دیابت بارداری مسئله ای است که اکثر خانم ها به ویژه خانم هایی که دچار اضافه وزن هستند به آن مبتلا می شوند. پژوهشگران به تازگی متوجه شده اند دیابت در دوران بارداری خطری برای نوزاد دارد که در ادامه به آن می پردازیم.

 

 دیابت بارداری و اوتیسم چه ارتباطی دارند؟

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که زنان مبتلا به دیابت در حالی که باردار هستند، در معرض خطر بیشتری از داشتن یک کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم هستند.

این موضوع همچنین شامل زنانی که در کل زندگی خود دچار دیابت نوع 2 بوده‌اند و کسانی که در بارداری به دیابت مبتلا شده‌اند، می‌شود.

یک تیم تحقیقاتی از مرکز بهداشت و درمان قیصر در جنوب ایالت کالیفرنیا اعلام کرد که هر نوع التهاب، سطوح سمی گلوکز و سیستم ایمنی بدن که می‌تواند دیابت بارداری را تحت تاثیر قرار دهد، می‌تواند خطر ابتلای کودک به اوتیسم را افزایش دهد.

محققان بیش از 400 هزار کودک را که بین سال‌های 1995 تا 2012 متولد شده‌اند، بررسی کردند. دانشمندان این مطالعه دریافتند زنانی که به دیابت نوع 1، دیابت نوع 2 و دیابت بارداری مبتلا هستند، در معرض خطر بیشتری از داشتن یک کودک اوتیسم قرار دارند.

این یافته جدید با تحقیقات پیشین مطابقت دارد. تحقیقات قبلی نیز اشاره داشت که زنان مبتلا به دیابت نوع 2 با احتمال تولد نوزادان مبتلا به اختلال اوتیسم مواجه هستند.

دو سال پیش، پژوهشگر ارشد این مطالعه، دکتر آنی شیان و تیم وی کشف کردند زنانی که در هفته 26 بارداری خود مبتلا به دیابت حاملگی هستند، با 42 درصد احتمال بالاتری برای داشتن یک کودک مبتلا به اوتیسم مواجه هستند. محققان در زنانی که بعد از هفته 26 بارداری مبتلا به دیابت بارداری شدند، خطر مشابهی را نیافتند.

دیابت,دیابت بارداری,خانم باردار

دکتر شیان و همکارانش در این مطالعه جدید دریافتند که هر چه یک زن در دوران بارداری زودتر به دیابت مبتلا شود، خطر ابتلای نوزاد وی به اوتیسم افزایش می‌یابد.

محققان نوشتند: این نتایج نشان می‌دهد که شدت دیابت مادران و زمان ابتلای آنان ممکن است با خطر ابتلا به اوتیسم نوزادانشان همراه باشد.

دیابت به عنوان یک بیماری مزمن توصیف شده است که بر چگونگی تبدیل یک ماده غذایی به انرژی در بدن فرد تاثیر می‌گذارد. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده از مراکز کنترل و پیشگیری بیماری در سال 2017، بیش از 100 میلیون نفر در آمریکا مبتلا به دیابت هستند.

برای زنان، ابتلا به دیابت، خطر ابتلا به حمله قلبی را چهار برابر افزایش می‌دهد. اگر یک زن مبتلا به دیابت هستید و در حال برنامه‌ریزی برای فرزنددار شدن هستید، باید دقت کنید که احتمالا بارداری دشواری خواهید داشت و احتمال سقط جنین می‌رود.

این مطالعه همچنین نشان داد که مادران مبتلا به دیابت نوع 1 در معرض خطر دوبرابری نسبت به مادران غیر دیابتی برای تولد نوزادان اوتیسم هستند.

مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش‌ و پرورش با اشاره به پیش بینی سند ائتلاف ملی نظام مراقبت اجتماعی از کودکان و نوجوانان اعلام کرد که در بررسی و دسته‌بندی عوامل مخاطره‌ آمیز برای سلامت روان دانش‌آموزان، اضطراب در رتبه نخست قرار دارد.

نادر منصور کیایی روز چهارشنبه در کرج افزود: طبق این دسته بندی، فقر، جدایی والدین،‌ اعتیاد، خشونت و بدسرپرستی به‌ عنوان دیگر عوامل تهدید کننده سلامت روان دانش آموزان در کشور هستند.
وی ادامه داد: براین اساس سند ائتلاف ملی نظام مراقبت اجتماعی از دانش‌آموزان در قالب طرح نماد
با هدف توجه سازمان‌ یافته به سرنوشت کودکان و نوجوانان کشور اجرا می شود.
کیایی گفت: اجرای این سند از طریق مشارکت در طراحی و استقرار نظام جامع مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان در مدارس پیش بینی شده است.
مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش‌ و پرورش وی با اشاره به اینکه این سند به‌ دنبال مهار زمینه‌های آسیب‌ اجتماعی در فضای مدرسه، خانواده و محله است، اظهار کرد: مدرسه مهم ترین فضای اجتماعی کودکان و نوجوانان به شمار می رود.
وی بیان داشت: آموزش، کیفیت زندگی ، سبک زندگی و تغییرات آن، وضعیت سرمایه اجتماعی و سلامت روان خانواده ، اولویت های ارزشی ، کالاهای فرهنگی مصرفی و حتی سواد رسانه‌ای خانواده‌ها از محور های مهمی است که در سلامت روان باید به آن نگاه و توجه ویژه داشت.
این مسئول گفت: در جامعه خانواده‌هایی وجود دارد که از مشکلاتی مانند فقر، اعتیاد و خشونت رنج می‌برند و این خانواده‌‌ها و فرزندان آنها در معرض خطرهستند.
وی اضافه کرد: هر سال در مدارس کشور کارگاه‌های مختلفی در زمینه آموزش مهارت فرزندپروری برگزار می شود که در سال تحصیلی 97-96 آموزش یک میلیون و 500 هزار نفر از والدین دانش‌آموزان با موضوع شناسایی رفتارهای پرخطر و مهارت فرزندپروری در دستور کارقرار گرفت.
کیایی ادامه داد: تفاهم‌نامه‌ای نیز با سازمان بهزیستی منعقد شده که بر اساس آن درباره مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان در فعالیت‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی همکاری شود.

ایرنا

 افرادی که تمایل زیادی برای گرفتن سلفی و قرار دادن آن در شبکه های اجتماعی دارند احتمالا دچار خودشیفتگی دیجیتال شده اند.

آیا سلفی گرفتن یک اختلال روانی است؟

اخیراً انجمن روانپزشکی امریکا، تمایل به عکس گرفتن از خود یا همان  عکس سلفی Selfie را به عنوان اختلال روانی تایید کرده است که آن را با اصطلاح  سلفیتیس  یا selfitis نامیده‌اند.


سلفیتیس چیست

 سلفیتیس تمایل وسواسی ـ اجباری برای گرفتن عکس از خود و فرستادن آن در شبکه‌های اجتماعی تا بتوانند کمبود عزت نفس و شکاف حاصل از فقدان صمیمیت را جبران کنند و در سه سطح رده‌بندی می‌شود؛ لب مرزی، حاد و مزمن.

1- اگر روزی سه عکس سلفی از خود می‌گیرید اما آنها را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک نمی‌گذارید، در رده‌ سلفیتیس لب مرزی قرار می‌گیرید.

2- اگر روزی حداقل سه عکس از خودتان را به این شبکه‌ها ارسال می‌کنید، دچار اختلال سلفیتیس حاد هستید.

3- اگر اشتیاق غیرقابل کنترلی برای گرفتن روزانه شش عکس از خود و ارسال آنها را تجربه می‌کنید، شما دچار اختلال سلفیتیس مزمن هستید.

گرفتن عکس سلفی به عنوان اختلال روانی شناخته شد

افرادی با مشخصه‌های  توجه‌طلب با اعتماد به‌نفس پایین ،  خودشیفته‌ها ،  افراد دوری‌گزین ،  افرادی که به دنبال آخرین مد هستند ،  وابستگی ایجاد شده به دنبال انتشار عکس و دریافت لایک بیشتر درگیر این حالت هستند.

این پدیده می‌تواند اختلال  خودشیفتگی ـ دیجیتالی به همراه داشته باشد.

سیمرغ

زندگی امروزی ما ماشینی شده وهمین امر باعث تنبلی افراد شده است .ورزش یکی از ارکان اصلی زندگی است که در تمام دنیا به این امر مهم توصیه شده و سعی شده در برنامه روزانه افراد حداقل 15 تا 20 دقیقه ورزش و حرکات ورزشی گنجانده شود .چرا که ورزش باعث شادابی و طراوت روح می گردد.

مسلماً عدم سازش و اختلالات رفتاري در هر طبقه و صنفي و در هر گروه و جمعي بسيار مشهود است عوامل مختلفي را مي توان در به وجود آوردن يا پايه ريزي عدم سلامت روان ذكر نمود: فشارهاي اجتماعي، فقر مادي، اختلافات خانوادگي، تصادفات، بيماري ها، مرگ و ميرهاي پيش بيني نشده و بسياري از عوامل خانوادگي و اجتماعي همراه با عوامل وراثتي، افراد را دچار عدم تعادل روان مي سازد. بنابراين براي پيشگيري از بيماري رواني و حفظ سلامت روان یکی از توصیه ها پرداختن به ورزش می باشد

حال به چند مورد از تأثیرات ورزش در سلامت روان اشاره می کنیم:

1- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیه ‌ی عمومی فرد

در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده ‌ی شیمیایی از بدن به نام "سروتونین" بیشتر می ‌شود.

کاهش سرتونین در بدن با افسردگی  مرتبط می ‌باشد و داروهای ضد افسردگی  نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌ کنند. بنابراین در میان افرادی که به ‌طور مرتب ورزش می‌ کنند، به ندرت می ‌توان شخص افسرده‌ای یافت.

2- تأثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه است و علاوه بر داشتن هیکلی متناسب و خوش فرم از روحیه‌ ی بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین می ‌کند.

3- پیشگیری از ابتلا به آلودگی ‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار قطعاً به ‌طور ناخودآگاه از سیگار دوری می‌ کند، چون در می‌ یابد با ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد.

از طرفی، در یک محیط ورزشی سالم، از این گونه افراد و آلودگی‌ ها کمتر می ‌توان اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌ های اجتماعی بسیار پایین بوده و به دلیل روحیه‌ ی ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌ های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی جوانمردی و ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌ کنند.

4- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ ‌پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و... حرفه ‌ای هستند و نیاز به یاد گیری و حتی مربیان مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می ‌طلبند.

بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیده ‌ی مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع‌ بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می ‌کنند. به گونه‌ ای که در یک شخص غیر ورزشکار این قابلیت‌ های مغز، خاموش می ‌ماند و به تدریج ذهن تنبل و سست می ‌شود و این گونه افراد، بیشتر تمایل دارند در یک گوشه بنشینند و در فکر فرو روند!

به طور کلی می ‌توان گفت ورزش در کلیه ‌ی اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیه‌ ی مراحل زندگی انسان تأثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد.

نتیجه گیری

پسلازم است که هر فردى براى به دست آوردن تواناییهاى فردى و اجتماعى خود به ورزش روى آورد. با این حساب، مى‏توان به این شعار همیشگى روى آورد که: «ورزش، هدف نیست، بلکه وسیله ‏اى است براى رسیدن به هدف هاى عالی ‏تر و کسب مهارت هاى جسمى، روحى و توانایی هاى فردى و اجتماعى»

زینب جعفرنژاد                               

مسئول واحد سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد (مرکز بهداشت شهرستان کرج)

راهکارهای کوچک و عاداتی وجود دارند که با در نظر گرفتن و انجام آن‌ها می‌توان سلامت روان را بهبود بخشیده و شادتر زندگی کرد. این راهکارها و عادات مفید را می‌توان به آسانی در زندگی روزمره اعمال کرد. همچنین همین راهکارهای ساده تغییرات قابل توجهی در زندگی ایجاد می‌کنند.

با اعتماد به نفس و استوار راه بروید: نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد راه رفتن با اعتماد به نفس و مطمئن به گونه‌ای که سر به زهرت پایین خمیده نباشد و شانه‌ها به زهرت عقب باشند، می‌تواند حس خوبی را در فرد ایجاد کند. وقتی بدن در حالتی قرار می‌گیرد که شانه‌ها به زهرت پایین خمیده و حالت قوز کرده باشند بیشتر احتمال دارد فرد روی موضوعات منفی تمرکز کند.

از ثبت تصاویر تمامی لحظات و موقعیت‌ها خودداری کنید: ممکن است تصور کنید ثبت تصاویر از تمامی لحظات باعث می‌شود شما آن‌ها را بیشتر به یاد بسپارید اما بررسی‌ها نشان می‌دهد این کار نتیجه عکس در روحیه فرد دارد.

ورزش کنید: ورزش کردن برای سه بار در هفته موجب می‌شود فرد ۱۹ درصد کمتر احساس افسردگی داشته باشد. طبق مطالعه انجام شده در کالج دانشگاهی لندن افراد فعال کمتر افسرده می‌شوند و افراد افسرده کمتر فعال هستند و جنب و جوش دارند.

انجام کارها را به تعویق نیندازید: هر چه انجام کاری را به دلیل ترس از آن به تعویق اندازید تاثیر مخرب آن بیشتر می‌شود. با گوش دادن به موسیقی یا ورزش کردن استرس خود را کاهش داده تا بتوانید بهتر کار خود را به ثمر برسانید.

رابطه با افراد منفی را قطع کنید: داشتن رابطه با افرادی که شما را مدام تحقیر می‌کنند، باعث می‌شود حس عزت نفس فرد آسیب ببیند؛ در نتیجه فرد را مستعد اضطراب و افسردگی می‌کند.

بیشتر بخوابید: درصورتیکه فرد خواب کافی نداشته باشد بدن عملکرد مطلوب خود را نخواهد داشت.

زمانی را صرف خودتان کنید: تلاش برای شاد نگه داشتن تمامی اطرافیان باعث می‌شود فرد از خود غافل شود. زمان‌هایی را تنها برای خود در نظر بگیرید و به انجام کارهای شخصی خود اختصاص دهید زیرا کمک می‌کند اضطراب و افسردگی از شما دور شود.

از زمان استفاده از وسایل الکترونیکی بکاهید: تلفن‌های هوشمند، تبلت و لپ‌تاپ می‌تواند مغز را بیش از اندازه تحریک کند و بنابراین اگر ساعاتی را از آن‌ها دور نباشید، نمی‌توانید سلامت روان خود را حفظ کنید.

از انجام همزمان چند کار با هم خودداری کنید: خوردن نهار در کنار چک کردن ایمیل کار خطرناکی نیست اما انجام همزمان چند کار با هم نشان دهنده این است که فرد اضطراب دارد.

ایسنا

الهام آمرکاشي

از قديم الايام تا به امروز که دنيا، هزار گونه چرخيده و در ابعاد متفاوت، جلوه کرده؛ ردپاي سلامت درتمام ارکان زندگيِ بشري ديده مي شود که از هر حکيم و کارآزموده اي، بپرسيم يا ميان هزار کتاب و مقاله جستجو کنيم، اين کاراکتر، از کليدي ترين مباحث مهم و اساسي براي زندگي فردي و اجتماعي محسوب مي شود. بي ترديد سلامت در عصر حاضر، تنها منوط به بُعدِ جسماني نمي شود و سلامت روح و روان و ذهن از موارد اساسي در مقولهء سلامت محسوب مي گردد که حتي ساعتي بدون سلامت روان، سپري کردن مساوي با ناسازگاري و ايجاد تداخل در جامعهء کنوني است. اين روزها اگر سردرد جزيي، سرماخوردگي، شکستگي يا جراحتي داشته باشيم با گذراندن چندِ دورهء درماني، همانند روز اول، سرپا مي شويم اما امان از روزي که دغدغه اي، ذهن و روان فردي را درگير کند؛ روزها و ماه ها بايد سپري شود و با هيچ مُسکن و درماني، به نقطهء ابتدايي نميرسيم مگر با خالي کردن تفکرات مسموم و تخيلات باطل و از بين بردن سوء تفاهم هات و آرام کردن جريان مواج ذهن به حرکت سيالِ ابتدايي.

... اين موضوع آنقدرحائز اهميت است که در تقويم ملي ايران، هفته اي به نامِ "سلامت روان" از 24 تا 30 مهرماه نامگذاري شده است.

و در اين ميان، سازمان بهداشت جهاني نيز شعار امسال را  «افسردگي بيداد ميکند؛ باهم حرف بزنيد» قرار داده، که تأمل برانگيز و قابل بحث است.

سلامت و بهداشت روان را اگر بخواهيم با شعار انتخاب شدهء امسال مقايسه کنيم، به وضوح متوجهء اين مطلب خواهيم شد که بسياري از کژفهمي ها، کدورت ها، سوء تفاهمات، اختلافات جزئي و کلي ميان والدين و فرزندان، همسران و يا حتي در محيط اداري ميان يکايک افراد، از سکوت هاي ممتد و طولاني نشأت مي گيرد.

اين روزها به دليل مشغله هاي زيادي که افراد بر خود تحميل کرده اند؛ حرف زدن، جاي خود را به پيام هاي کوتاه در فضاي مجازي داده و محدود به حرف هاي واجبي شده که در بهترين شرايط، صحبت کردن در زمانِ خوش بودن خلاصه مي شود و اثري از ارتباط هاي کلامي در هنگام کدورت ها ديده نمي شود و غافل از اين نکته، که منشأ انباشتگي هاي ذهني و تک نفره فکرکردن و تصميم گرفتن ها، از سکوت هاي طولاني است که ميان افراد ايجاد مي شود.

بي شک فرهنگِ "حرف زدن" در هر شرايط و موقعيتي، بايد به طوري در جامعه گسترش يابد تا افراد در سطوح مختلف اجتماعي با هر ذهنيت و ديدگاهي بتوانند با هم صحبت کنند و از کلنجار رفتن هاي فردي که منتهي به آسيب هاي جدي در حوزهء سلامت روان و مختوم به افسردگي هاي کوتاه مدت و مزمن مي شود، جلوگيري نمايند.

درحقيقت اين ارتباط کلامي بايد به گونه اي ميان اقشار جامعه نهادينه شود تا حسِ مسئوليت پذيري در قبال حرف زدن را در افراد به وجود آورد و فاصلهء زيادي ميان افراد با شايعترين اختلال عصر حاضر که به نام افسردگي شناخته شده، بياندازد.

قطع به يقين، افسردگي تنها ريشه در حرف نزدن ها ندارد اما علت گويا و کليدي در اين بيماري، ناتوانيِ فرد در صحبت کردن هاي واجب و حتي ناواجبي مشخص شده که ضمير و بطنِ شخصي، خواهان مطرح کردن موضوع خاص را دارد.

"در منابع علمي، شيوع افسردگي درکشورهاي مختلف دنيا حدود 10 تا 20 درصد و متوسط آن حدود 15 درصد اعلام شده است و در ايران طبق نتايج تحقيقاتي که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در قالب طرح ملي پيمايش سلامت روان در سال 1390 انجام داد، شيوع افسردگي به طور متوسط 12 درصد است."

و نکتهء قابل تفکر بر اين مورد، کنکاش براين موضوع است که گرچه روابط اجتماعي نسبت به گذشته، افزايش چشمگيري پيداکرده اما گفتگوي مستقيم بين افراد در جامعه و خانواده، شيب نزولي پيدا کرده که اين امر در بروز و ظهورِ افسردگي، نقش قابل توجهي دارد.

بي شک گفتگوي هاي مستقيم که جاي خود را به فضاي مجازي و ماشيني داده، مهمترين علت افسردگي در جوامع امروزي شناخته شده که به تبع آن، باعث افزايش احساس تنهايي و انزوا مي شود.

در اين ميان که از نقش گفت و گو در درمان افسردگي صحبت مي شود؛ رئيس مرکز مغز و شناخت پژوهشگاه علوم شناختي، نقش گفت و گو در درمان افسردگي را از سه ديدگاه مورد بررسي قرار داده است: يکي مساله لذت بخش بودن گفت و گو، تقويت هيجانات مثبت و تخليه هيجانات منفي و کمک به تصميم گيري بهتر و برنامه ريزي و حل مسأله است.

ابهريان با توضيح در اين زمينه، معتقد است: زماني که با يک فرد صحبت مي کنيم، صرف نظر از اينکه موضوع آن چه باشد، از اين مصاحبت لذت مي بريم و هيجانات مثبت خود را از اين طريق تقويت مي کنيم و از طرف ديگر متوجه مي شويم که فقط ما نيستيم که دچار مشکلات روزمره زندگي يا مشکلات خاصي هستيم و ضمن اينکه گفت و گو اعتماد به نفس ما را افزايش مي دهد، هيجانات منفي نيز تخليه مي شود.

با تمام مواردي که ذکر شد، ضرورت و الزام صحبت کردن از مهم ترين موضوعاتي است که نبايد ناديده گرفته شود تا درسايهء گفتگوهاي صحيح، سلامت ابتدايي در ذهن فرد و اجتماع، جاري و ساري گردد.

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید