قسمِ وعده را باور کنیم یا دُمِ وعید را ...

 

الهام آمرکاشی

 

در بسیاری از کشورهای پیشرفته، حرف و عملِ دولتمردان تا حدی به هم نزدیک است که با گذر چندسال از قول و قرارها و برنامه ریزی های مطرح شده، به هرآنچه مقصد و مقصودشان است می رسند و میتوانند به سرعت، گذرانِ تحقق اهداف کشورشان را مشاهده کنند، اما در کشور پرطمطراق ایران با هزار مجموعه و زیرمجموعه که در دست داریم و اهداف عالیه ای که برایشان جلسات مکرر از نوعِ صبحانه ای و عصرانه ای میگذاریم، هنوز اندر خمِ یک کوچه ایم و همچنان در فراز و نشیبِ تبصره- تذکره ها قدم می زنیم.

یکی از اهداف عالیه که رئیس جمهور محترم نیز برآن تأکید فراوان دارد و در هر جلسه و مذاکره ای از آن صحبت می کند، کمرنگ نمودن خط فقر و بهبود وضعیت معیشت است که هرساله با نزدیک شدن به فصل بهار و خریدهای عیدانه، رنگ و بوی تازه ای می گیرد و قول و قرارهایی گفته می شود که بازهم بعد از آغاز سال نو، نقطه سر خط، همانی هستیم که بودیم و این قصه ادامه دارد تا گفتمانی دیگر از مسئولین و داستان تکراریِ گرانی سفرهء خانوار، هزینه معیشت، بیکاری و... سرخطِ اخبار نمود می کند و الاکلنگِ هزینه ها و دستمزد ادامه دارد.

بعد از توافق برجام، چه فریادهای سرخوشانه که برای تک نرخی شدنِ تورم، کمرنگ شدنِ بیکاری، نزول قیمت ها و... شنیدیم و از اهداف و اقدامات دولتِ پس از برجام، اخباری مبنی بر تغییرات چشمگیر در حوزه اقتصادی به گوش رسید که همچنان بعد از چندسال از این واقعه، فقط نویدهای اقتصادی به گوش می رسد و عملی در این راستا دیده نمی شود.

در حال حاضر، گزارش های میدانی در حوزهء اشتغال و برچیده شدنِ بسیاری از کارگاه های اقتصادی و تعدیل نیرو در اکثر واحدهای اداری، از چیزی برعکسِ حدس و گمان های ارزانی، حکایت می کند و روند رو به رشدی که در تمامی کالاها و خدمات دیده می شود و عموم مردم، هزینه های گرانی را احساس می کنند از بیم و ترس های وضعیت اقتصادی خبر می دهد که در بطن جامعه موجود است و با گواه گرفتن آمار و ارقام، بیشتر خودنمایی می کند.

شعار دولت حاضر، تدبیر و امیدی است که بسیاری از مردمِ عامی و عادی آن را باور کردند و برای بار دوم به آن، رأی اعتماد دادند اما بودجه گرانی برای سال آینده، دستمزدهای پایین با کفِ حقوق در اکثر اقشار جامعه، رشد هزینه ها در اغلب اجناس و حتی هزینه کردِ امکانات رفاهی برای یک خرید و یا سفر در آغاز سال نو، با اظهارات رئیس جمهور بسیار منافات دارد و چیزی شبیهِ وعید است نه وعده.

رئیس جمهور محترم بار دیگر در روز 22بهمن، با اشاره به برخی پیشرفت‌های کشور طی سال گذشته تصریح کرد: "در یک سال گذشته پیشرفت‌های بسیار مهمی در زمینه‌هاس اجتماعی، امنیتی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی داشتیم و در سال گذشته دارای رشد اقتصادی بیش از دیگر کشورها بودیم و در سال جاری به حول و قوه الهی دارای رشد اقتصادی بیش از متوسط جهانی خواهیم بود."

بی شک یکایک مردم جامعه این حرفها را فراموش نمی کنند و انتظار دارند، این وعده های مکرر در قالبِ جلسات و همایش ها و مذاکرات متنوع، رنگ و رسمِ تحقق بگیرد و به منصه ظهور بنشیند اما وقتی در سطح اجتماع، شاهد گرانی های مکرر، هزینه بالای اجناس، رشد قبوض و خدمات شهری و .... هستیم، اینگونه اخبارِ نوید بخش فقط در حد حرف، خودنمایی می کند و بس.

روحانی در ادامه صحبت های خود تأکید کرد: "برای خانه اولی‌ها با سود بانکی 6 درصد خانه می‌سازیم، سال قبل 700 هزار شغل درست کردیم، در زمینه صنعت در سال جاری 600 هزار واحد نیمه تمام را به اتمام رساندیم یا می‌رسانیم"، اما باید دید و شاهد بود که آیا این حرفها روی عمل را می بینند!

وی با اذعان بر این مطلب که "سال آینده سال نشاط است و در ورزشگاه‌ها، دانشگاه‌ها، سینماها و خیابان‌های ما باید نشاط حاکم باشد"، از ایرانِ با نشاطی سخن می گوید که قطع به یقین در پسِ موارد عدیدهء بیکاری، عدم امنیت شغلی، گرانی و ... نمود نخواهد کرد.

در این میان، تنها انتظار می رود این حرفهای تکراری در سایهء عزمِ مسئولین در جهتِ رشد اقتصادی و اشتغال کشور به هم افزایی برسد تا در راستای عدالت محوری و با نگاه جدی به مسائل معیشتی- اقتصادی، اقدام و عملی مؤثر در این امور دیده شود و اکثریت مردم بتوانند از ابتدایی ترین شرایط که شاملِ اشتغال، معیشت مناسب، خدمات مطلوبِ شهری و درمانی با کمترین پرداختی ازجانب افراد جامعه است، بهره مند شوند و حقوق مکفی همراستا با روندِ افزایش قیمت ها در جامعه دیده شود تا بتوانیم در زمره کشورهای دارای سبک زندگی و وضعیت اقتصادی مطلوب و با نشاط قرار بگیریم.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید