همه چیز از یک خواب شروع شد؛ خوابی که به واقعیت تبدیل شد و زندگی رویا را از این رو به آن رو کرد. مادرش را پیدا کرد؛ مادری که از وجود او حتی خبر هم نداشت.

 ٢٢ ‌سال تمام نمی‌دانست که با پدر و مادر واقعی خودش زندگی نمی‌کند. یک شب در خواب دید که مادر دیگری دارد. همان زندگی‌اش را عوض کرد. رویا نتوانست به آن خواب فکر نکند. برای همین پیگیر ماجرا شد؛ پیگیری که نتیجه‌اش صحبت با مادر پس از ٢٢‌ سال بود.

مدیر یک پیج در اینستاگرام تمام تلاشش را کرد تا در نهایت رویا مادر واقعی و هویت اصلی خودش را پیدا کرد. دختر جوانی که تا آن شب حتی روحش هم از خانواده پنهانی‌اش خبر نداشت. حالا دیگر رویا دو خانواده دارد. دو هویت و دو مادر؛ پدرش فوت کرده و مادرش هم ازدواج کرده و صاحب فرزند شده است. یعنی رویا دو خواهر و برادر دارد.

این دختر جوان جزئیات ماجرای زندگی‌اش از لحظه‌ای که به بهزیستی سپرده شد تا لحظه دیدار با مادر واقعی‌اش را روایت می‌کند:

چه شد که متوجه شدی با پدر و مادر واقعی‌ات زندگی نمی‌کنی؟

خواب دیدم. همان خواب باعث شد زندگی‌ام تغییر کند. دی‌ماه ‌سال ٩٦ بود، یک‌شب در خواب دیدم مرا که نوزاد هستم، به خانه پیرزنی مسن و بیمار می‌برند و می‌گویند این دختر توست. مرا به بغل آن پیرزن می‌دهند و می‌روند. وقتی بیدار شدم، نتوانستم به خوابی که دیده بودم فکر نکنم. تمام ذهنم مشغول شده بود. هرچه سعی کردم بی‌خیال این خواب شوم فایده‌ای نداشت. برای همین موضوع را به پدر و مادرم گفتم. آنها عکس‌العمل عجیبی از خودشان نشان دادند. انگار یک ترس و وحشتی در چهره‌شان موج زد. از عکس‌العمل‌شان متوجه شدم که حتما موضوعی است و من از آن بی‌خبرم. همین شد که پیگیر ماجرا شدم و وقتی یواشکی به صحبت‌های پدر و مادرم گوش دادم، فهمیدم مرا وقتی نوزاد بوده‌ام از بهزیستی گرفته‌اند.

مدرکی هم پیدا کردی؟

وقتی صحبت‌های پدر و مادرم را شنیدم، به سراغ وسایل آنها رفتم. آن‌قدر خانه را گشتم تا بالاخره یک برگه از بهزیستی که مربوط به سال‌ها پیش بود، پیدا کردم.

بعد چکار کردی؟

آن زمان مستاصل مانده بودم که باید چکار کنم. فقط می‌خواستم پدر و مادر واقعی‌ام را بشناسم. برای همین به اداره بهزیستی رفتم و مشخصاتم را به آنها دادم. آنها هم بعد از پیگیری مرا به دادسرای محل کودکی‌ام فرستادند. در دادسرا نامه‌ای به من دادند و مشخصات پدرم  را اعلام کردند. بعد از آن در اینستاگرام با یک پیج آشنا شدم. به مدیر آن پیج پیام دادم. از او کمک خواستم و مشخصات خودم و پدرم را به آنها دادم. آنها هم به من کمک کردند و آن‌قدر تلاش کردند تا بالاخره مادرم را پیدا کردم.

فقط مادرت را پیدا کردی؟

پدرم گویا سال‌ها پیش فوت کرده بود. فقط مادرم زنده است. برای همین با کمک همان پیج ترتیبی داده شد و من برای نخستین‌بار با مادر واقعی خودم تلفنی صحبت کردم.

تا پیش از آن خواب، نمی‌دانستی که ممکن است خانواده دیگری داشته باشی؟

اصلا فکرش را هم نمی‌کردم. البته به خاطر این‌که از نوزادی‌ام هیچ عکسی وجود نداشت، مرتب از پدر و مادرم سوال می‌پرسیدم. ولی فکر نمی‌کردم موضوع این باشد.

چه اتفاقی در گذشته افتاده بود که تو از پدر و مادر واقعی‌ات جدا شدی؟

ماجرا از این قرار بود که مادر و پدرم به خاطر اختلافات زیادی که داشتند، از هم جدا شدند. آن زمان من شیرخواره و نوزاد بودم. مادرم به‌دلیل بی‌پولی و فقر نمی‌توانسته از من نگهداری کند، برای همین سرپرستی من برعهده پدرم قرار می‌گیرد. پدرم هم چون نتوانسته بود از پس نگهداری من بر بیاید مرا به بهزیستی تحویل داده بود.

در این مدت پدر و مادرت پیگیر پیداشدن تو نبودند؟

نه. گویا آنها مرا فراموش کرده بودند و هیچ کدامشان پیگیر پیدا شدن من نبودند.

وقتی برای نخستین‌بار مادرت را دیدی چه حسی داشتی؟

پیش از دیدار و صحبت با او خیلی اشتیاق و هیجان داشتم. مرتب دوست داشتم او را ببینم یا با او صحبت کنم. خیلی استرس داشتم. اما وقتی با او تلفنی صحبت کردم، ناگهان سرد شدم. دیگر هیچ اشتیاقی در من وجود نداشت. حتی نخواستم او را ببینم.

چرا؟

نمی‌دانم. شاید دلیلش ازدواج مادرم بود. مادرم الان یک دختر و پسر دارد. شاید به‌خاطر این‌که متوجه شدم مادرم در این مدت حتی یک‌بار هم سراغ مرا نگرفته و پیگیر پیدا کردن من نشده؛ در عوض ازدواج کرده و فرزند دارد. به دلیل همین بود که نسبت به او سرد شدم.

وقتی برای نخستین‌بار با مادرت صحبت کردی، چه چیزهایی به هم گفتید؟

سوال‌های زیادی داشتم که از او بپرسم. از مادرم پرسیدم چرا مرا رها کرد و در نوزادی مرا از یاد برد. او هم گفت به خاطر فقر و بی‌پولی نتوانست از من نگهداری کند. به او گفتم چرا بعد از این‌که شرایط زندگی‌ات بهتر شد، به سراغ من نیامدی و پیگیر پیدا کردنم نشدی. او هیچ جوابی برای این سوالم نداشت. سکوت کرد و بعد از چند دقیقه گفت درحال‌حاضر خانواده جدیدش نمی‌دانند که او یک دختر دارد.

نمی‌خواهی مادرت را ببینی؟

مادرم درحال‌حاضر در شهرستان زندگی می‌کند. هنوز نمی‌دانم. ولی شاید بروم و او را ببینم. البته باید برای این موضوع برنامه‌ریزی شود و ترتیب دیدارمان را بدهند. ولی فقط او را می‌بینم.

پدر و مادری که با آنها زندگی می‌کنی، از پیدا شدن مادر واقعی‌ات خبر دارند؟

نه. اصلا موضوع را به آنها نگفتم. من آنها را خیلی دوست دارم. آنها تمام زندگی‌شان را وقف من که تنها فرزندشان هستم کردند. از هیچ محبتی به من دریغ نمی‌کنند. برای همین نمی‌خواهم با گفتن این موضوع آنها را اذیت کنم. می‌دانم وقتی متوجه شوند عذاب می‌کشند و ناراحت می‌شوند. برای همین می‌خواهم این مسأله را برای همیشه از آنها مخفی کنم.

تنها با یک اسم مادر رویا پیدا شد

حدود چهارماه پیش بود که تصمیم گرفتم صفحه‌ای در اینستاگرام راه‌اندازی کنم؛ صفحه‌ای مخصوص برای افرادی که به دنبال هویت واقعی‌شان هستند. در این چند‌سال اخیر که شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر شده، کانال‌ها و پیج‌های زیادی برای گمشدگان راه‌اندازی شده اما صفحه‌ای اختصاصی برای آنها که در پی هویت اصلی خود هستند، وجود نداشت. به همین دلیل تصمیم به چنین کاری گرفتم. مورد رویا هم یکی از آنهاست.

اینها را ثریا‌ الله‌وردی می‌گوید؛ زنی که به گفته خودش در این مدت کوتاه توانسته به ٤ نفر کمک کند تا پدر و مادر واقعی خود را پیدا کنند: «حدود ۴۰۰۰ دنبال‌کننده کمک بزرگی برای من و آنهایی است که دنبال هویت واقعی خودشان هستند. البته کار راحتی نیست. گاهی ‌اوقات فقط یک اسم، همه چیزی است که ما در اختیار داریم. گاهی اوقات همان اسم و فامیل هم درست و کامل نیست. پیشوند یا پسوندی می‌تواند کل مراحل جست‌وجو را مختل یا منحرف کند. همین موضوع در پرونده رویا حدود ٢ ماه کار ما را به تأخیر انداخت.»

الله‌وردی درباره روند پیگیری و شناسایی پدر و مادرهای واقعی افراد توضیح می‌دهد: «خب، شروع این کار در اختیار من نیست. یعنی افرادی که در پی هویت و شناسایی اقوام و خانواده واقعی خودشان هستند، با من تماس می‌گیرند. البته این افراد باید شواهد یا مدارک مستدلی داشته باشند. البته پرونده رویا یک مورد خاص بود. او با یک خواب به همه چیز شک کرد. ولی با وجود این، وقتی با من تماس گرفت، من از او مدارک واقعی خواستم، البته حرف‌هایی می‌زد که برای من تا حدی قابل قبول بود؛ مثل تفاوت در گروه خونی یا این‌که عکسی از دوران کودکی او وجود ندارد. با این‌حال، باید یک اسم برای شروع جست‌وجو باشد. بعد از آن باید در شهر و منطقه مورد نظر به‌دنبال آن اسم و مشخصات باشیم. این‌جا اداره بهزیستی، دادسرا و به‌خصوص اداره ثبت ‌احوال می‌تواند کمک بزرگی به ما باشد. خوشبختانه در هر چهار مورد توانستم افرادی را در اداره ثبت پیدا کنم تا کارها سریع‌تر پیش برود. من عقیده دارم، کار خیر خودبه‌خود پیش می‌رود. شاید مدتی کار گره بخورد، اما درنهایت به نتیجه می‌رسد. این‌که افرادی با تمام وجود می‌خواهند گذشته خودشان را پیدا کنند و من در این راه کمکی برای آنها هستم، واقعا آرامش‌بخش است.»

شهروند

 

احسان محمدی

 

 

دو سال پیش در تلگرام کانالی ساختم که تعداد زیادی عضو داشت. یک روز صبح در میانه خواب و بیداری دستم رفت روی گزینه delete و کانال حذف شد! به همین راحتی همه عکس هایی که دانه دانه برای پیدا کردن شان وقت گذاشته بودم، نوشته هایی که کلمه به کلمه کنار هم چیده بودم، زمانی که برای نوشتن هر مطلب گذاشته بودم دود شد و به هوا رفت! به قول گزارشگرهای عرب: خلاااااص!

فضای مجازی و اینترنت جز قلب ما، چشم هایمان را هم به یغما برده است. عادت کرده ایم به این فضا و از کاغذ دور شده ایم. ایرادی در این کار نمی بینم و اتفاقاً لذت می برم از انعطاف و سرعت عمل و تنوع و تکثر مطالبش اما واقعیت آن است که به شدت «مجازی» است.

ممکن است یک روز صبح بیدار شوید و ببینید سایت محبوب تان، صفحه ای که دوست داشتید و مطالبی که گمان می کردید با یک سرچ ساده به آنها دسترسی پیدا می کنید هک شده، فیلتر شده، دچار اختلالی شده که پدیده آورنده هایش رهایش کرده اند و جز مشتی پرانتز و اعداد و ارقام و نقطه چین هیچ به جا نمانده. یک مُشت خاکستر مجازی از باغی که به نظر بی زوال می رسید!

به قول قدیمی ها انگار همه چیز این دنیای مجازی روی «هواست»! به همین اندازه بی اعتبار. غلامرضا طریقی در غزلی می سراید:« ای نه چنین نه چنان در دل من همچنان/ عشق زمینی بمان، عشق هوایی هواست».

کتاب عشق زمینی است. می ماند. اما نوشته های فضای مجازی مثل عشق هوایی هواست! امروز هست و ممکن است ساعتی دیگر نباشد. مثل همین تلگرام که یک دفعه «اراده ای» بزرگ برای فیلتر کردنش شکل می گیرد و دسترسی به آن مختل می شود. هزاران نفر به مطالب و عکس هایشان دسترسی پیدا نمی کنند و آن همه مقاله و نوشته دوست داشتنی انگار در کسری از ثانیه دود شد و به هوا رفت اما کتابخانه هنوز پابرجاست. با همان کتاب هایی که نامهربانانه لایشان را باز نکردیم!

کتاب بخریم که عشق مجازی هواست!

این مقدمه بالا بلند را نوشتم که بگویم در فصل دوست داشتنی اردیبهشت از نمایشگاه کتاب، کتاب بخریم. کالایی که می ماند و هر چه زمان بگذرد باز هم ارزشمند است و گاهی بازخوانی یک کتاب از خواندن کتاب تازه هم شیرین تر است. می توانیم هدیه اش بدهیم و یک نفر دیگر را هم خوشحال کنیم. می توانیم حتی با خریدنش به گسترش اندیشه در کشور کمک کنیم. بخش بزرگی از مشکلات کشور ریشه در ندانستن دارد و دانایی با «خواندن» به دست می آید. کاری که بسیاری از مسئولان ما انجام نمی دهند و گاهی حتی احساس نیاز به آن نمی کنند. باور کنیم که بین کسی که سواد خواندن ندارد و کسی که کتاب نمی خواند تفاوت زیادی نیست!

بسیاری از ما در شبکه های اجتماعی و دورهمی ها حق جوجه کباب و پیتزا و آش و کله پاچه را به خوبی ادا کرده ایم. هر کدام مان دستکم یکبار در زندگی مان مفت و مجانی برای یک غذاخوری تبلیغ کرده ایم و به دیگران هم گفته ایم اگر آنجا غذا نخوری نصف عمرت بر فناست، اما چند بار برای یک کتاب خوب، برای یک کتابفروشی خوب تبلیغ کرده ایم و از دیگران خواسته ایم بخوانند یا اگر نبینند نصف عمرشان بر فناست؟

کتاب بخریم که عشق مجازی هواست!

البته که غذای جسم ارزشمند است و به قول سعدی علیه الرحمه «گر جور شکم نبودی هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی، بلکه صیاد خود دام ننهادی» اما دستکم گاهی – فقط گاهی- برای غذای روح هم وقت بگذاریم. خرید کتاب کمک کردن به گردش اندیشه است. تشویق نویسنده ها برای خلق اثرهای تازه است. سرمایه سازی است نه چربی سازی!

«کباب» خوشمزه است اما آینده یک کشور را «کتاب» می سازد و بچه هایی که دل با فرهنگ و اندیشه دارند. رنج آور است که بسیاری از هموطنان به خاطر دوری مسافت قادر به حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیستند اما در بسیاری از شهرها می شود «کتابخانه» هایی پیدا کرد که هنوز «کباب خانه» نشده اند، می شود رفت و کتاب خرید. گزافه نیست این سخن؛ ملتی که کتاب نخواند، باید تمام تاریخ را تجربه کند... ما اندازه کافی تاریخ را تکرار کرده ایم!

 

 

 

دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه گفت: اگر پیام رسان خارجی فعال در ایران دستور مقام قضایی را در خصوص حذف محتوای مجرمانه در کانال‌ها و صفحه‌های عمومی اجرا نکند، مسئول است.

عبدالصمد خرم آبادی درباره اینکه پیام‌رسان‌های خارجی چه قوانینی را باید رعایت کنند تا بتوانند در ایران فعالیت کنند، گفت: اولین شرط ادامه فعالیت پیام رسان های خارجی در کشور این است که مجوز فعالیت از مراجع ذی‌صلاح دریافت کنند.

معاون قضایی دادستان کل کشور در امور فضای مجازی ادامه داد: بر اساس مصوبات شورای عالی فضای مجازی، هیچ پیام رسان خارجی در ایران حق فعالیت ندارد، مگر اینکه پنج شرط را رعایت کند که عبارتند از اینکه از مراجع ذی‌صلاح قانونی (وزارت ارتباطات) مجوز فعالیت دریافت کند،  داده های مربوط به کاربران ایرانی را در داخل کشور ذخیره و پردازش کند، به هیچ وجه داده را در اختیار بیگانگان قرار ندهد و از دسترسی به داده ها جلوگیری کند، قواعد و ضوابط قانونی مربوط به حفاظت و صیانت از حریم خصوصی کاربران را کاملا رعایت کند و نماینده رسمی و تام الاختیار جهت اداره امور خود و پاسخ به استعلامات مراجع قضایی در داخل کشور داشته باشد.

خرم‌آبادی همچنین بیان کرد: قوانین کیفری مرتبط با ممنوعیت انتشار مصادیق محتوای مجرمانه نیز از جمله قوانین و مقرراتی هستند که پیام رسان‌های خارجی فعال در ایران ملزم به تبعیت از آنها هستند که به موجب این مقررات شبکه های اجتماعی خارجی فعال در ایران مکلف‌اند به محض آگاهی از انتشار مصادیق محتوای مجرمانه در سامانه های رایانه ای خود از انتشار آن جلوگیری کنند؛ البته مسئولیت ناشی از انتشار محتوای مجرمانه در وهله اول با کاربر است ولی اگر پیام رسان خارجی با علم و آگاهی از مجرمانه بودن محتوای کانال های عمومی به ارائه خدمات خود به آنها ادامه دهد به عنوان معاون جرم قابل تعقیب است.

وی ادامه داد: اگر پیام‌رسان خارجی فعال در ایران دستور مقام قضایی را در خصوص حذف محتوای مجرمانه در کانال ها و صفحه های عمومی اجرا نکند، مسئول است.

خرم آبادی گفت: از جمله مقررات دیگری که پیام رسان های خارجی باید رعایت کنند، همکاری در چارچوب قانون با مراجع قضایی برای پاسخگویی به استعلامات قضایی مربوط به شکایات مردمی است.

معاون قضایی دادستان کل کشور ادامه داد: در حال حاضر هزاران پرونده مربوط به کلاهبرداری و هتک حیثیت و دیگر جرایم ارتکاب یافته در بستر شبکه اجتماعی تلگرام به لحاظ عدم پاسخگویی مدیر این شبکه خارجی به استعلامات قضایی و عدم امکان جمع آوری ادله اثبات جرم در سراسر کشور بلاتکلیف و مفتوح بوده و یا بدون نتیجه مختومه شده‌اند و هزاران شاکی که مال یا آبرو یا حیثیت‌شان در بستر این پیام رسان مورد تعرض قرار گرفته، علیرغم تلاش و پیگیری همکاران قضایی به‌حق خود نخواهند رسید.

معاون دادستان کل کشور در پایان تاکید کرد: اگرچه ساماندهی و قانونمند کردن شبکه های خارجی ضرورتی اجتناب ناپذیر است، اما ضروری تر از آن تقویت شبکه های اجتماعی داخلی و جایگزینی آنها به جای شبکه‌های خارجی است؛ چرا که استفاده و بکار گیری قانونمندترین شبکه اجتماعی خارجی گامی بلند بسوی وابستگی کشور به بیگانگان است.

ایسنا

کارشناس پلیس فتا استان البرز در سالن اجتماعات کوثر مربوط به حوزه علمیه استان البرز اظهار کرد: هر سرویسی که راه‌اندازی می‌شود، به همان اندازه برای کلاه‌برداران و هکرها هم ارزشمند می‌شود و راهی مناسب برای کسب درآمد به‌حساب می‌آید.

این کارشناس سایبری تأکید کرد: جرائم سایبری همیشه در جریان‌ و درحال‌توسعه هستند اما در مورد شبکه‌های اجتماعی باید گفت این جرائم را به سهولت مرتکب شد مثلاً در شبکه‌های اجتماعی کاربران بدون اینکه یکدیگر را به‌خوبی بشناسند با یکدیگر دوست می‌شوند و اطلاعات خود را در اختیار هم قرار می‌دهند.

وی در توصیه به کاربران افزود: در دنیای مجازی‌، اطلاعات کاربران ارزش و بهای بسیاری دارند‌. به‌محض هک کردن یک اکانت، هکر می‌تواند از آن به‌عنوان یک وسیله مطمئن برای ارسال اسپم استفاده کند یا اطلاعات آن حساب کاربری را بفروشد.
 
این کارشناس سایبری تأکید کرد: یکی از روش‌های مستقیم دزدی هویت، زمانی است که هکر با استفاده از شناسه کاربری و رمز عبور دزدیده‌شده وارد اکانت کاربر می‌شود و به‌محض اینکه آنلاین می‌شوند، تمام فهرست دوستان کاربر و اطلاعات آن‌ها را در اختیار می‌گیرند و به‌راحتی سوءاستفاده می‌کنند.

کارشناس پلیس فتا البرز در خصوص شبکه‌های اجتماعی یادآور شد:  کلاه‌برداران با کپی پروفایل و ایجاد یک پروفایل جعلی برای همه قربانیان خود درخواست دوستی ارسال می‌کنند کاربر قربانی به خیال اینکه که فرستنده تقاضای دوستی را می‌شناسد، درخواستش را قبول می‌کند غافل از اینکه این پروفایل جعلی دامی برای سوءاستفاده از اطلاعات او خواهد بود.

وی اضافه کرد: بسیاری از کاربران اطلاعاتی همچون ایمیل، شماره تلفن، نشانی، تاریخ تولد و بسیاری از اطلاعات شخصی خود را در معرض دید همگان قرار می‌دهند.

کارشناس‌ پلیس فتا استان البرز در پایان ضمن معرفی سایت پلیس فتا به آدرس www.CyberPolice.ir گفت: در صورت برخورد با موارد مجرمانه و مشکوک می‌توانید از طریق بخش ارتباطات مردمی سایت پلیس فتا این موارد را گزارش نمایید.

عزت الله ضرغامی در سخنرانی راهپیمایی با شکوه 22 بهمن در کرج ضمن گرامیداشت این ایام، افزود: مردم البرز امروز حماسه آفریدند و بار دیگر برگ زرینی در تاریخ انقلاب اسلامی و رشادت های کشور ثبت کردند.
وی با بیان اینکه مردم نشان دادند برای به ثمر رسیدن انقلاب زجرهای سنگینی کشیدند و با تمام وجود پای انقلاب ایستادند ادامه داد: کسانی که خسته بشوند هیچ تاثیری در راه و سیره انقلاب ندارند و بوق های بیگانگان مبنی بر اینکه مردم از انقلاب خسته شده اند، بی اثر بوده و این جمعیت عظیم تمامی این دسیسه ها را خنثی می کند.
ضرغامی گفت: جمعیت عظیمی که در نقاط مختلف البرز دیدیم بیانگر این بود که مردم با تعهد بیشتر آمدند که نشان دهند برغم برخی مشکلات و مطالبات رفاهی و غیره که سر جای خود قرار دارد، ولی عشق و علاقه به وجود و هستی انقلاب ما است که همه با همه وجود به میدان آمده ایم.
وی با اشاره به اینکه برای تک تک شما دعوتنامه حضور در راهپیمایی نوشته شده و به این مراسم دعوت شده اید، افزود: کسانی که ساعت ها سر پا ایستاده اید، بدانید که در دنیا و آخرت برای شما ثمرات این حضور را خواهد داشت.
عضو شورای عالی فضای مجازی با بیان اینکه اکنون جوانان در زیر بمب باران اطلاعاتی دشمن قرار دارند، افزود: انقلاب اسلامی ما 3 ویژگی دارد که در صد سال معاصر با انقلاب هایی که انجام شد، قابل مقایسه نیست.
وی خاطرنشان کرد: در مقابل چالش هایی که درصدد نابودی انقلاب بود نه تنها مردم یک وجب از خاک ملت را به دشمنان ندادند، بلکه محکم تر و حماسی تر حضور یافتند و الگو و حامی انقلاب های دیگر در سراسر جهان و بخصوص کشورهای مسلمان هستند.
ضرغامی با اشاره به اینکه امروز بعد از گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی همه دنیا مطلع شده اند که دو جبهه در دنیا وجود دارد، اظهار داشت: استکبار به رهبری امریکا و جبهه مقاومت به رهبری ایران و این دو هر جا با هم مقابله کردند، پیروزی از آن ایران اسلامی و سرشکستگی برای استکبار بوده است.
وی با اشاره به سخنان ترامپ در برنامه های تبلیغاتی، ادامه داد: این صحبت ها اعترافات فراوانی در خصوص شکست در جاهای مختلف بوده به طور مثال اعتراف به هزینه 4 هزار میلیارد دلار در افغانستان و هزینه های هنگفت در سوریه و یمن و ... که با شکست همراه بوده است.
عضو شورای عالی فضای مجازی گفت: در دسیسه اخیر درصدد ایجاد کشوری با نام کردها کنار ایران بودند که قصد ایجاد دردسر برای ایران داشتند که با تدبیر ایران خنثی شد.
ضرغامی افزود: اگر مشکلاتی در کشور است و پرونده هایی که در خصوص فسادهایی که وجود دارد و جریان هایی که برای یکدیگر پرونده درست می کنند ولی مردم عاقلانه می دانند که این دعواها سودی ندارد. اما پرونده های حقیقی فساد باید پیگیری شود و حق مردم دریافت شود تا مردم همچنان با شور از دستاوردهای انقلاب دفاع کنند.
عضو شورای عالی فضای مجازی کشور با بیان اینکه داعش به عنوان چهره بدون رتوش امریکا توسط این کشور درست شد تا جمهوری اسلامی ایران و اسلام با مشکل مواجه شود، گفت: داعش تربیت شد تا با تبلیغات وسیع واقعیت اسلام معکوس جلوه دهد، دلقک بازی های اخیر نظیر پرتاب شیشه نفت به مساجد جز مضحکه ای نیست چرا که مساجد در پوست و گوشت مردم انقلابی نهفته شده است.
وی با بیان اینکه داعش قبل از شکست از نظر ایدئولوژی شکست خورد، اظهار کرد: شهدای مدافع حرم افتخار ما هستند، فداکاری و شهادت در خون مردم است، باید به این مهم اشاره کرد که داعش ابتدا در مقابل منطق عظیم ملت ایران شکست خورد و بعد سرزمین های تصرف شده را پس از این شکست روحی بازگرداند.
ضرغامی با تاکید بر اینکه ملت دارای هویت اصیل فکری هستند که بارها مورد هدف دشمنان قرار گرفته است، ادامه داد: اعتراض به حجاب برغم تعداد محدود بارها مورد تبلیغ استکبارجهانی قرار می گیرد، اما این حضور پرشور در راهپیمایی 22 بهمن هیچ گاه از طریق آن ها به نمایش گذاشته نمی شود، بدون شک‌ شعار استقلال، آزادی و جمهوری اصلی شعار اصلی ملت است، امروز این شعار به بهترین نحو در کشور وجود دارد.
وی با اعلام اینکه امروز سختی ها برای رسیدن به استقلال تحمل می شود، گفت: برای دریافت واقعیت های دوران ستمشاهی تاریخ از زبان مخالفان نظام توسط جوانان مطالعه شود.

صادقی نوشته بود: «شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴ سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را ازدادگاه گرفته بود.»

خبر‌های از این حکایت دارد که رای دادگاه تجدید نظر سعید طوسی، قاری شناخته شده قرآن صادر شده و به گفته طوسی او از اتهام وارده تبرئه شده است. این در حالی است که محمود صادقی نماینده مجلس به شدت از این حکم انتقاد کرده است.

سعید طوسی در گفت و گویی با بخش فارسی بی بی سی تبرئه خود را تائید کرد.

پیش از آن محمود صادقی در توئیتر خبر از تبرئه طوسی داده بود. صادقی نوشته بود: «شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر تهران بدون امضای رئیس دادگاه با رأی دو مستشار از شعبه دیگر حکم صادره علیه مربی صوت و لحن مبنی بر ۴ سال حبس را نقض و او را تبرئه کرد؛ اسناد پرونده حاکی از اعمال نفوذ آشکار در فرایند دادرسی است. حدود ۲ سال بود که مدیرکل دادگستری پرونده را ازدادگاه گرفته بود.»

او در توئیت‌های دیگری به تندی از این حکم انتقاد کرد و همچنین متن حکم صادره را نیز منتشر نمود.

به گفته صادقی "حدود ۴ ماه است که موضوع از طریق کمیسیون قضایی و اصل ۹۰ دنبال می‌شود، ولی دریغ از یک پاسخ مسئولان محترم"

صادقی در ادامه توئیت‌های انتقادی اش به دستگاه قضایی هشدار داد: «یأس مردم از نظام عدالت کیفری منجر به توسل آن‌ها به انتقام‌جویی شخصی می‌شود؛ پدر یکی از قربانیان مربی صوت ولحن می‌گفت: اگر دادگاه با او برخورد نکند به روش قدیمی محله مان با او برخورد خواهیم کرد. او را به جمع خود فرا می‌خوانیم و خودمان ادبش می‌کنیم.».

اما از سوی دیگر سعید طوسی سخنان نماینده تهران را رد می‌کند. طوسی در واکنش به سخنان صادقی گفت: «من این آقا را اصلاً نمی‌شناسم. قطعاً ایشان هر کسی هست دروغ می‌گوید و ادعای بی‌خودی دارد و برای خودش حرف زده است. اگر ایشان مشکلی دارند با وکیلم، آقای حمید هروی تماس بگیرند تا توجیه شوند.»
 
طوسی همچنین ادعای اعمال نفوذ در صدور حکم را رد کرد و گفت: "دادگاه جمهوری اسلامی تشخیص دارد، رای صادر کرده است."

این خبر در فضای مجازی به شدت مورد توجه مردم قرار گرفته. بسیاری از کاربران از حکم صادر شده برای طوسی انتقاد کرده اند. اما برخی نیز از محمود صادقی انتقاد کرده اند. علی نادری سردبیر رجا نیوز در این باره نوشته است: «دیالمه و آیت دادیم؛ صادقی و مطهری گرفتیم. چی دادیم چی گرفتیم؟!»
 
اما آمنه شیرافکن روزنامه نگار اصلاح طلب هم در توئیتی از اقدام صادقی تجلیل کرده و نوشته است: «قدرت رای مردم نه با خبر تبرئه سعیدطوسی که با افشاگری محمودصادقی ارزش پیدا میکنه! ...»
 
پایان داستان سعید طوسی؟!
 
محمود صادقی نماینده تهران به شدت از حکم صادره انتقاد کرده است
 
تاکنون مقامات قضایی به این ماجرا واکنشی نشان نداده اند.

سعید گندم نژاد طوسی متولد ۱۳۴۹ در تهران است. او از یک‌سالگی به مشهد رفته و از پنج‌سالگی فعالیت‌های قرآنی خود را آغاز کرد.

او قاری بین‌المللی قرآن، کارشناس شورایعالی قرآن، آموزگار کلاس‌های قرآن با تمرکز بر آموزش نوجوانان بود.

سعید طوسی بار‌ها برنده مسابقات قرائت قرآن در کشور‌های مختلف شده است.

او نفر اول مسابقات بین‌المللی سوریه ۱۳۷۲، نفر اول مسابقات بین‌المللی مالزی ۱۳۷۷، نفر اول مسابقه کشوری ابتهال و دعا، نفر اول مسابقات کشوری قرائت قرآن ۱۳۷۹ است.

پس از ایراد اتهام به سعید طوسی او موقعیت پیشین خود را از دست داد و به انزوا رفت با این حال هر از گاهی اخباری از حضور او در مجامع عمومی و برنامه‌های مناسبتی منتشر می‌شود.

ماجرای سعید طوسی از پاییز سال ۹۵ به صورت جدی مطرح شد. این اتفاق پس از آن رخ داد که شاکیان او با یکی از رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور گفت و گو کردند و علیه طوسی دست به افشاگری زدند.

بازتاب گسترده ادعا‌های شاکیان باعث شد که واکنش‌های فراوانی در داخل کشور به موضوع نشان داده شود.

در آن زمان سخنگوی قوه قضائیه اظهار کرد: «رسیدگی به شکایتی که صورت گرفته طبق روال در حال بررسی است و هنوز مراحل رسیدگی نهائی نشده است. در مرحله اول یکی از شکات در مسئله خلاف عفت عمومی شکایتی مطرح کرد که برای این مورد قرار منع تعقیب صادر شد که این حکم قطعی شده است.»

اژه‌ای تعداد شاکیان را چهار نفر عنوان کرد.

سخنگوی قوه قضائیه  گفت: «در مرحله دوم ادعای دیگری مطرح شد و موضوع تشویق به فساد مورد رسیدگی قرار گرفت که برای این موضوع نیز قرار منع تعقیب صادر شد، اما پس از اعتراض براساس قرائن و شواهد قرار منع تعقیب لغو و رسیدگی به پرونده ادامه پیدا کرد و در حال حاضر موضوع تشویق به فساد مراحل خود را طی می‌کند و هنوز به مراحل نهایی نرسیده است.»

ماجرای سعید طوسی نگرانی‌های زیادی را در جامعه قرآنی کشور به وجود آورد، بسیاری از فعالان این حوزه خواستار روشن‌تر شدن ماجرا شدند.

اتفاقی که رخ نداد. پرونده برای مدت طولانی مسکوت ماند. حتی گفته می‌شود تغییراتی در روند بررسی آن صورت گرفت. تغییراتی که درمواردی با اعتراض خانواده شاکیان روبه روشد.

در ماه‌های گذشته شاکیان نسبت به سکوت دستگاه قضایی درباره پرونده و عدم صدور حکم نهایی انتقاد کرده بودند.

حالا با صدور حکم تبرئه سعید طوسی این سوال مطرح است که آیا این پایان داستان است؟ باید دید واکنش شاکیان این پرونده و دستگاه قضایی به این حکم چه خواهد بود

در این فضا، برخی خانواده‌ها گزینه ممنوعیت استفاده را انتخاب کرده و گروهی دیگر به دنبال نظارت بر فعالیت کودکان و نوجوانان در فضای مجازی هستند، اما باید دید کدام روش مناسب‌تر است و برای هر یک از روش‌ها چه ابزارها و امکاناتی وجود دارد؟

راهکار پیشنهادی

نگرانی والدین از حضور کودکان و نوجوانان در فضای مجازی به علت عدم دانش مناسب این گروه از کاربران است. پیشنهاد مناسب، افزایش دانش کودک و نوجوان در حوزه فضای مجازی است. شناخت از فضا و داشتن دانش به کودک و نوجوان کمک می‌کند تا قدرت تشخیص بین درست و نادرست را داشته باشد. در ضمن در صورت تشویق والدین به استفاده از فضای مجازی، کودک و نوجوان اعتماد بیشتری به والدین خود داشته و آنها را در جریان فعالیت‌های خود در فضای مجازی قرار خواهد داد. برخی از راهکارهای عملی در این خصوص را شرح می‌دهیم:

آشنایی والدین با سواد رسانه‌ای: اولین و شاید مهم‌ترین موضوع در بهبود شرایط کنترل کودک‌ و نوجوان در فضای مجازی، آشنایی والدین با این فضاست. با توجه به تغییر سریع فناوری و اضافه شدن امکانات و خدمات جدید در بستر فضای مجازی، والدین باید خود را با این فضا بیش‌ازپیش مأنوس کنند و آموزش‌های لازم را در این حوزه ببینند. در این مسیر والدین می‌توانند از افراد آشنا به این فضا، آموزش‌های اینترنتی و کتاب یا فرزندان بزرگ‌تر خود یاری بگیرند.

همراهی با فرزندان در فضای مجازی: بهتر است والدین زمان مناسبی را برای اشتراک‌گذاری اطلاعات و گشت‌وگذار دسته‌جمعی با خانواده در نظر بگیرند. همراهی والدین موجب خواهد شد شناخت لازم و کافی از فضای مجازی و روندهایی که در آن رویداد می‌افتد، به دست آورند.

بیان واقعی realت‌ها، اما نه به‌صورت نصیحت‌: کودکان باید از خطرات و نکات منفی موجود در فضای مجازی باخبر باشند، اما نیاز است نمونه‌هایی از این موارد را به آنها نشان داد. با بیان این مطالب (در صورت امکان به‌صورت غیرمستقیم) به آنها اجازه تفکر و تصمیم‌گیری داده‌ایم. باید اشاره کرد اعتماد به مردم خوب است، اما همان‌طور که در فضای حقیقی همه افراد، انسان‌های درستکار و راستگویی نیستند، فضای مجازی هم‌ چنین مواردی را در خود جای‌داده و حال‌ آن‌که امکان پوشش هویت اصلی این‌گونه افراد در فضای مجازی ساده‌تر است. به‌طور طبیعی کودک‌ و نوجوان با خطرات خاصی که ممکن‌ است او را تهدید کند آشنا نیست، به‌عنوان‌مثال او نمی‌داند ارائه مشخصات شخصی به افراد مختلف می‌تواند چه خطرات جبران‌ناپذیری را به همراه داشته باشد.

ایجاد محدودیت با همفکری فرزندان: مشارکت دادن کودک‌ و نوجوان در تصمیم‌گیری در اکثر مواقع نتیجه بهتری خواهد داشت. اگر محدودیت‌هایی که در قوانین هر خانواده دیده می‌شود با همفکری کودک‌ و نوجوان مشخص شود، این امکان برای والدین به وجود خواهد آمد تا محدودیت‌ها را در فضای مجازی نیز اعمال کنند. همکاری کودکان و نوجوانان کمک می‌کند اصطکاک بین والدین و فرزندان کمتر شود. شما می‌توانید محدودیت‌های مختلفی را به‌صورت شفاهی یا با استفاده از ابزارهای موجود که بیان خواهیم کرد، برای کاربری فرزندان خود اعمال کنید.

کنترل محسوس و نا‌محسوس: راهکارهای مختلفی مانند حضور در فضای مجازی، قرار دادن سیستم‌های رایانه‌ای در محل‌های عمومی منزل یا کلاس درس می‌تواند راهکارهای مناسبی برای کنترل محسوس فرزندان در فضای‌ مجازی باشد، اما با استفاده از ابزارهای مانیتورینگ موجود می‌توانید به‌صورت نامحسوس فعالیت کودک و نوجوان خود را بررسی کنید. این کنترل نامحسوس نه به دلیل برخورد مستقیم، بلکه به دلیل اطلاع شما از فعالیت‌های نامناسب فرزندان باید مورداستفاده قرار بگیرد.

MDM؛ ابزاری برای کنترل

امروزه ابزار دسترسی به فضای مجازی به‌طور عمده، تلفن‌های همراه و تبلت‌ها هستند. این ابزارها دسترسی بدون محدودیت به‌تمام وبسایت‌ها، شبکه‌های همایشی و ابزارهای پیام‌رسان را برای کاربران فراهم می‌کنند. دغدغه دسترسی به فضای امن و پاک برای کودک‌ و نوجوان موجب شده تا در جهان به دنبال ایجاد ابزاری کنترلی – نظارتی باشند و MDM‌ (مدیریت ابزارهای قابل‌حمل) راهکار عملی این مهم بوده است. کشورهای مختلفی در این حوزه فعالیت کرده و نمونه‌های مختلفی از این ابزار روی دستگاه‌های مختلف ازجمله تلفن‌های همراه و تبلت‌های مخصوص کودک و نوجوان ارائه‌شده است. در کشور ما نیز این وظیفه مهم برای کودکان را «درسا» و برای نوجوان و جوان را «انارستان» برعهده‌گرفته‌ است.

ابوالفضل محمودی، مدیرعامل انارستان در گفت‌و‌گو با کلیک درباره فعالیت مجموعه خود می‌گوید: «در حوزه فضای مجازی کارهای متنوعی تحت عنوان زیست‌بوم انارستان انجام‌شده است. همکاری قوی با یکی از اپراتورهای تلفن همراه برای ارائه رایگان سیمکارت انارستان در برنامه‌های سال‌های اخیر ما گنجانده‌شده است. هدف انارستان ایجاد یک زیست‌بوم دوستدار کودک و نوجوان در جهت ارائه خدمات به گروه سنی K-12 است.» به‌گفته محمودی بتازگی، در ایران خط تولید تبلت کودک و نوجوان ایرانی (با نام نارتب محصول انارستان) افتتاح‌شده است. «نارتب» به نرم‌افزار مدیریت والدین مجهز است و از این طریق والدین می‌توانند برنامه زمانی و سطح دسترسی برای فرزندان تعریف کنند. همچنین در این تبلت انبوهی از محتوای آموزشی و سرگرمی ویژه کودکان و نوجوانان ایرانی جمع‌آوری‌شده و پیوسته به‌روزرسانی خواهد شد. همچنین امکان مدیریت تماس‌ها و پیامک‌ها، تعیین سطح دسترسی به سخت‌افزارهای دستگاه مانند درگاه‌های مختلف کنترل ازجمله وای‌فای برای ارتباط، درگاه USB یا OTG برای انتقال اطلاعات و حتی امکان مدیریت نصب و حذف برنامه‌ها در اختیار پدر و مادر یا مربیان قرارگرفته است.

در کنار فعالیت این زیست‌بوم ایرانی، درسا نیز با رویکردی مشابه و جامعه هدفی متفاوت در این حوزه در حال فعالیت است. عباس محمدخانی، مدیرعامل زیست‌بوم مجازی درسا در خصوص اهمیت و ضرورت نظارت والدین بر کودکان و نوجوانان و میزان و نحوه استفاده آنها از فضای مجازی در گفت‌و‌گو با کلیک عنوان کرد: «امروزه استفاده از گوشی هوشمند و تبلت برای نسل حساس کودکان و نوجوانان امری دوری‌ناپذیر شده و از سوی دیگر دسترسی این گروه سنی به محتوای نامناسب فضای مجازی، به دغدغه ذهنی والدین تبدیل‌شده‌ است.»

عباس محمدخانی با اشاره به نقش تولیدکنندگان محتوای فضای مجازی دراین‌بین گفت: «این گروه از جامعه می‌توانند دغدغه بسیاری از والدین را در خصوص استفاده فرزندانشان از فضای مجازی برطرف کنند و اهمیت این موضوع به حدی بود که زیست‌بوم مجازی درسا با تولید و اجرای برنامک دنیای درسا به والدین اجازه می‌دهد تا استفاده فرزندان از محتوای مناسب را کنترل کنند.»

«دنیای درسا» شامل دو بخش مجزا برای کودک و والدین است که هردوی این برنامک‌ها روی یک گوشی نصب می‌شوند. والدین با نصب این برنامه، زمانی که می‌خواهند گوشی یا تبلت را در اختیار فرزند خود قرار دهند، نسخه کودک را اجرا می‌کنند و کودک از آن ‌پس یک گوشی مدیریت‌شده با کمترین خطر را در اختیار دارد. همچنین والدین می‌توانند توسط این برنامه، مدت و روش استفاده فرزندشان از اینترنت را تحت کنترل داشته باشند و حتی فهرست تماس‌ها و پیامک‌های مجاز را برایشان تعریف کنند.

ابزارهای کنترلی پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های همایشی

کنترل کودک‌ و نوجوان نه‌فقط در کشور ما، بلکه در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته نیز دغدغه والدین است. به‌عنوان‌مثال با توجه به بررسی‌های انجام‌شده در کشور آمریکا usa، فیسبوک موردتوجه بسیاری از کودکان ۶ تا ۱۲ ساله قرارگرفته است. از همین رو این شبکه همایشی، نگارش خاصی به نام Facebook Messenger Kids را برای استفاده کودکان و نوجوانان ۶ تا ۱۲ سال ایجاد کرده که به والدین امکان نظارت و تعیین محدودیت‌ها را ارائه می‌کند.

در کشور ما نیز با توجه به استفاده روزافزون از ابزارهای پیام‌رسان، نگارش خاصی از نرم‌افزار پیام‌رسان تلگرام با نام «پیام‌رسان کودک و نوجوان، پاک‌گرام» برای استفاده کودک و نوجوان با قابلیت نظارت والدین پیاده‌سازی شده است. در این‌گونه ابزارها، والدین امکان تنظیم سطح دسترسی فرزندان خود را به افراد مشخص، مدت‌زمان مشخص، گروه‌ها و کانال‌های مشخص و نظارت غیرمستقیم بر فعالیت فرزندان را دارند. اما همانطور که مطرح شد گزینه مناسب افزایش دانش کودک‌ و نوجوان در این حوزه است، چراکه ابزارهای کنترلی هرچند قوی نمی‌توانند نظارت کامل و جامعی را ارائه دهند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: در مورد اقتصاد، گرفتاری های مان کم نیست. یکی مسائل بانکی است که بانک‌ها خود منشاء فساد شده اند. خیلی ها پیش از این نسبت به این موضوع هشدار دادند، اما گوش ندادند و مجبور شدند برخی از این بانک‌های قلابی را تعطیل کنند و پول مردم را هم تمام و کمال ندادند و در آن مانده‌اند.

 آیت‌الله احمد جنتی صبح امروز طی سخنانی در سومین جلسه مشترک هیئت رئیسه مجلس خبرگان با کمیسیون های این مجلس با تبریک فرا رسیدن میلاد حضرت زینب (س) و در پیش رو بودن دهه فجر اظهار کرد: جامعه طلبگی و اعضای مجلس خبرگان در سطح عالی قرار دارند و اگر رعایت احکام اسلام را آنطور که باید و شاید نکنند پسندیده نیست؛ چرا که مسئولیت آنان بیشتر است.

وی افزود: ما باید روی نظم خیلی دقت کنیم و نسبت به آن حساس باشیم و برای یک دقیقه هم حساب و کتاب داشته باشیم. من کتابی را دیدم که پشت جلد آن نویسنده تاکید کرده بود که این کتاب را به کسانی تقدیم می کنم که می دانند ساعت هشت، ساعت هشت است، نه ساعت هفت و پنجاه و نه دقیقه و نه ساعت هشت و یک دقیقه؛ اینها با هم فرق دارند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه ما مشکلات زیادی داریم که باید به آنها توجه داشته باشیم و راه حلی برای شان پیدا کنیم، گفت: یکی از مشکلات ما اقتصادی و معیشتی است و دیگری فرهنگی و سیاسی که به فضای مجازی هم مربوط می شود.

جنتی افزود: در مورد اقتصاد، گرفتاری های مان کم نیست. یکی مسائل بانکی است که بانک‌ها خود منشاء فساد شده اند و خیلی ها پیش از این نسبت به این موضوع هشدار دادند، اما گوش ندادند و مجبور شدند برخی از این بانک‌های قلابی را تعطیل کنند و پول مردم را هم تمام و کمال ندادند و در آن مانده اند که آشفتگی ها و اغتشاشاتی که از مشهد شروع شد هم بخشی از آن به همین مشکلات بانکی باز می‌گشت.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه افرادی که برای رسیدگی به مشکلات مردم مسئول هستند، کوتاهی می کنند، گفت: به جد این را می گویم. اگر از ابتدا به بانک‌ها نظارت می شد کار به اینجا نمی رسید و آنانی که کوتاهی کرده اند در پیشگاه خدا و مردم مسئول هستند.

جنتی گفت: البته مردم ما مردم نجیبی هستند و از آنان تقدیر و تشکر می‌کنیم که موضوعات پیش آمده را تحمل می‌کنند؛ چرا که مسلمان هستند و معتقد به ولایت فقیه و به دنبال اغتشاش و ناامنی نیستند، اما آدمی که گرسنه است تا چه حد می‌تواند تحمل کند؟

وی افزود: افرادی که در زمینه حل مشکلات اقتصادی تخصص دارند و می‌توانند مشکلات را رفع کنند و راه‌حلی برای آن دارند باید از آنان استفاده شود و لازم نیست که حتما آنان عضو دولت باشند.

رییس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه می‌توان جلوی قاچاق را در کشور گرفت، گفت: قسمت زیادی از قاچاق از گمرک که موظف است طبق قانون عمل کند رد می‌شود و این گرفتاری ماست که از آنجا قاچاق وارد کشور می‌شود. مساله معیشت مردم مساله مهمی است و هر کس هر کاری که می‌تواند در راه خدا باید برای آن انجام دهد.

جنتی با بیان اینکه اگر فضای مجازی کنترل و مهار شده بود کار در کشور به وضع فعلی نمی‌رسید، گفت: این فضای مجازی بلا و مشکلی است که به جان ما افتاده است و من نمی‌گویم که می‌توانیم جلوی آن را کلا بگیریم. این کار نشدنی است اما می‌توانیم آن را کم کنیم. کشورهای خارجی هم مثل چین و ژاپن و سایر کشورها در ابعاد کوچک‌تر برای فضای مجازی برنامه‌هایی دارند و آن را کنترل و مهار می‌کنند که کیان‌شان لطمه نبیند و اگر این کار را نکنند صد برابر آنچه در اینجا اتفاق افتاد در آن کشورها رخ می‌دهد. پس می‌توان این فضا را کنترل کرد اما این کار را نکردند و آن اغتشاشات پیش آمد که از خارج هم حمایت شد و تهدید هم کردند که در آینده ادامه پیدا می‌کند.

رییس مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: مساله این است که باید به دو پرسش چه باید کرد و چه کسی باید کار را انجام دهد، پاسخ دهیم. افرادی را که ناتوان هستند باید عوض کرد و در این زمینه خیلی‌ها باید عوض شوند و تحولاتی در تشکیلات ما به وجود آمد.

وی در پایان با بیان اینکه اخیرا رهبر انقلاب با تعداد زیادی از متخصصان فضای مجازی جلسه‌ای چند ساعته تشکیل داده‌اند و بناست کارهایی در این زمینه انجام شود، گفت: ما باید برای این موضوع که فضای مجازی باشد، کارهای مشخصی را و برنامه‌های معینی داشته باشیم.

ایسنا

در مورد خرافه و حواشی آن، بسیار نوشته‌اند و بسیار خوانده‌اید اما شاید تا چندی پیش کف‌بین‌ها را در لباس کولی‌ها و رمال‌ها را در اتاقی تاریک در یک محله قدیمی تصور می‌کردید ولی انگار آنها هم از تحولات دنیای مدرن عقب نمانده‌اند و با استفاده از اینترنت کسب و کار خود را توسعه داده‌اند و با شکل و شمایلی جدید در فضای مجازی فعالیت‌های خود را دنبال می‌کنند.

شاید بسیاری از اوقات، هنگام پرسه زدن در اینستاگرام و موقع خواندن نظرات مطلبی از یک صفحه عمومی، چشمتان به نظرات تبلیغاتی افتاده باشد. محتوای این تبلیغات بسیار گوناگون است؛ از تبلیغ صفحات جوک و سرگرمی گرفته تا فروش لباس مجلسی دست دوم. اما شاید یکی از موارد عجیب، تبلیغ صفحه‌های مربوط به دعا، طلسم و بخت‌گشایی باشد.

دیدن این نوع از تبلیغات در محیط اینستاگرام شاید کمی عجیب و نامانوس به نظر برسد اما با جست‌وجوی هشتگ «طلسم» در اینستاگرام نزدیک به ۲۸ هزار پست عمومی در دسترس قرار می‌گیرد. تعداد دنبال‌کننده بعضی از این صفحه‌ها به ۳۰۰ هزار نفر می‌رسد و معمولا راه دسترسی به فرد دعانویس در بیوی آنها از طریق یک آیدی تلگرامی به مخاطبان معرفی شده است. خدماتی که این صفحات مدعی ارائه آنها هستند، عبارتست از گشایش بخت، شیرین‌شدن در چشم مردم، بیقرار کردن یار، بستن زبان دشمن، برگشت شخص مورد علاقه، بستن شهوت مرد، رفع گریه کودک و خلاصه باز کردن هر نوع گره کور و حل انواع مشکلات به‌ظاهر لاینحل در زندگی افراد.

اگر به آیدی تلگرامی گردانندگان یکی از این صفحه‌ها مراجعه کنید، می‌توانید پس از بازگو کردن مشکلتان، برای دریافت راه حل، بسته به تشخیص دعاگر، طلسم سوسن غساله، رکوب الحمار، بلقیس سلیمان یا هر نوع طلسم عجیب و غریب دیگری را دریافت کنید! البته فکر نکنید که دعاگر همینطور فی سبیل الله و به صورت رایگان تخصصش را در اختیار شما می‌گذارد. خیر، مثل هر کارشناس دیگری حق‌الزحمه اش را دریافت می‌کند!

برای آگاهی از چند و چون کار، به صورت اتفاقی یکی از این صفحات را انتخاب کردم و با ادمین آن از طریق آیدی تلگرامش ارتباط گرفتم. جزئیات گفت‌وگوی تلگرامی با این آقا یا خانم دعانویس را در ادامه می‌خوانید:

- سلام، خسته نباشید

+ سلام، ممنونم

- می‌خواستم بپرسم شما غیر حضوری هم دعا می‌کنید دیگه؟

+ بله

- راستش من یه مشکلی دارم که خیلی وقته اذیتم می‌کنه. احساس می‌کنم کسی وارد رابطه من و نامزدم شده اما هیچ مدرکی پیدا نمی‌کنم. شما می‌تونید کاری برام انجام بدین؟

+ فقط یه راه حل داره؛ بستن شهوت نامزدتون نسبت به بقیه.

- خب باید چی کار کنم؟

+ کدوم شهر تشریف دارید؟

- تهران.

+ باید سفارش بدین تا طبق مشخصات انجام و ارسال بشه.

- چطوری سفارش بدم؟ جسارتا هزینش چقدره و باید چه جوری پرداخت کنم؟

+ هزینه بستن شهوت، به شکلی که طرف فقط شما رو ببینه میشه ۲۵۰ تومن.

- راستش یه کم مبلغش برام سنگینه. نمیشه یه کم باهام راه بیاید؟

+ تهش ۱۵۰.

- بعد چه جوریه؟ باید همراهش باشه؟ چون اصلا دلم نمی‌خواد بفهمه.

+ خیر، آدابش رو خودتون انجام می‌دین.

- چطوری میتونم سفارش بدم؟ کی دستم می‌رسه؟

+ هزینه واریز، اسم‌هاتون، اسم مادراتون و آدرس و کد پستی و شماره تماس رو لطف کنید. نهایتا ۴ تا ۵ روز طول میکشه دستتون برسه.

- ممنون. میفرستم براتون. به چه شماره‌ای واریز کنم؟ چه قدرشو الان بریزم به حساب؟

-۱۵۰. به این شماره کارت: ...

شاید با خودتان فکر کنید مگر کسی هم پیدا می‌شود که از این طریق به کسی اعتماد کند و در ازای دریافت طلسم برای حل مشکلاتش مبالغ این‌چنینی پرداخت کند؟ اما بد نیست بدانید کانال تلگرامی همین فرد نزدیک به ۱۰ هزار عضو و صفحه اینستاگرامش حدود ۲۸ هزار فالوور دارد! در میان آنها بسیارند افرادی که هزینه مشاور و روانشناس را هزینه‌هایی بیهوده می‌دانند اما حاضرند به راحتی به کسی که هیچ نام و نشانی از او ندارند صدها هزار تومان پول بدهند.

در چنین کسب و کارهایی، ضرر مالی ساده‌ترین آسیبی است که کاسبان می‌توانند به مراجعه‌کنندگان زودباور خود بزنند زیرا با داشتن اطلاعاتی همچون نام، آدرس، شماره تلفن و آگاهی از مشکل مراجعه‌کننده، فرد اصطلاحا دعانویس می‌تواند به راحتی غیر از دریافت پول، سوءاستفاده‌های دیگری همچون تهدید و اخاذی نیز انجام دهد.

ایسنا - مژده رنجبر

نسترن کیوان‌ پور

نمی ‌دانم یک سری از واکنش ‌ها به اخبار و پُست‌ ها در شبکه‌ های اجتماعی یا نشریاتِ مکتوب و رسانه ‌های صوتی و تصویری از نداشتنِ تفریح و سرگرمی نشأت می‌گیرد یا موضوع بسیار ریشه‌ای‌تر از این حرف ‌هاست اما بعضی اوقات با دیدنِ برخی نظرات به ‌خصوص در فضای مجازی، هاج و واج می ‌مانم که "مردم شما را واقعا چه می ‌شود؟!"

یکی دو هفته از پخشِ برنامه‌ ی "حالا خورشید" می ‌گذرد که مهمانش یک کودکِ 10 ساله بود که به عنوانِ نابغه ‌ای که چند اختراعِ او در حالِ ثبت است، معرفی شد. کودکی که حدودِ یک ماهِ قبلش هم مهمانِ تحریریه ‌ی پیام آشنا بود. حالا از این مسائل که بگذریم به دلیلِ یک سوءتفاهم، در برنامه چنین گفته شد که او در حالِ حاضر 10 اختراع دارد در حالی که اسمش در فهرستِ مخترعان کشور نبود و همین موضوع سرآغازی بود برای حمله به صفحه‌ ی اینستاگرامیِ این برنامه. باز هم اصلا به درستی یا نادرستی این ادعاها کاری ندارم؛ به کامنت‌ هایی کار دارم که مردم زیرِ پُستِ حالا خورشید و پُستِ اینستاگرامیِ من گذاشتند که مودب ‌ترین‌ شان او را یک شارلاتان خوانده بود. بله درست شنیدید؛ یک کودک 10 ساله را شارلاتان نامیده بودند.

واردِ بسیاری از پروفایل‌ ها که می‌ شدم نه عکسی از آن شخص وجود داشت، نه اسم و فامیلیِ کامل و نه حتی یکی دو تا پُست محضِ رضای خدا.  هرچند بسیاری از افرادِ حاضر در شبکه ‌های مجازی همین ‌طور هستند. تا می‌ توانند همه‌ ی پیج ‌ها را فالو می‌ کنند و از صبحِ علی ‌الطلوع تا پاسی از شب به اظهارِ نظراتِ ارزشمند حاویِ فحش و توهین به انواع و اقسامِ افراد می‌ پردازند.

می ‌خواهم بگویم فضای مجازی برای ما ایرانی‌ ها دستاویزی شده برای اینکه پُشتِ یک نقاب پنهان شویم و کسی هویتِ اصلیِ ما را نداند، با لباس راحتی لَم بدهیم توی خانه، جلوی تلویزیون دست ‌به ‌گوشی، هرچه که دیدیم شروع کنیم به نظر دادن، فحش بدهیم، مسخره کنیم، به عقایدِ شخصیِ افراد بی ‌احترامی کنیم. چرا؟ چون ما بلد نیستیم منصفانه نقد کنیم. چون ما بلد نیستیم مطالبه‌ گر باشیم. چون بلد نیستیم با زبانِ خوش و ادب مدرک برای ادعاهای افراد بخواهیم. درجا به بیراهه می ‌رویم و قفل فرمان دستمان می‌ گیریم و می ‌افتیم به جانِ طرف.

طی سال‌ های مختلف یاد گرفته ‌ایم با داد و بیداد و هوار کشیدن کارهایمان را راه بیاندازیم. مبلغِ قبضِ آب، برق و تلفن که اشتباه شود باید ادارات را روی سرمان بگذاریم تا بالاخره یک نفر به ما توجه کند و مشکلمان را حل کند. به همین دلیل این هوچی ‌گری ‌ها برایمان عادت شده. تقصیری هم نداریم ها، این مدلی بارِمان آورده ‌اند. در حالی که در کشورهای دیگر چنین نیست. دوستی دارم که مدتی ‌ست برای ادامه تحصیل به یکی از کشورهای خارجی رفته است. روز اول که در خانه‌ اش ساکن شد متوجه شد به دلیلِ پرداخت نکردنِ قبوض توسط ساکنان قبلی، تلفن قطع شده است. رفته بود اداره‌ی مربوطه و با عصبانیت داد و بیداد راه انداخته بود. اما مسئول فقط به اون نگاه کرده و از او خواسته بود پس از آرام شدن، برای بازگو کردنِ مشکلش به اداره مراجعه کند تا در کمالِ آرامش و منطق حل شود. دوستم با چشم ‌های گِرد از تعجب بازگشته بود! حق هم داشت. به ندرت پیش می‌ آید سر و کارمان به اداره ‌ای بیافتد که مسئول هم پاسخگو باشد و هم با آرامش و احترام با ما سخن بگوید.

حالا داستانِ فضای مجازی ‌ست و سوار شدنِ عده ‌ای بر جَوِ حاکم در این محیط. نمونه ‌ی این جَوگیری را در مترو مشاهده می‌ کنید. دستفروش ‌ها اجناسِ رنگارنگِ خود را معرفی می‌ کنند و قیمت ‌ها را فریاد می ‌زنند اما هیچ ‌کس سرش را بلند نمی ‌کند. اما کافی‌ ست شما بگویید فلان روسری چند؟! ناگهان همه ‌ی مسافران توجه ‌شان جلب می ‌شود و او را یکی یکی به سمتِ خودشان می‌ کشند؛ چرا؟ چون می ‌خواهند از قافله عقب نمانند. چون احساس می کنند حتما دستفروش جنسِ خوبی می ‌فروشد و نکند آن‌ ها بی ‌نصیب بمانند و سرشان کلاه برود.

در فضای مجازی هم، چنین است. حتما یادتان هست برخی از مردمِ عزیزمان چه حماسه‌ های دلاورانه‌ ای در پِیج‌ه ای لایونل مِسی یا ناسا یا داورهای فوتبال و غیره خلق کردند به حدی که در هر جمعی که حاضر می ‌شدی اولین سوال این بود که "تو چی کامنت گذاشتی تو این پِیج؟! بگو بخندیم!"

برگردیم به کودکِ نابغه. این که یک نفر ادعای اختراع، تحقیقات یا دعوت از سوی شرکت ‌های برتر جهانی را دارد و رسانه ‌ی ملی به معرفی و مصاحبه با او می ‌پردازد، بدیهی ‌ست نیاز به اثبات دارد اما آیا راهِ درخواست از افرادِ مرتبط با این موضوع بد و بیراه گفتن و فحش‌ های زننده است؟ راهش این است که انواعِ لغاتِ توهین ‌آمیز و دور از ادب را برای یک کودک کامنت بگذاریم و خوشحال باشیم که ما هم مثلِ چند صد نفرِ دیگر، اسم مان زیرِ کامنت ‌های فلان صفحه‌ی اینستاگرامی می‌ درخشد؟! واقعا چنین رفتاری تأسف ‌بار است؛ به حدی که انگار فضای مجازی ارتباطات و تعاملِ انسان‌ ها را به قهقرا بُرده و خشونت ‌طلبی را در جامعه گسترش داده است. فضای مجازی خوب است اما به شرطِ آنکه فرهنگِ استفاده از آن را داشته باشیم. چند نفر از این افراد که طی این دو هفته مدام فحش دادند و توهین کردند اگر با این کودک رو در رو بودند، همین ‌ها را بر زبان می ‌آوردند؟ مدرک برای اثباتِ ادعا می ‌خواهید، مودبانه درخواست کنید! نیازی به نوشتنِ بدترین القاب و توهین نیست. هرچند شاید اخیرا فحاشی به یکی از ارزش‌ های اخلاقیِ جامعه بدل شده است که در این صورت به برخی از مردمِ بافرهنگ مان! تبریک و تهنیت می‌ گوییم که مقامِ اول را از آنِ خود کرده ‌اند.

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید