خشونت ایرانیان زبانزد جهانیان است

  • چهارشنبه, 20 تیر 1397 06:57


محبوبه اشرفی پیمان

موسسه گالوپ  یکی ازمعتبرترين موسسات نظرسنجي در جهان تیرماه سال گذشتهایران، عراق و سودان جنوبی را عصبانی‌ترین کشورهای دنیا معرفی کرد.
در این گزارش که با مطالعه از وضعیت ۱۴۲ کشور جهان تنظیم شده، آمده  که مردم ایران با ۵۰ درصد جمعیت عصبانی، عراق با ۴۹ درصد و سودان جنوبی با ۴۷ درصد، عصبانی‌ترین کشورهای دنیا معرفی شده اند.
روز ۱۷ آذر سال پیش وب‌سایت خانه ملت  این مطالب را به نقل از پروانه سلحشوری منتشر کرده است. سلحشوری در این گفت‌و‌گویی بر اساس اظهارات مقام‌های وزارت بهداشت، «نزاع» را دومین عامل مرگ افراد در اورژانس‌های ایران عنوان کرده است.
وی افزود: «بر اساس جدیدترین آمار ارائه‌شده، ایران رتبه اول خشونت اجتماعی را در دنیا دارد که این نشان می‌دهد ایرانیان عصبانی‌ترین مردم دنیا هستند.»
آنچه امروز ازآن به عنوان خشونت اجتماعی در جامعه ایرانی آن یاد می شود ، طی سال های اخیر مصادیق متعددی دارد. از یقه به یقه شدن مردم در کوچه وخیابان، نزاع وخشونت های کلامی، خشونت علیه زنان و کودکان و.... گرفته تا خشونت های سفید که امروزدر فضای مجازی کم نیستند؛ که در برخی ازموارد شدت خشونت و عصبانیت به قدری است که  منجر به قتل می شود .
در این میان باید پرسید چرا ایرانیان خشونت طلب شده اند به قدری که رتبه نخستین  در خشونت اجتماعی را آن خود کرده اند؟
سال 2016 ، ایران در زمره پر استرس ترین کشور های جهان شناخته شد. ابن در حالی است که نام گرفتن ایران به یکی ز عصبانی ترین و پراسترس ترین کشورها، از سوی نهادها رسانه ها و مسيولین مورد بررسی قرار نگرفت و اهمیتی در ترسیم سیاستهای کلان و خرد کشور نداشت. علل این اتفاق نه تنها مورد اهمیت نبوده بلکه به نظر می رسد این صفت نیز مانند بسیاری از صفاتی که ما ایرانیان از آن خود کرده ایم پذیرفته شده و بی اهمیت است.
طبق آماری که در سال 95 صورت گرفت هر ۹ ثانیه یک خشونت در کشور رخ می‌دهد. بر اساس آمار رسمی ۱۹.۹ درصد از خشونت‌های خانگی در تهران را خشونت‌های جسمی و ۵۲.۴ درصد از آن را خشونت‌های روانی تشکیل می‌دهد.
جدا از عدم بررسی و جستجوی چرایی این بی اهمیتی باید نگاهی به عل این خشونت طلبی در میان ایرانیان داشت. مسلما وجود چنین آماری با این ابعاد تک‌علتی نیست و دلایل متعددی دارد. موارد زیادی از مشکلات شهری همچون ترافیک و آلودگی صوتی تا ناکامی‌های اجتماعی ناشی از بیکاری علی الخصوص در قشر تحصیل کرده و مشکلات معیشتی  باشد. به جرات می توانیم بگوییم بخش عظیمی از خشونت ایرانیان  در فقر، بیکاری و اشتغال با حقوق پایین آنها خلاصه می شود. تعدد مشکلات اقتصادی امروز می تواند صفاتی بدتر از پرخاشگری را برای ایرانیان به همراه داشته باشد .

خشونتهای سفید و چرک!
امروز اکثریت ایرانیان بعد از یک روز تلاش به فضای مجازی پناه می بردند دنیای گسترده و رنگارنگ با انبوه ای اطلاعات و بزرگتر از آنچه  در دنیای حقیقی میبینم ، زندگی درکشورهای توسعه یافته و با رفاه اقتصادی را در یک قاب چند اینچی در کنار خستگی یک روز کاری همه و همه از حاکی دویدن و نرسیدن دارد به آنچه که در آرزویش بودند.
بی پاسخ ماندن خواسته های اقتصادی و آشنا شدن با دیگر کشورها بدون دانستن عقبه و تنها در مقام مقایسه ایستادن بدون سواد کافی، خود عامل مهمی است در عدم رضایت از وضعیت فعلی خود و ایجاد تصویر غیرواقعی از غرب و جهانهایی که تنها در فضای مجازی دیده می شود. در این میان خشونت از سطح جهان حقیقی و قابل لمس به خشونت کلامی برخی کاربران ایرانی در فضای مجازی  کشیده شده است. با توجه به فرهنگ و جایگاه ادب در آن، امروز برخی با استفاده از این فضا حصارهای هنجارهای اجتماعی را شکسته و در فضای محصور و غیرقابل دسترس، به جنگ با ناملایماتی که تصور می کنند بر آنها رفته می روند. به راحتی تهدید و به کارگیری زشت ترین الفاظ برای تخلیه روحی و روانی خودشان استفاده می شود.
مدتی پیش جوان مهابادی به طرز وحشتناکی توسط عده ای از دوستان خود به قتل رسید ؛ اما و اگراین ماجرا بماند ، عده ای بدون هیچ فکریی اقدام به کشتن یک همنوع خود می کنند، آن را در فضای مجازی گسترس می دهند؛ فوروارد  شدن ماجرا در عرض یک روز و گسترش آن نه تنها در ایران بلکه در کل جهان در فضای مجازی چهره ای دیگری از ایرانیان را نشان داد. این شکل دیگری ازخشونت که با ترویج و فوروارد صحنه های خشونت آمیز بروز پیدا می کند نیز محصول استفاده نادرست و نداشتن دانش کافی از فضای مجازی است. فضایی که کاملا کارکرد آن را به ضد خود تبدیل می کند و نمی تواند همگام با پیشرفتهای روز دنیا، کاربرانی اینچنینی را قدمی به پیش راند و تنها به تیغی تیز در دست زنگی مست تبدیل می شود.
در کنار این فورواردهای خشونت آمیز، تماشای صحنه جان سپردن فرد محکوم به اعدام، متاسفانه از سرگرمی های بسیار جذاب برخی از هموطنان است. 

بنابراین گزارش در سال گذشته ایران همچنان بعد از چین بالاترین تعداد اعدام ها را از آن خود ثبت کرده است. پخش صحنه اعدام درمقابل دیدگان همگان گونه ای از خشونت است که متاسفانه در کشور تماشای این صحنه از طرفداران بسیاری نیز برخوردار است.
این تنها گوشه ای از خشونت های اجتماعی است قابل رویت بوده که همچنان خود را بازتولید می کند. اما خشونت های خانگی نوعی دیگراز خشونت ها است که در چهار دیواری خانه ها اتفاق می افتد. اما تا صحبت از خشونت خانگی می شود عموما زنی با صورت ورم کرده و ابروی پاره شده به ذهن می نمایاند که شکل فیزیکی و ملموس این شکل از خشونت است که البته بروز بیرونی می یابد. اما خشونت خانگی مصادیق و تعاریف گوناگونی دارد که عموما از جنس دوم بودن و ضعیف بودن او درتعریف فرهنگ مردسالار ایرانی نشات می گیرد.
خشونت جزء صفات کشورهای جنگ زده
ایران، عراق و سودان  جزء کشورهای جنگ زده هستند، هر کدام جزء کشورهای هستند که در خشونت طلبی رتبه نخستین آورده اند. کشورهایی که در طول تاریخ خود همواره با مسيله جنگ و جنگ طلبی درگیر بودند و هر از چندی در پی جنگی خانمانسوز نسلی را متاثر از خود کردند. آثار و لطمات این جنگها که فارغ از ارزشگذاری و جایگاه ایديولوژیک هر کدام می تواند قابل بحث باشد. جنگی دومینووار خسارات خود را بر روح و روان فرد گذاشته و سیکل غیرعادی زندگی او را خشن و عصبی کرده است.

  • آخرین ویرایش در چهارشنبه, 20 تیر 1397 06:57
  • اندازه قلم