به لطفِ «حالا خورشید»

اینستاگرامِ ما ترکید!

 

 

نسترن کیوان ‌پور

 

اینستاگرام که رفعِ فیلتر شد این‌قدر برایم پیامِ فالوئرهای جدید و کامنت‌ آمد که تعجب کردم شاید یوزرَم هک شده باشد. بعد از زلزله‌ ی کرج، پُستِ جدید نگذاشته بودم که این‌ قدر جنجالی هم باشد تازه. صفحه که باز شد دیدم زیرِ پُستِ «حسین» مردم در حالِ بحث و گفتگو هستند؛ پُستی که تا آن لحظه تنها 50 لایک داشت، حدود 210 نفر دیگر لایک کرده بودند! دلیل را می ‌خواهید بدانید؟ حسین چند روزِ پیش مهمانِ برنامه‌ ی «حالا خورشید» بود. حالا نه این‌که 200 نفر در دنیایِ سلبریتی ‌ها و دوستانِ معروف و مشهورِ مجازی خیلی باشدها در حدِ یک روزنامه ‌نگارِ استانی که تنها خبررسانی و اطلاع‌ رسانی می‌کند می‌ گویم که بدک نیست.

قضیه از آن‌ جا شروع شد که یکی از دوستانِ فرهیخته‌ ی پیام آشنا، کودکی 11 ساله را به من معرفی کرد که تاکنون مصاحبه ‌ی رسانه ‌ای نداشته است و به نوعی یکی از سوژه ‌های بکرِ البرز است. حسین عطایی سنگرودی به تحریریه‌ ی پیام آشنا آمد و گفتگویی با او انجام دادم. حسینِ کوچک از اختراعاتی که در مرحله ‌ی ثبت دارد، گفت. برایمان از طراحی خودرو گفت که رشته ‌ی مورد علاقه ‌اش است و دیگر استعدادهایش مانند خوانندگی و بازیگری.

غرض از نوشتنِ یادداشت این است که به غُربتِ رسانه‌ های استانی اشاره کنم؛ رسانه‌ هایی که نمی ‌گویم همیشه اما در بسیاری از موارد، جزءِ اولین ‌ها در انتشارِ مطالبِ جدید و بِکر هستند اما متاسفانه به دلایلِ مختلف، آن ‌طور که باید و شاید دیده نمی‌ شوند و اکثرا نیز به گردِ پای رسانه‌ های سراسری و صدا و سیما هم در برخورداری از مخاطب نمی ‌رسند.

بارها این اتفاق در استان البرز رُخ داده است. هرچند کاهشِ سرانه ‌ی مطالعه و عدمِ اقبالِ مردم به نشریاتِ مکتوب یکی از دلایلِ محروم ماندنِ نویسندگان، روزنامه ‌نگاران و خبرنگاران استانی از توجهِ عموم است، مخاطبِ عامه باز هم بخشی از قضیه است و توجهِ همکارانِ رسانه‌ ای در نشریات و خبرگزاری ‌های سراسری نیز بخشی دیگر و چه بسا دردناک ‌تر.

گواهی بر این ادعا، ستونی در روزنامه‌ ی پیام آشناست که چند وقت یک بار به معرفی مشاهیرِ البرزی به قلم دکتر حسین عسکری می‌پردازد تا البرزی‌ ها با چهره‌ های شاخص و برجسته‌ ی استان آشنا شوند و به وجودشان افتخار کنند.

خبرِ درگذشتِ پروفسور سیف الدین نجم آبادی، استاد زبان ‌شناسی و ایران ‌پژوهِ نامدار البرزی در تاریخ 22 مهرماه در هیدلبرگ آلمان نیز بهانه ‌ای بود برای پرداختن به خلاصه‌ ای از زندگی نامه‌ ی او که نه تنها پیام آشنا بلکه سرویس‌ های استانیِ بسیاری از خبرگزاری ‌ها نیز به این موضوع پرداختند. اما آنچه سببِ آزردگیِ اصحابِ رسانه ‌ی البرز شد، خبری بود که در یکی از روزنامه‌ های سراسری منتشر شد و نویسنده مدعی شده بود که این چهره ‌ی شاخصِ البرزی در سکوتِ خبری از دنیا رفت!

به  نظر می ‌رسد نشریات و خبرگزاری های سراسری از رسانه ‌های استانی غافل ‌اند و این موضوع متاسفانه بی ‌توجهی به تعامل با نشریاتِ استان را نشان می‌ دهد که از آن به عنوانِ یکی از آفت ‌های روزنامه‌ نگاری امروز می‌ توان یاد کرد. بارها پیش آمده که نشریاتِ استانی مطالبِ مهم و جالبِ توجهی را منتشر کرده اند اما از آنجا که گویا همکارانِ ما در رسانه‌ های سراسری مسائلِ استانی را کم اهمیت ‌تر می پندارند، این موارد مانندِ خبرِ درگذشتِ پژوهشگرِ البرزی به طورِ کامل نادیده انگاشته می‌ شود.

کاش سیاست‌ های کلانِ حوزه ‌ی فرهنگ به سویی معطوف بود که نشریاتِ استانی این قدر مهجور و مغفول واقع نشوند و مدیران چه در سطحِ خُرد چه در سطحِ کلان بدانند که جهان نیز در مسیری حرکت می ‌کند که نشریاتِ محلی با رویکردِ اجتماعی به عنوان یکی از مهم ‌ترین پایگاه‌های ارتباطی با شهروندان برای حل مشکلات و معضلات قلمداد می‌ شوند؛ نه صرفا رسانه ‌هایی در مقیاسِ خُرد که به اطلاع ‌رسانی در خصوصِ موضوعاتِ بی اهمیت مشغولند!

در انتها بر خود لازم می‌ دانم از جناب آقای رشیدپور، مُجریِ برنامه‌ ی حالا خورشید (که البته باید اذعان کنم نسبت به اغلبِ برنامه‌ های صدا و سیمای عزیزمان، بسیار حرفه ‌ای‌ تر از نظر رسانه‌ای فعالیت می ‌کند) تشکر کنم که سببِ خیر شد و چند نفر این پُستِ ما را دیدند؛ هم‌ چنین از سازنده‌ ی اینستاگرام و مُبدعِ هشتگ‌ گذاری. از مسئولان هم عاجزانه تقاضا دارم کمی هم خبرنگاران، روزنامه ‌نگاران و رسانه ‌های استانی به ویژه از نوعِ مکتوب و به‌ویژه‌ تر خصوصی را بیش ‌تر ببینند!  باور کنید در کشورهای دیگر نشریاتِ محلی برای خودشان ارج و قُربِ بالایی دارند.

هرچند که از ماست که برماست! چرا این جمله را می‌گویم؟ به این دلیل که یادم است زمانِ برگزاریِ نمایشگاهِ مطبوعاتِ اخیر، هرچه مهمان می ‌آمد غرفه‌ی پیام آشنا از مسئول گرفته تا چهره ‌های معروف و محبوبِ مردمیِ کشوری، و هرچه ما گزارش و خبر و یادداشت می‌ فرستادیم به ادمینِ کانالِ نمایشگاه در تلگرام، فقط نشریاتِ سراسری به صورتِ گُل‌ درشت اخبارشان منتشر می ‌شد. ادمین هم در کمالِ ادب و متانت ما را به صبر دعوت می ‌کرد و می ‌گفت: «همه‌ی پُست ‌ها را کم ‌کم منتشر می ‌کنیم!»

اگر شما از نشریاتِ استانی چیزی دیدید در این کانال‌، ما هم دیدیم! البته دروغ چرا؟ انگشت‌ شمار خبر بودها اما از یکی دو تا از نشریاتِ معروفِ استانی که در کنارِ ورژنِ سراسری ‌شان منتشر می ‌شدند وگرنه از 30 استان با حداقل هرکدام سه یا چهار روزنامه و تعداد بالای خبرگزاری ها هیچ‌ چیز نبود.

باز هم تشکر می ‌کنیم که هم کاغذ گران شده، هم کمیاب شده، هم سرانه‌ ی مطالعه ‌ی مردم کم شده، هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تسهیلاتی به نشریاتِ مکتوبِ خصوصی نمی ‌دهد، هم کسی به نشریاتِ محلی اصلا و ابدا اعتنا نمی ‌کند. در کُل مسئولان بدانند تحریریه ‌ی پیام آشنا از همه‌ ی مسئولان بسیار سپاس‌ گزار است و به آن ‌ها خداقوت می ‌گوید.

 

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید