با صدای بلند زندگی نکنیم!

  • دوشنبه, 04 تیر 1397 02:15

 

فرزانه یوسفیان

«اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید! به دیگران چه ارتباطی دارد شما دیشب شام را در کدام رستوران خورده اید؟ جشن و شادی ها و عاشقانه های حقیقی یا دروغی خود را به نمایش نگذارید؛ خیلی ها جای خالی کسی را در زندگی شان حس می کنند؛ آنها را غصه دار نکنید! یا اینکه امروز دلتان گرفته، می‌نشینید جلوی دوربین زار می زنید؛ شاید همین امروز کسی بعد از روزها غصه داشتن، دلش می خواهد شاد باشد؛ روزش را خراب نکنید! این تغییر حال و هوای درونی را درون خود نگه دارید. لطفا اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید!»

متن بالا را روز گذشته در فضای مجازی دیدم. برایم جالب شد. خیلی ها از این گونه رفتارها دلِ خوشی ندارند، تا جایی که اگر یک جمله کوتاه از این متن را در مرورگر گوگل جستجو کنید، بسیاری آن را کپی کرده اند و مُهر تایید بر آن زده اند. اما اگر این کار را تایید می کنیم، چرا خیلی از ما همچنان در موضع اینکه دیگران باید بدانند الان کجا هستیم و چه خورده ایم و چه پوشیده ایم، پافشاری می کنیم؟

نمی دانم این گونه رفتارها به خاطر این است که در گذشته صبورتر بودیم و یا اینکه امروز می خواهیم احساس هر لحظه و آنی خود را با دیگران شریک کنیم تا ترحم بخریم. حال اگر از خوبی بگوییم و انرژی مثبت بدهیم باز خوب است، اما چرا وقتی حالمان بد است، گریه کرده ایم، از کسی ناراحت هستیم و یا به دلایلی بیمار هستیم و حتی در بیمارستان بستری هستیم باید به دیگران بفهمانیم که بیایید مرا دلداری دهید!

بسیاری این گونه تربیت یافته ایم که خوشی هایت را به دیگران بگو و ناخوشی هایت را برای خودت بگذار. اگر این چنین نکنیم و در بیانِ غم و غصه و دعوا صبوری نکنیم و سفره دلمان را نه تنها برای یک دوست آن هم رو در رو، در فضای مجازی داد بزنیم، دیگر کسی هنگام خوشی و صلح و آشتی هیچ حرفی از ما قبول نمی کند. ما می شویم فردی دو رو که نه خوشی اش پیداست و نه نا خوشی اش.

برایمان سخت شده که زندگی مان را در چشم دیگری نکنیم و تا به او ثابت نکنیم از او خوشحال تریم ول کن نیستیم. جالبی اش اینجاست زمانی هم که فردی، حال دوست باشد، یا فامیل، پس از کلی صبوری  و فشار مشکلات روزگار ما را به عنوان سنگ صبور انتخاب کرده و دوست دارد گوشِ شنوای او باشیم، هنوز لب باز نکرده، می گوییم نمی دانی من از تو حالم بدتر است! باور کنیم او آمده تا ما فقط بشنویم، آمده تا کمی بارِ سنگین مشکلاتش را حتی با بازگو کردن با تو سبک کند، او نه به دنبال نصیحت شنیدن است و نه آمده که مشکلات تو را بشنود.

خودمان را مُحِق در ارتباط با دیگران ندانیم. در میان آن همه سختی و تلخی که هر فرد در زندگیِ خود دارد، نمک بر زخم نپاشیم. به جای اینکه به دنبال ترحم و احساس تایید از طرف صدها نفر در فضای مجازی باشیم، دوستِ واقعی را بیابیم که با ناراحتی ما ناراحت می شود و از خوشبختی ما خوشحال. اینکه می دانیم پشت گوشی نیست و هر وقت بخواهم یا با تلفن و یا زمانی را برای من در زندگی پُر از همهمه اش خالی می کند و پای درد دل ما می نشیند. این گونه دوستان را باید در ذهن و قلب قاب کرد، نه اینکه هر روز به تعداد فالوئرهایمان نگاه کنیم تا ببینیم از صد نفر به هزار و از آن به میلیون می رسد یا خیر.

در میان تمامی این بلند زندگی کردن ها، زندگی افراد متاهل کمی عجیب تر به نظر می رسد. باهم بیرون هستند، رستوران رفته اند، مسافرت هستند و یکی از آن دو عکسی را در اینستا به اشتراک می گذارد و دیگری اولین نفری است که کامنت عاشقانه می نویسد. دو به دو حرف زدن های عاشقانه در فضایی که هر فردی آن را می بیند، ادامه می یابد. کاش ماهی یک عکس و یا به مناسبت های خاص باشد که این از نظر بسیاری عاری از مشکل است، اما اینکه هر روز و یا هر هفته عکسی دو نفره در شرایط مختلف به اشتراک بگذاریم و منتظر باشیم فرد مورد نظر لب به سخن عاشقانه باز کند و دیگران برایمان کف و سوت بکشند کمی عجیب و در عین حال نشان از تهی بودنِ درون دارد. اینکه زن و شوهر باهم روابطی عاطفی و در عین حال دوستانه داشته باشند یکی از موفقیت های زندگی زناشویی است، اما نه اینکه آن را در فضای مجازی جار بزنند. در این میان خوب است گهگاهی از بودن در کنارِ نخستین فرد زندگی احساس رضایت کنیم و به مناسبی از او در فضای مجازی تشکر و احساس مان را بیان کنیم.

باور کنیم به اندازه ای که حسِ ما در به اشتراک گذاشتن عکس، خاص و ویژه است، یک دهم آن بر دیگران اثری ندارد. با پُست و یا پیام ناراحت کننده ممکن است دیگران را لحظاتی درگیر خود کنیم، اما با حجم پیام های دیگران و گستردگی فضای مجازی در زمانی بسیار کوتاه از ذهن همه پاک می شویم.

این را بدانیم همان قدر که زندگی خصوصی و چارچوب خانه و خانواده دارای حریم است و باید حرمت آن را حفظ کنیم، در فضای مجازی نیز باید چنین رفتار کنیم. برای بسیاری از اتفاقات خوش و ناخوش خودمان حد و مرز بگذاریم. باور داشته باشیم وجوه مختلف زندگی خصوصی مان فقط به خودمان مربوط است و بس.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید