هنگامی که اسم کودک آزاری به میان می آید، اذهان والدین به سمت کودک آزاری جسمی یا جنسی می رود، اما غافل از اینکه شاید خودشان هم آزارگر فرزند باشند، زیرا بی توجهی، سهل انگاری، چزاندن و آزار روانی و عاطفی نیز کودک آزاری به شمار می رود.

بسیاری از مردم برای کودک آزاری های جنسی و جسمی، دل می سوزانند و اشک می ریزند در حالیکه شاید بسیاری از موارد، کودک آزاری روانی و عاطفی را بارها در طول روز می بینند یا حتی خودشان اقدام به آن می کنند و بی اعتنا از کنار آن رد می شوند.


مقابله با کودک آزاری با چند مهارت ساده

بسیاری از اقشار طبقات بالا و فرهیخته جامعه ادعا دارند که کودک خود را تنبیه بدنی نمی کنند، اما آیا این مساله برای آرامش و رشد روحی و روانی کودک، کافی است، آیا آزار روحی و روانی کودک به همان اندازه تنبیه بدنی و چه بسا بدتر از آن روی کودک تاثیر نمی گذارد. به راستی کدام سیستم قضایی، کیفری یا اجتماعی در کشور قادر است که موارد کودک آزاری روانی و عاطفی را احراز کند.

ضرورت پاسخگویی به این سئوال ها ما را بر آن داشت تا با برپایی میزگردی با حضور احمد خاکیمعاون اجتماعی بهزیستی استان تهران، مطهره ناظریحقوقدان، وکیل دادگستری و رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان وسعید نوروزیکارشناس مسئول امور آسیب دیدگان بهزیستی استان تهران، به واکاوی مسائل مربوط به حوزه کودک آزاری روانی و عاطفی بپردازیم.

برای پیشگیری از کودک آزاری 11 مهارت لازم را فرابگیرید

قبل از طرح این سوال که چرا کودک آزاری ایجاد می شود، باید چند پله عقب تر برویم و ببینیم خانواده چقدر آمادگی فرزند آوری را دارد. زوج ها قبل از ازدواج باید بدانند که چقدر آمادگی لازم را برای ازدواج و بعد از آن برای فرزندآوری، دارند، گاهی افراد آمادگی لازم برای ازدواج ندارند، آنگاه چگونه انتظار داریم که آمادگی فرزندآوری را داشته باشند. بطورقطع این زوج ها با مشکل روبرو می شوند.

موضوع بعدی این است که آیا زوج ها آمادگی لازم برای تربیت فرزندان دارند. تمام این موارد به 11 مهارت خلاصه می شود که لازم است شکل بگیرد تا بستر خانواده برای فرزندآوری آماده شود.

این مهارت ها شامل مهارت ارتباط کلامی، مهارت همدلی و درک کردن، مهارت مدیریت بر هیجانات، مهارت خلاقیت، مهارت تفکر نقادانه، مهارت تصمیم گیری، مهارت حل تعارض، مهارت مقابله با استرس، مهارت معنوی، مهارت حل مساله و مهارت به تعویق انداختن تمایلات است.

گفت و گو بین خانواده های ایرانی وجود ندارد

بیشتر مشکلات امروز کودکان ما به خاطر عدم ارتباط مناسب بین پدر و مادر و همچنین ارتباط آنان با فرزندان است. مهارت ارتباط کلامی می تواند زیربنای بسیاری از مهارت های دیگر باشد که گفت و گو نیز شامل آن می شود که بسیاری از مشکلات را برطرف می کند. طبق پژوهش های انجام شده، کمترین میزان گفت و گو بین خانواده های ایرانی وجود دارد که باید اصلاح شود.

کودکان تصمیم گیرنده شده اند

مهارت بعدی برای زندگی بین زوج ها، مهارت همدلی و درک کردن یکدیگر است. و مهارت بعدی برای زندگی، مهارت مقابله با استرس است که میزان آن بین خانواده های ایرانی بسیار کم است.

مهارت مدیریت بر هیجانات، مهارت خلاقیت و مهارت تفکر نقادانه از دیگر مهارت های لازم برای زندگی محسوب می شوند و باید بررسی شود که چقدر کودکان ما حق نقد دارند و چقدر ما نقد پذیر هستیم. اینها مسائلی است که امروز باید در خانواده ها، شکل بگیرد.

لازم است که در زندگی ، حد و مرز مسئولیت ها را مشخص کنیم. زمانی پدر مالک همه تصمیم گیری ها و در برخی جاها، مادر بود. امروز در بسیاری جاها، فرزندان مالک تصمیم گیری ها شده اند. باید حتما حد و مرز این مساله مشخص شود تا تصمیم گیری آن عاقلانه باشد.

ناکامی برای فرزندان لازم است!

مهارت مدارا با ناکامی ها در خانواده های ایرانی کم است. خانواده ها فکر می کنند فرزندان هیچ جا نباید شکست بخورند درحالیکه ناکامی، لازمه زندگی هست.

در توضیح مهارت به تعویق انداختن تمایلات نیز باید گفت خانواده ها در برابر خواسته های کودکان، بی نهایت بی حوصله هستند و فکر می کنند تمایل و خواسته های کودکان سریع باید برطرف شود درحالیکه اینطور نیست و گاهی اوقات سختی ها موجب پیروزی و موفقیت فرزندان می شود.

غفلت والدین از فرزندان، کودک آزاری است

طبق تعریف سازمان جهان بهداشت به هر تهدید و آسیبی که به سلامت روان و جسم و رفاه و بهزیستی کودک، صدمه بزند، کودک آزاری اطلاق می شود. کودک آزاری برای اولین بار با تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در سال 1381،  وارد متون قانونی ما شد و براساس این قانون، کودک آزاری، جرم عمومی تعریف شده است.

با تقسیم بندی کودک آزاری به کودک آزاری جسمی، روانی و جنسی، سهل انگاری و غفلت والدین از کودک نیز جزو کودک آزاری هست.

سیستم احراز کودک آزاری روانی نداریم

موارد کودک آزاری روانی و عاطفی، قابل شناسایی نیست، سیستم کیفری و پزشکی قانونی ما هنوز مولفه ای برای احراز این نوع کودک آزاری را به دست نیاورده اند.

کودک آزاری جنسی نیز نخستین بار با اقدامات شخصی به نام بیجه در سال 84 در رسانه ها مطرح شد و پیش از این تاریخ در رسانه ها، هیچ صحبتی از کودک آزاری جنسی نمی شد.

مقابله با کودک آزاری با چند مهارت ساده

موارد کودک آزاری روانی و عاطفی، بیشتر از دیگر انواع کودک آزاری رخ می دهد و متاسفانه چون هیچکدام علائم فیزیکی مشخصی ندارند، قاعدتا کمتر به آنها توجه می شود.

چزاندن کودک، ممنوع!

کودک آزاری، پدیده ای است که در همه فرهنگ ها و قومیت ها و طبقات اجتماعی رخ می دهد و مختص فرهنگ یا قشر خاصی نیست. بخشی از خانواده ها، بیشتر استعداد این را دارند که فرزندانشان، مورد آزار قرار بگیرند و فرزندانشان، نوع خاصی از کودک آزاری را تجربه کنند.

خانواده دارای تمکن مالی و سطح اقتصادی خوب، ممکن است که کودک آزاری جسمی انجام ندهد، اما اقدام به کودک آزاری روانی کنند که، نام دیگر آن را می توان چزاندن گذاشت. به طورمثال، چزاندن کودک با جملات و رفتار و تحقیر و توهین کردن و پایین آوردن سطح اعتماد به نفس او، اتفاق می افتد.

کودک آزاری ممکن است در بسیاری از خانواده ها جسمی و جنسی نباشد، اما باوری وجود داشته باشد که بچه نباید زیاد پررو شود و خیلی نباید لی لی به لالای او گذاشت و باید با او تندی کرد. این بخش هایی از کودک آزاری هیجانی است.

والدین باید بیاموزند اگر کودک، تندی می کند، مستلزم تنبیه نیست و با دوره های رشدی کودک آشنا باشند که هر کودک در هر دوره رشدی، چه ویژگی هایی دارد، آنگاه مقابله کودک چهار و پنج ساله با والدین را به حساب پررویی کودک نمی گذارند بلکه به حساب این می گذارند که کودک در حال ابراز خود است.

این سنین، دوران نوجوانیِ کودکی است و کودک در این دوران با والدین مرتبا مخالفت می کند، اما برخی والدین که با این دوران آشنا نیستند می گویند کودک چشم سفیدی و خیره سری می کند و در برابر کودکان موضع می گیرند.

کودک آزاری عاطفی، بیشترین نوع کودک آزاری به شمار می رود

هر اقدامی که از سوی والد یا مراقب، منجر به مرگ یا آسیب جدی جسمانی، عاطفی، سوء استفاده جنسی یا بهره کشی از کودک باشد، کودک آزاری است. بیشتر کودک آزاری ها در ایران به نوعی در رابطه با کودک آزاری عاطفی، بی توجهی یا غفلت یا طرد است که گلایه و شکایت بسیاری از کودکان ما در این زمینه است.

نبود محبت جسمانی، عدم تحسین و تشویق مثبت، فریاد زدن، جیغ کشیدن بر سر کودک، تهدید کردن، ترساندن، مقایسه منفی کودک با دیگران، تحقیر کودک و گفتن اینکه کودک بی ارزش یا کودک بدی است، استفاده از واژگان تحقیرآمیز برای توصیف کردن کودک و با کنایه صدا زدن، مصادیق کودک آزاری عاطفی به شمار می رود.

 خجالت دادن، شرمنده کردن کودک، توهین، تحقیر، سرزنش کردن کودک به عنوان مقصر شناختن او، استفاده از اشکال بد و زننده، تنبیه مانند حبس کردن، در کمد را بستن، روی صندلی نشاندن و جدا کردن کودک از والدین را می توان از دیگر مصادیق کودک آزاری عاطفی، عنوان کرد. بسیاری از اینها در جامعه ما شاید اصلا به عنوان کودک آزاری دیده نشوند، اما نوعی کودک آزاری به شمار می رود.

ایجاد زمینه کودک آزاری با بی توجهی

کاش بیجه (متهم اصلی جنایات آزار و قتل در سال 84) زنده بود تا خیلی از ابعاد روحی و روانی و مسائل پیچیده دوران کودکی او برای ما روشن می شد که چه اتفاقاتی افتاده که بیجه به این جانی تبدیل شده است که هم تجاوز کند و هم در بدترین شکلش بکشد، اینها به مسائل دوران کودکی او بازمی گردد، خودش هم در دوران کودکی مورد کودک آزاری قرار گرفته بود، اما چرا باید اینقدر بی رحم باشد.

کودک آزاری از نوع بی توجهی، شامل انواع مختلفی از جمله رسیدگی نکردن به غذا، مسکن، لباس نامناسب وناکافی بودن آن، عدم نظارت بر فرزندان و بیرون کردن کودک از خانه می شود.

 یکی از مهم ترین مشکلات ما در مراکز، مداخله برای کودکانی که از خانه فرار کرده اند این است که پذیرش این کودکان برای والدین سخت است درحالیکه همه ما انسان ها، جایزالخطا هستیم، هر آن امکان دارد خطایی از فرزند، سر زده شود که نپذیرفتن آن، خودش یکی از مشکلات اساسی جامعه ما هست که باید روی آن کار شود.

اجازه دادن به کودک برای ترک مدرسه، رها کردن کودک، اجتناب یا تاخیر در مراقبت بهداشتی، بهداشت نامناسب، وجود خشونت های خانوادگی در منزل و استفاده از الکل یا مواد مخدر در حضور کودک از دیگر انواع کودک آزاری از نوع بی توجهی به شمار می رود.

سیمرغ

بعد از انتشار کودک‌آزاری‌های متعدد طی یک ماه گذشته، فشار افکار عمومی بر مجلس بیش از پیش در خصوص لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان افزایش پیدا کرد و نمایندگان مورد انتقاد‌های شدید فعالان این حوزه و کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفتند.

 به گزارش فرارو؛ بعد از تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان دردر اوایل دهه ۸۰ هر نوع آزار جسمانی یا روانی و اخلاقی علیه کودک که سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد، ممنوع اعلام شد، اما مدتی بعد به علت عدم تناسب میان جرایم و مجازات‌ها لایحه حمایت از حقوق کودک مجددا به مجلس ارسال شد و این آغاز یک ماجرای تقریبا ۷ ساله بود.

چراکه در سال ۸۷ لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان با هدف تدوین یک قانون جامع که بتواند با جرائم هم به شکل پیشگیرانه برخورد کند و هم در صورت وقوع جرم برخورد قاطعانه‌ای داشته باشد، توسط قوه قضائیه آماده و در سال ۹۰ به مجلس فرستاده شد، اما متاسفانه تا امروز به تصویب نرسیده است.

این درحالیست که بسیاری از فعالان این حوزه امیدوار بودند که مجلس نهم آن را به تصویب برساند، اما این اتفاق رخ نداد و بعد از روی کار آمدن مجلس دهم تمام تغییراتی که در طول سال‌ها در کمیسیون حقوقی و قضایی روی آن وقت گذاشته بود، کنار گذاشته شد و لایحه دوباره بررسی شد.

اما در این میان اتفاق‌های بسیاری رخ داد و گاه و بی‌گاه اخباری در خصوص کودک‌آزاری منتشر می‌شد که موج جدیدی از انتقاد‌ها را به مجلس ایجاد می‌کرد و کار به آنجایی رسید که معصومه ابتکار در خصوص تصویب لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان با علی مطهری نائب رییس دوم و پروانه سلحشوری رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی جلسه‌ای برزار کرد که در این جلسه پروانه سلحشوری تاکید کرد با تمام قوا پیگیر موضوع هستند و موضوع در دستور کار قرار دارد.

بنا بر گفته برخی نمایندگان در این لایحه موضوعات سوء استفاده از کودکان، تجاوز و جلوگیری از رسیدن آنان به حقوقشان، شکنجه جسمی و روحی، ممانعت از تحصیل، نادیده گرفتن عمدی سلامت بهداشت روانی و جسمی، جرم انگاری خرید و فروش کودکان، سوء استفاده از کودکان برای درآمد‌های اقتصادی و سایر موارد مرتبط مورد توجه قرار گرفته است. همچنین وظایف نهاد‌هایی مانند وزارت کشور، آموزش و پرورش، بهزیستی، دادگستری و مجموعه‌های مرتبط با امور کودکان در این لایحه پیش بینی شده است.

با این حال تمام این اقدامات نتوانست افکار عمومی را قانع کند و همانطور که در ابتدا اشاره شد، مجلس مورد انتقاد فعالان این حوزه و کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت. یکی از کاربران در این باره نوشت: «چقدر دیگه باید آدم‌های بیمار به خاطر نبودن قانون و عدم حمایت صحیح از کودکان هر جور دلشون میخواد با بچه هاشون رفتار کنن؟ تا کی مجلس میخواد این رو پشت گوش بندازه؟»

زهرا دیگر کاربر شبکه اجتماعی نیز نوشت: «یک روز بی شناسنامه و هویت زندگی کردن، یک شب تجاوز سرپرست، یک بار اجبار به حمل مواد، یک ثانیه تحمل هرزگی‌ها و کثیفی‌های محلات حاشیه... یک کدومشون برای سیاه پوشیدن یک جامعه کافیه، اما سالهاست بچه هامون رو بدون حمایت رها کردیم و هنوز، اولویت مون نیستند.» او همچنین با اشاره به تبعات تاخیر در تصویب این لایحه عنوان کرد: «هر ثانیه‌ی این سال‌هایی که تصویب لایحه حمایت از کودکان به تعویق افتاده، هزاران کودکی نابود شده. بچه‌هایی که میتونستن و میتونن آینده‌ی این سرزمین باشن، مورد سواستفاده و آزار قرار گرفتن و هیچ پروتکل حمایتی براشون وجود نداشته.»

بعد از همه این ماجرا‌ها بالاخره در اوایل هفته جاری طیبه سیاوشی اعلام کرد که این لایحه مراحل پایانى ادارى را طى مى کند و به زودى دردستورکار صحن علنى مجلس قرار خواهدگرفت. او همچنین خبرداد که به محض چاپ لایحه، درخواست تغییردستورصحن و اولویت بررسی لایحه را خواهد داد و امیدوار است که تصویب این لایحه قدمى رو به جلو در جهت کاهش کودک آزارى باشد. همچنین این نماینده مجلس عنوان کرد: «متن لایحه با اخرین اصلاحات در کمیسیون حقوقى وقضایى هنوز چاپ نشده ولى نسخه اول که در دستور کار کمیسیون قرار کرفت چاپ شده و در دسترس همگان است.».

اما گویا با وجود همه این اتفاقات و زمان زیادی که صرف تهیه یک لایحه مناسب برای حمایت از کودکان و نوجوانان شده است، لایحه مورد بحث نواقص زیادی دارد که مورد انتقاد برخی نمایندگان نیز قرار گرفته است. با اینحال طی این مدت منتقدان نتوانستند تاثیر چندانی در اصلاح آن داشته باشد و حالا قرار است این لایحه با نواقص قابل توجهی در صحن علنی مجلس ارائه شود.

در همین خصوص محمدجواد فتحی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس طی گفتگو با فرارو درباره علل طولانی شدن بررسی این لایحه عنوان کرد: «حجم لوایح و طرح‌هایی که در مجلس مطرح و ارائه می‌شود موجب می‌شود که زمان بررسی آن‌ها طولانی شود. هرچند باید اولویت بندی می‌شود، اما این اولویت‌ها با توجه به فوریت‌های تعریف شده در آئین نامه داخلی مجلس تعیین می‌شود نه به واسطه اهمیت موضوع. زیرا بر اساس این آئین نامه طرح‌های سه فوریتی در اولویت و طرح‌های دو فوریتی و یک فوریتی در جایگاه‌های بعدی قرار می‌گیرند و بر طرح‌های عادی اولویت دارند. البته به عقیده من این قطعا یک نقص در آئین‌نامه داخلی مجلس است که باید رفع شود.»

وی ادامه داد: «البته این یکی از دلایل است و یکی دیگر از علل تاخیر در طرح‌ها و لوایح تخصصی بودن برخی از این لوایح است که اقتضائات خاص خود را می‌طلبد. به این معنا که باید نظرات مراجع مختلف گرفته شود و بررسی‌های کارشناسی دقیق‌تری در این موارد انجام شود که نهایتا یک مصوبه با کمترین ایراد‌ها باشند. لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان نیز یکی از همین لوایح بسیار پراهمیت است که نیازمند بررسی‌های کارشناسی بسیاری بود.»

او ادامه داد: «اما به عقیده من با تمام این تفاسیر و تاخیر در آماده سازی این لایحه همچنان یک لایحه جامع و کاملی نیست و نواقصی دارد و می‌توانستیم یک قانون قوی‌تر و بهتری ارائه کنیم. اما متاسفانه آنچه که طی این مدت انجام شده و نتیجه‌ش این لایحه بوده؛ نمی‌تواند به طورکامل از حقوق کودکان و نوجوانان حمایت کند و ما هم در کمیسیون قضایی با وجود اینکه بار‌ها بر این اصلاح این نواقص تاکید داشتیم نتوانستیم دیگر همکاران را قانع کنیم.»

این نماینده مجلس در خصوص مشکلات لایحه اظهار کرد: «انتقاد‌های بسیاری به این لایحه وجود دارد، اما یکی از مهمترین مشکلات لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان این است که اینجا بیشتر به جنبه‌های کیفری موضوع پرداخته شده است. در حالی که بحث حمایت از کودکان و نوجوانان جنبه‌های مختلفی از جمله اجتماعی، فرهنگی و خانواده را باید در آن لحاظ می‎کردیم. اما متاسفانه این موضوع در این لایحه بسیار کم‌رنگ است. علاوه بر این نقش نهاد‌های مردم نهاد در این لایحه بسیار ناچیز است و بیشتر جنبه‌های کیفری و مجازات مورد توجه قرار گرفته است.»

وی با بیان اینکه در نمایندگان می‌توانستند در این لایحه از نهاد‌های مردمی استفاده بیشتری ببرند عنوان کرد: «ما باید نقش مدرسه‌ها و NGO‌ها را در این لایحه پررنگ‎تر می‌کردیم. به هرحال در کشور نهاد‌های فرهنگی و اجتماعی و تربیتی بسیاری هستند که می‌توانند در اجرای بهتر این قانون تاثیر بسزایی داشته باشند؛ بنابراین با توجه به اینکه این نهاد‌ها تاحدود زیادی نادیده گرفته شده است، جنبه‌های پیشگیرانه در این لایحه بسیار کم‌رنگ است و صرفا مقابله و کیفری توجه شده است.»

او درباره جو حاکم بر مجلس درخصوص این لایحه گفت: «به عقیده من جو مجلس به گونه‌ای است که به احتمال زیاد کلیات این لایحه تصویب خواهد شد، اما همانطور که عرض کردم‌ای کاش یک کار کارشناسی درست و جامع انجام می‌شد که مجبور نشویم بعد از مدتی به دنبال اصلاح این مصوبه و قانون باشیم. پیش‌بینی من این است این مصوبه نمی‌تواند بسیاری از آسیب‌های اجتماعی کودکان به قوت خودش باقی خواهد ماند و این مصوبه آن‌ها را برطرف نمی‌کند.»

فتحی در پاسخ به این سوال که اخیرا اخبار زیادی در خصوص کودک‌آزاری منتشر شده است آیا این مسئله می‌توان موجب شود که بررسی لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان زودتر انجام شود، عنوان کرد: «الان هم این لایحه در نوبت است و به احتمال زیاد طی یک یا دوماه آینده به صحن می‌رسد، اما همانطور که گفتم خیلی لایحه تاثیرگذار و امیدوار کننده‌ای نیست. با اینحال فکر نمی‌کنم که دوباره به کمیسیون برگردد و جزئیات آن تغییری کند؛ بنابراین نهایتا تا دواه دیگر این لایحه تبدیل به قانون خواهد شد.»

 

دكتر نادر منصورکیایی

مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیب های اجتماعی وزارت آموزش و  پرورش

حادثه ناگوار و دردناکی که برای «آتنا»، یکی از کودکان عزیزکشورمان اتفاق افتاد، افکار عمومی و خانواده های کشورمان را سوگوارکرد. علاوه بر این، پرسشی بزرگ را پیش روی همه ما قرار داد. چه بایدکرد که از دیگر «آتنا» های کشورمان مراقبت کنیم؟ بخشی از این پرسش، به آموزش و پرورش و مدرسه بر می گردد. این که ما برای مراقبت از دانش آموزان ، چه کرده ایم و چه رسالتی در پیش داریم؟ آموزش و پرورش، چه باید می کرد؟

مهم ترین رویکردی که آموزش و پرورش باید برای مراقبت از کودکان و نوجوانان انجام می داد، آموزش مهارت های خودمراقبتی به ایشان است. برای این منظور، علاوه بر تغییر برخی ازکتاب های درسی و درج مطالب در زمینه آموزش مهارت‌های خودمراقبتی در کتاب‌های درسی مطالعات اجتماعی و نیز تفکر و سبک زندگی در پایه های ششم ، هفتم و هشتم، طرح های آموزش پیشگیری با محوریت آموزش مهارت های خودمراقبتی، طراحی و پایه گذاری شد که اکنون در بیش از40 درصد مدارس کشور، با اولويت وضعيت خطرپذيري، اجرا می شوند. همزمان سالانه بیش از100 هزار نفر از کارکنان مدارس و نیز بیش از 1 میلیون و500 هزار نفر از والدین، تحت پوشش کارگاه‌های آموزشی در زمینه شناخت رفتارهای پرخطر وعوامل مخاطره آمیزکودکان و نوجوانان ومهارت‌های فرزندپروری و مراقبت از کودکان و نوجوانان قرار گرفتند. علاوه بر این، طرح های آموزش همزمان دانش آموزان، والدین وکارکنان و نیز اجرای طرح های مبتنی بر شواهد در زمینه مشارکت خانواده و کلاس درس برای پیشگیری، طراحی و پایه گذاری شد که یکی از نمونه های شاخص آن، تدوین راهنمای آموزش پیشگیری اولیه از اعتیاد و رفتارهای پرخطر، برای استفاده معلمان سه دوره تحصیلی بوده است که با استفاده از این راهنماها، معلمان ضمن آشنایی با رفتارهای پرخطرکودکان و نوجوانان ، شیوه‌های آموزش مهارت‌های خودمراقبتی به دانش آموزان درکلاس درس را می‌آموزند.

علاوه بر فعالیت های آموزشی، فعالیت های فرهنگی که می توانند مکمل مناسبی برای فعالیت های آموزشی باشند و تغییرات مطلوب نگرشی را ایجاد نمایند، در دستورکار قرارگرفته و در مدارس اجرا شده اند. درسال تحصیلی 96-1395، جشنواره نوجوانان سالم با محوریت پیشگیری از رفتارهای پرخطر در تمامی دوره‌های تحصیلی از تمامی مدارس کشور، اجرا شده است که در قالب 293 هزار اثر توسط دانش آموزان، مدارس و والدین، تولید و به دبیرخانه جشنواره ارسال شد که در مقایسه با نخستین دوره این جشنواره، شاهد رشد حدود 100 برابر بوده ایم. علاوه بر این، برگزاری «هفته مبارزه با اعتیاد و آسیب های اجتماعی» در سطح مدارس، در قالب فعالیت‌های متنوع فرهنگی و تربیتی، برگزاری نمایشگاه های سیار در سطح مدارس، توزیع محصولات فرهنگی در زمینه آموزش و ترویج پیشگیری از آسیب های اجتماعی و رفتارهای پرخطر و نیز اجرای طرح مشارکت اجتماعی دانش آموزان در پیشگیری از آسیب های اجتماعی(همیار پیشگیری) از دیگر برنامه هایی است که با رویکرد فرهنگی و ترویجی، اجرا شده است.

در عین حال، یکی از اضلاع مهم در مراقبت از کودکان و نوجوانان، طراحی و استقرار خدمات مراقبت اجتماعی از ایشان بوده است، بطوری که بتوانیم کودکان و نوجوانان در معرض خطر را بموقع شناسایی و خدمات مورد نیاز در زمینه مداخلات درمان و حمایت‌های روانی اجتماعی را به ایشان ارائه نماییم.

برای این منظور، علاوه براجرای طرح پیشگیری با رویکرد جامعه محور دربیش از 40هزار مدرسه کشور، طرح «مداخله درفوریت‌های اجتماعی»، با موضوع شناسایی، درمان و حمایت‌های اجتماعی دانش آموزان در معرض خطر و دارای اختلالات مرتبط با رفتارهای پرخطر، طراحی و پایه گذاری شد که در طی این دوره چهارساله، با تدوین شیوه نامه ها و دستورالعمل ها و برگزاری کارگاه های آموزشی، ظرفیت های لازم برای شناسایی و کمک به این دسته از دانش آموزان فراهم شد. همچنين، تدوین و اجرای آزمایشی  طرح نظام مراقبت اجتماعی از دانش آموزان (نماد) و نیز راه اندازی سامانه پایش و مدیریت آسیب های اجتماعی دانش آموزان، از دیگر اقدامات در این محور بوده است.

وزارت آموزش و پرورش و نیز مدارس کشور، جدا از تلاش های گسترده ای که تاکنون برای مراقبت از کودکان و نوجوانان در برابر عوامل مخاطره آمیز، آسیب های اجتماعی و رفتارهای پرخطر داشته اند، در عین حال، رسالت هایی را برای آینده به عهده دارند تا در کنار سایر نهادهای اجتماعی  از جمله نهاد خانواده، اطمینان پیدا کنیم که حوادث ناگوار مشابه برای دیگر«آتنا» های کشور، اتفاق نمی افتد و درصورت بروز موقعيت هاي مخاطره آميز، می‌توانند از خود مراقبت نمایند.

گسترش نرخ پوشش آموزش های پیشگیری و ترویج مهارت های خودمراقبتی: باید کوشش کنیم که هر ساله ، 100 درصد دانش آموزان کشور، تحت پوشش آموزش مهارت های خودمراقبتی قرار بگیرند. هم اکنون، 40 درصد مدارس کشور و با اولویت وضعیت خطرپذیری، تحت پوشش این آموزش ها قرار دارند.

تلفیق پیشگیری با کلاس درس و تعمیم و فراگیرسازی رسالت پیشگیری در مدرسه: همه ما در مدارس، کوشش کنیم تا سهمی در رسالت مراقبت از کودکان و نوجوانان داشته باشیم. آموزش خودمراقبتی درکلاس درس، تنظیم فنون کلاسداری با مهارت های پیشگیرانه، شناخت عوامل و علایم مخاطره آمیز کودکان و نوجوانان و شناسایی دانش آموزان در معرض خطر و هشدار به مدرسه، بخشی از این رسالت می باشد.

گسترش نهضت فرهنگی پیشگیری از آسیب های اجتماعی و رفتارهای پرخطر: مدارس می توانند با استفاده از ظرفیت های خود، از جمله فعالیت های متنوع فرهنگی ، هنری و تربیتی، همچنین با جلب مشارکت خانواده ها و محله، نقش مهم، سازنده و موثری در ترویج پیام های پیشگیری داشته باشند. فعالیت های جاری در سطح مدارس، مانند جشنواره نوجوان سالم یا برگزاری نمایشگاه های سیار و دیگر فعالیت های مشابه، می تواند نمونه فرصت هایی برای این منظور باشد.

استقرار نظام مراقبت اجتماعی از دانش آموزان: که می تواند چند کارکرد دیگر را شامل شود.

  • عوامل مخاطره آمیز دانش آموزان و مدرسه را شناسایی کنیم و در جهت کنترل و کاهش آن ها اقدام نماییم.
  • در آسیب ها و فوریت های اجتماعی دانش آموزان مداخله سریع ، بموقع و موثر داشته باشیم.

سرانجام این که، هر یک از ما می تواند همچون یک « مددکار اجتماعی» برای دانش آموزان باشد. منظور از «مددکاری اجتماعی» در مدرسه، به دو معنا می تواند باشد.

  • یاریگری و مددکاری دانش آموزان ، با هدف کمک به شناسایی و حل مشکلات و مسائل آنان
  • شناسایی و غربالگری رفتارهای مخاطره آمیز دانش آموزان، مداخله مختصر در این رفتارها و همکاری برای ارجاع این دسته از دانش آموزان برای دریافت خدمات مورد نیاز درمان و مددکاری. به خاطر داشته باشیم که هر یک از این دو رویکرد، جدای از تاثیری که بر سرنوشت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان دارد ، در مواردی می تواند منجر به نجات جان آنان نیز شود.

«فرزند ۱۸ ماهه‌ام مدام با آلت جنسی‌اش بازی می‌کند، نمی‌دانم چطور مانع این کار شوم.» «دختر ۲ ساله‌ای دارم که هر روز از من و پدرش در مورد دستگاه تناسلی سوال می‌ کند و می‌خواهد بداند فرق مادر و پدر در چیست.»

شاید شما هم با فرزندتان دچار این مشکل باشید. نگران نباشید آشنایی با آلت تناسلی و کشف جنسیت امری طبیعی است که از ۱۸ ماهگی آغاز می‌شود، در ۵. ۲ تا ۳ سالگی به اوج خود می‌رسد و در ۶ تا ۷ سالگی تقریبا تمام می‌شود.

گرچه در سنین پایین این اتفاق صرفا از سر بازی و شیطنت می‌افتد و قطعا بچه هیچ نیتی از اینکار ندارد، اما گذر از این مرحله بسیار دشوار است و اگر به خوبی از پس آن برنیاییم ممکن هست صدمات جبران ناپذیری برای آینده بچه داشته باشد.

سن کشف جنسیت به طور میانگین سه تا شش سالگی است

شناخت جنسیت

سن کشف جنسیت به طور میانگین سه تا شش سالگی است. در این زمان کشف جنسیت یکی از مهیج‌ترین و زیبا‌ترین کار‌ها برای بچه هاست. کودک در این سن می‌خواهد همه چیز را درمورد اندام‌های بدنش بداند و به همین علت نسبت به قسمت‌های بدن خود و اطرافیانش کنجکاو می‌شود.

 

آن‌ها حتی به بدن عروسک‌ها با دقت نگاه می‌کنند و دنبال شباهتی بین خود و آن‌ها می‌گردند. کودکان ۳ تا ۵ ساله مدام در حال مقایسه خود با والدین یا خواهر و برادر بزرگ ترشان هستند، در این میان سوالاتی برایشان پیش می‌آید که اگر والدین آگاهی کافی نداشته باشند موجب تعجب یا احساس شرم و ناراحتی آن‌ها می‌شود.

در این موارد بهتر است بدون احساس خشم یا ناراحتی با اشتیاق کامل اطلاعات درست را در اختیار بچه‌ها بگذاریم. نکته مهم این هست که کوچک‌ترین خطایی از سمت ما در برخورد با مسائل جنسی می‌تواند در روحیات و شخصیت بچه تاثیرگذار باشد.

بعضی از نکاتی راکه می‌تواند در گذراندن این مرحله به ما کمک کند در این گزارش مطرح می‌کنیم. گاهی دانستن کوچک‌ترین نکته‌ در این موارد می‌تواند بسیار کارساز باشد.

به هیچ وجه نباید به جز پدر و مادر با کسی در این رابطه صحبت کند

توضیح اضافی ممنوع

بهتر است تا زمانی که کودک سوالی از شما نکرده بی‌جهت ذهنش را درگیر این مسائل نکنید. بچه‌ها خودشان در حوالی سه سالگی مشتاق دانستن این چیز‌ها هستند. پس صبر کنید آن‌ها خودشان از شما سوال کنند چون این موضوع نشان می‌دهد ذهن آن‌ها آمادگی پذیرش و تفکیک‌های جنسیتی را دارد.

خصوصی سازی موضوع

کودک باید بداند مسائل جنسی یک امر کاملا خصوصی و شخصی است و به هیچ وجه نباید به جز پدر و مادر با کسی در این رابطه صحبت کند. زمانی که فرزندتان در یک جمع ناگهان از شما سوالی می‌پرسد که کاملا جنسی است باید بدون هیچ گونه برخورد تندی به او یادآوری کنید که این مسئله کاملا شخصی است و بعد که تنها شدیم با هم در این مورد حرف می‌زنیم.

بیان واقعیت به زبان ساده

یادمان نرود ما با یک انسان ۳ تا ۴ ساله سر و کار داریم که دید و تصورش از جهان در یک دایره بسیار کوچک خلاصه شده است.بنابراین وقتی با او وارد چالش در خصوص یک موضوع مهم و تازه می‌شوید باید خود را به اندازه او کوچک کنید و برایش به زبان خودش توضیح دهید.

جزئیات ممنوع

در این شرایط از ورود به جزییات پرهیز کنید. وقتی جوابی می‌دهید باید منتظر واکنش بچه باشید. اگر حس کردید دچار پیچیدگی شده یا موضوع را به زمان دیگر موکول کنید یا از او بخواهید برای شما توضیح دهد، به این شکل می‌‌تواند بفهمید کجای سوال برایش ابهام دارد.

به این نکته دقت کنید که یک کودک ممکن است سوالی را بار‌ها از شما بپرسد که کاملا طبیعی است، جواب شما باید همیشه یکسان باشد در پایان جواب هم می‌ توانید او را تشویق کنید اگر سوال دیگری دارد بپرسد. یکی از درگیری‌های این سن نام بردن اعضای بدن به خصوص آلت تناسلی است. بچه‌ها در سنین پایین نیازی نیست نام علمی و رسمی اعضای بدن را بدانند‌‌ همان نام‌های بچه گانه برایشان کافیست، اما بهتر هست در سنین بالا‌تر اسم اعضا را درست بدانند و فقط از آن‌ها بخواهید در حضور دیگران تکرار نکنند.

این‌ها بخشی از آگاهی‌های جنسی برای بچه هاست. بعد از آن سوالات شروع می‌شود و زمانی می‌رسد که شما می‌بینید هرروز ۲۰ بار به یک سوال مشخص پاسخ دادید. سوال‌های بچه‌ها معمولا در یک دایره خاصی می‌چرخد ولی پاسخ‌هایی که به آن‌ها داده می‌شود بسیار مهم است.

بچه ها در سن ۵. ۲ تا ۵. ۳سالگی تصویرسازی‌های ذهنی زیادی دارند

چند مورد مشابه از سوالات جنسی را در اینجا می‌خوانیم:

«بچه چه جوری درست می‌شه/ من چه چوری رفتم تو شکمت/ من چه جوری از شکمت اومدم بیرون/ چرا تو و بابا در یک اتاق می‌خوابین…»

سوالات زیادی شبیه به این‌ها در ذهن بچه‌ها وجود دارد. از آنجایی که آن‌ها خیال پردازان ماهری هستند و در سن ۵. ۲ تا ۵. ۳ سالگی تصویرسازی‌های ذهنی زیادی دارند نوع پاسخگویی به این سوالات خیلی مهم است. اگر در پاسخ به این سوالات برخوردهای تند و شدیدی با بچه داشته باشید او احساس گناه خواهد کرد و درکش از این مسائل با ترس و نگرانی همراه می‌شود.

یکی دیگر از نشانه‌های کنجکاوی بچه‌ها نسبت به مسائل جنسی، تمایل به مشاهده آلت تناسلی جنس مخالف است، به خصوص در سنین ۵ تا ۶ سالگی این موضوع زیاد دیده می‌شود. مخفی کردن، سرکوب کردن، سرزنش و ایجاد ترس باعث می‌شود کودک شما فقط احساس گناه کند و در ذهنش این باور شکل بگیرد که اگر بعد‌ها اتفاق بدی برایش افتاد هرگز نباید آن را در منزل مطرح کند. برایش توضیح دهید آلت تناسلی یک بخش خصوصی از بدن هر شخصی است و دیگران نباید آن را ببینند. این رفتار به کودک می‌آموزد بدن خودش هم حریم شخصی دارد و نباید با کسی شریک شود.

 در این مواقع اگر بچه خواهر یا برادر کوچک‌تر دارد که در سن نوزادی و بدون درک کافی است، می‌ توانید گاهی به بهانه تعویض پوشک از فرزند بزرگ‌تر بخواهید به شما کمک کند و در‌‌ همان حین برایش توضیح دهید که دختر و پسر در چه چیزهایی با هم متفاوتند. ولی پوشک بچه‌ای را که با جنسش آشنا شده و بالای یک سالگی هست هرگز در حضور هیچ فرد غریبه‌ای عوض نکنید. این موضوع باعث خجالت شدیدی در او می‌شود که نمی‌تواند به زبان بیاورد.

 از دیگر کارهایی که ممکن است در این سن از بچه‌ها بینید بازی کردن با آلت تناسلی است. تحریک این ناحیه با دست یا مالیدن پا‌ها به همدیگر یک امر نسبتا شایع و طبیعی است. بهتر است شما در این مواقع بدون انگشت گذاشتن روی آن کار به نحوی ذهن کودک را منحرف کنید مثلا‌‌ همان لحظه برای کاری صدایش بزنید، به او غذا تعارف کنید، بازی جدیدی را برپا کنید و به هر شکلی که می‌توانید ذهن او را از این مسئله دور کنید. اگر از ۳ سالگی به بالا این رفتار قطع نشد یا اضافه شد باید با مشاور مشورت کرد.

کودک می‌آموزد بدن خودش هم حریم شخصی دارد

هویت جنسی

سن ۳ تا ۶ سالگی زمان شکل گیری هویت و شخصیت جنسی کودک است. در این سن کودک با رفتار صحیح پدر و مادر و الگوگیری درست از آن‌ها هویت زنانه یا مردانه خود را پیدا می‌کند.

در این سن پسران تمایل به برقراری ارتباط حسی با مادر دارند و دختر‌ها با پدر، این تمایل تا حدودی بوی جنسی می‌دهد و طبق آن چیزی که فروید مطرح می‌کند عقده‌های ادیپ یا الکترا در همین دوران شکل می‌گیرد.

 پسر‌ها دوست دارند بدن مادر را ببینند و تماس‌های فیزیکی نزدیکی با او برقرار می‌ کنند، همچنین دختر‌ها در مورد پدرشان این حس را دارند. از طرف دیگر حسادت شدیدی به همجنس خود دارند. چون تصور می‌کنند پدر یا مادر را از آن‌ها می‌گیرد. برای اینکه کودک به درستی این مرحله را پشت سر بگذارد باید با والد همجنس خود همانندسازی کند.

برای این همانندسازی باید به این نکات دقت کنید:

والدین باید خیلی توجه کنند که کودک متوجه ارتباط جنسیشان نشود. از حدود سن ۲ تا ۵. ۲ سالگی به بعد والدین پوشیدن لباسهای خیلی باز در منزل را کمتر کنند و حمام بچه ترجیحا با والد همجنس باشد.

 عناوین مرتبط:

هرگز لبهای بچه را نبوسید. چون لب جزو اعضای خصوصی بدن بچه محسوب می‌شود و او باید این نکته را بداند. مدت زمانی که والد همجنس با بچه می‌گذراند و کارهای مطابق جنسیتشان انجام می‌دهند باید زیاد شود.

هرگز رفتارهایی راکه حس طردشدگی در کودک ایجاد می‌کند انجام ندهید فقط به شکلی زیرکانه او را به سمت همسرتان سوق دهید.

هویت جنسی،بحران کودکی

 در این بازی بچه‌ها به بهانه معاینه کردن به اندام همدیگر دست می‌زنند

بازی‌های جنسی

یکی از آشنا‌ترین بازی‌های همۀ بچه‌ها در سنین ۳ تا ۷ سالگی دکتر بازی است. در این بازی بچه‌ها به بهانه معاینه کردن به اندام همدیگر دست می‌زنند و دنبال کشف بدن جنس مخالف هستند. در چنین مواقعی نباید با کودکمان برخورد ناخوشایندی کنیم چرا که حس سرخوردگی و ترس درخصوص مسائل جنسی در او نهادینه می‌شود. فقط باید بدانید این بازی‌ها امری طبیعی است و تنها باید برای آن حد و مرز مشخص کنید. یکی از راه‌های تعیین حد و مرز این هست که به فرزندتان یاد بدهید بعضی اندام‌ها کاملا خصوصی هستند و همیشه باید پوشیده بمانند و در حضور دیگران نباید آن‌ها را نشان داد.

اگر زمانی با این صحنه مواجه شدید که فرزندتان مشغول نشان دادن اندام جنسی خود به بچه‌ای دیگراست سریع فضایی را برایش ایجاد کنید که اینکار از ذهنش دور شود و لا به لای حرف‌ها به او یادآوری کنید که نباید کسی قسمت‌های خصوصی بدنش را ببیند. آن‌ها باید بدانند نه تنها در مورد این مسائل نباید با کسی حرف بزنند بلکه اگر بچه کوچک تری هم از آن‌ها سوالی پرسید نباید به او جواب بدهند و باید بگویند از پدر یا مادرت بپرس.

 هویت جنسی در بچه‌ها از‌‌ سه سالگی شکل می‌گیرد

ای نکار یکی از روش‌هایی است که بچه یاد می‌گیرد با غریبه‌ها در این مورد اصلا حرف نزند. هویت جنسی در بچه‌ها از‌‌ سه سالگی شکل می‌گیرد. کودکان در این سن می‌توانند تشخیص دهند دخترند یا پسر. آن‌ها تدریجی با نقش خود به عنوان دختر یا پسر آشنا می‌ شوند و می‌توانند دوستان و بازی‌های مناسب سنشان را انتخاب کنند. اصولا پسر‌ها نسبت به دختر‌ها بازی‌های خشن‌تر و پرسر و صداتری را دوست دارند.

در این سن بهتر است پسر اطراف پدرش باشد و کارهای مردانه را یاد بگیرد. دختر با مادرش بماند و فعالیت‌ها و حرکاتش دخترانه شود. اما در خانواده تک والد یا زمانی که والد همجنس کمتر در منزل هست نقش والد جنس مخالف بسیار سخت می‌شود. در این شرایط والد جنس مخالف باید خیلی مراقب باشد که کودک با تقلید رفتار او هویت جنسی‌اش تغییر شکل پیدا نکند.

اگر کودکی در این سن مشکل هویت جنسی‌اش به بهترین شکل حل شود و فرق اندام خصوصی و غیرخصوصی را بداند و هرگز از پدر و مادرش نترسد، در آینده اگر به هر دلیلی درمورد مسائل جنسی دچار حادثه‌ای شد یا کسی آزارش داد هم می‌تواند از پس خودش بربیاید و هم از خانواده مخفی نمی‌کند. به طور کلی خانواده بهترین و تنها محرم بچه‌ها هستند و باید با برخوردهای صحیح این باور غلط راکه بچه با سوالات جنسی مرتکب کار وحشتناکی شده از ذهنش دور کنند. تنها در این صورت است که می‌توانند این مرحله سخت را به راحتی بگذرانند و بچه‌هایی با هویت جنسی سالم تحویل جامعه بدهند.

چقدر به فرزندان خود آموخته اید که به غریبه‌ها اعتماد نکنند؟ در کنار آموزش، چقدر مراقب آنها هستید؟ در این مطلب نکات مهم آموزشی که خانواده ها بایستی به فرزندانشان جهت آگاهی و هوشیاری نسبت به محیط اطراف و غریبه ها اطلاع دهند را عنوان می کنیم.

در این مطلب به چند مورد از مطالب جهت آگاهی به فرزندانمان اشاره خواهد شد.

۱- اعتماد نکردن به غریبه ها را به فرزندان بیاموزید تا آنها به جز افراد خانواده به هیچ غریبه ای بدون اطلاع خانواده اعتماد نکنند.

۲- معمولا کودکان به علت ترس و تهدید اگر اتفاقی برایشان بیفتد را بازگو نمی کنند به آنها بگویید تحت هر شرایطی هر اتفاقی بصورت مخفیانه برایشان رخ داد را به خانواده بدون هیچ نگرانی عنوان کنند.

۳- از کلمات، شوخی، فیلم و حرفهای تحریک آمیز در خانواده در حضور فرزندان خودداری کنید و در صورت ضروری این چنین موارد را در معرض دید آنها قرار ندهید.

۴- به‌ فرزندان یاد دهید که بعضی از قسمتهای بدن مانند حریم خصوصی است و کسی حق ندارد به آن نزدیک شود.

۵- فرزندان باید آگاه شوند که با هر خوراکی گول هیچ کسی را نخورده و فقط در حضور خانواده می توانند خوراکی یا هدیه دیگران را قبول کنند

۶- آدرس منزل و یک شماره تماس خود را به فرزندان یاد دهید تا در صورت گم شدن با شما تماس بگیرند و یا به نزدیکترین پلیس مراجعه کنند.

۷- بچه های کوچک را به هیچ عنوان چه در خواب یا بیدار برای لحظه ای کار ضروری در خانه یا اتومبیل خود رها نکنید تا موجب یک عمر غفلت و پشیمانی شما نشوند.

۸- هنگام رفتن به مراکز شلوغ مثل پارک و فروشگاهها حتما دست فرزندان را بگیرید هیچگاه آنها را جلوتر یا عقب تر از خودتان رها نکنید

۹- فرزندان ما تا زمانی که بزرگ و بالغ شوند به آموزش و رفتارهای اجتماعی نیاز دارند لذا تمام نکات ایمنی و امنیتی در یک جامعه را در نبود پدر و مادر بدون هیچ سانسوری به آنها با دلیل و منطق آموزش دهید

۱۰- با کودکان خود درست و منطقی رفتار کنید تا در نبود شما هنگام برخورد با یکسری اتفاقات آنها بتوانند از مطالبی که از شما بخاطر سپردند را برای دفاع از خود بکار برند.

۱۱- در صورت بروز هر نوع اتفاق ناگوار و مشکوک بلافاصله اول پلیس را در جریان بگذارید تا افراد سوجود و فریبکار از این مسئله سواستفاده نکنند

به خاطر داشته باشید کودکان آسیب پذیرترین قشر جامعه هستند پس بیشتر مواظب آنها باشیم.

منبع: کرج رسا