رده‌های سنی کرده‌اند.

قابلیت جدید استوری‌های اینستاگرام دردسرساز شد!

پلیس فتا با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد احضار و مصاحبه با مائده هژبری از سوی این مرجع انتظامی صورت نگرفته است.

روابط عمومی پلیس فتا اعلام کرد: به استحضار ملت شریف ایران می‌رساند، با توجه به پیگیری اصحاب محترم رسانه و با عنایت به اینکه اخیراً در رسانه‌های مختلف به ویژه شبکه‌های اجتماعی، اخباری در خصوص فعالیت‌های غیرقانونی خانم مائده هژبری مطرح گردیده است، در بررسی‌های همه جانبه و دقیق به عمل آمده محرز و مشخص گردید که نامبرده فاقد پرونده انتظامی و قضایی در پلیس فتا ناجا و پلیس فتا استان‌ها بوده و احضار و مصاحبه با نامبرده توسط پلیس فتا صورت نگرفته است.

پیش از این نیز قوه قضائیه اعلام کرده بود که مستند "بی راهه" بدون مجوز این نهاد پخش شده است.

یک منبع آگاه در این باره تاکید کرد: "پخش اعترافات دختر اینستاگرامی در تلویزیون ارتباطی با قوه قضائیه نداشته و درخواستی نیز جهت پخش از سوی مسئولان قضایی و قاضی وجود نداشته است."

این در حالی است که پیش از آن محمدحسین رنجبران مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی با تاکید براینکه صدا وسیما باید در حوزه آسیب شناسی معضلات فرهنگی فعال عمل کند و این خواسته بسیاری از مخاطبان است، گفت: «مردم و به ویژه خانواده ها در تماس با واحد 162 خواهان برنامه های آگاهی بخش در حوزه آسیب های فضای مجازی هستند و بر مبنای این درخواست ها و وظیفه ذاتی رسانه برنامه ها و مستندهای فراوانی در آینده روی آنتن خواهد رفت.»

مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی به برخی شایعات درباره نبود حکم قضایی برای این کار اشاره کرد و گفت: «براساس صحبتی که امروز با مسئولان ناجا داشتم برای این افراد حکم قضایی صادر شده بوده و حتی مقام قضایی درخواست کرده بود تا موضوع این افراد حتما رسانه ای شود.»

به این ترتیب با اطلاعیه امروز پلیس فتا ماجرا انتشار اعترافات مائده هژبری پیچیده تر شده است. هیچ نهادی مسئولیت برنامه "بیراهه" را بر عهده نمی گیرد. حالا باید دید صداوسیما در این باره توضیحی دارد یا نه.

 

فرزانه یوسفیان

«اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید! به دیگران چه ارتباطی دارد شما دیشب شام را در کدام رستوران خورده اید؟ جشن و شادی ها و عاشقانه های حقیقی یا دروغی خود را به نمایش نگذارید؛ خیلی ها جای خالی کسی را در زندگی شان حس می کنند؛ آنها را غصه دار نکنید! یا اینکه امروز دلتان گرفته، می‌نشینید جلوی دوربین زار می زنید؛ شاید همین امروز کسی بعد از روزها غصه داشتن، دلش می خواهد شاد باشد؛ روزش را خراب نکنید! این تغییر حال و هوای درونی را درون خود نگه دارید. لطفا اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید!»

متن بالا را روز گذشته در فضای مجازی دیدم. برایم جالب شد. خیلی ها از این گونه رفتارها دلِ خوشی ندارند، تا جایی که اگر یک جمله کوتاه از این متن را در مرورگر گوگل جستجو کنید، بسیاری آن را کپی کرده اند و مُهر تایید بر آن زده اند. اما اگر این کار را تایید می کنیم، چرا خیلی از ما همچنان در موضع اینکه دیگران باید بدانند الان کجا هستیم و چه خورده ایم و چه پوشیده ایم، پافشاری می کنیم؟

نمی دانم این گونه رفتارها به خاطر این است که در گذشته صبورتر بودیم و یا اینکه امروز می خواهیم احساس هر لحظه و آنی خود را با دیگران شریک کنیم تا ترحم بخریم. حال اگر از خوبی بگوییم و انرژی مثبت بدهیم باز خوب است، اما چرا وقتی حالمان بد است، گریه کرده ایم، از کسی ناراحت هستیم و یا به دلایلی بیمار هستیم و حتی در بیمارستان بستری هستیم باید به دیگران بفهمانیم که بیایید مرا دلداری دهید!

بسیاری این گونه تربیت یافته ایم که خوشی هایت را به دیگران بگو و ناخوشی هایت را برای خودت بگذار. اگر این چنین نکنیم و در بیانِ غم و غصه و دعوا صبوری نکنیم و سفره دلمان را نه تنها برای یک دوست آن هم رو در رو، در فضای مجازی داد بزنیم، دیگر کسی هنگام خوشی و صلح و آشتی هیچ حرفی از ما قبول نمی کند. ما می شویم فردی دو رو که نه خوشی اش پیداست و نه نا خوشی اش.

برایمان سخت شده که زندگی مان را در چشم دیگری نکنیم و تا به او ثابت نکنیم از او خوشحال تریم ول کن نیستیم. جالبی اش اینجاست زمانی هم که فردی، حال دوست باشد، یا فامیل، پس از کلی صبوری  و فشار مشکلات روزگار ما را به عنوان سنگ صبور انتخاب کرده و دوست دارد گوشِ شنوای او باشیم، هنوز لب باز نکرده، می گوییم نمی دانی من از تو حالم بدتر است! باور کنیم او آمده تا ما فقط بشنویم، آمده تا کمی بارِ سنگین مشکلاتش را حتی با بازگو کردن با تو سبک کند، او نه به دنبال نصیحت شنیدن است و نه آمده که مشکلات تو را بشنود.

خودمان را مُحِق در ارتباط با دیگران ندانیم. در میان آن همه سختی و تلخی که هر فرد در زندگیِ خود دارد، نمک بر زخم نپاشیم. به جای اینکه به دنبال ترحم و احساس تایید از طرف صدها نفر در فضای مجازی باشیم، دوستِ واقعی را بیابیم که با ناراحتی ما ناراحت می شود و از خوشبختی ما خوشحال. اینکه می دانیم پشت گوشی نیست و هر وقت بخواهم یا با تلفن و یا زمانی را برای من در زندگی پُر از همهمه اش خالی می کند و پای درد دل ما می نشیند. این گونه دوستان را باید در ذهن و قلب قاب کرد، نه اینکه هر روز به تعداد فالوئرهایمان نگاه کنیم تا ببینیم از صد نفر به هزار و از آن به میلیون می رسد یا خیر.

در میان تمامی این بلند زندگی کردن ها، زندگی افراد متاهل کمی عجیب تر به نظر می رسد. باهم بیرون هستند، رستوران رفته اند، مسافرت هستند و یکی از آن دو عکسی را در اینستا به اشتراک می گذارد و دیگری اولین نفری است که کامنت عاشقانه می نویسد. دو به دو حرف زدن های عاشقانه در فضایی که هر فردی آن را می بیند، ادامه می یابد. کاش ماهی یک عکس و یا به مناسبت های خاص باشد که این از نظر بسیاری عاری از مشکل است، اما اینکه هر روز و یا هر هفته عکسی دو نفره در شرایط مختلف به اشتراک بگذاریم و منتظر باشیم فرد مورد نظر لب به سخن عاشقانه باز کند و دیگران برایمان کف و سوت بکشند کمی عجیب و در عین حال نشان از تهی بودنِ درون دارد. اینکه زن و شوهر باهم روابطی عاطفی و در عین حال دوستانه داشته باشند یکی از موفقیت های زندگی زناشویی است، اما نه اینکه آن را در فضای مجازی جار بزنند. در این میان خوب است گهگاهی از بودن در کنارِ نخستین فرد زندگی احساس رضایت کنیم و به مناسبی از او در فضای مجازی تشکر و احساس مان را بیان کنیم.

باور کنیم به اندازه ای که حسِ ما در به اشتراک گذاشتن عکس، خاص و ویژه است، یک دهم آن بر دیگران اثری ندارد. با پُست و یا پیام ناراحت کننده ممکن است دیگران را لحظاتی درگیر خود کنیم، اما با حجم پیام های دیگران و گستردگی فضای مجازی در زمانی بسیار کوتاه از ذهن همه پاک می شویم.

این را بدانیم همان قدر که زندگی خصوصی و چارچوب خانه و خانواده دارای حریم است و باید حرمت آن را حفظ کنیم، در فضای مجازی نیز باید چنین رفتار کنیم. برای بسیاری از اتفاقات خوش و ناخوش خودمان حد و مرز بگذاریم. باور داشته باشیم وجوه مختلف زندگی خصوصی مان فقط به خودمان مربوط است و بس.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

الهام آمرکاشی

 

اصطلاح "سندروم اردک" اخیرا در فضای مجازی، نقطه نظراتِ جالبی را به خود جذب کرده است.

"این اصطلاح، توسط پژوهشگران دانشگاه استنفورد بعد از بررسی پست های مجازی چند دانشجو که خودکشی کرده بودند ابداع شد. اگر به شنا کردن اردک در آب توجه کنیم ما تنها قسمتی از بدن او را می بینیم که به آرامی بر روی آب درحال حرکت است، درحالی که متوجه تقلای این اردک که با تلاش پاهای خود را تکان می دهد تا حرکت کند، نمی شویم. دانشجویانی هم که خودکشی کرده بودند تصاویری شاد یا نقل قول هایی امید بخش از خود منتشر کرده بودند که به ظاهر نشان می داد آنان بسیار شاد و خوشبخت هستند در صورتی که خارج از شبکه های مجازی و در دنیای واقعی با مشکلات روحی زیاد دست و پنجه نرم می کردند. در واقع مبتلایان به "سندرم اردک" کسانی هستند که تلاش می کنند همواره تصویری شاد و خوشبخت از خود در فضای مجازی نشان دهند در صورتی که در دنیای واقعی با مشکلات زیادی مواجه هستند. اگر کمی به فضای مجازی دقت کنید متوجه می شوید که متاسفانه افراد زیادی در آن مبتلا به سندروم اردک هستند که به صورت افراطی سعی در شاد نشان دادن خودشان و عکس یا فیلم گذاشتن از خوش گذرانی هایشان هستند و این تصویری دور از واقعیت را به افراد نشان می دهد که تبعات روانی و اجتماعی منفی برای جامعه به همراه دارد. در تعریف سندروم اینچنین آمده: "معمولا وقتی چند علامت همراه یکدیگر در بیماری دیده می شود و کسی که متوجه آن شده نمی تواند علت خاصی برای بروز آن علائم بیابد به مجموعه آن علائم، سندروم می گوید".

با تعاریف ابتدایی، جامعه کنونی را درنظر بگیرید که سهم پرداختن به فناوری های ارتباطی مجازی و رسانه های دیجیتال در زندگی افراد هرروز بیش از گذشته می شود و به تبع، اثرات خاصی بر نحوه زندگی و نگرش افراد می گذارد.

در نظرسنجی ملی ایسپا که سال گذشته اقدام به اجرای نظرسنجی ملی در خصوص آمار جدید از حضور ایرانی ها در شبکه های اجتماعی داشته است، نتیجه گیری شده: 38 درصد مردم کشور عضو تلگرام بوده‌اند که سال گذشته با افزایش 17 درصدی به 55 درصد افزایش پیدا کرده اند. همچنین در سال95، 17 درصد مردم عضو اینستاگرام بوده‌اند که این میزان در سال گذشته با رشد 6درصدی به 23 درصد افزایش پیدا کرده است.

با روندِ صعودی در استفاده از شبکه های مجازی، تعدد ظهور و بروزِ عکس هایی که در اینگونه فضاها به اشتراک گذاشته می شود در حال افزایش است و بحث قابل مطرح این مورد است که اغلب عکس ها تنها از زوایای شاد و خوشبختِ انسان ها نشان داده می شود و حفره های خالی و تنهایی که در بطن هریک از افراد وجود دارد هیچگاه در عکس ها به اشتراک گذاشته نمی شود.

افراد عادت کرده اند از خوردن ها، پوشیدن ها و خندیدن هایی عکس بگذارند که شاید حجمِ چنددقیقه ای در زندگی شان دارد اما بستر فکریِ تفکرها و تمرکزهایشان سمت و سوی دیگری دارد.

نگاه های متفاوتی در این میان وجود دارد. عده ای برای چشم و هم چشمی، افرادی برای عرض اندام و گروهی برای نشان ندادنِ بُعدِ تاریک خود (حتی برای خودشان)، رخدادهای شاد زندگی را حتی خصوصی ترین هایش را در ملأ عام تقسیم می کنند. هیچ صفحه ای در شبکه های مجازی از اتفاقات و حادثه های تلخ و شکست ها، حرف و عکسی نمی گذارد و بیشتر افراد تمایل دارند لحظات خوب را برای عکس ها و یادداشت ها انتخاب کنند.

در این میان یکی از ضروریاتی که در این فضاهای متفاوت اعم از فکری- فلسفی- هنری و... نیاز به رسیدگی دارد، مدیریتِ عکس هایی است که تنها از زوایای شاد و گویی خوشبخت از زندگی ها نشان داده می شود، مدیریتی که از سوی بینندگان و خوانندگان در زندگیِ شخصی شان لازم است صورت بگیرد و از مقایسهء نقاطِ خوبِ مجازیِ دیگران که به اشتراک گذاشته شده با حقیقیتِ خودشان اجتناب کنند که به گفتهء تئودور روزولت (Theodore Roosevelt)- بیست و ششمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از حزب جمهوری‌خواه؛ «مقایسه، دزد شادی است».

در پژوهشی که در سایت جامعه شناسی کاربردی دانشگاه اصفهان منعکس شده و به بررسیِ رابطه بین استفاده از شبکه اجتماعی فیس‌بوک و سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه اصفهان پرداخته، در نتیجه گیریِ مبحث آمده: "در تجزیه و تحلیل داده‌ها مشخص شد که بین میزان استفاده از شبکه اجتماعی فیس‌بوک و سلامت اجتماعی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد که البته این رابطه در جهت معکوس بود بدین معنا که با افزایش میزان استفاده از شبکه فیس‌بوک سلامت اجتماعی کاربران کاهش می‌یابد".

با نگاه به موارد ذکر شده، حجم استفاده از کاربران مجازی رو به افزایش، تنوع عکس های رنگی رو به گسترش، خلأهای تنهایی افراد رو به صعود و نشاط و خرسندیِ واقعی رو به کاهش است و قاطعانه می توان گفت: تنها راه مقابله با "سندروم اردک" که هرروز در حال گسترش است، نگاه جدی افراد به خود- تعدیلِ انتظارات خویش و رضایتمندی از اکنون و ساختِ آینده ای است که افراد دیگر، تأثیر چندانی در آن ندارند و شایسته است در این وانفسای خودنمایی های ظاهری و زرق و برق های مجازی و خنده های به ظاهر لاکچری، کمپین نه برای توقفِ ظاهرسازی هایی صورت بگیرد تا شاید از گسترش و اپیدمیِ سندروم اردک جلوگیری شود و از روالِ انتشار هرروز عکس هایی که از ظاهر آرام افراد به اشتراک گذاشته می شود به حقیقی زندگی کردن هایی برگشت که تقویت کنندهء نقاطِ مثبت واقعی و باطنی هر فرد است.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

همه چیز از یک خواب شروع شد؛ خوابی که به واقعیت تبدیل شد و زندگی رویا را از این رو به آن رو کرد. مادرش را پیدا کرد؛ مادری که از وجود او حتی خبر هم نداشت.

 ٢٢ ‌سال تمام نمی‌دانست که با پدر و مادر واقعی خودش زندگی نمی‌کند. یک شب در خواب دید که مادر دیگری دارد. همان زندگی‌اش را عوض کرد. رویا نتوانست به آن خواب فکر نکند. برای همین پیگیر ماجرا شد؛ پیگیری که نتیجه‌اش صحبت با مادر پس از ٢٢‌ سال بود.

مدیر یک پیج در اینستاگرام تمام تلاشش را کرد تا در نهایت رویا مادر واقعی و هویت اصلی خودش را پیدا کرد. دختر جوانی که تا آن شب حتی روحش هم از خانواده پنهانی‌اش خبر نداشت. حالا دیگر رویا دو خانواده دارد. دو هویت و دو مادر؛ پدرش فوت کرده و مادرش هم ازدواج کرده و صاحب فرزند شده است. یعنی رویا دو خواهر و برادر دارد.

این دختر جوان جزئیات ماجرای زندگی‌اش از لحظه‌ای که به بهزیستی سپرده شد تا لحظه دیدار با مادر واقعی‌اش را روایت می‌کند:

چه شد که متوجه شدی با پدر و مادر واقعی‌ات زندگی نمی‌کنی؟

خواب دیدم. همان خواب باعث شد زندگی‌ام تغییر کند. دی‌ماه ‌سال ٩٦ بود، یک‌شب در خواب دیدم مرا که نوزاد هستم، به خانه پیرزنی مسن و بیمار می‌برند و می‌گویند این دختر توست. مرا به بغل آن پیرزن می‌دهند و می‌روند. وقتی بیدار شدم، نتوانستم به خوابی که دیده بودم فکر نکنم. تمام ذهنم مشغول شده بود. هرچه سعی کردم بی‌خیال این خواب شوم فایده‌ای نداشت. برای همین موضوع را به پدر و مادرم گفتم. آنها عکس‌العمل عجیبی از خودشان نشان دادند. انگار یک ترس و وحشتی در چهره‌شان موج زد. از عکس‌العمل‌شان متوجه شدم که حتما موضوعی است و من از آن بی‌خبرم. همین شد که پیگیر ماجرا شدم و وقتی یواشکی به صحبت‌های پدر و مادرم گوش دادم، فهمیدم مرا وقتی نوزاد بوده‌ام از بهزیستی گرفته‌اند.

مدرکی هم پیدا کردی؟

وقتی صحبت‌های پدر و مادرم را شنیدم، به سراغ وسایل آنها رفتم. آن‌قدر خانه را گشتم تا بالاخره یک برگه از بهزیستی که مربوط به سال‌ها پیش بود، پیدا کردم.

بعد چکار کردی؟

آن زمان مستاصل مانده بودم که باید چکار کنم. فقط می‌خواستم پدر و مادر واقعی‌ام را بشناسم. برای همین به اداره بهزیستی رفتم و مشخصاتم را به آنها دادم. آنها هم بعد از پیگیری مرا به دادسرای محل کودکی‌ام فرستادند. در دادسرا نامه‌ای به من دادند و مشخصات پدرم  را اعلام کردند. بعد از آن در اینستاگرام با یک پیج آشنا شدم. به مدیر آن پیج پیام دادم. از او کمک خواستم و مشخصات خودم و پدرم را به آنها دادم. آنها هم به من کمک کردند و آن‌قدر تلاش کردند تا بالاخره مادرم را پیدا کردم.

فقط مادرت را پیدا کردی؟

پدرم گویا سال‌ها پیش فوت کرده بود. فقط مادرم زنده است. برای همین با کمک همان پیج ترتیبی داده شد و من برای نخستین‌بار با مادر واقعی خودم تلفنی صحبت کردم.

تا پیش از آن خواب، نمی‌دانستی که ممکن است خانواده دیگری داشته باشی؟

اصلا فکرش را هم نمی‌کردم. البته به خاطر این‌که از نوزادی‌ام هیچ عکسی وجود نداشت، مرتب از پدر و مادرم سوال می‌پرسیدم. ولی فکر نمی‌کردم موضوع این باشد.

چه اتفاقی در گذشته افتاده بود که تو از پدر و مادر واقعی‌ات جدا شدی؟

ماجرا از این قرار بود که مادر و پدرم به خاطر اختلافات زیادی که داشتند، از هم جدا شدند. آن زمان من شیرخواره و نوزاد بودم. مادرم به‌دلیل بی‌پولی و فقر نمی‌توانسته از من نگهداری کند، برای همین سرپرستی من برعهده پدرم قرار می‌گیرد. پدرم هم چون نتوانسته بود از پس نگهداری من بر بیاید مرا به بهزیستی تحویل داده بود.

در این مدت پدر و مادرت پیگیر پیداشدن تو نبودند؟

نه. گویا آنها مرا فراموش کرده بودند و هیچ کدامشان پیگیر پیدا شدن من نبودند.

وقتی برای نخستین‌بار مادرت را دیدی چه حسی داشتی؟

پیش از دیدار و صحبت با او خیلی اشتیاق و هیجان داشتم. مرتب دوست داشتم او را ببینم یا با او صحبت کنم. خیلی استرس داشتم. اما وقتی با او تلفنی صحبت کردم، ناگهان سرد شدم. دیگر هیچ اشتیاقی در من وجود نداشت. حتی نخواستم او را ببینم.

چرا؟

نمی‌دانم. شاید دلیلش ازدواج مادرم بود. مادرم الان یک دختر و پسر دارد. شاید به‌خاطر این‌که متوجه شدم مادرم در این مدت حتی یک‌بار هم سراغ مرا نگرفته و پیگیر پیدا کردن من نشده؛ در عوض ازدواج کرده و فرزند دارد. به دلیل همین بود که نسبت به او سرد شدم.

وقتی برای نخستین‌بار با مادرت صحبت کردی، چه چیزهایی به هم گفتید؟

سوال‌های زیادی داشتم که از او بپرسم. از مادرم پرسیدم چرا مرا رها کرد و در نوزادی مرا از یاد برد. او هم گفت به خاطر فقر و بی‌پولی نتوانست از من نگهداری کند. به او گفتم چرا بعد از این‌که شرایط زندگی‌ات بهتر شد، به سراغ من نیامدی و پیگیر پیدا کردنم نشدی. او هیچ جوابی برای این سوالم نداشت. سکوت کرد و بعد از چند دقیقه گفت درحال‌حاضر خانواده جدیدش نمی‌دانند که او یک دختر دارد.

نمی‌خواهی مادرت را ببینی؟

مادرم درحال‌حاضر در شهرستان زندگی می‌کند. هنوز نمی‌دانم. ولی شاید بروم و او را ببینم. البته باید برای این موضوع برنامه‌ریزی شود و ترتیب دیدارمان را بدهند. ولی فقط او را می‌بینم.

پدر و مادری که با آنها زندگی می‌کنی، از پیدا شدن مادر واقعی‌ات خبر دارند؟

نه. اصلا موضوع را به آنها نگفتم. من آنها را خیلی دوست دارم. آنها تمام زندگی‌شان را وقف من که تنها فرزندشان هستم کردند. از هیچ محبتی به من دریغ نمی‌کنند. برای همین نمی‌خواهم با گفتن این موضوع آنها را اذیت کنم. می‌دانم وقتی متوجه شوند عذاب می‌کشند و ناراحت می‌شوند. برای همین می‌خواهم این مسأله را برای همیشه از آنها مخفی کنم.

تنها با یک اسم مادر رویا پیدا شد

حدود چهارماه پیش بود که تصمیم گرفتم صفحه‌ای در اینستاگرام راه‌اندازی کنم؛ صفحه‌ای مخصوص برای افرادی که به دنبال هویت واقعی‌شان هستند. در این چند‌سال اخیر که شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر شده، کانال‌ها و پیج‌های زیادی برای گمشدگان راه‌اندازی شده اما صفحه‌ای اختصاصی برای آنها که در پی هویت اصلی خود هستند، وجود نداشت. به همین دلیل تصمیم به چنین کاری گرفتم. مورد رویا هم یکی از آنهاست.

اینها را ثریا‌ الله‌وردی می‌گوید؛ زنی که به گفته خودش در این مدت کوتاه توانسته به ٤ نفر کمک کند تا پدر و مادر واقعی خود را پیدا کنند: «حدود ۴۰۰۰ دنبال‌کننده کمک بزرگی برای من و آنهایی است که دنبال هویت واقعی خودشان هستند. البته کار راحتی نیست. گاهی ‌اوقات فقط یک اسم، همه چیزی است که ما در اختیار داریم. گاهی اوقات همان اسم و فامیل هم درست و کامل نیست. پیشوند یا پسوندی می‌تواند کل مراحل جست‌وجو را مختل یا منحرف کند. همین موضوع در پرونده رویا حدود ٢ ماه کار ما را به تأخیر انداخت.»

الله‌وردی درباره روند پیگیری و شناسایی پدر و مادرهای واقعی افراد توضیح می‌دهد: «خب، شروع این کار در اختیار من نیست. یعنی افرادی که در پی هویت و شناسایی اقوام و خانواده واقعی خودشان هستند، با من تماس می‌گیرند. البته این افراد باید شواهد یا مدارک مستدلی داشته باشند. البته پرونده رویا یک مورد خاص بود. او با یک خواب به همه چیز شک کرد. ولی با وجود این، وقتی با من تماس گرفت، من از او مدارک واقعی خواستم، البته حرف‌هایی می‌زد که برای من تا حدی قابل قبول بود؛ مثل تفاوت در گروه خونی یا این‌که عکسی از دوران کودکی او وجود ندارد. با این‌حال، باید یک اسم برای شروع جست‌وجو باشد. بعد از آن باید در شهر و منطقه مورد نظر به‌دنبال آن اسم و مشخصات باشیم. این‌جا اداره بهزیستی، دادسرا و به‌خصوص اداره ثبت ‌احوال می‌تواند کمک بزرگی به ما باشد. خوشبختانه در هر چهار مورد توانستم افرادی را در اداره ثبت پیدا کنم تا کارها سریع‌تر پیش برود. من عقیده دارم، کار خیر خودبه‌خود پیش می‌رود. شاید مدتی کار گره بخورد، اما درنهایت به نتیجه می‌رسد. این‌که افرادی با تمام وجود می‌خواهند گذشته خودشان را پیدا کنند و من در این راه کمکی برای آنها هستم، واقعا آرامش‌بخش است.»

شهروند

 

احسان محمدی

 

 

دو سال پیش در تلگرام کانالی ساختم که تعداد زیادی عضو داشت. یک روز صبح در میانه خواب و بیداری دستم رفت روی گزینه delete و کانال حذف شد! به همین راحتی همه عکس هایی که دانه دانه برای پیدا کردن شان وقت گذاشته بودم، نوشته هایی که کلمه به کلمه کنار هم چیده بودم، زمانی که برای نوشتن هر مطلب گذاشته بودم دود شد و به هوا رفت! به قول گزارشگرهای عرب: خلاااااص!

فضای مجازی و اینترنت جز قلب ما، چشم هایمان را هم به یغما برده است. عادت کرده ایم به این فضا و از کاغذ دور شده ایم. ایرادی در این کار نمی بینم و اتفاقاً لذت می برم از انعطاف و سرعت عمل و تنوع و تکثر مطالبش اما واقعیت آن است که به شدت «مجازی» است.

ممکن است یک روز صبح بیدار شوید و ببینید سایت محبوب تان، صفحه ای که دوست داشتید و مطالبی که گمان می کردید با یک سرچ ساده به آنها دسترسی پیدا می کنید هک شده، فیلتر شده، دچار اختلالی شده که پدیده آورنده هایش رهایش کرده اند و جز مشتی پرانتز و اعداد و ارقام و نقطه چین هیچ به جا نمانده. یک مُشت خاکستر مجازی از باغی که به نظر بی زوال می رسید!

به قول قدیمی ها انگار همه چیز این دنیای مجازی روی «هواست»! به همین اندازه بی اعتبار. غلامرضا طریقی در غزلی می سراید:« ای نه چنین نه چنان در دل من همچنان/ عشق زمینی بمان، عشق هوایی هواست».

کتاب عشق زمینی است. می ماند. اما نوشته های فضای مجازی مثل عشق هوایی هواست! امروز هست و ممکن است ساعتی دیگر نباشد. مثل همین تلگرام که یک دفعه «اراده ای» بزرگ برای فیلتر کردنش شکل می گیرد و دسترسی به آن مختل می شود. هزاران نفر به مطالب و عکس هایشان دسترسی پیدا نمی کنند و آن همه مقاله و نوشته دوست داشتنی انگار در کسری از ثانیه دود شد و به هوا رفت اما کتابخانه هنوز پابرجاست. با همان کتاب هایی که نامهربانانه لایشان را باز نکردیم!

کتاب بخریم که عشق مجازی هواست!

این مقدمه بالا بلند را نوشتم که بگویم در فصل دوست داشتنی اردیبهشت از نمایشگاه کتاب، کتاب بخریم. کالایی که می ماند و هر چه زمان بگذرد باز هم ارزشمند است و گاهی بازخوانی یک کتاب از خواندن کتاب تازه هم شیرین تر است. می توانیم هدیه اش بدهیم و یک نفر دیگر را هم خوشحال کنیم. می توانیم حتی با خریدنش به گسترش اندیشه در کشور کمک کنیم. بخش بزرگی از مشکلات کشور ریشه در ندانستن دارد و دانایی با «خواندن» به دست می آید. کاری که بسیاری از مسئولان ما انجام نمی دهند و گاهی حتی احساس نیاز به آن نمی کنند. باور کنیم که بین کسی که سواد خواندن ندارد و کسی که کتاب نمی خواند تفاوت زیادی نیست!

بسیاری از ما در شبکه های اجتماعی و دورهمی ها حق جوجه کباب و پیتزا و آش و کله پاچه را به خوبی ادا کرده ایم. هر کدام مان دستکم یکبار در زندگی مان مفت و مجانی برای یک غذاخوری تبلیغ کرده ایم و به دیگران هم گفته ایم اگر آنجا غذا نخوری نصف عمرت بر فناست، اما چند بار برای یک کتاب خوب، برای یک کتابفروشی خوب تبلیغ کرده ایم و از دیگران خواسته ایم بخوانند یا اگر نبینند نصف عمرشان بر فناست؟

کتاب بخریم که عشق مجازی هواست!

البته که غذای جسم ارزشمند است و به قول سعدی علیه الرحمه «گر جور شکم نبودی هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی، بلکه صیاد خود دام ننهادی» اما دستکم گاهی – فقط گاهی- برای غذای روح هم وقت بگذاریم. خرید کتاب کمک کردن به گردش اندیشه است. تشویق نویسنده ها برای خلق اثرهای تازه است. سرمایه سازی است نه چربی سازی!

«کباب» خوشمزه است اما آینده یک کشور را «کتاب» می سازد و بچه هایی که دل با فرهنگ و اندیشه دارند. رنج آور است که بسیاری از هموطنان به خاطر دوری مسافت قادر به حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیستند اما در بسیاری از شهرها می شود «کتابخانه» هایی پیدا کرد که هنوز «کباب خانه» نشده اند، می شود رفت و کتاب خرید. گزافه نیست این سخن؛ ملتی که کتاب نخواند، باید تمام تاریخ را تجربه کند... ما اندازه کافی تاریخ را تکرار کرده ایم!

 

 

 

دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه گفت: اگر پیام رسان خارجی فعال در ایران دستور مقام قضایی را در خصوص حذف محتوای مجرمانه در کانال‌ها و صفحه‌های عمومی اجرا نکند، مسئول است.

عبدالصمد خرم آبادی درباره اینکه پیام‌رسان‌های خارجی چه قوانینی را باید رعایت کنند تا بتوانند در ایران فعالیت کنند، گفت: اولین شرط ادامه فعالیت پیام رسان های خارجی در کشور این است که مجوز فعالیت از مراجع ذی‌صلاح دریافت کنند.

معاون قضایی دادستان کل کشور در امور فضای مجازی ادامه داد: بر اساس مصوبات شورای عالی فضای مجازی، هیچ پیام رسان خارجی در ایران حق فعالیت ندارد، مگر اینکه پنج شرط را رعایت کند که عبارتند از اینکه از مراجع ذی‌صلاح قانونی (وزارت ارتباطات) مجوز فعالیت دریافت کند،  داده های مربوط به کاربران ایرانی را در داخل کشور ذخیره و پردازش کند، به هیچ وجه داده را در اختیار بیگانگان قرار ندهد و از دسترسی به داده ها جلوگیری کند، قواعد و ضوابط قانونی مربوط به حفاظت و صیانت از حریم خصوصی کاربران را کاملا رعایت کند و نماینده رسمی و تام الاختیار جهت اداره امور خود و پاسخ به استعلامات مراجع قضایی در داخل کشور داشته باشد.

خرم‌آبادی همچنین بیان کرد: قوانین کیفری مرتبط با ممنوعیت انتشار مصادیق محتوای مجرمانه نیز از جمله قوانین و مقرراتی هستند که پیام رسان‌های خارجی فعال در ایران ملزم به تبعیت از آنها هستند که به موجب این مقررات شبکه های اجتماعی خارجی فعال در ایران مکلف‌اند به محض آگاهی از انتشار مصادیق محتوای مجرمانه در سامانه های رایانه ای خود از انتشار آن جلوگیری کنند؛ البته مسئولیت ناشی از انتشار محتوای مجرمانه در وهله اول با کاربر است ولی اگر پیام رسان خارجی با علم و آگاهی از مجرمانه بودن محتوای کانال های عمومی به ارائه خدمات خود به آنها ادامه دهد به عنوان معاون جرم قابل تعقیب است.

وی ادامه داد: اگر پیام‌رسان خارجی فعال در ایران دستور مقام قضایی را در خصوص حذف محتوای مجرمانه در کانال ها و صفحه های عمومی اجرا نکند، مسئول است.

خرم آبادی گفت: از جمله مقررات دیگری که پیام رسان های خارجی باید رعایت کنند، همکاری در چارچوب قانون با مراجع قضایی برای پاسخگویی به استعلامات قضایی مربوط به شکایات مردمی است.

معاون قضایی دادستان کل کشور ادامه داد: در حال حاضر هزاران پرونده مربوط به کلاهبرداری و هتک حیثیت و دیگر جرایم ارتکاب یافته در بستر شبکه اجتماعی تلگرام به لحاظ عدم پاسخگویی مدیر این شبکه خارجی به استعلامات قضایی و عدم امکان جمع آوری ادله اثبات جرم در سراسر کشور بلاتکلیف و مفتوح بوده و یا بدون نتیجه مختومه شده‌اند و هزاران شاکی که مال یا آبرو یا حیثیت‌شان در بستر این پیام رسان مورد تعرض قرار گرفته، علیرغم تلاش و پیگیری همکاران قضایی به‌حق خود نخواهند رسید.

معاون دادستان کل کشور در پایان تاکید کرد: اگرچه ساماندهی و قانونمند کردن شبکه های خارجی ضرورتی اجتناب ناپذیر است، اما ضروری تر از آن تقویت شبکه های اجتماعی داخلی و جایگزینی آنها به جای شبکه‌های خارجی است؛ چرا که استفاده و بکار گیری قانونمندترین شبکه اجتماعی خارجی گامی بلند بسوی وابستگی کشور به بیگانگان است.

ایسنا

کارشناس پلیس فتا استان البرز در سالن اجتماعات کوثر مربوط به حوزه علمیه استان البرز اظهار کرد: هر سرویسی که راه‌اندازی می‌شود، به همان اندازه برای کلاه‌برداران و هکرها هم ارزشمند می‌شود و راهی مناسب برای کسب درآمد به‌حساب می‌آید.

این کارشناس سایبری تأکید کرد: جرائم سایبری همیشه در جریان‌ و درحال‌توسعه هستند اما در مورد شبکه‌های اجتماعی باید گفت این جرائم را به سهولت مرتکب شد مثلاً در شبکه‌های اجتماعی کاربران بدون اینکه یکدیگر را به‌خوبی بشناسند با یکدیگر دوست می‌شوند و اطلاعات خود را در اختیار هم قرار می‌دهند.

وی در توصیه به کاربران افزود: در دنیای مجازی‌، اطلاعات کاربران ارزش و بهای بسیاری دارند‌. به‌محض هک کردن یک اکانت، هکر می‌تواند از آن به‌عنوان یک وسیله مطمئن برای ارسال اسپم استفاده کند یا اطلاعات آن حساب کاربری را بفروشد.
 
این کارشناس سایبری تأکید کرد: یکی از روش‌های مستقیم دزدی هویت، زمانی است که هکر با استفاده از شناسه کاربری و رمز عبور دزدیده‌شده وارد اکانت کاربر می‌شود و به‌محض اینکه آنلاین می‌شوند، تمام فهرست دوستان کاربر و اطلاعات آن‌ها را در اختیار می‌گیرند و به‌راحتی سوءاستفاده می‌کنند.

کارشناس پلیس فتا البرز در خصوص شبکه‌های اجتماعی یادآور شد:  کلاه‌برداران با کپی پروفایل و ایجاد یک پروفایل جعلی برای همه قربانیان خود درخواست دوستی ارسال می‌کنند کاربر قربانی به خیال اینکه که فرستنده تقاضای دوستی را می‌شناسد، درخواستش را قبول می‌کند غافل از اینکه این پروفایل جعلی دامی برای سوءاستفاده از اطلاعات او خواهد بود.

وی اضافه کرد: بسیاری از کاربران اطلاعاتی همچون ایمیل، شماره تلفن، نشانی، تاریخ تولد و بسیاری از اطلاعات شخصی خود را در معرض دید همگان قرار می‌دهند.

کارشناس‌ پلیس فتا استان البرز در پایان ضمن معرفی سایت پلیس فتا به آدرس www.CyberPolice.ir گفت: در صورت برخورد با موارد مجرمانه و مشکوک می‌توانید از طریق بخش ارتباطات مردمی سایت پلیس فتا این موارد را گزارش نمایید.

عزت الله ضرغامی در سخنرانی راهپیمایی با شکوه 22 بهمن در کرج ضمن گرامیداشت این ایام، افزود: مردم البرز امروز حماسه آفریدند و بار دیگر برگ زرینی در تاریخ انقلاب اسلامی و رشادت های کشور ثبت کردند.
وی با بیان اینکه مردم نشان دادند برای به ثمر رسیدن انقلاب زجرهای سنگینی کشیدند و با تمام وجود پای انقلاب ایستادند ادامه داد: کسانی که خسته بشوند هیچ تاثیری در راه و سیره انقلاب ندارند و بوق های بیگانگان مبنی بر اینکه مردم از انقلاب خسته شده اند، بی اثر بوده و این جمعیت عظیم تمامی این دسیسه ها را خنثی می کند.
ضرغامی گفت: جمعیت عظیمی که در نقاط مختلف البرز دیدیم بیانگر این بود که مردم با تعهد بیشتر آمدند که نشان دهند برغم برخی مشکلات و مطالبات رفاهی و غیره که سر جای خود قرار دارد، ولی عشق و علاقه به وجود و هستی انقلاب ما است که همه با همه وجود به میدان آمده ایم.
وی با اشاره به اینکه برای تک تک شما دعوتنامه حضور در راهپیمایی نوشته شده و به این مراسم دعوت شده اید، افزود: کسانی که ساعت ها سر پا ایستاده اید، بدانید که در دنیا و آخرت برای شما ثمرات این حضور را خواهد داشت.
عضو شورای عالی فضای مجازی با بیان اینکه اکنون جوانان در زیر بمب باران اطلاعاتی دشمن قرار دارند، افزود: انقلاب اسلامی ما 3 ویژگی دارد که در صد سال معاصر با انقلاب هایی که انجام شد، قابل مقایسه نیست.
وی خاطرنشان کرد: در مقابل چالش هایی که درصدد نابودی انقلاب بود نه تنها مردم یک وجب از خاک ملت را به دشمنان ندادند، بلکه محکم تر و حماسی تر حضور یافتند و الگو و حامی انقلاب های دیگر در سراسر جهان و بخصوص کشورهای مسلمان هستند.
ضرغامی با اشاره به اینکه امروز بعد از گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی همه دنیا مطلع شده اند که دو جبهه در دنیا وجود دارد، اظهار داشت: استکبار به رهبری امریکا و جبهه مقاومت به رهبری ایران و این دو هر جا با هم مقابله کردند، پیروزی از آن ایران اسلامی و سرشکستگی برای استکبار بوده است.
وی با اشاره به سخنان ترامپ در برنامه های تبلیغاتی، ادامه داد: این صحبت ها اعترافات فراوانی در خصوص شکست در جاهای مختلف بوده به طور مثال اعتراف به هزینه 4 هزار میلیارد دلار در افغانستان و هزینه های هنگفت در سوریه و یمن و ... که با شکست همراه بوده است.
عضو شورای عالی فضای مجازی گفت: در دسیسه اخیر درصدد ایجاد کشوری با نام کردها کنار ایران بودند که قصد ایجاد دردسر برای ایران داشتند که با تدبیر ایران خنثی شد.
ضرغامی افزود: اگر مشکلاتی در کشور است و پرونده هایی که در خصوص فسادهایی که وجود دارد و جریان هایی که برای یکدیگر پرونده درست می کنند ولی مردم عاقلانه می دانند که این دعواها سودی ندارد. اما پرونده های حقیقی فساد باید پیگیری شود و حق مردم دریافت شود تا مردم همچنان با شور از دستاوردهای انقلاب دفاع کنند.
عضو شورای عالی فضای مجازی کشور با بیان اینکه داعش به عنوان چهره بدون رتوش امریکا توسط این کشور درست شد تا جمهوری اسلامی ایران و اسلام با مشکل مواجه شود، گفت: داعش تربیت شد تا با تبلیغات وسیع واقعیت اسلام معکوس جلوه دهد، دلقک بازی های اخیر نظیر پرتاب شیشه نفت به مساجد جز مضحکه ای نیست چرا که مساجد در پوست و گوشت مردم انقلابی نهفته شده است.
وی با بیان اینکه داعش قبل از شکست از نظر ایدئولوژی شکست خورد، اظهار کرد: شهدای مدافع حرم افتخار ما هستند، فداکاری و شهادت در خون مردم است، باید به این مهم اشاره کرد که داعش ابتدا در مقابل منطق عظیم ملت ایران شکست خورد و بعد سرزمین های تصرف شده را پس از این شکست روحی بازگرداند.
ضرغامی با تاکید بر اینکه ملت دارای هویت اصیل فکری هستند که بارها مورد هدف دشمنان قرار گرفته است، ادامه داد: اعتراض به حجاب برغم تعداد محدود بارها مورد تبلیغ استکبارجهانی قرار می گیرد، اما این حضور پرشور در راهپیمایی 22 بهمن هیچ گاه از طریق آن ها به نمایش گذاشته نمی شود، بدون شک‌ شعار استقلال، آزادی و جمهوری اصلی شعار اصلی ملت است، امروز این شعار به بهترین نحو در کشور وجود دارد.
وی با اعلام اینکه امروز سختی ها برای رسیدن به استقلال تحمل می شود، گفت: برای دریافت واقعیت های دوران ستمشاهی تاریخ از زبان مخالفان نظام توسط جوانان مطالعه شود.