مناسباتِ وارداتی هم به بازار آمد...

  • شنبه, 28 بهمن 1396 01:05




الهام آمرکاشی


صادرات و وارداتِ اقتصادی برای هر کشوری دارای مزایای بیشماری است که با استمرار بر نقاط قوت و مشترک کشورهای پایه در تبادلِ محصولات و اجناس، تأثیر بسزایی در رونق و شکوفایی ملی و بین المللی می گذارد، اما وقتی حرف از فرهنگ به میان می آید و پایِ مناسباتِ فرهنگی به میدانِ صادرات و واردات باز می شود، کمی تفکر برای یکسانی و موزونیِ آنچه در تبادلات از دست می دهیم و به دست می آوریم، واجب و حیاتی نمود می کند.

بی شک مردم هر کشوری در هر وضعیت اقتصادی- سیاسی- اجتماعی که باشند در ارتباط با شادی و نشاط و دوست داشتن و ابراز عشق و هدیه دادن و هرآنچه در مترادفاتِ آرامش عجین باشد، سر از پا نمی شناسند و تمایل شدیدی برای پایداریِ نشاط در جامعه دارند.

در تقویم ما ایرانیان، روزهای بیشماری به تناسبِ اهمیتِ موضوع های خاص به روز مهمی بَدَل گشته و فراخورِ جامعهء مدنی تجلیل هایی در آن روزها شکل می گیرد. از روزها و اعیاد مذهبی گرفته تا مناسبات به یادماندنی و نستوه چون روز دانشجو، دهه فجر، روز طبیعت و...

در این میان، چندسالی است در مناسبات فرهنگی کشورمان، نقش پُررنگِ واردات دیده می شود و جشن گرفتن هایی مانند کریسمس و هالووین و ولنتاین، جلوهء بیشتری پیدا کرده است.

در روزهای هالووین و کرسیمس، به تازگی اغلب پروفایل ها و پست های اینستاگرامی با چنین مناسبت هایی نقش میگیرد که کمی هشدار برانگیز است و قابل تأمل که تا چه حد اعتماد به نفسِ شرقی مان، پایین آمده که کنار کاج های غربی، عکس گرفتن؛ نوعی تجدد محسوب می شود! و به تازگی روز ولنتاین که جدا از عکس و پست های مجازی، با رونقِ بیشتری در قالب خریدنِ گل و خرس و شکلات، وارد فضای حقیقی مان شده است.

هدیه دادن و هدیه گرفتن و روزی برای پاسداشتِ عشق، به نوبهء خود ارزشمند است و از دیرباز نیز در کشورمان چنین روزی در ایام ایرانیان به ثبت رسیده است.

به اعتبار سخن بزرگان و اهل تحقیق، 5 اسفند- جشن سپندارمذگان؛ روز عشق در ایران است و فرصت مناسبی برای ابراز محبت و هدیه دادن و اثباتِ هرآنچه در جان، نامش را شور و نشاط و عشق می گذارند.

"فلسفه بزرگداشتِ این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. در هر ماه یک بار، نام روز و ماه، یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت.

روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندارمذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند.

«سپندارمذگان» روز زن و زمین است، به همین دلیل در فرهنگ باستان، سپندارمذگان را به عنوان "نماد عشق" می پنداشتند و درحقیقت سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند".

و امروز جای این سوال، خودنمایی می کند که چرا تا به این حد از فرهنگ شرقیِ خود دور شده ایم و به ولنتاین خو گرفته ایم!

بی تردید نقش مسئولین فرهنگی در این امر، جلوه نمایی می کند و کم تدبیری در این راستا، باعث هجوم و ورودِ مناسبات فرهنگیِ غربی در کشورمان شده است.

یک شاخه گل، یک جعبه شکلات و هدیه ای برای نشان دادنِ دوست داشتن به هرآنکس که دوستش داری، نَه امری قبیح و مکروه است، نَه ترویجِ مصرف گرایی و نشانه گرفتنِ اهداف و ارکان ِ والای اسلام و انقلاب و ایران که به جای ترویجِ این امر، درهای وارداتِ خرس های چینی و مناسبات غربی را به کشور باز گذاشته ایم و هرچه بادا باد در این مسیر حرکت می کنیم.

برطبق آمار و بررسی های موجود، در ایران از سال ۱۳۸۹ تولید انواع پوستر، بروشور، جعبه و کارت‌های تبلیغاتی با نمادهای قلب، نیم‌قلب، گل رز قرمز و هر گونه فعالیتی مبنی بر اطلاع‌رسانی در این روز ممنوع است و از سوی مراجع قانونی با واحدهای متخلف برخورد می‌شود؛ اما آنچه در تمام شهر در یک هفتهء آخر بهمن ماه، در سراسر فروشگاه ها مشاهده می شود، کادوهای سرخ رنگِ ولنتاینی است که هیچ برخوردی را به خود نمی بیند.

هرچند سخنگوی نیروی انتظامی اعلام کرد که این نیرو در روز ولنتاین مطابق قانون و وظایفش اقدام و برخورد خواهد کرد، اما با اذعان براین مطلب که "طبیعتا نظارت‌ها و پیگیری‌ها در این حوزه باید از سوی اصناف و اتحادیه ها انجام شود و آن‌چیزی هم که در حوزه پلیس باشد هشدارهایش ارائه می شود" توپ را در میدانِ اصناف

انداخت و از یکایک این گروه باید پرسید که آیا برای برخورد با این هجمهء غربی، ممانعتی از خرید و فروشِ اجناس داشته اند یا خیر!!

بی تردید، "اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی" دو مؤلفهء زیرساختی و ضروری محسوب می شود که متأسفانه متولیانِ فرهنگی- اجتماعیِ کشورمان تا به امروز پیرامون این امر، آسیب شناسی نکرده اند و حرکتی مثمر رخ نداده است.

در این بهبوههء آسیب های اجتماعی و ورود و هجومِ افسار گسیختهء افکار و آداب غربی که هر روز در قالب و کسوتِ جدیدی وارد جامعه می شود، از مسئولین ذیربط انتظار جدی می رود تا با طرح و پِی‌رنگِ برنامه هایی اصولی و مدت دار و فرهنگساز، در بهبودِ فرآیندِ فرهنگی اجتماعی کشور نقش آفرینی کنند و در ترویجِ لبخند و شادی و نشاط همگانی در سطح جامعه به تناسبِ فرهنگ و ملیت و سنتِ خودمان اجازه ندهیم کوتاهی رخ دهد و فرهنگ چندین سالهء شرقی مان مغفول بماند.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید