اگر می‌خواهید وقت خود را صرف امور فرهنگی مثل سینما و تئاتر یا کنسرت موسیقی کنید، پیش از هر چیزی سعی کنید تنها بروید، یا حداقل با کسی بروید که خرجش پای خودش باشد!

مدتی است که خرج و مخارج فرهنگی هم مثل ادا و اصول برخی از مدعیان عرصه فرهنگ و هنر زیاد شده است؛ تصور کنید در جامعه‌ای که حداقل در اغلب سخنرانی‌های رسمی و غیررسمی و اظهار نظرهای علمی و شکمی برخی از هنرمندان و مسئولان، همیشه گریزی به لزوم پُربار شدن سبد فرهنگی مردم زده می‌شود، رفتن به برخی از تئاترها و کنسرت‌ها به یک رؤیا تبدیل می‌شود.

در برخی موردها شرایط به گونه‌ای شده که قشر متوسط جامعه، بویژه‌ دانشجویان (که طبیعتا باید سبد فرهنگی‌شان همیشه پُر باشد)، باید قید برخی از اقلام سبد فرهنگی را به طور کلی بزنند؛ تئاترهایی که قیمت‌شان از ۱۰۰ هزار تومان شروع می‌شود و معلوم نیست به کجا ختم می‌شود، یا آنهایی که بلیط‌های ۳۰ تومانی را با این رویکرد که «هرچی پول بدی آش می‌خوری»، جایی گوشه‌های سالن به فروش گذاشته‌اند.

شرایط برخی از کنسرت‌ها البته بسیار وخیم‌تر است؛ قیمت بلیت برخی از کنسرت‌ها گاهی به ۴۰۰ هزار تومان رسیده است. در این میان کنسرت‌هایی هم که مثلا می‌خواهند تمام اقشار جامعه را پوشش بدهند، بلیت‌ها را به گونه‌ای به فروش می‌گذارند که از ردیف اول تا آخرشان تفاوت قیمت زیادی وجود دارد.

این رویکرد که به نظر می‌رسد روز به روز بیشتر مورد استقبال برخی از اهالی هنر و حتی دولتمردان قرار می‌گیرد، بیش از هر چیزی باعث می‌شود تا با توجه به شرایط نابسامان اقتصادی، ناخودآگاه بخش زیادی از جامعه در گوشه گوشه کشورمان از بسیاری از اقلام فرهنگی و هنری محروم و مخاطبان رویدادهای هنری محدود به قشرهای متمول جامعه شود. در این شرایط عده‌ای هم که از شرایط اقتضادی متوسطی برخوردارند، به‌ناچار به گزینش مجبور می‌شوند.

یکی دیگر از نمونه‌های این رویکرد را در تولید سریال در شبکه نمایش‌ خانگی می‌توان دانست. سریال‌هایی که با بازیگرهای چهره‌ سینمایی و کارگردان‌هایی که روزی در تلویزیون پُرکار بودند وارد عرصه بازار شده‌اند. البته حضور فعال بخش خصوصی در تولید آثار نمایشی موضوعی قابل تقدیر است، اما نه در شرایطی که تلویزیون به عنوان رسانه‌ای «ملی» آثار نمایشی با کیفیت نه چندان مناسب تولید کند و هم‌زمان شبکه‌ خانگی سریال‌هایی خوش رنگ و لعاب راهی بازار کند که برخلاف باور بسیاری از هنرمندان، عده‌ای که قدرت خرید این آثار را ندارند از تماشای آثار باکیفیت محروم شوند.    

در همین راستا یعقوب موسوی، جامعه‌شناس در گفت‌وگویی با ایسنا درباره تأثیرات گران شدن اقلام فرهنگی از تئاتر و سینما گرفته تا کنسرت و کتاب اظهار کرد: متأسفانه افزایش قیمت اقلام فرهنگی تبعات کوتاه یا بلند مدت بسیاری دارد. یکی از ویژگی‌های جوامع مدرن و دینی دسترسی آسان و حتی رایگان به محصولات فرهنگی و هنری است. ما باید امید به دوره‌ای در آینده داشته باشیم که مردم در استفاده از کالاهای فرهنگی از کتاب گرفته تا فیلم و تئاتر و کنسرت با مشکلات مالی دست و پنجه نرم نکنند.

او ادامه داد: این پرسش که گران شدن اقلام فرهنگی چه تأثیری می‌تواند روی جامعه بگذارد من را به یاد جمله‌ای از آقای محمدرضا حکیمی، دانشمند برجسته می‌اندازد که یکی از ویژگی‌های جامعه توحیدی و دینی را رایگان بودن کتاب و نان دانسته و گفته بودند خوب است در جامعه‌ای که به نام خدا و اسلام است، مردم دغدغه نان و کتاب را نداشته باشند. چراکه طبیعتا مردمی که دغدغه‌های معیشتی و استفاده از کالاهای فرهنگی دارند، جامعه‌ای سالم نخواهد بود. اگر بخواهیم  از منظر اجتماعیبه این موضوع نگاه کنیم به اندازه کافی زمینه برای فاصله گرفتن قشر جوان از محصولات ناب فرهنگی وجود دارد.

این جامعه‌شناس با اشاره به گران شدن نشریات و روزنامه‌ها و گرایش آنها به سمت الکترونیکی شدن خاطر نشان کرد: در سال‌های اخیر تیراژ روزنامه‌ها و نشریات به شکل فاجعه‌انگیزی کاهش پیدا کرده است و در شرایط فعلی هم برخی از آنها به سمت الکترونیکی شدن پیش می‌روند. باید بدانیم که گران شدن کالاهای فرهنگی هیچ تناسبی با الگوهای توسعه فرهنگی که در کشور مرتب از آن صحبت می‌شود ندارد. اگر قرار است در سال ۱۴۰۰ کشور قدرتمند فرهنگی بشویم مستلزم آن است که زیرساخت‌های فرهنگی توسعه پیدا کرده و مصرف فرهنگی به معنای مثبت آن افزایش پیدا کند.

موسوی یادآور شد: مصرف فرهنگی در ایران متأثر از شرایط بد اقتصادی است که مدام در حال تغییر است و این افزایش قیمت کالاهای فرهنگی به هیچ وجه نمی‌تواند تأثیر مثبتی در فراهم شدن زیرساخت‌ها داشته باشد. لازم است که یارانه‌های مخصوصی برای مصرف‌کنندگان کالاهای فرهنگی در نظر گرفته شود و حتی برخی از کالاها به صورت رایگان در اختیار مردم قرار داده شود. اینکه مدام صحبت از افزایش قیمت فیلم‌های سینمایی، تئاتر، کتاب‌ها و کنسرت‌ها می‌شود باعث می‌شود تا مردم از این کالاهای فرهنگی دور شوند.

این جامعه‌شناس بیان کرد: پیش‌بینی می‌شود که اگر با همین شرایط بخواهیم ادامه دهیم نتیجه خوبی به دست نخواهد آمد. فارق از هر نوع گرایش‌های سیاسی مصرف فرهنگی در کشور ما در حال گران شدن است و استفاده از کتاب و رفتن به سینما روز به روز گران‌تر می‌شود. البته باید به این نکته نیز توجه کرد که نه تنها استفاده از کالاها و محصولات فرهنگی پرهزینه شده است بلکه تولید آثار هنری نیز به امری گران تبدیل شده است. این موضوع نشان دهنده آن است که اقتصاد فرهنگی ما با چالش مواجه شده است و نتیجه آن متوجه همه افراد جامعه از تولیدکنندگان گرفته تا مصرف‌کنندگان می‌شود.

اسماعیل آجرلو اظهار کرد: سینما بصیرت از ۹ دی ماه وبا اکران دو فیلم مستند قائم مقام و رزم بزم و فیلم سینمایی اشنوگل آغاز می شود و به مدت ۳ روز ادامه خواهد داشت.

وی افزود: این فیلم ها به میزبانی سینما هجرت کرج اکران می شود و مخاطب هدف آن مسئولان، هنرمندان و فعالان فرهنگی الببرز است.

آجرلو با ابراز امیدواری به استمرار این اقدام فرهنگی در طول سال گفت: سینما بصیرت آغازی بر طرح اکران ویژه هنرمندان و فعالان فرهنگی در این استان است.

رییس حوزه هنری استان البرز به معرفی فیلم ها پردخت و گفت: مستند قائم‌مقام به کارگردانی سیدمحمدعلی صدری‌نیا روایتی بدون سانسور از زندگی آیت الله منتظری را به تصویر کشیده است و روایتی از مبارزات پیش از انقلاب تا فوت ایشان را شامل می شود.

وی ادامه داد: فیلم سینمایی «اشنوگل» به کارگردانی هادی حاجتمند و علی سلیمانی یک اثر دفاع مقدسی با موضوعی نو و جسورانه است و مستند «بزم رزم» به کارگردانی سیدوحید حسینی سرگذشت پرفراز و نشیب موسیقی در سال‌های جنگ را در دو داستان روایت می کند.

آجرلو با اشاره به رایگان بودن تماشای این آثار به ساعات اکران  اشاره کرد و گفت: مستند قائم مقام روز شنبه ۹ دی ماه و فیلم سینمایی اشنوگل روز ۱۰ دی ماه ساعت ۱۸/۳۰ در سالن هجرت و همچنین مستند بزم رزم روز ۱۱ دی ماه ساعت ۱۸ در سالن نصر سینما هجرت اکران می شوند.

بهرام رادان با فیلم سینمایی «کارناوال مرگ» به کارگردانی حبیب الله کاسه ساز، میهمان شنبه سینمایی شبکه اسپانیایی زبان هیسپان است.

به گزارش پیام آشنا و به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ فیلم سینمایی «کارناوال مرگ» محصول سال 1387، به کارگردانی کاسه ساز و اعظمیان، شامگاه شنبه 4 آذرماه از آنتن شبکه اسپانیایی زبان هیسپان تی‌وی پخش می‌شود.

فیلم سینمایی «کارناوال مرگ» داستان زندگی فردی مخترع و نخبه است که همسر باردار خود را در پشت کاروان‌های شادی عروسی از دست می‌دهد و این خود باعث ایجاد نوعی حس انتقام جویی می‌شود. او به عروس و دامادها دست گل‌هایی هدیه می‌دهد که در آن ها بمب‌ های قوی جاسازی شده است…

فرامرز قریبیان، بهرام رادان، الناز شاکردوست، میرطاهر مظلومی، لیلا زارع از بازیگران اصلی «کارناوال مرگ» هستند. تمام فیلم‌های سینمایی ایرانی پخش شده از این شبکه، به سفارش دفاتر هیسپان تی‌وی در اسپانیا و مکزیک، توسط دوبلورهای اسپانیایی زبان دوبله و برای پخش آماده می‌شوند. فیلم‌های سینمایی ایرانی که هر شنبه از این شبکه پخش می‌شوند، طرفداران بسیاری در میان مخاطبان هدف هیسپان تی‌وی دارند.

فیلم سینمایی «کارناوال مرگ»، ساعت 23:30 شنبه 4 آذرماه به روی آنتن می رود.

پیام آشنا: لیست فیلم های سینمایی که در حال حاضر در سینماهای استان البرز اکران می شود:

*انزوا «مرتضی علی عباس میرزایی»

سینما ساویز، سانس های: 11:00، 13:00

سینما پرشین، سانس: 19:15

خلاصه داستان: پرویز پس از شش سال با ضمانت رییس زندان هفتاد و دو ساعت مرخصی می‌گیرد تا همسرش را که به تازگی فوت کرده است دفن نماید و در مراسمش شرکت کند. اما پرویز دغدغه دیگری هم دارد...

بازیگران: امیرعلی دانایی، نادر فلاح، بهنوش بختیاری، لیندا کیانی، اندیشه فولادوند، شقایق فراهانی، جمشید هاشم‌پور، همایون ارشادی و...

 *آزاد به قید شرط «حسین شهابی»

سینما پرشین، سانس: 19:00

سینما هجرت، سانس: 10:30، 14:30، 18:30

خلاصه داستان: کیوان کمالی به بیست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد می‌شود. پرهیز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگیری بزرگترین چالش پیش روی کیوان کمالی در مواجهه با جامعه لجام گسیخته‌است.

بازیگران: امیر جعفری، شقایق فراهانی، دیبا زاهدی، لیلا اوتادی، امیر رضا دلاوری، احمد نیکپور، شکرخدا گودرزی، رامین راستاد، امیر دژاکام، علیرضا ثانی‌فر و...

 *خالتور «آرش معیریان»

سینما ساویز، سانس های: 11:10، 13:10، 15:10، 17:10، 19:10، 21:10، 22:50

سینما هجرت، سانس های: 12:30، 16:30، 20:00

سینما فردیس، سانس های: 14:45، 19:45

خلاصه داستان: این کمدی-موزیکال روایتی ارائه می‌دهد از زندگی سه جوان موزیسین که سعی زیادی دارند اسیر موسیقی بازاری نشوند و به اجرای قطعات موجه بپردازند اما عدم اقبال مخاطبان موجب می‌شود به سراغ نوعی از موسیقی بروند که علیرغم جدی گرفته نشدن از سوی کارشناسان، مخاطبان فراوانی دارد...

بازیگران: پوریا پورسرخ، محمدرضا شریفی‌نیا، مهران غفوریان، سحر قریشی، مریم امیرجلالی، امیرحسین صدیق، علی صادقی، محمدرضا هدایتی و...

 *خانه دختر «شهرام شاه حسینی»

سینما ساویز، سانس های: 15:00، 17:00

سینما پرشین، سانس های: 15:15، 21:00

خلاصه داستان: مردی به نام مرتضی قصد دارد خانه کوچک‌شان را زیر قیمت بفروشد تا زودتر از محله و نگاه سنگین مردمانش فرار کند...

بازیگران: حامد بهداد، باران کوثری، پگاه آهنگرانی، رعنا آزادی ور، بابک کریمی، بهناز جعفری، محمدرضا هدایتی، نسیم ادبی، امیر علی نبویان و...

 *خفه‌گی «فریدون جیرانی»

سینما ساویز، سانس های: 15:00، 19:00، 21:00

سینما پرشین، سانس های: 13:30، 15:30، 17:30، 19:30، 21:30

سینما هجرت، سانس های: 16:00، 18:00، 19:45

سینما فردیس، سانس های: 18:00

خلاصه داستان: صحرا مشرقی پرستار یک بیمارستان روانی است. مسعود سازگار همسرش را که ظاهرا دیوانه شده در این بیمارستان بستری می کند. صحرا مشرقی وقتی با همسر مسعود آشنا می شود، پی به حقایقی عجیب از زندگی آنها می برد و ناخواسته وارد ماجراهایی می شود...

بازیگران: نوید محمدزاده، الناز شاکردوست، پولاد کیمیایی، ماهایا پطروسیان، پردیس احمدیه، غلامحسین لطفی، احسان امانی، اسدا... یکتا و...

 *حقه باز دم دراز «علیرضا محمودزاده»

سینما پرشین، سانس: 13:00

خلاصه داستان: این فیلم درباره عروسک های عمو پیرداد است که از خانه می گریزند و مشکلاتی را به وجود می آورند.

بازیگران: سحر ولدبیگی، احمدرضا اسعدی، مریم شاه ولی، محمد مایلی، مجید مختارپور، ترنم کرمانیان و پارسیا شکوری

 *شنل «حسین کندری»

سینما پرشین، سانس های: 13:15، 17:15

خلاصه داستان: این فیلم روایتگر داستان زندگی یک زن پرستار است که با شرایط خاصی با فرزندش زندگی می‌کند و بنابر اتفاقات و اشتباهی ماجراهایی برای وی رخ می‌دهد.

بازیگران: باران کوثری، رضا بهبودی، بهار کاتوزی، مهدی حسینی‌نیا، آیسان حداد، رضا احمدی، مسعود فروتن، فهیمه رحیم‌نیا، بابک انصاری

 

*زرد «مصطفی تقی زاده»

سینما فردیس، سانس های: 16:15، 21:15

سینما ساویز، سانس های: 13:00، 19:00، 21:00

سینما پرشین، سانس های: 13:00، 17:00

خلاصه داستان: آدم‌های عجیبی هستیم... امروزمون با فردا خیلی فرق می‌کنه.

بازیگران: بهرام رادان، ساره بیات، شهرام حقیقت‌دوست، بهاره کیان‌افشار و مهرداد صدیقیان. امیرعلی نبویان و...

*قهرمانان کوچک «حسین قناعت»

سینما هجرت، سانس های: 10:30، 12:00، 14:00

سینما ساویز، سانس های: 10:00، 17:00

خلاصه داستان: چهار کودک و نوجوان هفت تا یازده ساله ی تکواندوکار، که پدرانشان، کارگران یک کارخانه ی تولید لوازم التحریر در شرفِ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بی کاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیان این کالا، که در واقع عاملین اصلی این تعطیلی هستند، به تعقیب آنها می پردازند، ماجراهایی شاد، اکشن و سرگرم کننده را رقم می زنند و...

بازیگران: برزو ارجمند، بیژن بنفشه خواه، بهنوش بختیاری، آناهیتا همتی، ارژنگ امیرفضلی، نادر سلیمانی و...

*مَلی و راه های نرفته اش «تهمینه میلانی»

سینما پرشین؛ سانس های: 15:00، 21:15

خلاصه داستان: داستان فیلم به این صورت است که ملیحه، دختر جوان و کم‌تجربه عاشق جوانی به نام سیامک می‌شود و بر خلاف میل خانواده، با او ازدواج می‌کند و به زودی تفاوت دیدگاه و اختلاف فرهنگی بین این دو آشکار می‌شود و...

بازیگران: میلاد کی مرام، ماهور الوند، السا فیروزآذر، جمشید هاشم‌پور، افسراسدی، جمشید جهانزاده و...

 *اکسیدان «حامد محمدی»

سینما پرشین؛ سانس های: 10:00، 15:00

خلاصه داستان: اصلان اگر می دانست گرفتن ویزا اینهمه دردسر دارد، اصلا عاشق نمی شد.

بازیگران: جواد عزتی، امیر جعفری، شبنم مقدمی، شقایق دهقان، رضا بهبودی، لیندا کیانی، علی استادی و...

رویا سلیمی
منتقد سینما تئاتر
«شنیدن»، با موضوعی اجتماعی و سیاسی در بستر فضای رئال به نمایش در می‌آید. ندا با بازی آیناز آذرهوش، دانشجویی است که در خوابگاه زندگی می‌کند. او که متهم به آوردن پسری به خوابگاه دخترانه است، سعی دارد خود را از این اتهام رها سازد اما موفق نشده و در نهایت از دانشگاه اخراج می شود. سمانه با بازی مونا احمدی دانشجوی دیگری است که ادعا کرده صدای پسر را در اتاق ندا شنیده. پس از سالها که از این ماجرا می‌گذرد، سمانه همچنان عذاب وجدان دارد و سی سال بعد در گفتگوی کوتاهی با روح ندا از او عذرخواهی می‌کند. ندا به او می‌گوید که پس از اخراج از دانشگاه به سوئد می‌رود و بعد از چند سال خودکشی می‌کند.
نمایش با پاسخهای کوتاه و عصبی ندا شروع می‌شود. او رو به تماشاگران به پرسشهایی پاسخ می دهد که نمی‌شنویم و در صحنه خالی او در حالی که سعی دارد اضطراب و عصبانیتش را پنهان کند می‌خواهد خود را از اتهامی که نمی‌دانیم چیست، مبرا سازد و با کنایه‌ای (خوبه یه کلید بهت دادند) صحنه را ترک می‌کند. دیالوگهای بدون پرسش ندا به کرات در ادامه نمایش تکرار می‌شود و سهم بسیاری از نمایش، تنها به تکرار همین دیالوگها می‌گذرد. ندا درواقع ندای گروهی از اقلیتی است که شنیده نمی‌شود و دیگران که عده بسیاری هستند چیزهایی را می‌شنوند که با عقل، منطق و هنجارهای جامعه دینی ایران همخوانی ندارد و ندای شنیده نشده؛ با سکوت به اتمام می‌رسد. اقلیتی که ندا آنها را نمایندگی می‌کند، قانون‌گریزانی هستند که کارگردان آنها را مظلوم می‌داند و می‌خواهد صدای آنها باشد. صدایی که بر جامعه حقنه می‌کند و قابل باور نیست.
در پرده دوم ارشد خوابگاه با بازی میهن صدری که در جمعیت نشسته، تعلیق پرده ابتدایی را کمتر می‌کند و تماشاگر پاسخهای بی‌پرسش ندا را حالا با پرسش دنبال می‌کند. صدایی از میانه جمعیت با تحکم و قدرت، سوالاتی می‌پرسد که چندان قائل به جواب نیست و بیشتر بر شنیده‌هایی تاکید دارد که از سوی شخص سومی مطرح شده است.
ارشد خوابگاه در جایگاه تماشاگران به همراه آنها، نماینده همان اکثریتی است که به قضاوت و شنیدن نشسته است. شنیدنی که باید بارها و بارها تکرار شود تا شاید نکته جدیدی که قبلا گفته نشده از آن بیرون بیاید. اما این نکته در دیالوگهای ندا پیدا نمی‌شود و این سمانه است که در هر دور از بازجویی نکاتی جدید مطرح می‌کند که به تناقض گویی وی منجر می‌شود.
داستان تک خطی نمایش کوهستانی، بر موضوعی بنا شده است که در شرایط امروز ایران، تفسیر نمی‌شود. براساس اینکه نمایشی رئال در فضایی امروزی روایت می‌شود؛ سخن گفتن از ارتباط نامعلومی که اثبات نمی‌شود و تا اخراج شدن دانشجو و مهاجرت از ایران پیش می‌رود؛ موضوع تامل برانگیزی نیست چراکه تماشاگر ایرانی امروز می‌داند ارتباط دختر و پسر در بیرون و داخل دانشگاه، از مسائل پیش پاافتاده‌ای تلقی می‌شود که کسی قرار نیست به واسطه آن اخراج شود و این اخراج به مهاجرت و خودکشی بیانجامد.
بنابراین شنیدن سعی دارد از فضایی امنیتی صحبت کند که در آن افراد برای رسیدن به جایگاه یا نداشتن جایگاهی، براساس شنیده‌هایی ابهام آلود؛ وجهه‌ای در میان اطرافیان به دست آورند که آنها هم خود در پی کسب وجهه‌ای بالاتر هستند. سمانه به کرات تکرار می‌کند؛ گزارش ندا را ننوشته اما ارشد خوابگاه سوالات خود را همچنان براساس گزارش ننوشته سمانه! می‌پرسد و این مفروض بودن آدمها در موقعیتی که دیگران بر آنها تحمیل می‌کنند، از نکاتی است که سعی می‌شود در نمایش بر آن تاکید بسیاری صورت گیرد. صداهایی که شنیده نمی‌شود و نجواهایی که قرار است شنیده شود. اقرارهایی که نیست و قرار است باشد. این تاکید تماتیک در بستر رئال نمایش، ضربه بزرگی بر مسیر روایت واقعگرایانه می‌زند. چراکه مخاطب به خوبی می‌داند مسائلی که برای ندا پیش می‌آید؛ بسیار پیش پا افتاده‌تر از آن است که منجر به اخراج او شود. شبکه استدلالی ضعیف در پرداخت داستانی نمایش شنیدن، آنرا به دستمایه‌ای دم دستی برای القای مفهومی قرار داده است که تفسیری برای آن در جهان واقع نمی‌توان داشت.
«شنیدن» از فضایی بسیار تاریکی صحبت می‌کند که در آن امکان هیچگونه ارتباطی وجود ندارد و مانند زندان دیوارهای بلند و پنجره‌های بسته و نرده کشیده‌ای دارد که جز زندان را در ذهن مخاطب تداعی نمی‌کند. اما در ادامه سمانه می گوید که یکبار دوست پسر ندا را در پارک هنرمندان دیده  است. در فضایی چنین امنیتی حاکم بر محل زندگی ندا و سمانه؛ این تناقض بر ضد خود تبدیل می‌شود. در جامعه‌ای که به زعم کارگردان به دلیل شنیده‌هایی مبنی بر رابطه نامشروع، آینده، سرنوشت و زندگی جوانان نابود می‌شود؛ آنها چگونه در فضایی دیگر از همین جامعه با یکدیگر ارتباط دارند و زندگی می‌کنند و اتفاقی برایشان نمی افتد!
خودکشی ندا نیزربطی به اتفاقات دوران دانشجویی‌اش ندارد اما این فرض را مطرح می‌کند که اگر شنیدن رابطه‌ای که کسی آن را ندیده، رخ نمی‌داد؛ مسیر زندگی ندا شکل دیگری به خود می‌گرفت. در واقع، مسئله اخراج و خودکشی ندا در سایه پیشفرض سوگیرانه نویسنده و کارگردان نسبت به جامعه و مردم ایران، به شکل بسیار نامربوطی به یکدیگر مربوط می شود!