در پی تشکیل جلسه شورای نظارت بر مدارس و مراکز غیردولتی شهر تهران مجوز فعالیت واحد آموزشی دوره اول متوسطه غیردولتی غرب تهران لغو شد.

به گزارش ایسنا، موضوع مدرسه دوره اول متوسطه غیردولتی معین منطقه ۲ تهران در جلسه شماره ۸۷۰ شورای نظارت بر مدارس و مراکزغیردولتی شهر تهران در  ۹۷/۳/۲۲ مطرح و بر اساس مصوبه آن شورا، مجوز تاسیس موسسه لغو و مدرسه فوق الذکر تعطیل اعلام شد.

اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش شهر تهران تصریح کرد: بر این اساس تدابیری اتخاذ شده تا دانش آموزان این مدرسه با هماهنگی‌های صورت گرفته در سایر مدارسی که تمایل و شرایط ثبت نام دارند ساماندهی شوند و خللی در امر تحصیل آنان ایجاد نخواهد شد.  

همچنین به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش شهر تهران در پی استعفای ناصرکوهستانی، صبح امروز در مراسم تودیع و معارفه مدیر آموزش و پرورش منطقه ۲ تهران، هوشنگ میرشفیعی به عنوان سرپرست این مدیریت معرفی شد.

در این مراسم مهندس باقری، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران از تلاشها و خدمات کوهستانی در دوران تصدی مسئولیت در این منطقه قدردانی کرد.

باقری تصریح کرد: امیدواریم آقای میرشفیعی با توجه به توانمندی ها و تجربیات ارزشمند و طولانی خود در حوزه تعلیم و تربیت، بتواند منشاء خدمات ارزنده در منطقه باشند.

مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران در این مراسم تاکید کرد: آبادانی و توسعه پایدار و پیشرفت هر جامعه و کشوری مرهون نیروی انسانی توانمند است و برای تربیت نیروی انسانی کارآمد و توانمند ابتدا باید در خانواده و سپس در مدرسه به ویژه دوره پیش دبستانی و ابتدایی سرمایه گذاری کرد.

وی افزود: به همین دلیل توجه و اهمیت به مدرسه و معلم برای کشور ما یک ضرورت بنیادی است و اگر معلم و مدرسه تقویت شوند بی تردید، شاهد موفقیت‌های روزافزون ایران اسلامی خواهیم بود. 

به گزارش ایسنا، هفتم خرداد ماه جاری خبری در فضای مجازی مبنی بر تحریک و آزار و اذیت گروهی از دانش آموزان در یک دبیرستان منتشر و واکنش‌های فراوانی به دنبال داشت. گزارشات اولیه حاکی از آن بود که هشت دانش آموز پسر یک دبیرستان غیردولتی در مقطع متوسطه اول در منطقه ۲ آموزش و پرورش تهران مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند و در نهایت والدین پس از اطلاع از این اقدام دست به شکایت زده‌اند و در نهایت فرد خاطی دستگیر شده است.

در همان روز وزیر آموزش و پرورش از پیگیری ویژه این حادثه خبر داد. پس از گذشت ساعاتی از رسانه‌ای شدن این حادثه با دستور مقام معظم رهبری به رئیس قوه قضائیه مبنی بر اجرای حدود الهی در رابطه با متهمان جنایت مدرسه‌ غرب تهران ماجرا وارد ابعاد دیگری شده و پیگیری آن از سوی مراجع قضایی سرعت گرفت تا اینکه هفته گذشته عباس جعفری دولت آبادی آخرین وضعیت پرونده مدرسه‌ غرب تهران را تشریح کرد.

وی با بیان اینکه ۶۰ نفر از اولیاء فقط در یک طوماری شکایت کرده بودند و در مرحله دوم نیز ۱۵ نفر در پلیس شکایت را طرح کردند ولی هشت نفر از آنها در دادسرا حاضر شدند گفت: تمام نوجوانانی که در این پرونده در موردشان ادعایی شده بود و اولیای آن‌ها نیز داوطلب بودند به پزشکی قانونی معرفی شدند، پزشکی قانونی آن‌ها را معاینه کرد و در تمام گزارش پزشکی به آن معنا تجاوز جنسی که در اخبار اولیه آمده بود به معنای جرایم خاص جنسی دیده نشد، ولی تعرضات جنسی گزارش شد و متهم هم پذیرفته است. کیفرخواست پرونده با چهار عنوان اتهامی صادر شد و پرونده به دادگاه تحویل داده خواهد شد و امیدواریم دادگاه در سرعت قابل قبولی حکم را صادر کند.

لازم به ذکر است که مدرسه معین در ایام  امتحانات با حضور ناظران و مشاوران منطقه‌ای به کار خود ادامه داد و تصمیم گیری پیرامون ادامه فعالیتش به پس از ایام برگزاری امتحانات موکول شده بود که آموزش و پرورش شهر تهران خبر مذکور را در این رابطه منتشر کرد.

اثبات جرم تجاوز در نظام کیفری ایران، از پیچیده‌ترین پرونده‌های دادرسی محسوب می‌شود. علت عمده‌ی آن هم از بین رفتن مدارک و آثار جرم در همان ساعات اولیه است.

 کاوه راد، وکیل دادگستری طی یادداشتی در شبکه‌های اجتماعی خود، به راهکارهایی برای حفظ مدارک و آثار جرم تجاوز برای قربانیان این دسته از جرایم جنسی پرداخته است. این حقوقدان در یادداشت خود آورده است: جرم تجاوز در نظام کیفری ایران، از پیچیده‌ترین پرونده‌های دادرسی محسوب می‌شود. علت عمده‌ی آن هم از بین رفتن مدارک و آثار جرم در همان ساعات اولیه است. در این هفت بند توضیح داده‌ام که مهمترین اقدامات، برای جمع‌آوری مدارک کافی بلافاصله پس از وقوع جرم چیست:
یک. در صورت وقوع تجاوز، بلافاصله محل امنی بیابید. با مطمئن‌ترین شخص زندگی خود تماس بگیرید و از او بخواهید برای ساعت‌های پس از وقوع بزه کنار شما بماند. رفتار هیجانیِ لحظه‌های بعد از وقوع تجاوز، عمده‌ترین عامل از بین بردن مدارک است.
دو. قبل از معاینه کامل توسط پزشک قانونی، مدارک و شواهد تجاوز را از بین نبرید.حمام نروید و دندانهای خود را مسواک نزنید. لباس‌های خود را با دقت در بیاورید و در پلاستیک تمیزِ دربسته‌ای نگه‌داری کنید. تمام جزئیات به ویژه زمان‌ها، مکان وقوع و جزئیات صحنه تجاوز را یادداشت کنید.
سه. در تجاوز سفید،میان متجاوز و قربانی، رابطه آشنایی وجود دارد.اسامی همه افرادی که به نوعی شاهد ملاقات شما بوده‌اند را بخاطر بیاورید. اگر مدت کوتاهی قبل از وقوع تجاوز در مکانی غذا خورده‌اید، به سینما رفته‌اید و یا از فروشگاهی خرید کرده‌اید، نام و آدرس آن را در جایی بنویسید.
چهار. اگر گمان می‌کنید به شما داروی خواب‌آور یا مواد مخدر یا الکل داده شده است بخواهید از شما آزمایش خون و ادرار گرفته شود. با در جریان گذاشتن پزشک، از او بخواهید ضمن بررسی دقیق میزان جراحات، خطر بیماری‌های مقاربتی و حاملگی ناخواسته را در نظر بگیرد.
پنج.تصویر، صوت و تمامی مدارک الکترونیک از جمله لاگ تماس، پیامک، ایمیل،اینستاگرام، تلگرام، توئیتر، فیس‌بوک و…، از جمله دلایل اثبات ادعای شما محسوب می‌شوند. بنابراین کلیه مستندات و پیامهای تهدید و اخاذی احتمالی بعدی را با دقت و حساسیت جمع‌آوری و در چند نسخه کپی و نگه‌داری کنید.
شش. در صورت تمایل می‌توانید در مراجعه اولیه به کلانتری، از افسر ارشد، تقاضا کنید تحقیقات مقدماتی در کلانتری توسط افسر زن و با حفظ محرمانگی صورت گیرد. کلیه واحدهای کلانتری و پلیس آگاهی، موظفند از نیروی کافی پلیس زن برای ارائه خدمات انتطامی به بانوان، استفاده کنند.
هفت. مرتکبان تجاوز عموماً دارای ویژگی‌های شخصیتی مشترکی هستند:
مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی پائین، برانگیختگی هیجانی، فرار از مسئولیت، علاقه به خشونت و بدرفتاری با حیوانات، سابقه خشونت و تحقیر افراد زیردست و کارمندان و رفتارهای پرخطر در هنگام مصرف الکل و مواد مخدر.

عطنا

پسری که ۶ زن را مورد تجاوز قرار داده بود، در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.

فرهاد پسر جوانی که در سال ۹۴ با یکی از دوستانش به نام سعید، ۱۵ زن را ربوده بود، در زندان رجایی‌شهر کرج اعدام شد.

فرهاد با پراید نقره‌ای رنگ، ۱۵زن و دختر را در تهران ربوده‌ و آنها را به بیابان های حاشیه‌شهر کشانده بود.

فرهاد در این پرونده‌ها، ۶ زن و دختر را مورد تجاوز قرار داده که به اتهام ۱۵ فقره آدم‌ربایی، سرقت مقرون به آزار، ایراد ضرب و جرح عمدی و تجاوز در دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شده بود.

حکم اعدام فرهاد که در شعبه ۲۸ دیوان عالی کشور تأیید شده بود چند روز قبل در زندان رجایی‌شهر کرج با حضور محمد شهریاری؛ سرپرست دادسرای امور جنایی و معاون دادستان تهران به اجرا درآمد و وی به سزای اعمال ننگینش رسید.

تسنیم

نوجوان افغانستانی که متهم است جوانی ایرانی را به قتل رسانده‌ است، وقتی پشت تریبون قرار گرفت تا از خود دفاع کند، مدعی شد مقتول به او تعرض کرده است.
 
به گزارش شرق، متهم جزئیاتی را از زندگی تکان‌دهنده‌اش گفت که حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
 
خرداد سال گذشته خانواده‌ای به مأموران پلیس در رباط‌کریم مراجعه کردند و مدعی شدند فرزندشان گم شده است. زمانی‌که پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد، متوجه شد این جوان که کیان نام دارد، با افغانستانی‌ها در ارتباط بوده و رفت‌وآمد زیادی با آنها داشته است.
 
وقتی مأموران به‌سراغ افغانستانی‌های محل رفتند متوجه شدند که او آخرین‌بار با نوجوانی به‌نام احمد ارتباط داشته و با او دیده شده‌ است.
 
احمد بعد از دستگیری اعتراف کرد که کیان را به قتل رسانده و جسدش را در چاهی انداخته است.
 
او گفت: مقتول به من تجاوز کرد و مدعی شد از من فیلم گرفته‌ است. من هم برای اینکه فیلم را از او بگیرم با او قرار گذاشتم اما خواست دوباره به من تجاوز کند که این‌بار او را کشتم و جسدش را داخل چاهی انداختم.
 
با توجه به این اعتراف، مأموران به محلی رفتند که متهم گفته ‌بود و چاه را بررسی کردند و جسد مقتول را بیرون کشیدند. جسد سر نداشت و پلیس از احمد خواست دراین‌باره توضیح دهد؛ او هم گفت: وقتی می‌خواستم جسد را در چاه بیندازم، سر از تنش جدا کردم.
 
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد. روز گذشته در جلسه رسیدگی، بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و خواستار رسیدگی به این پرونده شد، اولیای‌دم در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند.
 
در ادامه، احمد در جایگاه حاضر شد؛ او اتهام قتل را قبول کرد و گفت که برای دفاع از خودش دست به این قتل زده ‌است.
 
او گفت: سال‌ها قبل پدرو‌مادرم به ایران مهاجرت کردند و من هم در سال ٧٨ در ایران به دنیا آمدم. از آنجایی که ما مهاجران غیرقانونی بودیم، بعد از اینکه من در بیمارستان به دنیا آمدم، دیگر خانواده‌ام برای گرفتن شناسنامه‌ام اقدامی نکردند.
 
دو، سه سال بیشتر درس نخواندم، اما این همه درد من در زندگی نیست؛١٠ساله بودم که پدرم بیماری سختی گرفت و من به‌جای او کار می‌کردم و خرجی خانواده را می‌دادم. در رباط‌کریم در یک کشتارگاه کار می‌کردم، اول زمین جارو می‌کردم و پادویی می‌کردم اما بعد که کار را یاد گرفتم جاهای دیگر هم کار می‌کردم. با مقتول هم در همان کشتارگاه آشنا شدم. من نمی‌دانستم شغل او چیست، اما خیلی به آنجا رفت‌وآمد می‌کرد؛ بیشتر کارگران کشتارگاه بچه و نوجوان افغانستانی بودند و چون تعداد ما در آن منطقه زیاد است، با افغانستانی‌های زیادی هم ارتباط داشت.  تا اینکه یک روز به من گفت حاضر است من را به خانه برساند، سوار ماشینش شدم در راه به من آب‌میوه‌ای داد و من بیهوش شدم. وقتی به‌ هوش آمدم، دیدم هیچ لباسی تنم نیست؛ مقتول گفت به من تعرض کرده و فیلم گرفته و اگر بخواهم به کسی چیزی بگویم یا شکایتی بکنم، فیلم را همه‌جا پخش می‌کند. پس از آن، یکی،دوبار دیگر‌ او را دیدم تا اینکه گفت حاضر است فیلم را به من بدهد. با این حرفی که زد قبول کردم همراهش بروم.  متهم ادامه داد: روی صندلی عقب ماشین نشستم و جلو نرفتم، اما او اصرار داشت من جلو بروم. منتظر بودم فیلم را بگیرم و بروم، هرچه مقتول اصرار کرد به صندلی جلو بروم قبول نکردم. این‌بار او به صندلی عقب آمد و سعی کرد دوباره به من تعرض کند که من با چاقو به شاهرگش زدم و در جا کشته شد؛ ماشین را گشتم تا تلفن‌همراهش را پیدا کنم، موفق نشدم بعد هم سرش را از تنش جدا کردم و جسدش را داخل چاهی انداختم و فرار کردم. 
 
متهم گفت: وقتی بازداشت شدم درخواست کردم من را به پزشکی قانونی معرفی کنند که این کار انجام نشد. 
 
در ادامه وکیل‌مدافع او در جایگاه حاضر شد. او اعلام کرد موکلش در برابر آبرویش از خود دفاع کرده و گفت: مقتول در کشتارگاهی که متهم کار می‌کرد، با افرادی ارتباط داشت و در تحقیقاتی که از کارگران آنجا به عمل آمده ‌است، عنوان شده که مقتول کودکان افغانستانی را آزار می‌داد و این امر را بقیه هم می‌دانستند. ضمن اینکه ما درخواست کردیم موکل به پزشکی قانونی برود که متأسفانه این کار انجام نشد. او از ناموس و آبرویش دفاع کرده است، بنابراین خواستار برائت او هستم. ضمن اینکه وضعیت زندگی متهم نشان می‌دهد او نوجوانی بی‌دفاع بوده و از کودکی وضعیت پر‌‌دردی داشته است.
 
با پایان گفته‌های متهم و وکیل مدافعش، قضات مادر متهم را دعوت کردند تا درباره تاریخ تولدش توضیح دهد. او ادعا کرد که فرزندش یکم فروردین سال ٧٨،  در بیمارستانی در تهران به دنیا آمده است، اما به‌دلیل فقر و مهاجرت غیرقانونی موفق به دریافت شناسنامه او نشده‌اند.
 
در پایان دادگاه دستور داد تا درباره بیمارستان مورد ادعای متهم و مادرش و تاریخ تولد او تحقیقات بیشتری انجام شود.