خاطرات یک آتش ‌نشان؛

دونالد ترامپ در ایستگاه شماره یک آتش نشانی اردبیل

  • دوشنبه, 30 مرداد 1396 03:30

بابک علی‌پور

دسامبر سال گذشته میلادی، سازمان آتش ‌نشانی ایالت نیویورک در بخشنامه ‌‌ای رسمی به کلیه‌ ایستگاه‌ ها و دوایر مرتبط با این سازمان در سرتاسر ایالت، دستور داد که از نصب تصویر رئیس جمهور منتخب کشور یعنی جناب استاد دونالد ترامپ در ساختمان‌ ها و ماشین ‌های اداری حتی به صورت یک برچسب ساده، خودداری کنند. چرا؟ چون معتقد بودند که «مسائل سیاسی باید در صحنه ‌های سیاسی کشور باقی بماند» و نصب تصویر رئیس جمهور جنجالیِ تازه ‌انتخاب ‌شده ممکن است بر وجهه‌ بی ‌طرف و مردمی این سازمان خدشه وارد کند و از طرف دیگر باعث ایجاد اختلاف سیاسی در بین کارکنان شود. یعنی مثلاً ممکن است دو دوست هم ‌شیفت در ایستگاه شماره‌ 54 شهر نیویورک که در خیابان پنجاهم واقع شده، سر میز غذا به ‌دلیل بحث سیاسی دچار اختلاف شوند و این مسئله در مسیر کاری آن‌ ها به‌دلیل ماهیت تیمی بودن کار آتش ‌نشانی اختلال ایجاد کند.
البته واضح است که این بخشنامه برای ما در ایستگاه شماره یک آتش ‌نشانی شهر اردبیل، هیچ محلی از اعراب ندارد و برای همین من و دوستان هم ‌شیفتم به راحتی می ‌توانیم سر همان میز غذای کذایی در مورد تمام جنبه ‌های زندگی استاد ترامپ بحث کنیم! شاهکار جدید استاد هم در امضای یک پیمان مهاجرتی در ممنوعیت ورود ایرانیان به خاک ایالات متحده بهانه‌ی ما بود برای شروع بحث.
یکی از دوستان معتقد بود که این کار باعث متضرر شدن خود آمریکا خواهد شد چون در این صورت تمام مغزهای فراری و چهره‌ه ای علمی ایرانی در آمریکا از این کشور به میهن ما باز خواهند گشت. اما همکار دیگر در مخالفت با این تئوری، فرمودند که نه خیر آقاجان این‌ طوری ‌ها هم نیست و آن ‌ها که رفته‌اند دیگر باز نمی‌ گردند و قس علی هذا. صحبت های بسیار جذاب دیگر در ادامه باعث شد تا از فرمان مهاجرتی برسیم به مال و منال بی ‌پایان ترامپ، خانوده‌ و جت شخصی ‌اش.
بعد از این بحث کمی دلم به حال آتش ‌نشانان نیویورکی سوخت چون اسیر یک اداره‌ بسیار سخت ‌گیر و درست و درمان هستند که با یک بخشنامه چنین خوشی ‌هایی را از آن‌ ها گرفته است. کسی نیست به آن‌ ها بفهماند که آقاجان چه اشکالی دارد با این بحث ‌های سیاسی وقت بگذرانی و دمی خوش باشی؟ چرا شما این قدر جدی گرفته‌ اید مسائل را؟ الان چه بلایی سر ما که در ایران با هر اتفاق ساده ‌ای، سه ساعت در خانه، تاکسی و ایستگاه آتش ‌نشانی با انواع و اقسام آدم‌ ها بحث سیاسی می کنیم، آمده که شما خودتان را این ‌قدر منضبط و جدی نشان می‌ دهید؟ اصلا شما کجای دنیا را گرفته اید با این کارهایتان؟ سخت نگیرید! مگر نشنیده‌ اید که شاعر می‌ فرماید:
 چون عاقبت کار جهان نيستي است
انگار که نيستي چو هستي خوش باش

 

  • آخرین ویرایش در سه شنبه, 31 مرداد 1396 07:23
  • اندازه قلم