فرزانه یوسفیان

برای انجام کاری، حتی کوچکترین آن برنامه ریزی می کنیم. برنامه ریزی می کنیم تا بهترین نتیجه را از آن کار دریافت کنیم. ایده ای در در ذهن داریم و برای کسب احساس رضایت از نتیجه آن خودمان را به آب و آتش می زنیم تا آن چیزی شود که می خواهیم. در دوره های توانمندسازی و رشد فکری نیز همواره بر این باور که باید برای آنچه در ذهن دارید، تلاش کنید سخن به میان می آید. دانستن قانون برتری خفیف را در به سرانجام رسیدنِ ایده ها و اهداف مان دنبال می کنیم. این را به مردم عادی یاد می دهیم که با توجه به رشد شخصیتی به رشد اجتماعی برسیم و به دنبال آن شاهد ارتقای فرهنگی غنی در جامعه باشیم.

این را نمی توان به تمامیِ مردم تعمیم داد، اما می توان انتظار داشت این طرز نگاه را در وجود مسئولانی که بر صندلی های خود تکیه زده اند و یا سِمت های مدیریتی دارند، مشاهده کرد. اینکه بدانیم برای فردای مردمی که همواره به عنوان حامی در کنار مسئولان ایستاده اند، قدمی برای رفاه و آسایش شان برداریم، کار بزرگی انجام نداده ایم. به جایی رسیده ایم که حتی اگر از برنامه ی کاری خود که جزء وظایف شغلی شان است، اقدامی صورت پذیرد، چنان باید تقدیر و تشکر کنیم که گویی از جیبِ خود خرج کرده اند و از خوابِ شبِ خود زده اند.

سخن اینجا در خصوص ساختِ شهری با رفاه کامل برای عبور ماشین ها و حتی توجه به شهری انسان محور نیست. اگر چه چنین اقداماتی باید در اولویتِ کارهای عمرانیِ یک مسئول باشد و جزء حداقل نیازهای مردم یک شهر است که متاسفانه آن هم با ربان و تشریفات و تزئین شهر با بنرهای متعدد انجام می شود، اما سخن کارِ فرهنگی است که می تواند از ریشه بسیاری مشکلات را برطرف سازد و حتی در حوزه های دیگر نیز کمک رسان باشد.

سال ها بود مردمی که سینما را به عنوان یکی از تفریحات فرهنگیِ آخر هفته انتخاب می کردند، با هنر هفتم قهر کرده بودند. مسئولان، دست اندرکاران و حتی ما به عنوان اصحاب رسانه خودمان را به آب و آتش زدیم تا این آشتی دوباره را به مردم بازگردانیم. دلایل بسیاری در دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری بر این دوری مخاطب از سینما حاکم بود، اما رفته رفته و با ساخت فیلم هایی که هم به گیشه کمک می کرد و هم به سلیقه‌ی مخاطب احترام می گذاشت، باعث شد آشتیِ دوباره ای بین مردم و هنر هفتم اتفاق بیافتد. این شکاف به صورتی بود که شاید هیچ مسئول، دست اندرکار، سینمادار و حتی علاقمندی به این هنر، دوست ندارد به روزهای سخت سینما برگردد.

روزنامه شهروند با فرزاد جمشیدی مجری تلویزیون مصاحبه ای انجام داده است. بخشی از این گپ را می‌خوانید:

در رسانه‌ها اعلام شد که شما برای اجرای برنامه در شبکه‌های فارسی‌زبان اروپایی دعوت شدید و به احتمال زیاد از ایران می‌روید. این خبر شایعه است یا قرار برای همیشه مهاجرت کنید؟
این دومین‌بار است که برای اجرای برنامه‌های تلویزیونی به خارج از کشور دعوت می‌شوم. نه ‌سال ٨٨ شایعه بود و نه امروز. ‌سال٨٨ از سوی شبکه‌های حوزه خلیج‌فارس دعوت شدم، همان ‌سال در نامه‌ای سرگشاده عنوان کردم که مهاجرت نمی‌کنم. فکر می‌کردم باید بمانم و آموخته‌هایم را به مردم سرزمینم منتقل کنم، همان مردمی که لقب «مرغ سحر» را برایم انتخاب کردند. اما حالا جور دیگری فکر می‌کنم.

پس این‌بار تصمیم قطعی گرفتید که ایران را ترک کنید؟
بله، این ‌بار باید بروم. این دعوتنامه ٦ ماه قبل به دستم رسید، اما در تلویزیون زمزمه‌هایی شنیده می‌شد مبنی بر بازگشتم به تلویزیون و از سرگیری اجراهایم. من این ٦ ماه را صبر کردم، با خودم فکر کردم،‌ جمع و تفریق کردم، اما از تلویزیون خبری نشد. الان در مملکت خودم از من دعوت نمی‌کنند، نه‌تنها دعوت نمی‌کنند، بلکه با بی تفاوتی با من برخورد می‌کنند. پس برایم راهی باقی‌ نمانده،‌ من یک هنرمندم و باید به فعالیت هنری‌ام ادامه دهم. باید دانشم را جایی دیگر، در سرزمینی دیگر در اختیار فارسی‌‌زبانان قرار دهم.

در روز‌های اخیر تعدادی از استادان جامعه مدرسین حوزه‌ علمیه‌ قم ضمن انتشار نامه‌ سرگشاده‌ای خطاب به رئیس رسانه‌ ملی، با بیان انتقاد شدید از ضعف مشهود برنامه‌های سحرگاهی ماه رمضان، خواستار بازگشت شما به تلویزیون شده بودند.
من ١١ ماه‌ سال را تحقیق و پژوهش می‌کنم تا در ماه خدا بتوانم برنامه آبرومندی ارایه کنم. اساتید جامعه مدرسین احساس کردند که امسال جایی از برنامه‌های مناسب ماه مبارک رمضان درد می‌کند، خلأیی احساس کردند و نظرشان را مطرح کردند. اما تمام این چراها را باید از آنهایی پرسید که ممانعت می‌کنند.

حالا قرار است کجا بروید؟
از طرف دوستان هموطنم به فرانسه دعوت شدم. تا آن‌جا که می‌دانم برنامه‌ای است مربوط به تلویزیون و دانشگاه فرانسه یعنی هم بحث آموزش است و هم تصویری‌. تا آن‌جا که می‌دانم برنامه‌ای است برای فارسی‌زبانان فرانسه.

و حرف آخر
در این آستانه ی رفتن ام از ایران آیا حق دارم به حرمت ۲۵ سال کار و تلاش در صدا و سیما و کسب رتبه های عالی و ابرومند برای رسانه ی ملی، دو تا سوال بپرسم و انتظار داشته باشم که مسئولین محترم رادیو و تلویزیون کشورمان به این دو سوال جواب بدهند؟ بنده همین دو تا پاسخ را به عنوان حق الزحمه ی این همه سال تلاش و تجربه در رسانه ی ملی می پذیرم:
هفت سال خون‌دل خوردم و به جد و جهد و جان، برنامه های سحرگاهی ماه مبارک رمضان را روی آنتن بردم تا رسانه ی ملی در معنوی ترین لحطه های سال، لقمه ی حرف حساب به دهان مخاطبین بگدارد. اکنون پنج سال است که نگذاشتید این برنامه را اجرا کنم. آیا برنامه های سحرگاهی ارتقاء پیدا کردند؟ آیا آن لقمه های حرف حساب باز هم به مردم تعارف شد یا اینکه تلویزیون ها در وقت مقدس سحرهای رمضانی خاموش شدند؟!

دوم اینکه روزگاری نویسنده ای نکته پرداز (امیر مهدی ژوله) گفته بود: ماه رمضانی که اذان اش را مرحوم موذن راده ی اردبیلی سر ندهد؛ ربنای اش را استاد شجریان نخواند و سریال اش را رضا عطاران نسازد، ماه رمضان نیست. مردم خوب و فهیم کشورم ضلع چهارمی هم به این سه گانه افزودند و آن اینکه: سحرهای تلویزیون اش را هم فرزاد جمشیدی اجرا کند. می توانیم بپرسیم از ما چهار نفر، کدام‌مان به عنوان ثروت و سرمایه برای رسانه ی ملی باقی مانده ایم؟

این هنرپیشه 40 ساله که در سریال های زیادی ایفای نقش کرده است دیروز در یک سانحه رانندگی در شهر استانبول درگذشت.

"آردا اوزیری" هنرپیشه مشهور ترکیه ای در یک سانحه رانندگی درگذشت.

به گزارش عصر ایران به نقل از سی ان ان ترک، این هنرپیشه 40 ساله که در سریال های زیادی ایفای نقش کرده است دیروز در یک سانحه رانندگی در شهر استانبول درگذشت.

او روز یکشنبه سوار بر موتور خود بود که در یک تصادف در بزرگراهی در استانبول به شدت مصدوم شد و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.

هنرپیشه مشهور ترکیه درگذشت

مشاور رییس‌جمهور مخالفان برجام را مورد خطاب قرار داد و گفت: دوستان منتظر نشسته‌اند یا توافق شکست بخورد و بگویند ما که گفته بودیم؛ یا ادامه پیدا کند و بگویند لابد به نفعشان بوده است.

حسام‌الدین آشنا مشاور رئیس‌جمهور در توییتر خود نوشت:

در زمان مذاکرات رئیس جمهور و تیم آمریکایی برای راضی کردن کنگره استدلال می‌کردند که برجام ایران را ناتوان و آمریکا را توانمند می‌کند؛ دلواپسان و بخش سیاسی شده ص و س (صدا و سیما) هم با استناد به همان توجیه‌ها -که برای مصرف داخلی آمریکایی‌ها تهیه شده بود- مذاکره کنندگان ایرانی را متهم می‌کردند.

حال که رئیس‌جمهور آمریکا آن توافق را - باز هم برای مصرف داخلی- بدترین توافق برای آمریکا تلقی می‌کند و همه تلاش خود را برای خروج از آن یا ناکارآمدی آن مبذول می‌کند؛ دوستان منتظر نشسته‌اند یا توافق شکست بخورد و بگویند ما که گفته بودیم؛ یا ادامه پیدا کند و بگویند لابد به نفعشان بوده است.