مردم، تنها سرمایه‌ی تلویزیون

سنگِ تمام صدا و سیما برای دوری مخاطب

  • دوشنبه, 04 تیر 1397 02:25

 

فرزانه یوسفیان

برای انجام کاری، حتی کوچکترین آن برنامه ریزی می کنیم. برنامه ریزی می کنیم تا بهترین نتیجه را از آن کار دریافت کنیم. ایده ای در در ذهن داریم و برای کسب احساس رضایت از نتیجه آن خودمان را به آب و آتش می زنیم تا آن چیزی شود که می خواهیم. در دوره های توانمندسازی و رشد فکری نیز همواره بر این باور که باید برای آنچه در ذهن دارید، تلاش کنید سخن به میان می آید. دانستن قانون برتری خفیف را در به سرانجام رسیدنِ ایده ها و اهداف مان دنبال می کنیم. این را به مردم عادی یاد می دهیم که با توجه به رشد شخصیتی به رشد اجتماعی برسیم و به دنبال آن شاهد ارتقای فرهنگی غنی در جامعه باشیم.

این را نمی توان به تمامیِ مردم تعمیم داد، اما می توان انتظار داشت این طرز نگاه را در وجود مسئولانی که بر صندلی های خود تکیه زده اند و یا سِمت های مدیریتی دارند، مشاهده کرد. اینکه بدانیم برای فردای مردمی که همواره به عنوان حامی در کنار مسئولان ایستاده اند، قدمی برای رفاه و آسایش شان برداریم، کار بزرگی انجام نداده ایم. به جایی رسیده ایم که حتی اگر از برنامه ی کاری خود که جزء وظایف شغلی شان است، اقدامی صورت پذیرد، چنان باید تقدیر و تشکر کنیم که گویی از جیبِ خود خرج کرده اند و از خوابِ شبِ خود زده اند.

سخن اینجا در خصوص ساختِ شهری با رفاه کامل برای عبور ماشین ها و حتی توجه به شهری انسان محور نیست. اگر چه چنین اقداماتی باید در اولویتِ کارهای عمرانیِ یک مسئول باشد و جزء حداقل نیازهای مردم یک شهر است که متاسفانه آن هم با ربان و تشریفات و تزئین شهر با بنرهای متعدد انجام می شود، اما سخن کارِ فرهنگی است که می تواند از ریشه بسیاری مشکلات را برطرف سازد و حتی در حوزه های دیگر نیز کمک رسان باشد.

سال ها بود مردمی که سینما را به عنوان یکی از تفریحات فرهنگیِ آخر هفته انتخاب می کردند، با هنر هفتم قهر کرده بودند. مسئولان، دست اندرکاران و حتی ما به عنوان اصحاب رسانه خودمان را به آب و آتش زدیم تا این آشتی دوباره را به مردم بازگردانیم. دلایل بسیاری در دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری بر این دوری مخاطب از سینما حاکم بود، اما رفته رفته و با ساخت فیلم هایی که هم به گیشه کمک می کرد و هم به سلیقه‌ی مخاطب احترام می گذاشت، باعث شد آشتیِ دوباره ای بین مردم و هنر هفتم اتفاق بیافتد. این شکاف به صورتی بود که شاید هیچ مسئول، دست اندرکار، سینمادار و حتی علاقمندی به این هنر، دوست ندارد به روزهای سخت سینما برگردد.