رازهای مردانه که زنان باید بدانند

ممکن است برداشت غلط از یک رفتار، باعث خاتمه یافتن یک رابطه‌ی عاطفی شود. برخی زوج‌ها به‌ علت عدم درک متقابل، دچار سوءتفاهم و بوجود آمدن کدورت در رابطۀ خود می‌شوند. شاید علت اصلی این کدورت، تفاوت دنیای زنان و مردان باشد. اگر مایلید بیشتر با دنیای مردان و رازهایی را که ممکن است هیچ‌گاه برای شما بازگو نکنند آشنا شوید، ادامه مطلب که بر اساس روانشناسی جنسیت گردآوری شده را از دست ندهید.

نشان دادن علاقه با رفتار

نشان دادن علاقه با رفتار

برخی از مردان ترجیح می‌دهند به جای گفتن دوستت دارم، با حرکات و اعمالشان علاقه خود را نشان دهند. تعجب نکنید اما بعضی از مردان ممکن است با کمک کردن در امور خانه، تمیز کردن حیاط و حتی بیرون گذاشتن زباله‌ها، عشق خود را به طرف مقابل نشان دهند. پس نشنیدن ‘دوستت دارم’ از زبان فردی که با او در رابطه هستید را به معنی بی‌احساس بودن و کم‌علاقگی وی نپندارید.

تعهد دادن دیر اما طولانی

تعهد دادن دیر اما طولانی

مردان به ترس از تعهد دادن مشهورند. شاید به این خاطر که آنها در مجموع به ازدواج جدی‌تر و سخت‌گیانه‌تر از زنان نگاه می‌کنند. اغلب مردها تا زمانی که مطمئن نشوند تا آخر عمر می‌توانند زندگی مشترک را تامین کنند، ازدواج نمی‌کنند.

تصدیق نکردن

تصدیق نکردن

هنگامی که شما به حرفهای دیگران گوش می‌دهید، احتمالا با بله، متوجه هستم و … فرد متقابل را تصدیق و توجه خود را به گفته‌هایش نشان می‌دهید. اما اغلب مردان این کار را انجام نمی‌دهند. با این وجود، معنی این، گوش ندادن و عدم توجه نیست. مردان ممکن است ساکت باشند و همزمان به حرف‌های شما فکر کنند،‌ پس از ساکت بودنشان عصبانی نشوید.

انجام فعالیت‌های مشترک

مردان ترجیح می‌دهند روابط خود را با انجام فعالیت‌های مشترک تقویت کنند، تا با گفتگو در مورد احساساتشان. برای بیشتر مردان،‌ انجام ورزشهای دونفره و روابط زناشویی، آنها را به شریک زندگیشان نزدیک‌تر می‌کند.

زمانی برای خلوت کردن مردانه

زمانی برای خلوت کردن مردانه

همان اندازه که انجام فعالیت‌های دونفره اهمیت دارد، زمانی برای خلوت کردن نیز برای مردان بسیار با اهمیت است. شریک زندگی‌تان را به انجام دادن کارها و سرگرمی‌های مورد علاقه‌اش تشویق کنید. در این صورت شما نیز زمانی برای خلوت کردن خواهید داشت. هنگامی‌ که دو طرف یک رابطه، زمانی برای خلوت کردن و پرورش خود داشته باشند،‌ از با هم بودن نیز لذت بیشتری خواهند برد.

پیروی از والدین

اگر می‌خواهید بدانید که یک مرد در یک رابطه عاطفی چگونه عمل می‌کند،‌ می‌توانید به رابطه پدر و مادر او نگاه کنید. رفتار والدین، می‌تواند خواه ناخواه سرمشق زندگی یک مرد باشد.

فراموش کردن

فراموش کردن

زنان تجربه‌های ناگوار و کدورت‌ها را به خاطر می‌سپارند و این افکار در آن‌ها باعث احساس اضطراب، نگرانی و اندوه می‌شود. در مقابل، مردان می‌توانند رویدادهای ناخوشایند را سریع‌تر از ذهن خود پاک کنند. ممکن است شما بخواهید در مورد بحث ناتمام روز قبل صحبت کنید، در صورتی‌که شوهر شما ممکن است آن را بطور کامل فراموش کرده باشد.

عدم تشخیص تغییرات رفتاری

عدم تشخیص تغییرات رفتاری

اغلب مردان توانایی تشخیص تغییرات رفتاری مانند عوض کردن تن صدا و یا استفاده از کنایه را ندارند. اگر می‌خواهید ناراحتی و یا احساسات خود را به مرد مورد نظر خود بفهمانید،با او واضح و البته با مهربانی صحبت کنید.

قدردانی

قدردانی

از نظر مردان، قدرشناسی مقوله‌ی بسیار مهمی است. مطالعات نشان می‌دهند پدرانی که به واسطه‌ی مراقبت از فرزندان خود مورد قدردانی قرار می‌گیرند،‌ شایسته‌تر و مصمم‌تر به همسران خود در این امر کمک و همراهی خواهند کرد.

فکر کردن به رابطه جنسی

مردان زیر ۶۰ سال، حداقل یک بار در روز به رابطه جنسی فکر می‌کنند. این آمار تنها در یک چهارم زنان صدق می‌کند. همچنین خیالبافی مردان در این زمینه متنوع‌تر و در مقایسه با زنان دو‌‌ برابر آنان است. فکر کردن به رابطه جنسی در مردان، امری طبیعی و غیرقابل تغییر است.

رابطه جنسی موفق

رابطه جنسی موفق

عده زیادی از مردان، داشتن رابطه جنسی موفق را بسیار مهم می‌دانند و اغلب صمیمیت جنسی را در داشتن رابطه با فردی که به او متعهد هستند جستجو می‌کنند. زیرا زوجی که رابطه‌ی طولانی مدت دارند، بیشتر یکدیگر را می‌شناسند و می‌توانند در برآورده ساختن خواسته‌های یکدیگر موفق‌تر باشند.

تنوع در رابطه جنسی

تنوع در رابطه جنسی

اغلب اوقات آقایان شروع کننده رابطه جنسی هستند. این در حالی است که ترجیح می‌دهند شروع کننده، طرف مقابل باشد. بهتر است در رابطه جنسی تنوع وجود داشته باشد تا کسل‌کننده و عادی نشود.

آماده نبودن برای رابطه جنسی

برخلاف تصور برخی از افراد، آقایان همیشه میل به داشتن رابطه جنسی ندارند. برخی عوامل مانند مشغولیت ذهنی و استرس، مانع از برقراری رابطه‌ی مطلوب می‌شود. پس اگر همسرتان از داشتن رابطه سرباز زد، به این معنی نخواهد بود که دیگر شما را دوست ندارد.

لذت دو طرفه

لذت دو طرفه

خشنود کردن طرف مقابل برای مردان اهمیت زیادی دارد. این امر زمانی امکان‌پذیر است که طرف مقابل خواسته‌هایش را بازگو کند. برخی از زنان از بازگو کردن خواسته‌هایشان خجالت می‌کشند، اما مردان هنگامی از رابطه لذت خواهند برد که این لذت دو طرفه باشد.

مشکل در برقراری رابطه

مردها هنگامی‌ که پا به سن می‌گذارند، ممکن است دربرقراری رابطه دچار مشکل شوند. همسر چنین افرادی می‌تواند با دلگرمی دادن، استرس وی را برطرف کند.

صحبت در مورد علایق

اگر مردان در رابطه خود احساس دوست داشته شدن و قدرشناسی نکنند، ممکن است در مکان‌های دیگر دنبال خواسته‌هایشان بگردند. برخی مردان خود را با کار و یا ورزش سرگرم می‌کنند و عده‌ای نیز با زنان دیگر رابطه برقرار می‌کنند. برای پیشگیری از این امر، بهتر است زوجین راجع به خواسته‌ها و علایق خود صحبت کنند و با بی‌اعتنایی، ‌رابطه خود را بحرانی نسازند.

وقف کردن خود

اغلب مردان خود را وقف زندگی زناشویی می‌کنند. در حالیکه اگر همسر این افراد نیز بتوانند در هزینه‌های زندگی مشارکت کنند، زندگی زناشویی پرثمری خواهند داشت.

سیمرغ

یک روانشناس با بیان اینکه علل فرهنگی جای عوامل اقتصادی و اجتماعی را در وقوع طلاق گرفته است، اظهار کرد: نبود توافق در تعریف ارزش‌های اجتماعی هنجاری ناظر بر نقش‌های خانواده وجود دارد و این روابط نحوه عملکرد زن و مرد را در چارچوب خانواده تعریف می‌کند و تشکیل دهنده بنیان خانواده نیز هست.

دکتر مهدی رستگارخالد افزود: یکی از دلایل اختلاف زوجین نبود توافق میان انتظارات و توزیع نقش‌های خانوادگی است و این موضوع ممکن است حتی به جدایی نیز منجر شود.

وی دلیل اصلی اختلاف زوجین جوان را تاخر فرهنگی دانست و تاکید کرد: نبود توافق میان شیوه‌های جامعه پذیری دختران و پسران یکی از نشانه‌های تاخر فرهنگی است.

این روانشناس در ادامه گفت: برخی معتقدند که بخشی از طلاق‌ها به این علت رخ می‌دهد که دختران، مدرن و پسران بر اساس شیوه‌های سنتی جامعه‌پذیر می‌شوند. در حال حاضر تعداد فرزندان کاهش یافته و به یک یا دو فرزند محدود شده است.

رستگارخالد با بیان اینکه امروزه فرزندان در خانواده از اهمیت زیادی برخوردار شده‌اند،اظهارکرد: در روند جامعه‌پذیری دختران تنها نقش‌های زنانه به آنان آموزش داده نمی‌شود و والدین آنان را به عنوان موجوداتی مستقل تربیت و به ورود به قلمروهای مردانه تشویق می‌کنند.

وی با اشاره به نحوه جامعه‌پذیری فرزندان پسر گفت: جامعه‌پذیری سنتی در این حوزه همچنان ادامه دارد و پسران صرفا برای برعهده گرفتن نقش‌های اجتماعی تربیت می‌شوند و تعریف خاصی از مردانگی به آنان آموزش داده می‌شود. بر اساس این تعریف پسران نباید در کارهای منزل مشارکت داشته باشد.

رستگار خالد با بیان اینکه جامعه ایرانی مرکب، پیچیده و به طور کامل قشربندی شده است، اظهارکرد: همین موضوع موجب می‌شود که نتوانیم درباره دلایل طلاق با قاطعیت نظر بدهیم. در قشرهای مختلف اثر نبود توافق بین توزیع و تعریف نقش‌ها در روابط خانوادگی و ایجاد طلاق متفاوت است. نبود توافق فرهنگی بیشتر در خانواده‌های طبقه متوسط به بالا و بالا دیده می‌شود و زنان در خانواده‌های سنتی و مذهبی کمتر با چنین مسائلی مواجه می‌شوند.

وی با اشاره به سرمایه‌های فرهنگی زنان اظهار کرد: هرچقدر سرمایه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان بیشتر باشد، علل فرهنگی مانند نبود توافق میان نقش‌ زن و مرد بیشتر در طلاق نمود پیدا می‌کند.

این روانشناس در ادامه گفت: تغییرفرهنگی در بخشی از جامعه، ارزشها و نهادها و اقشار جامعه رخ داده است و در قالب شکاف بین سنت و مدرنیته به آن پرداخته می‌شود. اگر قرار است ارزشهای مدرن را بپذیریم باید کل جامعه این تحول ارزشی را تجربه کنند.

 

وی افزود: این اتفاق زمان بر است و به تغییرات نسلی احتیاج دارد. در حال حاضر عوامل فرهنگی جای عوامل اقتصادی و اجتماعی را در بروز طلاق گرفته‌اند. نبود توافق بین تعریف از ارزشها، هنجارهای اجتماعی ناظر بر نقش‌های خانوادگی که روابط زن و شوهر را در چارچوب نهاد خانواده تنظیم می‌کند، باعث می‌شود که با ایفای این نقش‌ها خانواده کارکرد خود را به انجام برساند و نقش‌های خود را در جامعه ایفا کند.

 

وی افزود: در گذشته با وجود نامتقارن بودن روابط خانوادگی و مرد سالاری، رابطه برد – برد بر خانواده حاکم بود. زنان می‌پذیرفتند که نقش‌های خانوادگی خود را انجام دهند و در حوزه روابط مادری و همسری ایفای نقش کنند و خود را فدای خانواده می‌کردند. آنان از انجام این کار احساس بدی نداشتند.

این روانشناس با اشاره به وضعیت زنان روستایی اظهار کرد: آنان در تولید هم نقش داشتند ولی تصمیم‌گیری درباره نحوه صرف درآمد با مردان بود. آنان از روی اجبار یا ناآگاهی این کار را نمی‌کردند؛ بلکه زنان احساس می‌کردند که برای خانواده تلاش می‌کنند و پیشرفت شوهر و فرزندان خود را پیشرفت خود می‌دانستند بنابراین خودشان را وقف خانواده می‌کردند.

وی افزود: مبنای خانواده‌های هسته‌ای هم، عاطفه و عشق و علاقه بود و اهداف جمعی بر اهداف فردی تقدم داشت همچنین رابطه بین اعضا برد – برد بود؛ اما با ورود زنان به عرصه عمومی، هم مردان و هم زنان اهداف فردگرایانه پیدا کردند و پیشرفت خود را مقدم بر پیشرفت خانواده دانستند. غلبه رابطه فردگرایانه باعث شد که رابطه بین اعضای خانواده به ویژه میان زنان و مردان به برد – باخت تبدیل شود و زنان نیز نبود توافق این نقش‌ها را نمی‌پذیرفتند. همین امر موجب بروز اختلاف میان خانواده‌ها شد که نتیجه آن بروز اختلافات زناشویی، طلاق عاطفی و طلاق شرعی بوده است.

 

رستگارخالد در ادامه گفت: با غلبه دیدگاه‌های فردگرایانه، زنان به مادر شدن میلی ندارند و حتی پس از طلاق ممکن است به دنبال روابطی بروند که در چارچوب خانواده تعریف نمی‌شود.

وی درباره علل بروز تحولات ارزشی اظهار کرد: بسط و تامین ارزشهای فردگرایانه، میل به خودمختاری را از قلمرو مردان به حوزه زنان گسترش داده است.

 

رستگارخالد در ادامه گفت: تمایل زنان برای ورود به عرصه‌های عمومی، کسب سرمایه‌های اجتماعی و اقتصادی، پیشرفت فردی و تصاحب قدرت در دوران مدرن دیده می‌شود و همین امر موجب بازتعریف حوزه زنان می‌شود و با عقلایی شدن جوامع، شاهد گسترش عقلانیت ابزاری و ارزش‌های عام‌گرایانه هستیم.

 

وی افزود: در این شرایط فردیت از حوزه مردان به حوزه زنان گسترش می‌یابد و مساله جنسیت منتفی می‌شود. بین این ارزش‌های غالب شده و عقلانیت ابزاری و ارزش‌های فردگرایانه همبستگی و پیوستگی ذاتی وجود دارد. حاکمیت ارزش‌های عقل‌گرا موجب تمایل جامعه به ارزش‌های فردگرا می‌شود. عواملی نیز این وضعیت را تشدید می‌کنند که یکی از آن‌ها جهانی شدن فرهنگ و گسترش ارتباطات در نسل جدید به ویژه دختران است.

این روانشناس در ادامه گفت: در حال حاضر دختران با سبک‌های زندگی جدید آشنا می‌شوند و خانواده به دختر و پسر به یک اندازه اهمیت می‌دهد. در این شرایط دختران محدودیت‌ها را نمی‌پذیرند و میل به آزادی، تجربه‌خواهی و نوگرایی پیدا می‌کنند. مصرف صنایع فرهنگی و افزایش تحصیلات نیز این خواسته را تشدید می‌کند و در نهایت زن، سلطه مرد را نمی‌پذیرد و علاقه دارد که خودش تصمیم‌گیری کند و علایق شخصی‌اش را دنبال کند همچنین هنجارهای سنتی را نفی می‌کند.

وی با اشاره به تحول در ارزش‌های خانوادگی به ویژه خانواده هسته‌ای گفت: تضعیف خانواده سنتی در ایران به صورت اشتغال زنان دیده می‌شود. بر اساس این دیدگاه، با افزایش اشتغال زنان، آنان نمی‌توانند نقش‌های جنسیتی خود را به طور کامل انجام دهند، چراکه انرژی و قدرت محدودی دارند. زنان در این شرایط دچار اضافه بار نقش می‌شوند و یکی از دلایل کاهش باروری نیز همین مساله است. علاوه بر آن زنان از شوهران خود توقع دارند که در انجام امور منزل همکاری کنند.

رستگارخالد در پایان اظهارکرد: خانواده هسته‌ای شاید بهترین الگوی خانواده از دیدگاه کارکردهای خانواده مانند ایجاد نظم اخلاقی و اجتماعی باشد، اما با افزایش اشتغال زنان و تضعیف خانواده هسته‌ای ممکن است این زنان به شیوه‌های دیگری از رابطه رو بیاورند و حتی برای ایفای نقش مادری خود، کودکانی را به فرزندخواندگی قبول کنند تا بدین ترتیب استقلال خود را از دست ندهند. در این شرایط خانواده به جای آنکه به صورت نهاد باشد، بیشتر به یک رابطه تبدیل می‌شود.

ایسنا

تغییرات سبک زندگی در سال‌های اخیر با پیامدهای گوناگونی از جمله شکاف بین نسلی و فردگرایی، انزوای اجتماعی و رشد چشمگیر زندگی در خانه‌های مجردی را به همراه داشته است.

به گزارش ایسنا، در سال‌های اخیر روان‌شناسان و جامعه شناسان درحالی نسبت به گسترش روحیه فردگرایی در جامعه هشدار دادند که دلایل آن را ایجاد فاصله بین شاخص‌های هویتی والدین و فرزندان، تفاوت دیدگاه‌های ناشی از شرایط تربیتی و اجتماعی و نبود ارتباط کلامی بین اعضای خانواده می‌دانند. دکتر ناصر قاسم‌زاد، روانشناس در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به دلایل گسترش زندگی تجردی در کشور گفت: در سال‌های اخیر به علت افزایش سن ازدواج، تطابق نداشتن وضعیت فکری، هویتی، روحی و روانی فرزندان با والدین شاهد رشد چشمگیر خانه‌های مجردی به ویژه در کلانشهرها هستیم. به گونه‌ای که در بسیاری از این خانه‌ها جوانان در سنین بالای ۲۷ سال زندگی می‌کنند.

قاسم‌زاد با بیان این که زندگی در کنار خانواده دوره خاص خود را دارد، تصریح کرد: باید تلاش کنیم که مشکلات ازدواج جوانان را حل کنیم تا کمتر با پدیده‌ خانه‌های مجردی مواجه شویم؛ چرا که برخی افراد به دلایل مختلف از ازدواج منصرف می‌شوند و به زندگی تجردی روی می‌آورند. برخی از آنان به علت مشکلات شخصیتی و بعضی از این افراد هم به دلیل تجربه‌های تلخ از زندگی مشترک قبلی خود زندگی مجردی را ترجیح می‌دهند.

رضا اسماعیلی، جامعه شناس نیز در گفت‌وگو ایسنا، در خصوص اینکه دلیل افزایش خانواده‌های تک نفره و تک عضو چیست؟ اظهار کرد: تجرد قطعی، کاهش میل به ازدواج، علاقه به زندگی مستقل توسط جوانان و طلاق در سال‌های اول زندگی که منجر به بازگشت به منزل پدر نشود، موجب افزایش خانوار تک عضو شده است.

وی افزود: به این معنا که می‌توان علت افزایش خانواده‌های یک نفره را کاهش نرخ ازدواج و افزایش میزان طلاق و جدایی به ویژه در سال‌های اول زندگی، در زمانی که هنوز زوج‌ها صاحب فرزند نشدند، برشمرد. در سال ۹۶ به ازای هر ۱۰۰ ازدواجی که در جامعه ایران اتفاق افتاد ۲۹ مورد منجر به طلاق شده است و در پنجاه سال اخیر بالاترین نسبت طلاق به ازدواج را در ایران در سال ۹۶ تجربه کردیم.

 

به گزارش ایسنا، این در حالیست که علیرضا صادقی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی نیز در این باره با اشاره به عامل اصلی شکل گیری زندگی انفرادی در خانواده‌های ایرانی، گفت: عوامل مختلفی در قضیه انقطاع عاطفی نقش دارند. بخشی از این موضوع اساسا مربوط به پیش از ازدواج است. به این معنا که زن و شوهر با شناخت یکدیگر را پیدا نکرده‌اند. زمانی که درباره انقطاع روابط در یک خانواده سخن می‌گوییم ممکن است تنها منظور غذا نخوردن خانواده کنار هم باشد و یا ممکن است نبود ارتباطات کلامی بین اعضاء مدنظر باشد؛ به این صورت که هریک از افراد خانواده کار خود را انجام می دهد و فقط زیر یک سقف زندگی می کنند.

این استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه اظهار کرد: اما بدترین حالت این است که نه تنها بخشی از این روابط وجود ندارد، بلکه ارتباط بیولوژیکی و حتی زناشویی میان همسران نیز از بین رفته است و در این خانوادهها اساسا هیچ چتر احساسی شکل نمی‌گیرد.

وی با تاکید بر اینکه در خانهای که فقط خوابگاه اعضای خانواده محسوب می شود و اعضا هیچ گونه روابط عاطفی و حتی وابستگی مالی هم به یکدیگر ندارند اوضاع بسیار حادتر است، افزود: اولین کاری که باید انجام دهیم این است که از زیر بار مسئولیتهای خود شانه خالی نکنیم و هر شخصی در هر نقطهای اعم از دولتی، والدین، معلمان و ... این وظیفه را عملی کند. خانوادهها باید فرصتهایی را - حتی به اجبار-  برای دیدار هم در نظر بگیرند. به عنوان مثال خود را ملزم کنند که در وقت شام کنار سفره باشند. نکته دیگری که باید توجه داشته باشیم این است که دست از تغییر دیگران برداریم و سعی کنیم انعطاف پذیر باشیم و اولیت‌های خودمان را تغییر دهیم و هیچگاه به دنبال مقصر نباشیم.

 حسن بنیانیان ، رئیس کمیته فرهنگی و پیوست نگاری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز یکی از آثار ورود سبک زندگی غربی به کشور  از طریق رسانه‌ها را  تخریب سرمایه‌های قدیمی دانست و گفت: ارتباط مستمر بین اعضای خانواده بر اساس مسئولیت پذیری اعضای خانواده و فامیل نسبت به هم شکل می‌گیرد. بحث مهندسی فرهنگی که مقام معظم رهبری بر آن تاکید دارند همه در این راستاست تا بتوانیم آسیب‌ها را مهار کنیم.


وی در ادامه با بیان اینکه در شورای عالی انقلاب فرهنگی مباحث کلان در سیاستگذاری مطرح می‌شود و ارگان‌هایی مانند آموزش و پرورش حلقه‌های حدواسط هستند، اظهار کرد: این نهادها باید به عنوان یک جریان با این تفکر مقابله کنند. برای اولیاء و فرزندان در قالب کارهای هنری این موضوع باید نهادینه شود که ارتباط با غرب در دنیای امروز اجتناب ناپذیر است اما باید بتوانیم آسیب‌ها را شناسایی کنیم و آنها را  به حداقل برسانیم. همچنین می توانیم این  بحث را به رسانهها منتقل کنیم؛ به این صورت که در شبکههای تخصصی از زبان نخبگان و در شبکه های عمومی تر به زبان هنری با مردم صحبت کنیم . روحانیت نیز در حوزه نفوذ خود باید وارد این مسائل شود.

بنیانیان در پاسخ به این سوال که چگونه میتوان مسئولیتهای فردی و عاطفه گذشته را به خانوادهها باز گرداند؟ نیز توضیح داد: در تمام خانوادهایی که طلاق رخ می‌دهد در ابتدا روابط اعضا کم رنگ شده و اعضاء به صورت انفرادی زندگی می‌کنند و زمانی که ارتباطات قطع می شود کوچکترین حادثه منجر به بحث و مجادله و در نهایت جدایی می‌شود.


رئیس کمیته فرهنگی و پیوست نگاری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه گفت: ما پس از انقلاب احساس مسئولیت فردی را از تک تک افراد جامعه گرفته‌ایم و آن را به مفهوم حکومت دینی منتقل کرده‌ایم و حالا پس از چهل سال متوجه اشتباه خود شده‌ایم که نباید در تریبون‌های عمومی به بهانه انتخابات به مردم بگوییم که شما بهترین مردم دنیا هستید. در ذهن مردم این سوال نقش می‌بنند که مسئول فساد در جامعه کیست و از این موضوع غافل می‌شوند که در تک تک مسائلی که در جامعه رخ می‌دهد همه افراد به نوعی نقش دارند. ممکن است افراد جامعه فسادی را انجام ندهند اما همین که از کنار آن بی تفاوت گذر می‌کنند در شکل گیری فساد نقش دارند.


بنیانیان افزود: بنابراین باید احساس مسئولیت فردی و اجتماعی را به تک تک افراد جامعه بازگردانیم و از طریق مدارس و در قالب هنر و نمایش بر روی قشر کودک و نوجوانان سرمایه گذاری کنیم. همچنین افراد ضمن بالا بردن مسئولیت خود باید هنر تذکر به دیگران را بیاموزند تا تذکرشان مخرب ارتباطات نباشد و در جهت صحیح انجام شود. از سوی دیگر متاسفانه ما هنوز از ظرفیت دین خود برای این موضوع استفاده نکرده‌ایم.

سمانه محمودآبادی، کارشناس ارتباطات اجتماعی نیز با بیان اینکه  بخشی از بحث فردیت به آموزه‌های خانواده برمی‌گردد و در طول زمان با گفت‌وگو و ارتباطات بیشتر حل می‌شود، اظهار کرد: زمانی که به محله کودکی پدر و مادر خود بازمی‌گردیم از نظر فرهنگی و تاریخی اشتراک پیدا می‌کنیم، این درحالیست که در جامعه دچار گسست تاریخی و شهری شده‌ایم. 

وی با اشاره به اینکه یکی از دلایل افت محبت در میان اعضای خانواده، متمرکز شدن مادر بر روی فرزندان و کاهش روابط عاطفی با همسر است، تصریح کرد: گاهی خانم‌ها این روحیه را دارند که در تمام کارها به طور شخصی وارد شوند و در طولانی مدت آن کار را به عنوان نقش خود تعریف کنن؛ به طوریکه ناخودآگاه همسر خود را برای شراکت در امور فرزند دور می‌کنند. در مورد فرزندان دختر این اشتباه بیشتر می شود در حالی که بخشی از کارهای فرزند بر عهده مادر است. 


این کارشناس ارتباطات اجتماعی در ادامه تصریح کرد: توجه داشته باشید فرزند شما باید سبب تحکیم خانواده شما باشد و نباید تنها بخشی از خانواده را درگیر کند. مادرها به صورت ذاتی احساس خود را بیشتر بروز می‌دهند و به مرور زمان این جو را در خانه ایجاد می‌کنند. بنابراین آقایان باید در برابر فرزند خود مسئولیت بیشتری را برای خود در نظر بگیرند و از پوسته‌ای که به آنها القاء می‌کند که کمتر در مسائل احساسی و عاطفی درگیر شوند، خارج شوند.

محمودآبادی با بیان اینکه پدرها باید بپذیرند اینکه در مسائل تربیتی فرزند خود وارد شوند عیب نیست، گفت:  همچنین باید در نظر داشته باشند به دلیل خصوصیات ذاتی مردانگی می توانند تاثیرات مثبتی بر اعتماد به نفس فرزندان خود داشته باشند.

 

 

الهام آمرکاشی

 

اين روزها تا چَشم کار ميکند، از هر طرفي چيزي تازه خودش را نشان مي دهد و انگار هر روز منتظريم از گوشه کناري صداي آمارِ ناهنجاري و معضلي ديگر بلند شود.

نميخواهم بگويم عادت کرده ايم به اين سرک کشيدن هاي افسار گسيخته و افزایش معضلات و ناهنجاری ها و اخباری که هیچ ربطی به الزام و بودنش در جامعه دیده نمی شود اما بی تردید، جايي پاي عقايد و آرمان هايمان مي لنگد که رشد آمارهايي چون طلاق، اعتياد، دزدي، ازدواج سفید و به تازگی ازدواج بدون اذن پدر، سرتیتر اخبارمان شده است.

"به تازگی طرحی مبنی بر حذف اجازه پدر برای ازدواج دختران بالای 28 سال دارای مدرک فوق لیسانس و پنج سال سابقه بیمه توسط حمیده زرآبادی، نماینده مردم قزوین به مجلس ارائه شد که با حواشی زیادی همراه بوده است.هدف از ارائه این طرح، تسهیل شرایط سخت ازدواج به ویژه در برخی نواحی کشور است که با تعصب بیش از اندازه مانع از ازدواج دختران خود می‌شوند"؛ اما بی شک هدف از این طرح، نمی تواند تسهیل گرِ شرایط سخت ازدواج برای دختران باشد که در این روزگار نسبتا با تمدن که در خانواده ها مستولی است، شرایط صعب و سخت در مسیر اکثریتِ فرزندان خانواده وجود ندارد و اگرهم بنا به شرایطی در بعضی نقاط، شاهد چنین تعصب های جاهلانه باشیم، با بند و تبصره هایی خاص باید از فضای چنین شرایط صعبی عبور کنیم نه یک طرح فوریتی را تقدیم نماییم و به کل جامعه تعمیم دهیم و بنیان خانواده ها را در نظر نگیریم.

پیشترها توجيه هاي اقتصادي، عدم ثبت دوست داشتنِ دوطرفه، تهاجم فرهنگي، کمرنگ شدن يا بي رنگ شدن باورهاي مذهبي، بسط و رواج بي اخلاقي ها در سايهء مدرنيته و تجدد گرايي و از همه بالاتر تنوع طلبي و عدم پذيرش مسئوليت را سرخط قصهء نچسبِ ازدواج سفید دانستیم و با تمرکز بر این امر که معتقد بودیم بعد از گذر هيجانات زودگذر، صداي عدم امنيت رواني در جامعه به گوش خواهد رسید و آمار تنهایی های انفرادی بعد از انواع و اقسامِ ازدواج، افزایش خواهد یافت؛ نتوانستیم کاری در این راستا انجام دهیم و اینک در این گیر و دارِ هزار معضلی که احتیاج به ترمیم دارد، طرح ازدواج دختران 28 ساله بدون اذن پدر به مجلس تقدیم شده که گویی تمام ارکان و بدنهء اجتماع از هزار و یک طرح و مصوبه بی نیاز است و تمام موارد و مصالح در جای خود، آرمیده و حال جای این دارد که برای دختران بالای 28سال با مدرک فوق لیسانس و 5سال سابقه کار، فکری کنیم.

"معصومه آقاپورعلیشاهی دبیر فراکسیون زنان مجلس می گوید: این طرح با افزودن یک تبصره به مواد فوق به دخترانی که ۲۸ سال سن داشته و به شرط احراز رشد از سوی مرجع قضایی، دارای مدرک کارشناسی ارشد و دارای پنج سال سابقه کار و بیمه بازنشستگی باشد را از اذن پدر و حکم دادگاه برای ازدواج معاف می‌کند و این طرح در صدد پاسخ به نیازهای دخترانی است که دارای شرایط مذکور باشند. دلیل تعیین سه شرط مذکور هم این بود که دختران ۲۸ سال و به بالا دیگر از روی احساس تصمیم نمی‌گیرند علاوه بر آن تعصبات و شرایط خاص در برخی نواحی کشور موجب مشکلات عدیده‌ای برای دختران شده است."

حال جای این نکته باقی است که دختری که بالای 28سال سن داشته باشد و از روی احساس تصمیم نمیگیرد، چه نیازی به نبودنِ اذن پدر دارد که وقتی تصمیمی درست و صحیح و با ادله و ارکان مناسب باشد، پدر و پدرجد خانواده نیز نمی تواند برروی آن مخالفتی داشته باشد! از جانبی به گفته وی، "جامعه هدف این طرح عدد «کمی» را تشکیل می‌دهد و اگر این کار انجام نشود خانواده‌هایی که شرایط خاص و سختی را پیش پای دختران‌شان قرار می دهند هیچ وقت شاهد ازدواج دختران‌شان نخواهند بود. این طرح درصدد تسهیل شرایط سخت به ویژه در برخی نواحی کشور است"؛ که باز هم در این خصوص به نظر می رسد اگر این طرح، تصویب شود چه بسا اساس و بنیان خانواده ها نیز سست شده و از آن ستونِ محکم و اعتباری که باید وجود داشته باشد، دیگر هویتی باقی نمی ماند.

در این میان، زهرا ساعی- عضو فراکسیون اجتماعی در خصوص شرایط ازدواج بدون اذن پدر گفت: "پیشنهادی که داده شده برای مواردی مورد استفاده قرار می‌گیرد که پدر صلاحیت را نداشته باشد و یا در قید حیات نباشد"؛ که بازهم ناگفته پیداست که چنین شرایطی احتیاج به طرح و تبصره های اینچنینی ندارد و با روی کار آمدنِ چنین طرح ها و تصویب شان، بُعداصلی اجتماع را که خانواده با تمام هویت های مستقلِ فرهنگی- اجتماعی است، نادیده می گیریم.

بی تردید در این اجتماع پرزرق و برق که افراد، هزار چهره پیدا کرده اند و هویت های خانوادگی به دلایل معیشتی و فرهنگ های نوظهور، در حال فروپاشی و عوامل عدیده ای چون خشونت علیه زنان، رو به افزیش است، ابراز و پیگیریِ اینچنین طرح های فانتزی که با فرهنگ کلاسیک ما هیچگونه سنخیتی ندارد و قطع به یقین مورد تأیید و پذیرشِ شورای نگهبان نیز نمی رسد و انتظار هم می رود نرسد، الزامی نیست؛ چرا که در موارد خاص که پدر، شرایط صلاحیت را به دلایل متفاوت نداشته باشد با بند و تبصره هایی در قانون، میتوان در این خصوص راهکارهای اصولی و متقن، پایه ریزی کرد تا حال و آیندهء دخترانی که در چنین خانواده هایی زندگی می کنند، در معرض نابودی قرار نگیرد که قطع به یقین، مطرح نمودن چنین طرح هایی از پایه بی اساس و کاری بی فایده تلقی می شود.

و به حمداالله بعضی نمایندگان به این طرح، روی خوش نشان ندادند و این موضوع را از موارد اهم جامعه ندانستند؛ از جمله سهیلا جلودارزاده نماینده تهران و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس که با اشاره به طرح ازدواج دختران بدون اذن پدر، بیان کرد:" ازدواج دختران بدون اذن پدر مسئله عمومی کشورمان نیست و ممکن است در مورد درصد کمی از دختران کشور این مسئله صدق کند و مورد نیاز باشد. منتها همان درصد کم هم دوست ندارند در حالت قهر و نافرمانی از پدر و مخالفت با خانوادشان ازدواج کنند".

به نظر می رسد در این وانفسای اجتماعی- فرهنگی با مشکلات عدیده اقتصادی، ضرورتِ حضورِ اینچنین طرح های فانتزی که با هویت سنتی و فرهنگِ اصیل ایرانی منافات دارد، دیده نمی شود که خانواده در فرهنگِ شرقی- ایرانی دارای اصالت است و از بُعد و اهمیت والایی برخوردار است.

انتظار می رود و شایسته است برای پُر کردن وقت در فراکسیون های مجلس، طرح های اساسی تری مورد بررسی و کنکاش و طرح و تقدیم و تصویب قرار بگیرد تا دغدغه ای به اسمِ حذف اجازه پدر برای ازدواج دختران بالای ۲۸ سال!

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سعید اوحدی رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در  دیدار با رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی با ارائه گزارشی از ظرفیت، امکانات و فرصت‌های سازمان فرهنگی هنری و اقدامات این سازمان در نوروز، اعیاد شعبانیه و نمایشگاه کتاب اظهار کرد:سازمان فرهنگی و هنری شهرداری در حوزه های مختلف فرهنگی، هنری و خانواده با محوریت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی و حمایت از کالای ایرانی، برای همکاری با شورای عالی انقلاب فرهنگی و مشخصا شورای فرهنگی اجتماعی زنان در حوزه‌های بانوان و خانواده آمادگی دارد.

زهرا آیت‌اللهی رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی در این دیدار با اشاره به گزارش رئیس سازمان فرهنگی هنری، اقدامات سازمان فرهنگی هنری را در ایام تصدی سعید اوحدی امیدوار کننده دانست و گفت: در مدت زمان حضور شما به عنوان ریاست سازمان فرهنگی هنری شاهد اتفاقات مثبتی هستیم.

آیت‌اللهی در ادامه از رئیس سازمان فرهنگی هنری درخواست کرد: دو موضوع حمایت از کالای ایرانی و چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در اولویت برنامه‌های فرهنگی سازمان فرهنگی فرهنگی قرار گیرد.

وی همچنین تاکید کرد: در جلسه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی سیاست‌های کلان فرهنگی در موضوع حمایت از کالای ایرانی تصویب شده است.

 اوحدی در ادامه توضیح داد: برای دو موضوع حمایت از کالای ایرانی و چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ستادهای مستقلی در سازمان فرهنگی هنری تشکیل شده است و انشالله برنامه ریزی دقیق و عمیقی اتفاق خواهد افتاد.

کاهش 2 درصدی موالید

 زهرا آیت‌اللهی با اشاره به آماری در خصوص کاهش ازدواج، موالید و افزایش طلاق که نسبت آن در سال ۹۵ به سال ۹۶ با ۱۰ درصد کاهش ازدواج، ۶ درصد کاهش طلاق و ۲ درصد کاهش موالید بوده است، از رئیس و مدیران سازمان فرهنگی هنری درخواست کرد که در این موضوع برنامه‌ریزی ویژه‌ای داشته باشند و اقدامات جدی و عملی در این بخش اتفاق بیفتد.

وی همچنین افزود: افراد صاحب‌نظر در دل شورای فرهنگی اجتماعی زنان آمادگی همکاری با سازمان فرهنگی هنری برای تحقق این موضوع را دارند.

سعید اوحدی گفت: تقویت امور خانواده یکی از دستورکارهای جدی سازمان فرهنگی هنری در سال پیش رو است.

باشگاه خبرنگاران جوان

رسیدگی به این پرونده از سی و یکم خرداد 92 به دنبال کشته شدن زن 32ساله ای به نام مژگان در دستور کار پلیس ملارد قرار گرفت. جراحت های روی صورت این زن نشان می داد وی به احتمال زیاد بعد از ضرب و شتم خفه شده است.

پلیس به تحقیق پرداخت و دریافت ، مژگان از دوسال قبل به عقد موقت پسر جوانی به نام مهرداد درآمده بود اما از مدتی پیش با وی اختلاف داشت. با افشای این ماجرا ردیابی مهرداد 33ساله آغاز و وی در کرج بازداشت شد.

این مرد که 20 روز از ازدواجش با دختر مورد علاقه اش گذشته بود به ناچار لب به اعتراف گشود و به قتل همسر صیغه ای اش اعتراف کرد.

وی پای میز محاکمه ایستاد و به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد.

حکم صادره در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی قرار داشت که مهرداد توانست با پرداخت دیه 100 میلیونی به همسر سابق مژگان که حالا قیم فرزندان خردسال اواست رضایت آنها را جلب کند. به این ترتیب از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد.

در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمد باقر قربان زاده و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند.

سپس مهرداد در جایگاه ویژه ایستاد و در تشریح جزییات ماجرا گفت: دوسال قبل از این ماجرا در خیابان با مژگان آشنا شدم. او می گفت از همسرش جدا شده و سرپرستی دو فرزند خردسالش را هم بر عهده دارد. من دلم برای او سوخت و مژگان را به عقد موقتم درآوردم. دوسال از این ماجرا گذشته بود که تصمیم به ازدواج گرفتم. با مژگان صحبت کردم و از او خواستم تا ارتباطمان را قطع کنیم اما او قبول نکرد. مژگان وقتی فهمید تصمیم به ازدواج با دختر مورد علاقه ام را دارم تهدیدهایش را شروع کرد. او از من 90 میلیون تومان پول می خواست تا سکوت کند و در این باره حرفی به خانواده ام نزند.

وی ادامه داد:20 روز از مراسم ازدواجم گذشته بود و دیگر به دیدن مژگان نرفته بوم که صبح سی و یکم خرداد 92 او بار دیگر با من تماس گرفت و خواست تا به دیدنش بروم. او تهدیدم کرد اگر 90 میلیون تومان را به او نپردازم همه چیز را به همسرم می گوید و آبرویم را می برد. من هم از ترسم مژگان را به خانه خواهرم دعوت کردم. خواهرم در خانه نبود که مژگان به دیدنم آمد و حرف های گذشته را پیش کشید. او که عصبانی بود به رویم چاقو کشید و من هم چاقو را از دستش گرفتم اما ناخواسته چاقو به صورتش خورد. او شروع به داد و فریاد کرده بود که از ترس آبروریزی دهانش را گرفتم اما بیهوش شد. همان موقع با یکی از دوستانم تماس گرفتم تا مژگان را به بیمارستان برساند اما کار از کار گذشته بود و دوستم پیکر بی جان مژگان را به یک بیمارستان در کرج برد و خودش آنجا را ترک کرد.

وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت: من شرمنده فرزندان مژگان هستم و از قتل او پشیمانم اما واقعا قصد کشتن او را نداشتم. با سختی فراوان توانستم رضایت اولیای دم را جلب کنم و حالا زندگی ام در آستانه فروپاشی است. از هیات قضایی تقاضا دارم تا در مجازاتم تخفیف قائل شود.

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند. مهرداد طبق ماده 612 قانون Law مجازات اسلامی به 3تا 10 سال زندان محکوم خواهد شد.

تغییرانتظارات مردان از زنان به تناسب افزایش سن و سال

انجمن زنان منطقه المنیل قاهره، مطالعه جالبی درباره رابطه 500 زوج که بیش از 10 سال پیش ازدواج کرده اند، انجام داد. خواسته ها و ترجیحات مردان از لحظه ای که زن را دیدند و عاشق شدند و قبل از ازدواج خواستند با او صحبت کنند مطالعه شد.

به عنوان مثال، آنچه مردان می خواهند از زنان در 20 سالگی با چیزی است که آنها در 30 سال می خواهند تفاوت دارد. این مطالعه به ما نشان می دهد که مردان در دوره های مختلف زندگی خود چه نوع از زنان را ترجیح می دهند.

مرد 20 ساله می خواهد صاحب زن جذاب و زیبا باشد. عامل اصلی کنترل کننده مرد در این سن جذابیت است. اریک اریکسون، روان شناس معروف اظهار داشت، یک مرد 20 ساله می خواهد یک زنی داشته باشد که به شک و تردیدش گوش شنوا داشته باشد و فقط یک شنونده خوب باشد. این یکی از ویژگی های مهم زن برای مرد در این سن است.

مرد در سن 30 سالگی در دوره بلوغ است . او می خواهد شریک زندگی او دارای علایق خود بوده تا بتواند با او در میان بگذارد. این مطالعه نشان می دهد که 70 درصد از مردان این سن، زنان شاغل را ترجیح می دهند که درآمد بیشتری کسب کنند ولی درآمد بیشتر از آنچه که آنها دریافت می کنند نداشته باشند و بهتر از آنها کار نکنند.

مرد در سن 40 سالگی شروع به ترک بلوغ می کند. بنابراین، او در این زمان می خواهد زنی داشته باشد که برایش روزهای جوانی و شوق و شوق را با تحسین بیاد بیاورد. مرد می خواهد شریک زندگی خود را با تمام ایده های خود، که او نتوانسته در جوانانی خود عملی کند آشنا سازد. او زندگی خسته کننده و انتظار از بازنشستگی را رد می کند.

مرد در سن 50 سالگی بر روی زنی متمرکز است که وقتی او رو به پیری بیاورد از او مواظبت کند. او خواهان دوستی است که هرگز او را ترک نکند و در عین حال زنی که از او مواضبت کند.

یک مرد در سن 60 سالگی می خواهد زنی با سلامتی خوب داشته باشد، تا او بتواند با وی صحبت کند، زمانی که همه او را ترک کردند. او نمی خواهد که زن گرفتار فرزندانش باشد. اما می خواهد که زن از او مواظبت، اگر او به این کار نیاز داشته باشد.

سیمرغ

سهیلا صدیقی

راپونزل» دختری جوان است که قلعه‌اش را تا آمدن شاهزاده‌ خوش‌تیپی که بیاید و از او محافظت کند، ترک نمی‌کند. «سیندرلا» دختری است که نامادری و خواهرانش او را به اتاق زیر شیروانی فرستاده‌ و او را به عنوان خدمتکار خانواده به کار می‌گیرند اما در یک مراسم رسمی، شاهزاده‌ای نامدار عاشق او می‌شود و با هم ازدواج می‌کنند. «سفیدبرفی» دختری زیبا و جذاب است که با نامادری بدجنسش زندگی می‌کند و در نهایت شاهزاده‌ای با اسب سفید پیدا می‌شود که او را از این فلاکت نجات دهد.

خیلی از ما با این قصه‌ها بزرگ شدیم و رویا در سر پروراندیم. شاید خیلی از ما وقتی دخترهای کوچکی بودیم، دخترانگی‌هایمان را با کارتون‌های «والت‌دیزنی» سپری کردیم؛ با دخترهای زیبا و قدبلندی که همیشه شاهزاده‌ای برایشان پیدا می‌شد تا آنها را نجات دهد، خوشحالشان کند و از یک زندگی خسته‌کننده و غم‌بار نجاتشان دهد. انگار شاهزاده سوار بر اسب سفید منجی افسانه‌ای بود که هیچ‌گاه شکست نمی‌خورد و هیچ‌ چیز او را از پای درنمی‌آورد.

حالا دوره شاهزاده و اسب‌سواری و کالسکه‌های طلایی گذشته است اما دختران زیادی هستند که فکر می‌کنند باید مردی بیاید و خوشبخت‌شان کند. فکر می‌کنند با ازدواج با آن مرد همه چیز برایشان مهیاست و همه نیازهایشان برآورده خواهد شد. معتقدند با ازدواج با چنین مردهایی درهای سعادتمندی به رویشان گشوده خواهده شد و دیگر هیچ سختی برای آنها در این دنیا نخواهد بود. جمله آخر کتاب‌های سیندرلا و سفیدبرفی را یادتان می‌آید؟ «آنها تا آخر عمر به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر زندگی‌ کردند.»

داستان‌هایی که از آنها گفتیم، افسانه‌ای و محبوب هستند که بازگوکننده افسانه‌ای قدیمی و رسیدن به پاداش پیروزمندانه پس از دیدن ظلم و بی‌عدالتی است. هزاران گونه متفاوت از این افسانه‌ها در همه‌ جای دنیا وجود دارد که محبوب‌ترین آنها «سیندرلا» است که به قلم نویسنده فرانسوی «شارل پرو» در سال ۱۶۹۷ میلادی به رشته تحریر درآمد. به طور کلی واژه «سیندرلا» به شخصی اطلاق می‌شود که پس از گمنامی و بی‌خبری ناعادلانه، به کامیابی و سرشناسی می‌رسد. در علم روانشناسی مبحثی به عنوان «عقده سیندرلا» یا «سندروم سیندرلا» وجود دارد به معنای احساس کهتری زنان برای تقبل مسئولیت‌های اجتماعی در مقایسه با مردان!

«عقده سیندرلا» یا «سندرم سیندرلا» عارضه‌ای اجتماعی است که معمولا گریبان‌گیر دختران جوان می‌شود. آرزوی آنان در قالب ازدواج از راه رسیدن «شهزاده‌ای با اسب سم طلا» که البته می‌تواند امروزه اتومبیل گران‌قیمت هم باشد و آنان را چشم‌بسته به شهر آرزوهایشان ببرد که در آنجا هر چه بخواهند یا هوسش را کرده باشند در اختیارشان باشد، خلاصه می‌شود.

مبتلایان به این عارضه کاری ندارند که این شاهزاده اسب یا ماشین‌سوار چندسالش است؟ تحصیلاتش چه میزان است؟ خانواده‌اش چگونه‌اند؟ از نظر اخلاقی صلاحیت دارد یا اجازه می‌دهد همسرش به مطالعات تحصیلی خود ادامه دهد؟ نظرش درباره خانواده و ازدواج چیست؟ آیا ازدواج را یک قرارداد اجتماعی دوطرفه می‌داند یا بر این باور است که وقتی به پای زنی پول می‌ریزد در حقیقت او را می‌خرد و به این ترتیب حق هر نوع اعتراض از جنس خریداری شده سلب می‌شود؟

برای مبتلایان به «سندروم سیندرلا» تفاهم فرهنگی اصلا لازم نیست؛ همین‌طور تفاهم روحی. برای آنها قرارداد ازدواج، نوعی قرارداد خرید و فروش شمرده می‌شود.

دکتر سمیرا وکیل‌ها (جامعه‌شناس) در پاسخ به این پرسش که والدین چقدر در ایجاد چنین تفکری در ذهن دخترانشان نقش دارند، به ایسنا می‌گوید: «خیلی از ما به دلیل تحمیل عقده‌های به دل نشسته و به ارث رسیده از مادرانمان این موضوع را تجربه کرده‌ایم. دلیل افسردگی و پژمردگی دخترانمان در سنین جوانی انتظاری است که جامعه یا بهتر بگویم من و شما بدون آینده‌نگری برایشان به وجود آورده‌ایم. این خیلی بد است که ما برای انسان‌هایی که باید خودشان در تعیین سرنوشت‌شان که به اقتضای استعداد ذاتی‌ تامل کنند و تصمیم بگیرند، دخالت می‌کنیم. گاه فراموش می‌کنیم که ارزش‌ها در بستر سرمایه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی گونه‌های متفاوتی دارند و ما عنصر مزاحمی در شکل‌گیری ارزش‌ها و احساسات می‌شویم.»

این جامعه‌شناس همچنین معتقد است: «گاه جهت‌دهی خودخواهانه ما، مسیر همواری که مستعد رشد یک انسان است را منجر به خاموشی و انتظارات  فرسنگ‌ها دور از منطق می‌کند و این آسیبی است که از باور آغاز می‌شود و با رویارویی با بی‌رحم ترین حکمت‌های زندگی به خرد شدن دخترانی منجر می‌شود که ما امید سازندگی از آنها داشته‌ایم.»

او ادامه داد: «خیلی از مادران با جملاتی مثل «انشاءالله عروس شوی!» و «انشاءالله یک بخت خوب نصیبت شود.» برای دخترانشان دعای خیر می‌کنند اما چه خوب است در تعریف دختران بگوییم چه دختر باعرضه‌ای، چه دختر مهربان یا چه دختر باهوشی! دختران ما باید یاد بگیرند که مقابله با ساختارهای غیر قابل اعتماد جامعه فقط زیبایی نمی‌طلبد؛‌ بلکه به هوش و زرنگی هم خیلی نیاز دارند.»

وکیل‌ها در پاسخ به این پرسش که تماشای کارتون‌های والت‌دیزنی تا چه حد روی این نگرش تاثیر داشته است، پاسخ داد: «یکی از آسیب‌های آن کارتون‌ها این بود که مثلا در کارتون سیندرلا دلیل نخواستنی بودن ناخواهری‌های سیندرلا به دلیل زیبا نبودن آنها بود و نه به خاطر اخلاق بدشان. در واقع سازندگان این موضوع را به مخاطب القا کردند. برای همین ما با تماشای آن کارتون تصور می‌کردیم که فاکتور زیبایی برای سیندرلا امتیاز آورد و خواهرهای ناتنی‌اش به دلیل زیبا نبودن بی‌ارزش هستند.»

در سال گذشته ۷۸ هزار و ۹۷۲ واقعه ازدواج در استان تهران به ثبت رسیده است که از این تعداد ۱۴۸۱ ازدواج مربوط به کودکان زیر ۱۵ سال است.

به گزارش ایسنا، براساس گزارش‌های سازمان ثبت‌احوال استان تهران در سال ۱۳۹۶ تعداد ۷۸ هزار و ۹۷۲ واقعه ازدواج به ثبت رسیده که از این تعداد ۷۸ هزار و ۱۲۶ واقعه مربوط به ثبت ازدواج در مناطق شهری و تعداد ۸۴۶ واقعه مربوط به ازدواج در مناطق روستایی است. همچنین بیشترین ازدواج ثبت شده مربوط به شهرستان تهران با تعداد ۵۰ هزار و ۵۳۱ واقعه و کمترین ازدواج ثبت شده مربوط به شهرستان شمیرانات با تعداد ۹۲ واقعه بوده است.

از طرفی بیشترین درصد ازدواج‌های ثبت شده با رقم ۱۰ هزار و ۹۵۱ معادل ۱۳/۸۷ درصد مربوط به زوج‌هایی است که هم سن هستند و بعد از آن نیز رقم  ۶۹۸۵ نیز مربوط به زوج‌هایی با اختلاف سنی دو سال ، رقم ۶۸۱۳ مربوط به زوج‌هایی با اختلاف سنی سه سال ، رقم ۶۶۷۴ نفر مربوط به زوج‌هایی با اختلاف سنی یک سال و کمترین تعداد با رقم ۲۷ نفر مربوط به ازدواج‌هایی با اختلاف سنی بیش از ۲۰ سال بوده که زوج از زوجه کوچکتر است. همچنین در استان تهران ۱۴۸۱ ازدواج زیر ۱۵ سال به ثبت رسیده است که ۱۴۶۳ مورد آن ازدواج دختران زیر ۱۵ سال بود.

براساس این گزارش، در سال ۱۳۹۶ تعداد ۳۵ هزار و ۸۱۸ واقعه طلاق در استان تهران به ثبت رسیده که از این تعداد ۳۵ هزار و ۴۷۸ واقعه مربوط به نقاط شهری و تعداد ۳۴۰ واقعه مربوط به نقاط روستایی است. بیشترین تعداد طلاق ثبت شده مربوط به شهرستان تهران با تعداد ۲۴ هزار و ۴۳۵ مورد و کمترین طلاق ثبت شده مربوط به شهرستان فیروزکوه با ۲۴ واقعه است. همچنین بیشترین درصد طلاق مربوط به زوجینی است که طول مدت زندگی مشترک آنها کمتر از یک سال با ۸/۵۳ درصد و کمترین درصد طلاق ثبت شده نیز مربوط به زوجینی است که طول مدت ازدواج آنها بین ۱۹ تا ۲۰ سال با ۱/۵۲ درصد است.

 

 

وفاداری در زندگی زناشویی یکی از پایه های اصلی داشتن زندگی زناشویی سالم و پایدار است. اما باید بدانید که معنای این وفاداری فقط خیانت نکردن نیست.

 

نشانه های وفاداری در زندگی زناشویی

 چیزی که پیوند زناشویی بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد، تعهد کامل نسبت به همدیگر است. یعنی شما نباید نگران باشید که مبادا همسرتان رفتاری خارج از تعهدی که به شما دارد داشته باشد یا او هم نباید نگران این باشد که ممکن است شما کاری بکنید که بر خلاف تعهدتان باشد. وفاداری در رابطه‌ی زناشویی فراتر از صرفا ارتباط برقرار نکردن با زن یا مردی دیگر است. وفاداری واقعی یعنی اینکه با همسرتان کاملا یکی و متحد شوید.
 

وفاداری یعنی با زن/مرد دیگری گرم نگیرید

هر گونه رفتاری که فراتر از یک تعامل ساده بین شما و فرد دیگری از جنس مقابل‌تان باشد، مصداق بی‌وفایی و خیانت است. شما می‌دانید که صرفا بی‌ضرر بودن این نوع ارتباط و تعامل با جنس مخالف، توجیه‌ کننده‌ی رفتار شما نیست.

وفاداری یعنی رابطه‌ جنسی رضایت بخشی داشته باشید

وفادار بودن نسبت به همسرتان یعنی اینکه بتوانید نیازهای او را تامین کنید. البته زمان‌هایی وجود دارد که ممکن است نتوانید رابطه‌ی جنسی صد در صد موفقی داشته باشید و این کاملا طبیعی است، اما نباید اجازه بدهید این زمان‌ها، زیاد بشوند. وفاداری در زندگی مشترک یعنی تقویت پیوندتان با نزدیکی و صمیمیتی که خاص رابطه‌ی شما دو نفر باشد.

وفاداری یعنی در مورد همسرتان بد صحبت نکنید

به عنوان یک دوست وفادار حتما اجازه نمی‌دهید کسی در مورد دوست‌تان بد حرف بزند و شما هم پشت سر او حرف ناخوشایندی نمی‌زنید. در زندگی زناشویی هم باید در مورد همسرتان و پشت سر او، از هر گونه کلام منفی خودداری کنید. وفاداری یعنی اینکه تحت هر شرایطی پشت سر همسرتان خوب حرف بزنید. اگر مشکلی دارید که باید آن را مطرح کنید، فقط با همسرتان و در خلوت خودتان این کار را بکنید.

وفاداری یعنی رازهای ‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید

شما زندگی مشترکی با همسرتان دارید، بنابراین او تنها کسی است که باید روح مشترک با او پیدا کنید. اگر نیاز به شانه‌هایی برای گریه کردن دارید، بگذارید همسرتان تکیه گاه شما باشد. درست است که شما بیرون از خانه هم یک سیستم حمایتی از دوستان دارید، اما نباید رازهای‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید.

وفاداری یعنی رازدار همسرتان باشید

وفادار بودن نسبت به همسر یعنی رازدار او بودن. شما باید بدانید رازهای‌ همسرتان مانند رازهای خود شما هستند و نباید این مسائل را با کس دیگری مطرح کنید.

وفاداری یعنی چیزی برای پنهان کردن از همسرتان نداشته باشید

شما نباید نیاز به این پیدا کنید که ایمیل‌ها، پیام‌ها و ... را از همسرتان مخفی کنید. وفادار بودن یعنی در غیاب همسرتان هرگز چیزی به کسی نگویید یا کاری نکنید که اگر او ببیند آزرده و ناراحت می‌شود.

وفاداری یعنی با جنس مخالف ارتباطی برقرار نکنید که رابطه‌ی زناشویی‌تان را تحت تاثیر قرار بدهد

اگر با کسی از جنس مخالف ملاقات دو نفره‌ای داشته باشید که احتمال عمیق‌تر شدن رابطه وجود دارد، یعنی بی‌وفایی به همسرتان. وفاداری یعنی اجتناب از هر رابطه‌ای که می‌تواند رابطه‌ی شما و همسرتان را تحت الشعاع قرار بدهد.

وفاداری یعنی هیچ کسی را به همسرتان ترجیح ندهید

زندگی شما پُر از افراد مهم و دوست داشتنی است، اما هیچ کس را نباید به همسرتان ترجیح بدهید. فرقی نمی‌کند پدر و مادرتان باشند یا فرزندتان و یا رئیس‌تان، همسر شما باید مقدم بر همه باشد. وفاداری با تمام وجود یعنی همسرتان الویت صد در صد شما باشد.

سیمرغ