در اینجا ۹ گزینه غذایی که مصرف آنها با افزایش سطح خلق و خو و پیشگیری از بروز افسردگی مرتبط هستند، بیشتر معرفی شده اند:

زغال اخته: دارای خواص آنتی اکسیدانی قوی است که باعث کاهش استرس اکسیداتیور در بدن می شود. استرس اکسیداتیو یکی از ویژگی های اصلی بیماری افسردگی است. خواص آنتی اکسیدانی این میوه همچنین از رشد سلول های جدید حمایت می کند و راهی برای درمان افسردگی است.

موز: غنی از تریپتوفان است که توسط مغز بهHTP-۵تبدیل و پس از آنHTP-۵به انتقال دهنده های مثبت از جمله سروتونین و ملاتونین تبدیل می شود. علاوه بر این، موز غنی از پتاسیم و منیزیم است و مصرف روزانه دو عدد از آن به رفع علائم افسردگی کمک زیادی می کند.

بادام: منیزیم موجود در بادام یک راه معجزه آسا برای درمان میگرن و افسردگی است. ۱۰۰ گرم بادام حاوی ۲۶۸ میلی گرم منیزیم است. مصرف کافی منیزیم با کاهش علائم میگرن، تحریک پذیری و افسردگی ارتباط مستقیم دارد. ثابت شده که زنان و مردان بین سنین ۱۹ تا ۳۰ سال، روزانه به ۳۱۰ تا ۴۰۰ میلی گرم منیزیم نیاز دارند. این میزان با افزایش سن بیشتر می شود به طوری که مردان بالای ۳۱ سال روزانه ۴۲۰ میلی گرم و زنان بالای ۳۱ سال روزانه ۳۲۰ میلی گرم منیزیم باید دریافت کنند.

آووکادو: حاوی پتاسیم است و در هر ۱۰۰ گرم از این میوه ۴۸۵ میلی گرم پتاسیم وجود دارد. این ماده معدنی، درمان استرس و افسردگی است. از این رو اطمینان حاصل کنید که در میان وعده هایتان آووکادو را حتما مصرف می کنید. میزان نیاز روزانه بزرگسالان به پتاسیم، ۴۷۰۰ میلی گرم است.

مارچوبه: دارای اسید فولیک و ویتامین های گروه ب برای حمایت از سلامت روان هستند و آنهم با تبدیل تریپتوفان در بدن به سروتونین.

شکلات: شکلات تیره یا به طور خاص کاکائو، سطح سروتونین و دوپامین را در مغز افزایش می دهد و منجر به کاهش سطح کورتیزول یا انتقال دهنده عصبی استرس در مغز می شود. اطمینان حاصل کنید که روزانه ۴۰ گرم شکلات تیره در رژیم غذایی تان می گنجانید.

اسفناج: حاوی بیشترین میزان اسید فولیک نسبت با سایر سبزیجات تیره رنگ است. اسید فویک سطح دوپامین و سروتونین را در مغز افزایش می دهد. اسفناج غنی از منیزیم نیز هست.

ماهی قزل آلا: حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ است که غشاهای سلولی را نرم می کند و سروتونین را به مغز می رساند. اگر از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنید، ماهی قزل الا را فراموش نکنید چون نه تنها اثربخشی از داروها را افزایش می دهد، بلکه عوارض جانبی آنها را نیز به حداقل می رساند.

چای سبز: این نوع چای در درمان بیماری افسردگی برای سالیان دراز استفاده می شده است. چای سبز حاوی پلی فنول ها است که منجر به افزایش دوپامین در مغز و افزایش حساسیت به انسولین می شود.

منبع: آوای سلامت

اثرات منفی شکر فقط در خطر ابتلا به دیابت و بیماری های قلبی عروقی خلاصه نشده است. مغز شما نیز به طور مستقیم تحت این تاثیرات مخرب قرار دارد.

به نقل از activebeat اگرچه مغز به مقادیر کافی شکر برای عملکرد صحیح نیاز دارد، اما این نوع شکر، گلوکز طبیعی است که در محصولات غذایی مانند میوه ها و غلات یافت می شود. در مقابل فروکتوز قندی است به مواد غذایی و نوشیدنی های فراوری شده افزوده می شود و خطرات بلندمدت و بسیار مخرب روی مغز دارد:

شکر اعتیاد آور است: اعتیاد به قند یک نگرانی واقعی و رو به رشد برای اکثریت جمعیت جهان است. اما این اعتیاد چطور اتفاق می افتد؟ بنا به تحقیقاتی که در مجله هافینگتون پست منتشر شده، پس از خوردن یک ماده شیرین، مغز مواد شیمیایی طبیعی شبه افیونی آزاد می ‌کند که احساس لذت را در بدن به وجود می ‌آورد و بدن مقدار بیشتری از آن را طلب می ‌کند. پژوهشگران بر این باورند که هنگام مصرف شیرینی قسمتی از مغز که فعال می ‌شود و طلب شیرینی مجدد می ‌کند، همان قسمتی است که با مصرف مواد مخدر فعال می‌ شود و مواد مخدر بیشتری طلب می‌ کند.

شکر خطر ابتلا به زوال عقل را بالا می برد: دیابت نوع ۲ کنترل نشده دیرزمانی است که با ابتلا به زوال عقل پیوند خورده است، زیرا قند خون افزایش یافته به تمام اندام ‌های بدن انسان، از جمله مغز آسیب وارد می ‌کند اما حتی افزایش اندک در قند خون نیز می‌ تواند مشکل‌ آفرین باشد. طبق نتایج تحقیقات محققان دانشگاه هاروارد، افرادی که میانگین قند خون آنها ۱۱۵ میلی‌گرم در دسی لیتر - محدوده پیش ‌دیابت - بود، نسبت به افرادی که قند خون عادی داشتند، ۲۰ درصد احتمال بیشتری داشت تا به زوال عقل مبتلا شوند. افزایش اندک در سطح قند خون می ‌تواند با التهاب همراه باشد که به مغز آسیب وارد می ‌کند.

شکر خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد: مصرف بیش از حد قند می تواند تاثیرات عمده ای بر خلق و خوی شما داشته باشد. خوردن شکر ممکن است باعث شادی فرد به صورت موقت شود اما در درازمدت می تواند در فرد ایجاد افسردگی، اضطراب و استرس کند.

شکر با بیماری های التهابی و آلزایمر مرتبط است: مصرف زیاد شکر خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را افزایش می دهد. تحقیقات نشان می دهد که مقاومت به انسولین و مقدار گلوکز خون که از معیارهای تشخیص دیابت هستند، با بروز اختلالات مغزی مثل آلزایمر در ارتباطند. بعضی از محققان از آلزایمر حتی به عنوان دیابت نوع ۳ یاد می کنند.

منبع: آوای سلامت

اختلالات خواب خود عامل ابتلا به اضطراب، افسردگی و حملات هراس است در این میان ثابت شده تاثیر برخی میوه ها در بی خوابی زیاد است.

پیام آشنا: مصرف میوه‌هایی که نام آن در ادامه متن آمده است، نقش مهمی در افزایش کیفیت خواب و جلوگیری از بروز اختلالات خواب دارد.

گیلاس: ملاتونین هورمون مسئول چرخه خواب و بیداری و ساعت داخلی بدن است و گیلاس منبع غنی از این هورمون محسوب می‌شود. مطالعات نشان داده که مصرف آب گیلاس برای دو بار در روز و به مدت دو هفته، باعث افزایش ۹۰ دقیقه‌ای زمان خواب در کسانی می‌شود که از بی خوابی رنج می‌برند. مصرف گیلاس باعث افزایش طول عمر نیز می‌شود.

انگور: درست مانند گیلاس، منبع غنی از ملاتونین است. اگر انگور در مقادیر زیادی قبل از خواب مصرف شود، به ترویج خواب بدون وقفه کمک می‌کند. علاوه بر تأثیر عمیق انگور روی کیفیت خواب، این میوه سرشار از آنتوسیانین و رزوراترول است که هر دو آنتی اکسیدان هایی هستند که سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کنند.

موز: حاوری تریپتوفان است و تریپتوفان توسط بدن برای تولید HTP-۵ استفاده می‌شود. ملاتونین و سروتونین به نوبه خود توسط ترکیب HTP-۵ تولید می‌شوند و هر دو برای بهبود کیفیت خواب موثرند. موز همچنین حاوی پتاسیم است که به منجر به جلوگیری از وقفه خواب شبانه می‌شود. اگر تجربه خواب خوبی را در طول شب ندارید، حدود نیم ساعت پیش از خواب یک عدد موز را با یک لیوان شیر ولرم مخلوط کنید و آن را بخورید.

سیب: حاوی مقادیر زیادی ویتامین‌ها و پلی فنول ها است. ویتامین ث و ویتامین ب ۶ موجود در سیب منجر به بهبود تنفس، کنترل فشار خوون، کمک به استراحت بدن و کاهش استرس در هنگام خواب می‌شود. ویتامین ب ۱۶ موجود در این میوه به انتشار سروتونین کمک می‌کند. پلی فنول های موجود در سیب باعث تنظیم سطح قند خون در هنگام شب می‌شود.

بادام: بادام سرشار از منیزیم است و افزایش سطح این ماده معدنی در بدن می‌تواند باعث ریلکس شدن عضلات و بالا رفتن کیفیت خواب در افراد مختلف شود. به علاوه، پروتئین مرغوب موجود در بادام می‌تواند سطح قندخون را در طول خواب ثابت نگه دارد. ثابت ماندن قندخون در طول خواب باعث می‌شود پریدن از خواب و احساس گرسنگی در طول شب به حداقل ممکن برسد. به همین دلیل بهتر است در وعده شام، حدود ۳۵ گرم بادام خام را به سالاد خود اضافه کنید یا ۴ تا ۵ عدد بادام را یکی، دو ساعت پیش از خواب میل کنید.

منبع: سلامانه

روانپزشکان همواره هشدار داده‌اند که این اختلال روانی در صورتی که درمان نشود می‌تواند بر اعضای مختلف بدن تاثیر منفی داشته باشد.

سایت “هلث لاین” در مطلبی در این باره متذکر شده است: اگرچه احساس غم و نگرانی برای هر فردی بارها در زندگی پیشامد می‌افتد و واکنشی طبیعی است اما اگر این احساس بیش از دو هفته ادامه پیدا کند می‌تواند از علائم افسردگی باشد.

“افسردگی حاد” در واقع به عنوان یک مشکل جدی پزشکی در نظر گرفته می‌شود که تاثیرات قابل توجهی بر کیفیت زندگی فرد دارد.

افسردگی در صورت بی‌توجهی و عدم اقدام به درمان بسیاری از اعضا و دستگاه‌های داخلی و حیاتی بدن را درگیر می‌کند که از آن جمله می‌توان به سیستم اعصاب مرکزی، دستگاه گوارش، دستگاه گردش خون و سیستم ایمنی بدن اشاره کرد.

در تصویر زیر برخی از اثرات و پیامدهای سوء افسردگی برای قسمت‌های مختلف بدن به تفکیک عنوان شده تا تاکیدی بر ضرورت و اهمیت درمان به موقع این اختلال باشد:

 

اثرات مخربی که افسردگی بر بدن شما می‌گذارد + اینفوگرافی

 افراد مثبت اندیش و موفق کسانی هستند که توانسته اند بین اندیشیدن به مشکلات و مثبت ماندن تعادل ایجاد کنند، آنان در عین حال که به چالش ها و شکست هایشان فکر می کنند، هرگز هم اجازه نمی دهند مشکلات، انگیزه و کارایی مثبت آنها را از بین ببرد. آنان بخوبی می دانند که باید بتوانند افکار منفی را به اندیشه هایی تبدیل کنند که برایشان مفید است و حال شان را خوب می کند.

اگر چه شاید در نگاه اول مثبت اندیشی کار دشواری به نظر آید، اما شما می توانید با اندکی انگیزه به تغییر و تلاش برای تحول، زندگی تان را کن فیکون کنید و مثبت اندیش می شوید اگر:

به مثبت اندیشی عادت کنید

عادت کنید که در زندگی به جای تمرکز بر آنچه که نمی خواهید و یا آن را سودمند نمی بینید، بر چیزی متمرکز شوید که آن را مفید و مثبت می دانید. شاید در نگاه اول این دو سبک تفکر، یکسان به نظر آید، اما بی تردید در عمل متوجه خواهید شد که این سبک های اندیشه کاملا متفاوت و متمایز از یکدیگرند و در داشتن احساس مثبت و یا منفی نسبت به خودتان بسیار تاثیر گذار هستند.

پیشنهاد می کنیم تصمیم جدی بگیرید و از این پس مثبت اندیشیدن را در ذهن خود تمرین کنید، تلاش کنید به جای تمرکز کردن بر آنچه که ندارید، به آنچه که دارید بیندیشید، یعنی هنگامی که افکار منفی و مخرب به ذهن تان هجوم می آورند، سعی کنید که آنها را به افکار مثبت و مطلوب تبدیل کنید. به بیان دیگریاد بگیرید به جای دیدن نیمه خالی لیوان، نیمه پرآن را ببینید.

برای مواجهه با افکار مخرب و منفی، لازم است به یقین بپذیرید که این فکر، تنها یک فکر منفی است و سودی برای شما ندارد، سپس سعی کنید با ذهنی آرام به دنبال راهکارهایی باشید که بتوانید آن را به شیوه مثبت بررسی کرده و جنبه های منفی آن را از ذهن تان پاک کنید.

از همین امروز، این تمرین را شروع کنید تا ببینید چند روز می توانید بدون افکار منفی زندگی کنید و یا تخمین بزنید که میزان توانایی تان برای مواجهه با افکار منفی و حذف آنها از ذهن تان چقدر است؟ این تمرین را مانند یک رژیم غذایی ذهنی دنبال کنید و به آن متعهد باشید، اگر بتوانید با جدیت این عادت را در خود ایجاد و تقویت کنید، بی شک در آینده ای نه چندان دور، می توانید تغییرات مثبتی را نیزدر زندگی تجربه کنید.

قضاوت را برای همیشه فراموش کنید

در مورد خودتان بیش از دیگران کنجکاوی کنید، هنگامی که مشکلی برایتان پیش می آید، دیگران را مقصر ندانید و آنها را به قضاوت ننشینید، بهتر است به درون خودتان رجوع نمایید و سهم خود را در مشکل به وجود آمده شناسایی کنید.

یادتان باشد مقصر دانستن دیگران، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه شما را از خویشتن واقعی real تان نیز دور خواهد ساخت. توصیه می کنیم به جای قضاوت کردن و یا پیشدواری های منفی چه در مورد خودتان و چه در مورد دیگران، به دنبال راه حل هایی برای حل مشکلات باشید که بتوانید به خودتان و دیگران کمک کنید.

اگر در مورد دوستی احساس خشم و ناراحتی می کنید، به جای تادیب و یا سرزنش کردن وی، به این بیندیشید که آن فرد، چگونه در این موقعیت بحرانی قرار گرفته و چرا مرتکب چنین خطایی شده است.

تلاش کنید شرایط وی را بیش از پیش درک کنید، اگر چه القای چنین عطوفت و مهربانی نسبت به خود هم ضروری است، چه بسا برخی از افراد، در مورد خطاها و اشتباهات خویش دیده اغماضی ندارند و دایما با خودسرزنش گری، خویش را تادیب می کنند. برای مثبت بودن باید تصمیم بگیرید بیشتر درک کنید و کمتر قضاوت کنید.

دنبال کشف مثبت ها باشید

همیشه منفی بودن بد هم نیست، چه بسا گاهی اوقات افکار منفی داشتن مفید و سودمند است، به شرط آن که بتوانید از آنها به درستی استفاده کرده و به عنوان یک عاملی انگیزشی که می تواند شما را به شرایط مثبت سوق دهد، بهره گیرید. تلاش کنید در هر موقعیت منفی و یا در رویارویی با افراد منفی، چیزی را جستجو و کشف کنید که آن را تحسین می کنید و یا آن را به عنوان ویژگی ارزشمند این شرایط منفی قلمداد می کنید.

حقیقت شرایط را آنگونه که در واقع هست، درک کنید، سپس به این مهم بیندیشید که از ان شرایط موجود چه می خواهید و یا قرار است چه چیزی را در آن موقعیت تغییر دهید، به طور حتم این طرز تفکر، شما را به زهرت تغییر مثبت رهنمون خواهد شد، چه بسا بعضی اوقات شرایط سخت زندگی به ما کمک می کنند که ارزشمندترین منابع را برای ایجاد تغییر و تحولات شگرف در زندگی مان بیابیم. پس به جای غرق شدن در شرایط منفی، به دنبال نکات مثبت آن شرایط منفی باشید و به بهترین نحو ممکن از آن استفاده کنید، به خاطر داشته باشید این امر نه تنها شما را شر افکار منفی همیشه مزاحم رها می کند، بلکه بین افکار مثبت و منفی شما تعادل نیز ایجاد می کند.

خود کنونی تان را بپذیرید

در بسیاری از مواقع میل به کمال و کامل بودن افراطی منشا تفکرات منفی است، برخی از افراد دایما در تلاشند که در همه زمینه ها بهترین و کامل باشند و چون نمی توانند، احساس ناراحتی می کنند و از سبک زندگی شان رضایت ندارند و ناخشنودند، به گونه ای که گاه حتی دچار خود سرزنشگری می شوند و خود را حقیرترین فرد می پندارند.

برای دوری از کمال گرایی مرضی، باید بپذیرید شما هم مانند همه آدمیان نقص هایی دارید و حتی ممکن است تصمیماتی بگیرید که نباید بگیرید و یا کارهایی را انجام دهید که نباید انجامشان می دادید، به یقین بپذیرید اگر چه کامل نیستید، اما به اندازه کافی خوب هستید و شایستگی ها و توانمندی هایی بهینه ای هم دارید.

بهتر است به مواردی فکر کنید که شما را تبدیل به فرد بهتری کند، فقط و فقط به این فکر کنید که هر روز بهتر و بهتر شوید، ولی هرگز از خودتان انتظار نداشته باشید که هم اکنون بتوانید در همه زمینه های مورد علاقه تان کامل و بدون نقص باشید.

خودتان را همان گونه که هستید، بپذیرید، نه بیشتر و نه کمتر! تصمیم بگیرید که خودتان را باور کنید و به خودتان ایمان داشته باشید، با باور و اعتماد به خویش می توانید تردید های تان را کنار بگذارید و با اطمینان هر چه بیشتر در جهت کسب موفقیت پیش ببرید. شما می توانید مثبت باشید فقط باید تصمیم بگیرید که مثبت باشید و مثبت بیندیشید.

سلامت آنلاین

افسردگی اختلال شایع در بزرگسالان است. 6.7 درصد بزرگسالان در آمریکا دچار افسردگی هستند.

سازمان سلامت جهانی اعلام کرده است که بیش از 300 میلیون نفر با این اختلال زندگی می‌کنند.

برای درمان افسردگی معمولا روش‌های دارویی و بالینی پیشنهاد می‌شود. اخیرا در یک موسسه استرالیایی تاثیر ورزش به جلوگیری از افسردگی بررسی شد.

در این بررسی‌ها مشخص شد که ورزش می‌تواند هم در درمان و هم در پیشگیری از افسردگی موثر باشد. یک ساعت ورزش در طول هفته‌ بر جلوگیری از افسردگی موثر است.

مدیر این تحقیقات می‌گوید: بررسی‌های ما جالب بود ، زیرا ردیافتیم که حتی میزان کمی ورزش (یک ساعت در هفته‌) می‌توانند تاثیر زیادی بر جلوگیری از افسردگی داشته باشد و در مقابل ورزش نکردن خطر ابتلا به افسردگی را افزایش  می‌دهد.

با نشانه ها و علایم افسردگی آشنا شویم:

 

اینفوگرافیک:فائزه حیدری

خطری که نخست به شکل بازی‌ای به نام نهنگ آبی از طریق شبکه گردهماییی روسی به زندگی نوجوانان راه می‌یابد و در عرض ۵۰ روز آنها را بسیار نرم، اما مشتاقانه به زهرت خودکشی هدایت می‌کند؛ بحرانی که هم‌اکنون پدر و مادرها در کشورهای روسیه، هند، اوکراین و قزاقستان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و نمی‌توان خطر حضور این بحران را میان نوجوانان و جوانان جدی نگرفت.

 با دکتر سیدکاظم ملکوتی، روانپزشک، عضو دانشگاه علوم پزشکی ایران و رئیس جمعیت پیشگیری از خودکشی ایران درباره راهکارهای پیشگیری از خودکشی نوجوانان وجوانان گفت‌وگو کرده‌ایم.

خودکشی یک بیماری جهانی

برخلاف تصور عموم که گمان می‌کنند در کشورهای اروپایی و ایالات متحدهیی به واسطه بالا بودن رفاه و خدمات گردهماییی، آنان از مشکلات کمتری برخوردار هستند، پیشامدا خودکشی به عنوان یک معضل بهداشتی در حوزه سلامت روان دراین کشورها به صورت جدی مطرح است.

ناامیدی و بی‌ارزشی، مهم‌ترین علت افسردگی

آدمی در هر سن و سالی که باشد، وقتی احساس ناامیدی و بی‌ارزشی کند، دنیا در نظرش تیره و تار می‌شود و در صورتی که سایر عوامل اقتصادی و گردهماییی نیز این حال را تشدید کنند، فرد به زهرت خودکشی تمایل بیشتری پیدا می‌کند.

در گذشته خبرهای تاثربرانگیزی درباره خودکشی نوجوانان و جوانان به دلیل پایین بودن نمره تحصیلی یا قبول نشدن در کنکور شنیده‌ایم. براستی چرا یک جوان به خاطر نمره، خودکشی می‌کند. دلیل آن را باید در رفتار والدین و اطرافیان آن فرد جست‌وجو کرد.

باید دید در خانه الگوی ارزش‌گذاری کودک بر چه مبنایی بوده است. خودکشی نوجوان به خاطر نمره، گویای آن است که والدین این احساس را به او داده‌اند که اگر افت نمره داشته باشد یا در کنکور قبول نشود یعنی بی‌ارزش و به دردنخور است. یعنی ناتوان است و حالا که اینچنین است دیگر بچه مورد قبول و دوست‌داشتنی مادر یا پدر نیست. در صورتی که یک بچه در هر شرایطی، بچه پدر و مادرش است و بچه باید احساس ارزشمندی را از والدین خود دریافت کند.

بچه‌ای که احساس ارزشمندی را از خانواده و والدین خود دریافت نمی‌کند، چگونه می‌توان انتظار داشت محبت را در اینترنت و شبکه‌های گردهماییی و… جست‌وجو نکند؟ در این حالت مسلم است جذب گروه‌ها و کانال‌هایی می‌شود که به او حس احترام و شخصیت می‌دهند. نظرش را می‌پرسند و در نهایت رفتارهای ضدگردهماییی نیز ممکن است یاد بگیرد یا حتی تعلق خاطرش به آن گروه و شبکه به قدری زیاد می‌شود که حاضر به خودکشی هم می‌شود.

تهدید به خودکشی را جدی بگیرید

به خاطر دارم دوستی تعریف می‌کرد پسر نوجوانش در اعتراض به شرایط زندگی خود و رفتار والدینش، مادر را تهدید به خودکشی کرده بود. مادر نیز به گمان این که پسرش مثل همیشه از سر لجبازی و برای جلب توجه در حال بیان این تهدید است، می‌گوید جرأت انجام این کار را نداری و…، اما فرزندش خود را در مقابل چشمان مادر، از پنجره به بیرون پرت می‌کند.

این پیشامد و حوادث مشابه، گویای این حقیقیت است که والدین هیچ کدام از رفتارها و گفتارهای کودک را از اعم از قهر، تهدید، لجبازی، پرخاشگری، خودزنی، افسردگی، شیدایی، رفتارهای ضدگردهماییی و… ادا و اطوار تلقی نکنند و در صورت مشاهده حتما همراه فرزند خود باور کنند این رفتارها گویای یک آسیب روانی است که خوشبختانه قابل درمان است و حتما باید به مشاور مراجعه کنند تا مانع بروز پیشامدات تلخ شوند.

در همه جای دنیا، یکی از عوامل ناموفق بودن درمان مشکلات روان نوجوان و جوانان، خجالت کشیدن والدین از مراجعه و باور به وجود بیماری به نام افسردگی و خودکشی است.

نشانه‌های خودکشی

بررسی‌ها نشان می‌دهد، در ایران ۶۰ تا ۸۰ درصد کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند، ناراحتی اعصاب دارند و اقدام به خودکشی یکی از تظاهرات بیماری‌های اعصاب و روان است. بیش از ۶۰ درصد کسانی که بیماری اعصاب و روان دارند، به افسردگی مبتلا هستند.

تحقیقات داخلی نشان می‌دهد خطر اقدام به خودکشی ناشی از افسردگی شش برابر، بیکاری دو برابر، مصرف سیگار ۵/۲ برابر، الکل سه برابر افزایش می‌یابد.هر چند همه افسردگی‌ها به خودکشی منجر نمی‌شود، اما یکی از تظاهرات آنها خودکشی است.

رفتارهای تکانشی (واکنش‌ها و رفتارهای ناگهانی و انفجاری) و بیماری پی‌تی‌اس‌دی (ptsd) که منشأ آن پیشامدات و سوانح هستند، از دیگر علائم قابل توجهی هستند که فرقی نمی‌کند فرد در کدام سن و سال قرار دارد. اطرافیان فرد در صورت مشاهده این علائم باید هوشیارانه نسبت به درمان اقدام کنند.

مراقب ساعد دستان نوجوان و جوان دبیرستانی خود باشید

مراقب ساعد دستان نوجوان و جوان دبیرستانی خود باشید و ببینید اگر روی دست آنان شاهد خطوطی نازک و ممتد بودید، بدانید فرزند شما در یک بازی خطرناک مشارکت دارد. متاسفانه در مواردی دیده شده بازی خطرناکی بین این گروه سنی رایج شده و آن خط انداختن با تیغ روی ساعد دست به نشانه نارضایتی از زندگی و شهامت نشان دادن این اعتراض باب شده است.

متخصصان تأکید دارند منشأ این رفتارها را نه در نوجوان بلکه در نوع و نحوه عملکرد والدین و خانواده باید جست‌وجو کرد.

هر چه میزان رفتارهای خشن، پرخاشگری، عصبانیت، درگیری بین فردی در خانواده و محیط افزایش یابد، خطر بروز رفتارهای تکانشی، پرخاشگرانه و میل به افسردگی نیزافزایش می‌یابد و احتمال صدمه زدن به خود نیز بالا می‌رود.

 

وزیر بهداشت نگران افسردگی ایرانی‌هاست. او معتقد است در این سال‌ها اقدامی اساسی برای مبارزه با این بیماری انجام نشده. نگاهی به کلینیک‌های روان‌شناسی و خلق‌وخوی مردم نگرانی او را تایید می‌کند. در این شرایط چه بر سر سلامتِ روان ایرانی‌ها آمده‌است؟
، قاضی‌زاده هاشمی قبل‌تر هم به رشد افسردگی در جامعه اشاره کرده بود. سال گذشته او گفته بود  میزان افسرده‌های جهان 9 درصد یا نزدیک به 10 درصد است اما در ایران این میزان به 12.6 درصد رسیده.

او همچنین هفته گذشته به افسردگیِ 16.5 درصد زنان اشاره کرد و گفت این عوامل محیطی هستند که جامعه را به سمت افسردگی پیش می‌برند.

این‌که وزیر بهداشت بنا بر کدام پژوهش به این آمار از افسردگی می‌پردازد مشخص نیست، اما طبق پژوهش دیگری گفته شده بود که ایرانی‌ها بین 21 تا 25 درصد به افسردگی مبتلایند.

برخی روان‌شناسان حتی رقمی بسیار بالاتر از این را برای افسردگی کنار گذاشته‌اند. اما اینکه افسردگی 12 درصد باشد یا 30 درصد چیزی را تغییر نمی‌دهد، وقتی روان‌شناسان و مشاوران ایرانی از زنگِ خطر افسردگی و مشکلات سلامت روان در ایران سخن می‌گویند.

به گفته آن‌ها عوامل مختلفی که خاصِ جامعه ایران است، این جامعه را در این سال‌ها به سمت شیوع افسردگی یا همان سرماخوردگی روانی برده است.

مهدی مسلمی‌فر روان‌شناس در گفتگو با فرارو عواملی که باعث افزایش افسردگی بین مردم شده را بررسی کرد.

این مشاور در ابتدا گفت: افسردگی می‌تواند فصلی، بیولوژیک یا اجتماعی باشد. اما افسردگی اجتماعی در حال حاضر اهمیت بیش‌تری دارد. کما اینکه شعار سازمان بهداشت جهانی مبارزه با افسردگی است. بنابراین سخن گفتن از آن در ایران نیز مهم است.

وی درباره ویژگی‌های بیماری افسردگی توضیح داد: این بیماری "شایع" است. در روان‌شناسی از چیزی به‌نامِ سرماخورگی روانی از آن یاد می‌شود. در این بیماری هر شکستی در فرد منجر به آسیب خواهد شد و ابتدا با حسی ناخوشایند شروع می‌شود. پرخاشگری، کاهش میل جنسی، کاهش تحرک و... از تاثیرات آن است.

وی همچنین ادامه داد: نکته‌ای که در مورد افسردگی وجود دارد این است که این آسیب یک آسیب راحت است؛ به این معنا که به راحتی در افراد به‌وجود می‌آید و از طریق آن سقوط کردن نیز آسان خواهد بود. چراکه همدستی‌های اجتماعی افسردگی را ساپورت خواهند کرد. این هم‌دست‌ها همان کسانی هستند که از این فضا استقبال می‌کنند و به مرور تبدیل به فرد ناجیِ زندگی فرد افسرده می‌شودند، حال آنکه خودشان نیز افسرده‌اند.

به گفته او همین اتفاق در سطح کلان نیز رخ داده است؛ یعنی ایجاد مشکلاتی از بیرون که منجر به افسردگی افراد می‌شود و درنتیجه شیوع و ساپورت آن در جامعه.
 
عوامل افسردگی در سطح کلان آن اما چه‌چیزهایی است؟ مهدی مسلمی‌فر در ادامه درباره این عوامل توضیح داد و تاکید کرد افزایش افسردگی در یک جامعه به عواملی برمی‌گردد که منجر می‌شود تا حس افسردگی در مردم فعال شود.

این مشاور با ذکر مثالی با تاثیر عوامل اقتصادی در افسردگی مردم ایران اشاره کرده و اظهار کرد: در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، مردم به دلیل بالا بودن تورم پرکار و فعال بودند و همین سبب شده بود تا استرس(که در فاصله رسیدن به چیزی به‌وجود می‌آید) و اضطراب جزو مواردی از مشکلات روان‌شناختیِ توام با افسردگی باشند؛ مواردی که در کلینیک‌های روان‌شناختی زیاد با آن مواجه می‌شدیم.

مسلمی‌فر با اشاره به رکود اقتصادی در حال حاضر در ایران ادامه داد: در سال‌های اخیر نیز کلمه‌ای که بیش‌تر می‌شنویم؛ کلمه "رکود" است؛ اصطلاحی که مردم این روزها زیاد آن را به‌کار می‌برند. اختلالِ متناسب با ثبات نیز افسردگی است. این اختلال درنتیجه منجر به تکرار، یک‌نواختی ریتم زندگی، عدم وجود نقطه عطف و چشم انداز در زندگی می‌شود.

وی در ادامه گفت: برای مثال مغازه‌داری را در نظر بگیرید که پیش از رکود اقتصادی، روزی40 بار از روی صندلی خود بلند می‌شد تا لباس بفروشد، او حالا فقط 4 بار از روی صندلی‌اش برای این فعالیت اقتصادی و فیزیکی بلند می‌شود و درنتیجه به مرور رفتارش تغییر خواهد کرد.

بنابراین این روان‌شناس معتقد است وقتی وضعیت اقتصادی محدود شود، انتخاب برای آدم‌ها و برنامه‌ریزی‌هایشان نیز کاهش پیدا می‌کند و رفتار مردم به سمت افسردگی گرایش پیدا می‌کند.

او البته می‌گوید این بدان معنا نیست که در همه جهان مشکلات اقتصادی باعث شیوع افسردگی می‌شود. مثلا آمار خودکشی در کشوری مثل ژاپن با شرایط اقتصادیِ خوب، بسیار بالاست. اینکه چه عواملی بر روی افسردگی مردم جامعه تاثیر می‌گذارد به سابقه تاریخی، ملی و همه شرایط آن جامعه برمی‌گردد.

چه عوامل دیگری مردم را افسرده‌ کرده است؟ به گفته این روان‌شناس در جامعه ما در حال حاضر رکود یکی از عوامل تاثیرگذار بر روی خلق و خوی افراد است، اما عوامل دیگری نیز وجود دارد.
 
جامعه خوب‌ها و بدها افسرده است
کمبودِ آزادیِ عمل و حق انتخاب به اعتقاد مسلمی‌فر از دیگر عوامل افسردگی در جامعه ایرانی است. همچنین به گفته او جامعه ایران بدل به جامعه‌ای به‌شدت ارزشی شده‌است و دو قطبی‌شدن جامعه به خوب و بد باعث شده تا مردم به خوب‌ها و بدها تقسیم شوند که این خودش منجر به افزایش برچسب‌ها و شیوع افسردگی است.

وی در ادامه اظهار کرد: پذیرفتن تفاوت و تفکیک میان مردم به دلیل گذار جامعه از سنت به مدرنیته هنوز جایی در میان ما پیدا نکرده‌است.

این کارشناس همچنین درباره شیوع آسیب‌ها به‌دلیل افسردگی گفت: در این میان، افرادی که می‌خواهند خلاق و آزاد زندگی کنند ممکن است نتوانند این پارادوکس را رعایت کنند و درنتیجه از طریق اعتیاد، خیانت و سایر آسیب‌ها خودشان را رها کنند. اتفاقی که ما در نسل جدید بیش‌تر شاهد آن هستیم.

وی درباره دلیل دیگر افزایش افسردگی در جامعه ایران نیز گفت: همچنین در جامعه ایران هزینه به‌دست آوردن خواسته‌ها بالاست چون زیرساخت مناسب آن وجود ندارد و درنتیجه به‌خاطر این هزینه افراد از علایق و خواسته‌هایشان می‌گذرند که این خود عامل دیگری در ایجاد افسردگی است.

این روان‌شناس تاکید کرد: معنای زندگی با هزینه‌ای بالا در جامعه ایرانی تامین می‌شود و یک فرد اگر بخواهد کارِ خوبی داشته باشد نمی‌تواند خودش باشد.

مهدی مسلمی‌فر همچنین با اشاره به دوران اصلاحات گفت: در این دوران که زمان شکوفایی فرهنگی در ایران بود؛ کتاب، مطبوعات و ابزارهای فرهنگی زیادی شکل گرفت که منجر شده بود تا میزان افسردگی در جامعه کم‌تر شود؛ افراد بیش‌تر از حالا خودشان بودند، اما حالا حتی یک کارشناس نیز از به‌کار بردن یک واژه نگران است تا نکند این واژه دردسری ایجاد کند؛ حتی اگر آن کارشناس یک مدیر یا یک پزشک باشد.

در شرایط رکود، دوقطبی بودن جامعه، بالا بودن هزینه زندگی و ارزش‌گذاری‌ها چطور می‌توان راه برون‌رفتی پیدا کرد تا به دامن افسردگی نیفتاد؟

در ادامه مسلمی‌فر درپاسخ به این سئوال توضیح داد: ما باید سعی کنیم اصالت را به افراد بدهیم. فضای مجازی یکی از امکان‌های جدیدی است که فارغ از آسیب‌هایی که داشته، کمک می‌کند تا مردم بیش‌تر بتوانند حرف خودشان را بزنند.

همچنین به گفته او باید مردم از راه‌های مختلف سراغ معنای زندگی بروند و همه تلاششان را بکنند تا در هرجا که هستند نقش‌اشان را ایفا کنند؛ چرا که بحث توجه و تمایل آدم‌ها برای صعود و پیشرفت می‌توان حالِ خوبی را به جامعه تزریق کند.

مهدی مسلمی‌فر در انتها نیز گفت: راه برون‌رفتِ دیگر، داشتن روابط خوب با دیگران است؛ گروه‌های اجتماعی می‌توانند کمک بزرگی به درمان افسردگی در جامعه ایران بکنند.
منبع: فرارو

بر اساس تحقیقات جدید، افرادی که سابقه‌ی افسردگی دارند، تصاویر بیشتری در اینستاگرام به اشتراک می‌گذارند. آن‌ها هم‌چنین از فیلترهای عکس کمتری استفاده می‌کنند و تصاویری که پست می‌کنند، تیره و بیشتر خاکستری هستند. نتایج این تحقیقات جدید، در شماره‌ی این هفته‌ی نشریه‌ی EPJ Data Science منتشر شده است. این تحقیقات می‌گوید که اینستاگرام، یا دیگر شبکه‌های اجتماعی، ابزارهایی هستند که می‌توان با استفاده از آن‌ها، بیماری روانی را در افراد تشخیص داد.

برای کشف افسردگی در افراد، پیش از این چگونگی قرارگیری لغات توییت‌های شما، یا استاتوس فیس‌بوک‌تان هم مورد مطالعه قرار گرفته بود. این تحقیقات جدید، به جای بررسی لغاتی که در شبکه‌های اجتماعی قرار می‌دهید، به نشانه‌های بصری پرداخته است. محققان دانشگاه های هاروارد و ورمونت با بررسی بیش از ۴۳ هزار عکس از ۱۶۶ کاربر، تحقیقات خود را انجام داده‌اند. از این ۱۶۶ نفر، ۷۱ نفر سابقه‌ی افسردگی داشته‌اند.

محققان با استفاده از یادگیری ماشینی به بررسی رنگ، روشنایی و فیلترهایی که روی عکس‌ها استفاده شده، پرداخته‌اند. آن‌ها هم‌چنین به حضور چهره‌های افراد در عکس‌ها توجه کرده‌اند. نتایج منتشر شده از سوی آن‌ها، از این قرار است: افرادی که افسرده هستند، تصاویر بیشتری پست می‌کنند، پست‌های آن‌ها آبی‌تر، تیره‌تر و خاکستری‌تر هستند و آن‌ها هم‌چنین به ندرت از فیلتر عکس استفاده می‌کنند.

افراد افسرده حتی اگر بخواهند از فیلتر استفاده کنند،‌ سراغ فیلتر Inkwell می‌روند که تصاویر را سیاه و سفید می‌کند. افراد سالم، ترجیح می‌دهند از فیلتر Valencia استفاده کنند که رنگ تصاویر را روشن‌تر می‌کند. تصاویری که افراد افسرده پست می‌کنند، اغلب شامل چهره‌های افراد است. با این حال، در مقایسه با افراد سالم، تعداد چهره‌ها در عکس‌های پست شده، کمتر است. این موضوع به تعامل کمتر افراد افسرده در جامعه اشاره دارد.

خود محققان هم می‌گویند که این نتایج منتشر شده، روی همه‌ی افراد هم درست از آب در نمی‌آید. پژوهشگران هزاران عکس را بررسی کرده‌اند، ولی گروهی که تحت بررسی قرار گرفته‌اند، نسبتا کوچک بوده است. افراد بررسی شده هم‌چنین فعالیت زیادی در اینستاگرام داشتند و حاضر بودند که تمام تصاویر پست شده‌ی خودشان را در اختیار محققان قرار دهند.