تا حالا پیش آمده که صبح وقتی چشم‌هایتان را باز می‌کنید نیم چرخی بزنید و بعد از اینکه عقربه‌های ساعت را با چشم نیمه‌باز دیدید با خود بگویید وای! باز یک روز دیگر شروع شد، چقدر غمگین و بی‌حوصله‌ام. ما برای شما 6 گام پیشنهادی داریم تا اگر در چنین حالتی به سر می‌برید با کمک گرفتن از آنها دوباره شادی و نشاط را به زندگی خود بازگردانید.

قدم نخست : کارهای تکراری نکنید

تکراری بودن کارها و فعالیت‌هایی که هر روز انجام می‌دهیم شاید نخستین دلیل برای ابتلا به این عارضه باشد؛ اینکه سر ساعت معینی بیدار شویم، کارهایی را انجام دهیم که دیروز، هفته گذشته و ماه‌های گذشته موبه مو آنها را انجام داده‌ایم. علاوه براین نداشتن برنامه مشخص برای روزهای هفته و حتی ساعت‌های یک روز نیز می‌تواند دلیلی برای بروز علائم افسردگی و در نهایت مبتلا شدن به این اختلال خلق باشد. اینکه صبح‌ها باید بیدار شد و بدون کمترین تغییری همان فعالیت‌های همیشگی را انجام داد آنقدر کسل‌کننده و خالی از هیجان است که شاید جایی برای لبخند زدن به زندگی باقی نگذارد. ماندن در خانه برای روزهای متمادی و نداشتن رابطه با دنیا و افراد خارج از خانه هم می‌تواند دلیل دیگری برای این موضوع باشد.

قدم دوم : چه کار کنیم افسرده نباشیم؟

به‌ طور حتم هیچ‌ یک از ما دوست نداریم تمام طول روز را بی‌حوصله و کسل بگذرانیم، براین اساس گام نخست این است که خود بخواهیم از این حال و روز خلاص شویم، فکر می‌کنید برای قدم بعدی بهتر است از کجا شروع کنیم؟ از خودمان، خانه، محیط اطراف، اعضای خانواده شاید هم از یک برنامه‌ریزی درست و اصولی که همه این موارد را در آن لحاظ کرده باشیم تا با اجرای مو‌به موی آن تمام بی‌حوصلگی‌ها را ترک و فراموش کنیم. پس اگر تا امروز حوصله نداشتید و فکر می‌کردید آنقدر خسته شده‌اید که ترجیح می‌دهید در رختخواب بمانید یا دیگر علاقه‌ای به آنچه هر روز باید انجام دهید، ندارید کمی صبور باشید تا با هم از پله‌های این نردبان بالا برویم.

قدم سوم : از خودم شروع می‌کنم

ابتدا باید از خودمان شروع کنیم؛ به‌طور مثال وقتی از خواب بیدار شدیم نفس عمیقی بکشیم، یک دم و باز دم عمیق تا ریه‌هایمان پر از هوای تازه شود، بعد دست‌هایمان را کمی کش دهیم تا حس بیدار شدن در همه بدن مان جان بگیرد. یادتان باشد خنده بر هر درد بی‌درمان دواست؛ پس لبخند را فراموش نکنید. اگر اتاقتان پنجره‌ای دارد که رو به آفتاب باز می‌شود از اینکه بلند شوید و پرده‌ها را کنار بزنید تا نور داخل اتاق شود غافل نشوید. دست‌ها و صورت خود را با آب تقریبا سرد بشویید تا خواب و کسالت از سرتان بپرد. بعد همانطور که ایستاده‌اید روبه‌روی آینه به‌خود بگویید امروز روز خوبی است و باید کارهای مثبت زیادی انجام بدهم.

قدم چهارم : چه بپوشیم؟

سعی کنید لباسی بر تن کنید که دوست دارید و از دیدن آن حس رضایت خاطر به شما دست می‌دهد. راحتی و داشتن احساس خوب در یک لباس می‌تواند تأثیر زیادی در روحیه افراد داشته باشد. رنگ هم مهم است. فراموش نکنید رنگ‌ها هم برای خود زبانی دارند که روی ما تأثیر می‌گذارد، پس به هیچ عنوان سراغ رنگ طوسی نروید زیرا تحقیقات نشان می‌دهند افراد مبتلا به اضطراب و افسردگی بیشتر با رنگ طوسی یا خاکستری ارتباط برقرار می‌کنند؛ درحالی‌که افراد شاد تمایل به رنگ زرد دارند. از این‌رو توصیه می‌شود کمتر از رنگ‌های تیره استفاده کنید.

قدم پنجم : برنامه‌ ریزی

داشتن یک برنامه هفتگی می‌تواند به شما کمک زیادی کند زیرا وقتی می‌دانید قرار است در طول 7 روزی که پیش رو دارید چه کارهایی را انجام دهید قادر خواهید بود برای خود چینش زمانی تعریف شده‌ای داشته باشید که در آن برای هر فعالیت ساعت و تاریخ مشخصی را تعیین کنید.
به این ترتیب می‌دانید که چه فعالیت‌هایی را قرار است انجام دهید؛ بنابراین نه وقت کم می‌آورید و نه کاری از قلم می‌افتد؛ برای مثال برای دیدن دوستان خود یا رفتن به سینما و پارک برنامه‌ ریزی کنید. در طول هفته روز خاصی را برای سر زدن به دوستان و بستگان خود یا دعوت از آنان اختصاص دهید تا ساعتی را فارغ از دغدغه کارهای خانه کنار آنان بگذرانید. درصورتی که این کار را انجام دهید به‌طور حتم روزهای بعدی هفته را با روحیه شاد خواهید گذراند.

قدم ششم : محیط اطراف

چینش وسایل خانه به‌ نحوی که باعث مسرت و شادی ما شود نیز یکی از راه‌های کاهش افسردگی است. تحقیقات نشان داده‌اند که نوع قرار گرفتن وسایل خانه در کنار هم، می‌تواند انرژی مثبتی را به ما منتقل کند. استفاده از گل و گلدان در تزئین خانه همچنین رنگ‌های شاد و آرامبخش می‌تواند موجب کاهش افسردگی و افزایش احساس شادمانی در شما شود.

تایج تازه‌ترین تحقیقات صورت گرفته نشان داده است، افرادی که تنها غذا می‌خورند به میزان قابل توجهی کمتر از بقیه افراد خوشحال هستند. نتایج تازه‌ترین تحقیقات صورت گرفته نشان داده است، افرادی که تنها غذا می‌خورند به میزان قابل توجهی کمتر از بقیه افراد خوشحال هستند.

براساس داده‌های موجود، بیش از یک چهارم مردم جهان بنا بر هر دلیلی تنها غذا می‌خورند.

پژوهشگران این تحقیق باور دارند، تنها غذا خوردن بیش از بیماری‌های جسمی، روانی و حتی مشکلات مالی افراد را دچار ناراحتی می‌کند.

ضمن اینکه تحقیقات جدید نشان می‌دهد که خوردن غذا به تنهایی توسط افراد، به ویژه مردان، آنان را در معرض خطر سندرم متابولیک قرار می‌دهد.

کریس، رئیس خدمات مشاوره در دانشگاه آکسفورد، می‌گوید: «روابط با کیفیت و خوب با دوستان و خانواده برای سلامتی افراد ضروری است؛ لذا در جمع خوردن و تعامل چهره به چهره می‌تواند به خوشحالی افراد کمک کند».

فارس

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران گفت: راه خروج از بیماری مزمن حوزه اجتماعی، استفاده از تمام ظرفیت‌ها است و مردم محور کار هستند و نباید در حوزه اجتماعی نگاه قیم‌مآبانه به مردم داشت و باید تمام سازمان‌ها در این حوزه درگیر شوند.

ایلنا نوشت: سید حسن موسوی چلک در اولین همایش مددکاری اجتماعی و اخلاق اجتماعی که در اهواز برگزار شد، اظهار کرد: با توجه به رصدهای انجام شده و نیازسنجی در حوزه اجتماعی کشور و نیز مقارن شدن روز نامگذاری مددکاری اجتماعی در سال جاری با بعثت پیامبر و فلسفه بعثت ایشان که اتمام مکارم اخلاق است، شعار امسال انجمن مددکاری اجتماعی ایران «مددکاری اجتماعی- اخلاق اجتماعی» تعیین شد.

وی با اشاره به ۶۰ سالگی حرفه مددکاری اجتماعی در کشور ادامه داد: واقعیت حوزه اجتماعی حکایت از آن دارد که حوزه اجتماعی در شرایط خوبی به سر نمی برد و اگر شرایط حوزه اجتماعی مطلوب نباشد شرایط هیچ حوزه ای مناسب نیست.

موسوی چلک با بیان اینکه ۲۰۰۰ عنوان مجرمانه در ایران وجود دارد در حالی که میانگین این شاخص در دنیا ۶۰ تا ۹۰ عنوان است،گفت: متأسفانه با داشتن ۸۰ میلیون جمعیت در کشور، مطابق آمار مسئولان قضایی ۱۵ میلیون و ۲۰۰ هزار پرونده قضایی در کشور وجود دارد این در حالیست که کشور هندوستان با داشتن بیش از یک میلیارد جمعیت، تعداد یک میلیون و ۲۰۰ هزار پرونده قضایی دارد.

وی افزود: مطابق آمارهای وزیر دادگستری در تیرماه سال ۹۶، ورودی زندان‌های کشور ۴۵۹ هزار و ۶۶۶ نفر است یعنی ۵۲ نفر به ازای هر یک ساعت. در حالی که در سال ۵۸ این میزان ۱۰ نفر به ازای هر ساعت بود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به اینکه در طول ۴۰ سال گذشته استراتژی‌های درستی برای مدیریت اجتماعی در کشور اتخاذ نشده است، اظهار کرد: حوزه اجتماعی با رویکرد اجتماعی قابل حل است و باید نگاه‌های سیاسی و امنیتی را در این حوزه کنار گذاشت.

وی تصریح کرد: وجود تعداد بالای پرونده‌های قضایی، افزایش طلاق (به ازای هر ۳.۵ ازدواج یک طلاق)، افزایش خشونت خانگی، سالمندآزاری (یکی از سه مولفه مداخلات در حوزه مددکاری اجتماعی) و مسائلی از این دست نشانه ضعف اخلاق در جامعه است.

کمیسر اخلاق فدراسیون مددکاران اجتماعی آسیا - اقیانوسیه همچنین گفت: مطابق آمار وزیر بهداشت به ازای هر ۴ نفر در کشور یک نفر دارای اختلال روانی است و ۶ میلیون افسرده در کشور وجود دارد.

موسوی چلک یادآور شد: مطابق آمار وزارت راه ۱۹ میلیون نفر در کشور در محلات ناکارآمد شهری زندگی می کنند که از حداقل های خدمات عمومی محروم هستند و سال‌ها به عنوان شهروند درجه ۲ قلمداد می شدند و برچسب غیررسمی بر این مناطق زده شده بود.

وی افزود: مطابق آمارهای پلیس راهور ۱۷ هزار نفر در تصادفات سالانه فوت می کنند که بخشی از این تصادفات از ضعف اخلاق در رانندگی ناشی می شود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر در کشور گفت: مطابق آمارها ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار معتاد در کشور وجود دارد که ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از آنها معتاد دائمی هستند.

وی در ادامه اظهار کرد: آمارها نشان از آن دارد که اخلاق در جامعه ما نهادینه نشده است و حوزه اجتماعی ما، حوزه امنیت ملی ما را تهدید می کند و بعد از حوزه اقتصاد، از حوزه اجتماعی به عنوان دومین مولفه و نگران کننده ترین مولفه در کشور یاد می شود.

موسوی چلک تصریح کرد: بر اساس سرشماری رسمی کشور در سال ۹۵ بیش از ۳ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد که این آمار در سال ۹۰ دو میلیون و ۵۵۳ هزار نفر، در سال ۸۹ یک میلیون ۶۶۶ هزار نفر و در سال ۷۵ کمتر از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بود و این بدان معنا است که در یک بازه زمانی ۲۰ ساله جمعیت زنان سرپرست خانوار دو برابرشده است.

مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور متذکر شد: هیچ یک از مولفه های یاد شده نشان از بهبود وضعیت اجتماعی ندارد و باید واقعیت را پذیرفت و سانسور را کنار گذاشت.

وی با بیان اینکه همین امروز هم حوزه اجتماعی ما از مسائل اجتماعی عقب است، گفت: متاسفانه تاکنون سلامت اجتماعی در کشور سنجیده نشده است و شاخص سرمایه اجتماعی که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های توسعه و امنیت در هر جامعه ای و موجب افزایش اعتماد و امنیت در جامعه است در پژوهش‌های وزارت کشور بسیار پایین است.

موسوی چلک با اشاره به اینکه فضای اجتماعی ایران باید برای بیان مطالبات اجتماعی و واقعیت‌ها فضایی صادقانه باشد، اظهارکرد: بزرگ شدن نهادها و سازمان‌هایی چون دادگستری، کلانتری، امور زندان ها، بهزیستی و کمیته امداد نشانه ضعف اجتماعی است.

وی افزود: وجود نیروی انسانی سالم و کارآمد بزرگترین سرمایه هر کشوری است و بسیاری از کشورهای توسعه یافته در جهان از این سرمایه به‌درستی سود می برند و متاسفانه ما در حوزه مددکاری اجتماعی از ضعف اخلاق آسیب می بینیم.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران در ادامه گفت: با جزیره ای کردن اعتیاد، زنان سرپرست خانوار و دیگر آسیب‌های اجتماعی هیچ گاه نمی توان مدیریت صحیحی بر حوزه اجتماعی داشت در حالی که باید همه اینها را به صورت یک پازل واقعی نگاه کنیم.

موسوی چلک یادآور شد: ما باید روی ۶۰ مولفه اجتماعی دیگر به جز آسیب‌ها کار کنیم تا مردم بهتر زیستن را تجربه کنند و کشور بتواند از شرایط کنونی خارج شود.

وی ادامه داد: امروز شاخص کیفیت زندگی در کشور ما پایین است و این امر موجب ایجاد ناامیدی، بی‌تفاوتی، ضعف مشارکت و فردگرایی و در نهایت تنهایی اجتماعی و جایگزین مولفه‌هایی می شود که موتور محرک کشور است.

کمیسر اخلاق فدراسیون مددکاران اجتماعی آسیا - اقیانوسیه با اشاره به اینکه دین ما دین نشاط و شادابی است، اظهارکرد: از لحاظ شاخص نشاط اجتماعی، ایران در میان ۱۵۷ کشور دنیا رتبه ۱۰۸ را داراست.

وی با توضیح این نکته که نباید از حوزه اجتماعی بهره برداری سیاسی کرد، گفت: ما نتوانسته‌ایم مدیریت جامعی بر حوزه اجتماعی داشته باشیم و سیاستگذاران و ناظران هم در طی سالیان گذشته در ایفای وظیفه مطالبه‌گری خود کوتاهی کرده‌اند.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران افزود: مدارا، مهربانی و صداقت بخشی از اخلاق است و حوزه مددکاری اجتماعی، حوزه اجتماعی و حتی حوزه امنیتی ما به دلیل ضعف اخلاق در جامعه در رنج است.

وی در ادامه گفت: تاب آوری اجتماعی با اعتماد شکل می گیرد و باید رویکرد سیاسی را از این حوزه جدا کرد و اگر می خواهیم در حوزه اقتصادی موفق باشیم باید به حوزه اجتماعی بپردازیم.

موسوی چلک در پایان اظهار کرد: اگر در حوزه اجتماعی دیر بجنبیم اوضاع به هم خواهد ریخت. هرکس باید نقش خود را به خوبی ایفا کند و باید بدانیم مسئولیت‌پذیری بخشی از اخلاق است.

افسردگی یکی از بیماری‌های شایع در جوامع امروزی محسوب شده و معمولا در اکثر کشورها ازجمله ایران به‌صورت کم و بیش دیده می‌شود؛ بیماری‌ای که درصورت عدم‌درمان به‌موقع می‌تواند مشکلات بسیاری را برای فرد ایجاد کند و زندگی او را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

به گزارش همشهری، بنابر گزارش ساینس دیلی، بیش از 350میلیون نفر در سراسر جهان از این بیماری روانی رنج می‌برند و بسیاری از کسانی که بیماری در آنها تشخیص داده می‌شود، مصرف داروهای تجویزشده، تراپی و دیگر روش‌های درمانی را برای مقابله با افسردگی دنبال می‌کنند. اما برای درمان افسردگی علاوه بر مراجعه به پزشکان متخصص (روانپزشکان و روانکاوان) می‌توان از رژیم غذایی مناسبی هم بهره برد؛ شاید از این جمله تعجب کرده باشید اما باید بدانید که مواد غذایی‌ای وجود دارد که می‌تواند در درمان افسردگی مؤثر باشد.

ثابت شده که کمبود موادمغذی ضروری، برای سلامت روان، نقشی تعیین‌کننده دارد و ممکن است منجر به افسردگی شود. محققان ثابت کرده‌اند آنهایی که از رژیم غذایی مدیترانه‌‌ای که حاوی آجیل، بنشن، میوه‌جات و سبزیجات است، استفاده می‌کنند، احتمال ابتلا به افسردگی‌شان کمتر از کسانی است که تغذیه‌شان دربرگیرنده شیرینی‌جات فراوان و انواع گوشت است.

تحقیقی طی یک دوره 10ساله در آمریکا روی ۱۵۰۹۳ نفر انجام شده نشان می‌دهد رژیم غذایی فرد، تأثیر زیادی روی سلامت روان و شادی دارد. آلمودنا سانچز- ویله‌گاس که سرپرستی این تحقیقات را برعهده داشته است، گفته: «ما می‌خواستیم بفهمیم تغذیه چه نقشی روی سلامت روان دارد چون باور داریم عادات غذایی خاصی می‌توانند از روان ما محافظت کنند. این عادات تغذیه همگی فوایدی برای جسم دارند و حالا ما دریافته‌ایم که روی سلامت روان هم می‌توانند اثرات مثبت داشته باشند.

نقش محافظت‌کنندگی آنها برمی‌گردد به ویژگی‌های تغذیه‌ای‌شان، یعنی آجیل، بنشن، میوه‌ها و سبزی‌ها می‌توانند ریسک افسردگی را کاهش دهند». به گفته او، بعد از تغییر رژیم غذایی شرکت‌کنندگان در این تحقیق، طولی نکشید که آنها متوجه تغییراتی در وضعیت شادی‌شان شدند.

افسردگی و اثر آن بر اشتها

یکی از نکات مهم دیگری که باید در ارتباط با افسردگی و رژیم غذایی خود بدانید افزایش و یا کاهش اشتهاست؛ موضوعی که البته در افراد مختلف اثرات متناقضی می‌تواند داشته باشد. شاید این جمله را از برخی افراد شنیده باشید که می‌گویند وقتی افسرده می‌شوند اشتهایشان زیاد می‌شود یا برعکس اشتهایشان کاهش پیدا می‌کند. این موضوع از سوی کارشناسان علمی پزشکی تأیید شده است که افسردگی روی تغذیه افراد اثر می‌گذارد، بنابراین پزشکان به افراد توصیه می‌کنند که وقتی دچار افسردگی می‌شوند باید به تغذیه خود دقت کنند؛ وعده‌های غذایی منظمی داشته باشند، حتی اگر احساس گرسنگی نمی‌کنند، سعی کنند چیزی بخورند، مثل میوه.

مواد معدنی و جنگ با افسردگی

علاوه بر رژیم غذایی خاص، استفاده از برخی مواد معدنی هم می‌تواند اثرات مثبتی روی کاهش افسردگی داشته باشد. سودمندی منیزیم در سلامت استخوان، سطوح انرژی و حتی اضطراب ثابت شده است و اکنون به لطف پژوهشی جدید که در مجله ساینس‌دیلی انتشار یافته، مشخص شده است که این ماده معدنی در مبارزه با افسردگی نیز مؤثر عمل می‌کند. پژوهشگران دانشگاه ورمونت، طی پژوهش خود به بررسی نقش قرص‌های خوراکی منیزیم که بدون نسخه قابل خریداری هستند و اینکه چگونه می‌توانند به‌طور بالقوه افسردگی خفیف تا متوسط را درمان کنند، پرداختند. طی یک بازه زمانی 6هفته‌ای، آنها هر روز به بیش از 100بزرگسال که افسردگی خفیف تا متوسط در آنها تشخیص داده شده بود 248میلی گرم منیزیم دادند.

پژوهشگران هر 2 هفته به بررسی علائم افسردگی شرکت‌کنندگان می‌پرداختند. در پایان این پژوهش، پژوهشگران دریافتند افرادی که مکمل خوراکی منیزیم دریافت کرده بودند بهبود در علائم افسردگی و اضطراب را نشان داده‌اند. در حقیقت، برخی از شرکت‌کنندگان تنها پس از گذشت 2هفته بهبود علائم را تجربه کردند. در نهایت، پژوهشگران به این نکته اشاره کردند که اثرات منیزیم در درمان افسردگی می‌تواند به اندازه داروهای ضد‌افسردگی مفید باشد.

 افرادی که در هفته بیش از 4 ساعت پیاده روی می کنند نشانه های افسردگی کمتری نشان می دهند.

بهبود طبیعی افسردگی با پیاده روی

مطالعاتی که در مجله آمریکایی روانشناسی منتشر شده است، نشان داده افرادی که بیش از چهار ساعت در هفته‌ پیاده روی می‌کنند، ۴۴ درصد نشانه‌های افسردگی کمتری دارند. در این مطالعات ۲۲ هزار نفر مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعات مختلف نشان داده است که ورزش به اندازه داروهای ضد افسردگی تاثیرگذار است.یکی از محققان دانشگاه میشیگان در این‌باره می‌گوید: هنوز کاملا دلیل این که ورزش نشانه‌های افسردگی را کاهش می‌دهد، مشخص نیست اما ورزش تغییراتی در مغز ایجاد می‌کند که می‌تواند بر نشانه‌های افسردگی تاثیرگذار باشد. ورزش همچنین کیفیت زندگی افرادی که مبتلا به افسردگی هستند را نیز افزایش می‌دهد.

 کاهش افسردگی با پیاده روی روزانه

با وجود تاثیرات مثبت ورزش برای بیماران مبتلا به افسردگی یکی از چالش‌ها برای این بیماران این است که نمی‌توانند انگیزه برای ورزش پیدا کنند. یکی از نشانه‌های افسردگی خستگی و سطح انرژی پایین است. بنابراین در این شرایط بیماران سخت می‌توانند شروع به فعالیت فیزیکی کنند. ثبت‌نام کردن در ورزش‌های گروهی و یا کلاس‌های ورزشی می‌تواند یکی از راه‌های افزایش انگیزه بیماران مبتلا به افسردگی باشد.

نبود نشاط اجتماعی در جامعه، مساله‌ای است که در سال‌های اخیر، بار‌ها در مورد آن صحبت شده است. همچنین با حوادث تلخ سال جاری و بعد از حادثه سقوط هواپیما یاسوج- تهران، در فضای عمومی جامعه نوعی افسردگی و ناامیدی مضاعف به چشم می‌آید.

به گزارش فرارو، بعد از این حادثه وزیر کشور به موضوع نشاط اجتماعی اشاره کرد و گفت: نبود نشاط اجتماعی یکی از موضوعاتی است که خانواده‌های ما را به انزوا و بیماری کشانده است. همه دست به دست هم داده‌ایم و جامعه را افسرده کرده‌ایم.

همچنین بر مبنای "گزارش جهانی شادی"، در سال ۲۰۱۶ ایران از لحاظ شاخص‌های نشاط عمومی در میان ۱۵۷ کشور موردبررسی در رتبه ۱۰۵ قرار دارد. بر اساس گزارش "آینده پژوهی ایران ۱۳۹۶" مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری، هم ۷۵ درصد از مردم دچار یاس و نا امیدی هستند.

نشاط اجتماعی چگونه به دست می‌آید؟
در نگاه اول به نظر می‌رسد بهبود شرایط اقتصادی عامل بسیار مهمی در افزاش نشاط اجتماعی است، اما پیمایش‌های بین المللی مورد دیگری را نشان می‌دهد.

رحمانی خلیلی جامعه‌شناس اقتصادی و توسعه، نقطه شروع پیدایش مفهوم نشاط اجتماعی را بحران‌های اجتماعی کشور‌های توسعه یافته می‌داند.

به گفته او در آن دوران شواهد نشان داد همیاری و مصاحبت سهم بیشتری نسبت به درآمد در خوشبختی افراد دارند. تحقیقات زیادی نشان می‌دهد منبع اصلی شادابی به جای درآمد، "حمایت اجتماعی"* است.

مهدی مسلمی فر در گفتگو با فرارو عامل اقتصادی را تنها عامل یاس و نا امیدی در ایران نمی‌داند. او با مقایشه شرایط ایران و هندوستان می‌گوید: مثلا مردم ما با اینکه نسبت به مردم هندوستان در بسیاری زمینه‌ها امکانات بیشتری دارند، اما به اندازه آن‌ها شاد نیستند.

هند به لحاظ نسبت جمعیت و امکانات نتوانسته امکانات مورد نیاز مردمش را فراهم کند، اما مردم شادی دارد؛ یعنی در چهره مردمش حتی آن کسی که گدایی می‌کند احساس غم و خشمی که در چهره و رفتار عمومی ایرانی‌ها می‌بینید، مشاهده نمی‌شود.

اما عامل اصلی نبود نشاط اجتماعی در جامعه ایران چیست؟ آیا با پیروی از تحقیقات جهانی می‌توان نبود حمایت اجتماعی را مهم‌ترین عامل فقدان نشاط اجتماعی در کشور دانست؟

چرا مردم ایران شاد نیستند؟مهدی ملک محمد روانشناس با بیان شرایط متفاوت جامعه ایران، مهم‌ترین عامل نبود نشاط اجتماعی در کشور را "احساس درماندگی" می‌داند.

به اعتقاد این روانشناس پیش‌بینی ناپذیر بودن آینده و عدم کنترل مردم بر شرایط استرس زا، بوجود آورنده فضای ناامیدی و افسردگی در کشور است.

این روانشناس با توضیح علت‌های دور شدن فضای جامعه ایران از نشاط اجتماعی، ایجاد فضای اعتماد در جامعه و صداقت و مسئولیت پذیری حاکمیت در قبال تصمیمات را راهکار مقابله با فضای یاس در جامعه و ایجاد نشاط اجتماعی می‌داند.

متن کامل گفتگو فرارو با این روانشناس در ادامه می‌آید:

بسیاری از جامعه شناسان در دنیا، حمایت اجتماعی را عامل اصلی ایجاد نشاط اجتماعی می‌دانند، به نظر شما مهم‌ترین علت نبود نشاط اجتماعی در جامعه حال حاضر ایران چیست؟
حمایت اجتماعی این است که فرد این احساس را داشته باشد که در جامعه تنها نیست و در موقعیت‌های استرس زا و چالش انگیز از حمایت‌هایی برخوردار است.
 
اما به نظر من عامل اصلی پایین بودن شادی و نشاط اجتماعی در ایران، این پدیده نیست.

به اعتقاد من مهمترین مشکل، احساس درماندگی جامعه ایرانی است. طبق نظریات روانشناسی اساس افسردگی احساس درماندگی است یعنی افراد از لحاظ ذهنی این باور را داشته باشند که برموقعیت‌های چالش زا و استرس برانگیز زندگی شان کنترلی ندارند و نمی‌توانند آن را مدیریت کنند.

این مساله به طور گسترده به سو مدیریت‌هایی که در دهه‌های اخیر نسبت به جامعه ایرانی بوجود آمده است بر می‌گردد.

یک نمونه ساده را در نظر بگیرید: وقتی پشت چهارراه هستید وچراغ قرمز قرار است ۴۰ ثانیه دیگر سبز شود، اما یک دفعه می‌شود ۷۰ ثانیه. این یعنی در محیط زندگی ما حتی عبور از چراغ قرمز هم قابل پیش بینی و تحت کنترل من نیست.

همینطور در بحث‌های کلان. مثلا وزیر آموزش پرورش به صورت خلق الساعه تصمیمی می‌گیرد که زندگی ده‌ها هزار دانش آموز را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در حالیکه در کشور‌های توسعه یافته، مدیریت حساب شده، از پیش اعلام شده و قابل کنترل توسط شهروندان وجود دارد. یعنی شهروندان احساس می‌کنند نسبت به تصمیمات مدیریتی می‌توانند تاثیر گذار باشند. اگر عمل خلاف قانونی اتفاق افتاد به عنوان شهروند می‌توانند حق خودشان را بگیرند.

اما این مکانیسم در کشور ما وجود ندارد؛ ممکن است که قانون گذاران و اهالی حقوق بگویند که قوانین ما مترقی است، اما بین خود یک پدیده و احساس مردم نسبت به آن پدیده تفاوت وجود دارد.

ممکن است در شهری باشید که هیچ خشونت و بی قانونی وجود نداشته باشد، اما مردم آن شهر احساس نا امنی داشته باشند. این احساس از یک جایی نشئت می‌گیرد؛ ممکن است اخبار نادرست داده شود، امنیت فقط در ظاهر وجود داشته باشد و...

در ایران احساس درماندگیِ- نه لزوما خود درماندگی- شهروندان بزرگترین موردی است که باعث افت نشاط در جامعه شده است و باور ایرانیان این است که بر موقعیت‌های چالش زا و استرس زا کنترلی ندارند.

مثلا دلار در یک سال ۱۰۰۰ تومان افزایش قیمت پیدا می‌کند و حاکمیت به جای اینکه تدبیری اتخاذ کند جوری رفتار می‌کند که انگار دولت و حکومت هم توان مقابله با این پیش بینی ناپذیری را ندارند.

در موقعیت‌های بحرانی مثل زلزله، آتش سوزی، سیل و عوامل این چنینی این وضعیت را به صورت شدیدتری می‌بینیم. احساس می‌کنیم فقط «شهروندان اند وشهروندان» و حاکمیت نمی‌تواند این ماجرا را جمع کند.

پس احساس درماندگی مردم بعد از هر بحرانی شدید‌تر خواهد شد و ظاهرا این میزان احساس درماندگی به صورت تصاعد هندسی بالا می‌رود و اینکه تا کجا پیش برود قابل پیش بینی نیست.

بنابر نظریات روانشناسی که بر اساس تحقیقات گسترده‌ای مطرح شده، درماندگی شروع و علت افسردگی است و نشاط در مقابل افسردگی قرار دارد.

بنابر این می‌توان گفت: هرچه احساس کنترل بیشتری بر زندگی داشته باشید، نشاط شما بیشتر خواهد شد و هرچه کنترل کمتری داشته باشید و احساس درماندگی را تجربه کنید احساس نشاط بسیار کمتری را در زندگی خود و کل اجتماع خواهید دید.

با توجه به تعدد حوادث تلخی که در این مدت اتفاق افتاده است، به نظر می‌رسد جامعه دچار نا امیدی و افسردگی مضاعف شده است. چه اتفاقی می‌افتد که یک حادثه یا تصادف چنین تاثیراتی بر جامعه می‌گذارد؟ حکومت چگونه می‌تواند جامعه را از این فضای نا امیدی و افسردگی دور کند؟
حکومت نباید مشکل را موردی ببیند. فقط دنبال این نباشد که این هواپیما چرا سقوط کرد. این یعنی تقلیل دادن موضوع به یک مساله بسیار کوچک و ندیدن یک فرآیند بزرگتر.

دولت باید به این فکر کند چرا مردم نسبت به سقوط هواپیما که می‌تواند در هرجایی اتفاق بیافتد چنین احساسی داند و این مساله به عنوان عامل افزایش احساس درماندگی درآمده است.

باید دنبال چرایی این نوع مسائل باشد. اینکه چرا شایعات در مورد سقوط هواپیما یا کشتی سانچی آنقدر به صورت گسترده میان مردم مقبولیت دارد. چرا مردم حس نمی‌کنند این فقط یک حادثه بوده؟ چرا مردم احساس می‌کنند هرچه غم و غصه هست فقط در بین ایرانیان وجود دارد و برای دیگران وجود ندارد؟

همه این‌ها حتما به سوء مدیریت بر می‌گردد. حتما به این برمی‌گردد که حکومت ماجرا‌هایی را در طول سالیان متعدد جوری بیان کرده که بعدا مردم فهمیده‌اند طور دیگری بوده، یا مسائلی را لاپوشانی کرده و بعدا افشا شده است؛ مثل قضیه اختلاس‌ها. این مسائل سال‌ها وجود داشته و با روی کار آمدن یک جناح دیگر، برملا شده است مثل ماجرای بابک زنجانی که مورد احترام دولت قبل بود.

مردم در یک فرآیند بلند مدت، سال‌ها شاهد این وضعیت‌ها هستند؛ بنابر این دیگر نمی‌پذیرند حادثه فقط حادثه است. پس شایعات در جامعه‌ای که مردم بسیار درمانده هستند بسیار قدرت بیشتری دارد تا اخباری که گفته می‌شود؛ و نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که در همه وضعیت ها، نهاد حاکمیت اصرار دارد که ماجرا عادی و طبیعی بوده است.

اگر منِ روانشناس غم، رنج و استرسی که مراجع من تجربه می‌کند را نپذیرم و بگپویم به دلایل واهی این احساس را دارید، می‌گوید این اصلا نمی‌فهمد من چه می‌گویم.

وقتی مدام می‌گوییم کشتی به دلیل طبیعی غرق شد، سقوط هواپیما امری عادی بود، ارز به دلیل واهی بالا رفته است و...

بعد از مدتی اعتمادی به نهاد حاکمیت وجود ندارد، چون هیچ چیز را نپذیرفته و گفته طبیعی است. چون اگر پذیرفته شود که این سوانح غیر طبیعی بوده یکی هم باید مسئول این غیر طبیعی بودن باشد. و، چون کسی نمی‌خواهد مسئولیت را به عهده بگیرد فرآیند را عادی جلوه می‌دهد.

چیزی که در جامعه ما اتفاق افتاده است این وضعیت است و همه این‌ها دست به دست هم داده اند که ما یک جامعه درمانده داشته باشیم که احساس می‌کند در وضعیت‌های متعدد اقتصادی و مدیریتی کنترل ندارد.

در مورد سقوط هواپیما- که اینبار روسی هم نبود- شما می‌بینید که مردم می‌گویند در ناوگان هوایی ایران حتی به هواپیمای فرانسوی هم نمی‌شود اعتماد کرد.

بحثی وجود دارد به نام "یادگیری مشاهده ای". شما اخبار رامی بینید و از آن برای خودتان درس می‌گیرید؛ اخبار منفی مردم را آرام به درماندگی سوق می‌دهد و حتی اگر خودشان در آن حادثه آسیب ندیده باشند. این گونه حوادث تاثیر روانی و تربیتی خودش را بر جامعه می‌گذارد.
 
پی نوشت:
*بر اساس تعریف علمی به اعتقاد شخصی که در نتیجه آن، فرد دوست داشته می‌شود، مورد احترام قرار می‌گیرد و ارزشمند می‌شود و به یک شبکه اجتماعی و تعهدات متقابل وصل می‌شود، حمایت اجتماعی می‌گویند.
فرارو

سرب یکی از فلزات پر مصرف در صنایع مختلف به خصوص تولید رنگ‌ و لوازم آرایشی است. سابقه‌ استفاده از این ماده به ۶ هزار سال پیش می‌رسد و به عنوان یکی از مواد آلاینده‌های محیط زیست شناخته می‌شود.

سرب به طور عمده از طریق لوله‌ گوارشی و به مقدار کمتر از طریق سیستم تنفسی به بدن وارد می‌شود، این ماده از سد خونی-مغزی عبور می‌کند و پس از ورود به سیستم عصبی مرکزی موجب آسیب نواحی مختلف مغز به خصوص هیپوکامپ می‌شود. بررسی‌ها نشان داده که این ماده می‌تواند باعث بروز اختلالاتی نظیر افسردگی و اضطراب در حیوانات و انسان شود.

دارچین گیاهی درختی از خانواده‌ برگ بو است که پودر پوست داخلی آن به عنوان ادویه مصرف می‌شود. دارچین غنی از ترکیبات فنلی و فلاونوئیدها است. اثرات ضد دیابتی، آنتی‌اکسیدانی، ضد سرطانی، ضد باکتریایی، ضد التهابی، ضد دردی، محافظت‌کنندگی عصبی و کاهنده‌ فشار خون دارچین به اثبات رسیده است.

معصومه اصل‌روستا و همکارانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، اثرات ضد اضطرابی و ضد افسردگی دارچین را در موش‌های صحرایی که در معرض سرب بودند، مورد بررسی قرار دادند.

در این آزمایش 32 سر موش صحرایی نر به ۴ گروه "کنترل"، "دارچین"، "سرب" و "سرب- دارچین" تقسیم شدند. گروه دوم و چهارم، 30 روز متوالی 200 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره‌ دارچین دریافت کردند. حیوانات گروه‌های ۳ و ۴ نیز در همین مدت، 100 میلی‌گرم در کیلوگرم استات سرب دریافت کردند. در پایان دوره، برای بررسی سطح اضطراب حیوانات آزمون «ماز بعلاوه‌ مرتفع» و جهت بررسی افسردگی حیوانات آزمون «شنای اجباری» به کار رفت.

با این ادویه جادویی افسردگی و اضطراب را درمان کنید!

 

در آزمون «ماز بعلاوه‌ مرتفع»؛ از یک ماز به شکل علامت جمع (+) استفاده می‌شود که روی پایه‌هایی قرار دارد. این ماز چهار راهرو یا بازو دارد که دو به دو مقابل یکدیگرند. دوتا از این بازوها دارای دیواره هستند و انتهای آن‌ها نیز بسته است، ولی دو بازوی دیگر از همه طرف باز هستند. موش‌ها درون محدوده مرکزی ماز قرار داده می‌شوند. در مدت ٥ دقیقه حیوان آزادانه در قسمت‌های مختلف ماز حرکت می‌کند. دفعات ورود به بازوهای باز و بسته شمارش می‌شود. هر چه تعداد ورود به بازوهای باز و زمان ماندن در آن بیشتر باشد، اضطراب موش کمتر است.

در آزمون «شنای اجباری» موش‌ها به طور جداگانه به مدت 6 دقیقه در یک ظرف استوانه‌ای شکل حاوی آب با دمای 25 درجه سانتیگراد قرار داده شدند. در این زمان حیوان شروع به شنا می‌کند و در زمان‌هایی نیز متوقف می‌شود. افزایش مدت زمان بی‌حرکتی معادل افسردگی و کاهش آن به عنوان اثر ضد افسردگی ثبت می‌شود.

بر اساس نتایج این آزمون‌ها، حیواناتی که سرب دریافت کرده بودند، اضطراب و افسردگی بیشتری داشتند و حیواناتی که به همراه سرب دارچین نیز دریافت کرده بودند، به طور قابل توجهی اضطراب و افسردگی کمتری نشان دادند.

نتایج این پژوهش که در نشریه‌ دانشگاه علوم پزشکی کردستان به چاپ رسیده، نشان داد که عصاره‌ دارچین می‌تواند از اضطراب و افسردگی ناشی از مواجهه‌ طولانی‌مدت با سرب جلوگیری کند که این ممکن است به دلیل محتوای آنتی اکسیدانی و محافظت کننده‌ گیاه دارچین باشد.

اصل‌روستا و همکارانش پیشنهاد کردند مطالعات بیشتری نیز در این زمینه مورد نیاز است.

منبع:ایسنا

در اینجا ۹ گزینه غذایی که مصرف آنها با افزایش سطح خلق و خو و پیشگیری از بروز افسردگی مرتبط هستند، بیشتر معرفی شده اند:

زغال اخته: دارای خواص آنتی اکسیدانی قوی است که باعث کاهش استرس اکسیداتیور در بدن می شود. استرس اکسیداتیو یکی از ویژگی های اصلی بیماری افسردگی است. خواص آنتی اکسیدانی این میوه همچنین از رشد سلول های جدید حمایت می کند و راهی برای درمان افسردگی است.

موز: غنی از تریپتوفان است که توسط مغز بهHTP-۵تبدیل و پس از آنHTP-۵به انتقال دهنده های مثبت از جمله سروتونین و ملاتونین تبدیل می شود. علاوه بر این، موز غنی از پتاسیم و منیزیم است و مصرف روزانه دو عدد از آن به رفع علائم افسردگی کمک زیادی می کند.

بادام: منیزیم موجود در بادام یک راه معجزه آسا برای درمان میگرن و افسردگی است. ۱۰۰ گرم بادام حاوی ۲۶۸ میلی گرم منیزیم است. مصرف کافی منیزیم با کاهش علائم میگرن، تحریک پذیری و افسردگی ارتباط مستقیم دارد. ثابت شده که زنان و مردان بین سنین ۱۹ تا ۳۰ سال، روزانه به ۳۱۰ تا ۴۰۰ میلی گرم منیزیم نیاز دارند. این میزان با افزایش سن بیشتر می شود به طوری که مردان بالای ۳۱ سال روزانه ۴۲۰ میلی گرم و زنان بالای ۳۱ سال روزانه ۳۲۰ میلی گرم منیزیم باید دریافت کنند.

آووکادو: حاوی پتاسیم است و در هر ۱۰۰ گرم از این میوه ۴۸۵ میلی گرم پتاسیم وجود دارد. این ماده معدنی، درمان استرس و افسردگی است. از این رو اطمینان حاصل کنید که در میان وعده هایتان آووکادو را حتما مصرف می کنید. میزان نیاز روزانه بزرگسالان به پتاسیم، ۴۷۰۰ میلی گرم است.

مارچوبه: دارای اسید فولیک و ویتامین های گروه ب برای حمایت از سلامت روان هستند و آنهم با تبدیل تریپتوفان در بدن به سروتونین.

شکلات: شکلات تیره یا به طور خاص کاکائو، سطح سروتونین و دوپامین را در مغز افزایش می دهد و منجر به کاهش سطح کورتیزول یا انتقال دهنده عصبی استرس در مغز می شود. اطمینان حاصل کنید که روزانه ۴۰ گرم شکلات تیره در رژیم غذایی تان می گنجانید.

اسفناج: حاوی بیشترین میزان اسید فولیک نسبت با سایر سبزیجات تیره رنگ است. اسید فویک سطح دوپامین و سروتونین را در مغز افزایش می دهد. اسفناج غنی از منیزیم نیز هست.

ماهی قزل آلا: حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ است که غشاهای سلولی را نرم می کند و سروتونین را به مغز می رساند. اگر از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنید، ماهی قزل الا را فراموش نکنید چون نه تنها اثربخشی از داروها را افزایش می دهد، بلکه عوارض جانبی آنها را نیز به حداقل می رساند.

چای سبز: این نوع چای در درمان بیماری افسردگی برای سالیان دراز استفاده می شده است. چای سبز حاوی پلی فنول ها است که منجر به افزایش دوپامین در مغز و افزایش حساسیت به انسولین می شود.

منبع: آوای سلامت

اثرات منفی شکر فقط در خطر ابتلا به دیابت و بیماری های قلبی عروقی خلاصه نشده است. مغز شما نیز به طور مستقیم تحت این تاثیرات مخرب قرار دارد.

به نقل از activebeat اگرچه مغز به مقادیر کافی شکر برای عملکرد صحیح نیاز دارد، اما این نوع شکر، گلوکز طبیعی است که در محصولات غذایی مانند میوه ها و غلات یافت می شود. در مقابل فروکتوز قندی است به مواد غذایی و نوشیدنی های فراوری شده افزوده می شود و خطرات بلندمدت و بسیار مخرب روی مغز دارد:

شکر اعتیاد آور است: اعتیاد به قند یک نگرانی واقعی و رو به رشد برای اکثریت جمعیت جهان است. اما این اعتیاد چطور اتفاق می افتد؟ بنا به تحقیقاتی که در مجله هافینگتون پست منتشر شده، پس از خوردن یک ماده شیرین، مغز مواد شیمیایی طبیعی شبه افیونی آزاد می ‌کند که احساس لذت را در بدن به وجود می ‌آورد و بدن مقدار بیشتری از آن را طلب می ‌کند. پژوهشگران بر این باورند که هنگام مصرف شیرینی قسمتی از مغز که فعال می ‌شود و طلب شیرینی مجدد می ‌کند، همان قسمتی است که با مصرف مواد مخدر فعال می‌ شود و مواد مخدر بیشتری طلب می‌ کند.

شکر خطر ابتلا به زوال عقل را بالا می برد: دیابت نوع ۲ کنترل نشده دیرزمانی است که با ابتلا به زوال عقل پیوند خورده است، زیرا قند خون افزایش یافته به تمام اندام ‌های بدن انسان، از جمله مغز آسیب وارد می ‌کند اما حتی افزایش اندک در قند خون نیز می‌ تواند مشکل‌ آفرین باشد. طبق نتایج تحقیقات محققان دانشگاه هاروارد، افرادی که میانگین قند خون آنها ۱۱۵ میلی‌گرم در دسی لیتر - محدوده پیش ‌دیابت - بود، نسبت به افرادی که قند خون عادی داشتند، ۲۰ درصد احتمال بیشتری داشت تا به زوال عقل مبتلا شوند. افزایش اندک در سطح قند خون می ‌تواند با التهاب همراه باشد که به مغز آسیب وارد می ‌کند.

شکر خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد: مصرف بیش از حد قند می تواند تاثیرات عمده ای بر خلق و خوی شما داشته باشد. خوردن شکر ممکن است باعث شادی فرد به صورت موقت شود اما در درازمدت می تواند در فرد ایجاد افسردگی، اضطراب و استرس کند.

شکر با بیماری های التهابی و آلزایمر مرتبط است: مصرف زیاد شکر خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را افزایش می دهد. تحقیقات نشان می دهد که مقاومت به انسولین و مقدار گلوکز خون که از معیارهای تشخیص دیابت هستند، با بروز اختلالات مغزی مثل آلزایمر در ارتباطند. بعضی از محققان از آلزایمر حتی به عنوان دیابت نوع ۳ یاد می کنند.

منبع: آوای سلامت

اختلالات خواب خود عامل ابتلا به اضطراب، افسردگی و حملات هراس است در این میان ثابت شده تاثیر برخی میوه ها در بی خوابی زیاد است.

پیام آشنا: مصرف میوه‌هایی که نام آن در ادامه متن آمده است، نقش مهمی در افزایش کیفیت خواب و جلوگیری از بروز اختلالات خواب دارد.

گیلاس: ملاتونین هورمون مسئول چرخه خواب و بیداری و ساعت داخلی بدن است و گیلاس منبع غنی از این هورمون محسوب می‌شود. مطالعات نشان داده که مصرف آب گیلاس برای دو بار در روز و به مدت دو هفته، باعث افزایش ۹۰ دقیقه‌ای زمان خواب در کسانی می‌شود که از بی خوابی رنج می‌برند. مصرف گیلاس باعث افزایش طول عمر نیز می‌شود.

انگور: درست مانند گیلاس، منبع غنی از ملاتونین است. اگر انگور در مقادیر زیادی قبل از خواب مصرف شود، به ترویج خواب بدون وقفه کمک می‌کند. علاوه بر تأثیر عمیق انگور روی کیفیت خواب، این میوه سرشار از آنتوسیانین و رزوراترول است که هر دو آنتی اکسیدان هایی هستند که سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کنند.

موز: حاوری تریپتوفان است و تریپتوفان توسط بدن برای تولید HTP-۵ استفاده می‌شود. ملاتونین و سروتونین به نوبه خود توسط ترکیب HTP-۵ تولید می‌شوند و هر دو برای بهبود کیفیت خواب موثرند. موز همچنین حاوی پتاسیم است که به منجر به جلوگیری از وقفه خواب شبانه می‌شود. اگر تجربه خواب خوبی را در طول شب ندارید، حدود نیم ساعت پیش از خواب یک عدد موز را با یک لیوان شیر ولرم مخلوط کنید و آن را بخورید.

سیب: حاوی مقادیر زیادی ویتامین‌ها و پلی فنول ها است. ویتامین ث و ویتامین ب ۶ موجود در سیب منجر به بهبود تنفس، کنترل فشار خوون، کمک به استراحت بدن و کاهش استرس در هنگام خواب می‌شود. ویتامین ب ۱۶ موجود در این میوه به انتشار سروتونین کمک می‌کند. پلی فنول های موجود در سیب باعث تنظیم سطح قند خون در هنگام شب می‌شود.

بادام: بادام سرشار از منیزیم است و افزایش سطح این ماده معدنی در بدن می‌تواند باعث ریلکس شدن عضلات و بالا رفتن کیفیت خواب در افراد مختلف شود. به علاوه، پروتئین مرغوب موجود در بادام می‌تواند سطح قندخون را در طول خواب ثابت نگه دارد. ثابت ماندن قندخون در طول خواب باعث می‌شود پریدن از خواب و احساس گرسنگی در طول شب به حداقل ممکن برسد. به همین دلیل بهتر است در وعده شام، حدود ۳۵ گرم بادام خام را به سالاد خود اضافه کنید یا ۴ تا ۵ عدد بادام را یکی، دو ساعت پیش از خواب میل کنید.

منبع: سلامانه