حامد نصرآبادیان، داور جشنواره های تئاتر خطاب به مسئولان:

به خانواده‌های ایرانی سهمیه بلیت تئاتر بدهید!/ اشاعه ی فرهنگ، یک مدیر خوب می خواهد

  • دوشنبه, 04 تیر 1397 02:39

 

فرزانه یوسفیان

دکتری طراحی حرکت (کارگردانی سایلنت تئاتر) از دانشگاه اوراسیا گرجستان را دارد. مدرس دانشگاه های خارج از کشور از جمله دانشگاه مالزی، کالج پرو در ترکیه، کالج حرکت در ایروان و مدرس دانشگاه های داخلی چون هنرهای زیبا دانشگاه تهران، سوره، هنر و معماری تهران، اراک، تبریز، اصفهان، واحد ۴۶ و... است. حامد نصرآبادیان با بیش از دو دهه فعالیت در حوزه تئاتر، حوزه و شاخه ی اصلی تدریس‌اش را تئاتر فیزیکال و حوزه بدن عنوان می‌کند. وی معتقد است برای برون رفت از مشکلات موجود در حوزه تئاتر، هیچ دانشگاهی به مدت چهار سال نباید دانشجو بپذیرد و در مقابل باید فرصت مطالعاتی برای استاد فراهم شود تا تنها استاد تربیت شود. نصرآبادیان حضور در کلاس های دانشگاه و آموزشگاه های بازیگری را تنها برای بالا بردن بینش و جهان بینی در بخش تئوری مهم می داند و می گوید: هیچ استادی بهتر از تجربه نیست. در ادامه گفتگویی که با وی در حوزه تئاتر داشتیم را می خوانید.

 

در خصوص تئاتر فیزیکال بفرمایید.

یکی از گونه های تئاتری که در دنیا اجرا می شود، کارهایی است که کلام در قالب بی کلام گفته می شود. تئاتر های بی کلام همان قصه را دارد و همان روایت گفتاری را دارد، اما گفتارش از طریق رفتار و بدن بازیگر است. بازیگران توسط زبانِ بدنشان قصه خودشان و نمایش نامه را پیش می برند. ممکن است در گونه هایی در تئاتر شاهد اجرایی از نمایش هملت باشیم. در حالی که سیاهی رد و بدل نشود و تماشاگر از طریق زبان رفتار و ریتم موسیقی و ریتم حرکات بازیگر پی به نقش ها و کنش و واکنش دراماتیک قصه ببرد.

 

موسیقی در این نوع تئاتر جایگاهی دارد؟

صد در صد. خیلی از موسیقی هایی که در جهان کار می شود، موسیقی های توصیفی است. حال و هوای یک عمق و یک اتمسفر را توصیف می کند. ممکن است قصه یک قصه کلاسیک، معاصر و یا حتی سنتی باشد که در آن روایت گفتاری و توصیفی موسیقی است. موسیقی در یک اثر خیلی نقش دارد. در بستن یک قطعه ریتم، فازبندی و اقداماتی که می خواهد انجام شود ساخته و نواخته می شود و نقش مهمی دارد.

 

باتوجه به اینکه در برخی جشنواره ها به عنوان هیات داوران بودید، برگزاری جشنواره ها چه کمکی به تئاتر می کند؟

دغدغه ی من برگزاری جشنواره است. در بخشی از جشنواره ها که برگزار می شود، ما شاهد سیل عظیمی از متقاضیان به جشنواره ها هستیم که متاسفانه در وهله ی نخست، تعدادشان در مرحله ی بازخوانی رد می شود و عده ای دیگر در مرحله ی بازبینی و تعدادی دیگر حائز رتبه جشنواره ای نمی شوند و افراد بسیار محدودی از آن ها حائز رتبه های برتر می شود و گاهاً بخش سلیقه ی داور نیز در آن پنهان می شود. اما تعداد بی شماری از بچه های تئاتر دچار سرخوردگی و بی انگیزگی می شوند و احساس می کنند به درد این کار نمی خورند.

 

برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی می تواند به افراد پذیرفته نشده در جشنواره‌ها کمک رسان باشد؟

در یک جشنواره طراح و دبیر جشنواره ای بودم که 3 سال و 3 دوره در جشنواره تئاتر نقطه برگزار شده است. راغب بودم بچه هایی که در مرحله ی بازبینی کارشان مردود می شود، یک بخشی دیگر نیز داشته باشیم تا آن ها هم بتوانند در آن حضور داشته باشند که ممکن است کارهایی که در مرحله ی بازبینی رد شده حتی بهتر از کارهای اصلی باشد. در این میان قیاس و داوری می کنیم و متوجه می شویم که چقدر سلیقه در آن اعمال شده است.

 

چرا سطح بندی گروه ها و غربال گری در برگزاری جشنواره ها در همان ابتدا صورت نمی گیرد؟

اگر این سیاست ها در روز نخست تعریف شود که بسیار خوب است، اما متاسفانه ما در سیاست گذاری های جشنواره دچار بحران هستیم. سلیقه آنقدر اعمال می شود که سیاست یک جشنواره را برای خودش تعیین می کند. این یک اتفاق طبیعی است زیرا در کشور ما به خیلی عوامل سلیقه ای نگاه می شود و خارج از فضای آموزشگاه ها و دانشگاه ها به آن ها بومی و فولکلور نگاه می شود چه رسد به ملی و یا حتی بین المللی.

 

چه پیشنهادی برای گروه های تئاتر که در مواجه با جشنواره ها دچار سرخوردگی می شوند، دارید؟

همان طور که برگزاری جشنواره خیلی خوب است، به همان اندازه هم می تواند آسیب رسان باشد. خوب بودن از این طریق است که تعداد بی شماری از بچه ها را برای اجرای تئاتر درگیر می کند و از طرفی دیگر گروه هایی که کارشان پذیرفته نمی شود، دچار سرخوردگی می شوند و احساس می کنند ناتوان هستند. تصورم بر این است که هر کسی که در سرزمین گربه ای شکل نقشه ای به نام ایران تئاتر کار می کند برنده است و ما اصلا در این حوزه بازنده نداریم.

بحث، بحثِ انتخاب و سلیقه است. گاهاً دیده شده در جشنواره های متعدد که من به عنوان دبیر حضور داشتم، نمایش نامه ای که در جشنواره حائز رتبه نخست شده، در جشنواره ی دیگری در مرحله بازخوانی رد شده است و این تعریف کامل هیات بازبین، بازخوان و سیاست یک جشنواره است. به همین خاطر، تصور نمی کنم کسی که تئاتر بازی می کند، بازنده است. به سبب همین لزوماً تئاتر مختص تئاتریان نیست و ذات تئاتر ارتباط برقرار کردن با تماشای عام است و نه خاص. همانطور که تعزیه می تواند با مخاطب عام ارتباط برقرار کند، نمایش نامه های کلاسیکی مانند نمایش نامه های آثار فاخران شکسپیر، چخوف و... و یا نمایش نامه های ایرانی به همان اندازه می تواند با مخاطب عام ارتباط برقرار کند.

 

عدم برقراری ارتباط مخاطب عام با تئاتر به چه دلیل است؟

استفاده از رنگ، نشانه، نماد، حرکت و گاهاً حرکت های موزون، یک اتفاق فاخر در تعزیه است که به مثابه ی اپرا است. چیزی که امروز در جهان به عنوان اپرا از آن استفاده می کند، در تعزیه یک نماد و نشانه های بیشتری از این کلیات را داریم. هدف از بیان این گفته ها این است که اگر جشنواره ای نیز برگزار می شود باید به کار و اجرای عموم برسد که بتواند به جای افراد خاص، مردم عام با آن ارتباط برقرار کنند.

برخی از نمایش نامه ها و اجراهای مذهبی ما از طرف ارگان ها حمایت می شود و سالن مملو از جمعیت می شود، از مسئولان و دست اندرکاران تقاضای عاجل دارم آیا نمی توانند برای نمایش های دیگری که اکبر رازی، غلامحسین ساعدی، ایوب آقاخانی، چیستا یثربی، محمد یعقوبی و... نویسندگی آن ها انجام داده اند، حمایت کنند؟

به تصور من، اشاعه ی فرهنگ، یک مدیر خوب می خواهد و یک فرهنگ که آن را به نسل دیگر منتقل کند. مسئولان کشور ما باید بیشتر از اینکه زحمت بکشند، احساس مسئولیت کنند. چون باید به فرزندان ما که در آینده بزرگ می شوند، پاسخ بدهند. فرزندان ما باید ریشه های نمایش سنتی و ریشه های موسیقی ملی کشورمان را بدانند. متاسفانه هیچ کس دیگر از روحوضی، معرکه گیری، سیاه بازی و خیمه شب بازی نمی داند. شاهنامه کجای تئاتر قرار دارد؟ نقالی چطور؟ این ها سوال هایی است که باید توسط مسئولان به آن ها پاسخ داده شود. یک جشنواره آئینی سنتی برگزار می شود و تمام. آن هم تنها یک روز در طول سال، این اتفاق درست مانند این است که تنها یه روز در سال روز صلح داشته باشیم و بقیه روزها جنگ باشد.

 

برگزاری یک جشنواره در بسیاری نهادها تنها به دلیل روزمه کاری است؟ آیا با تغییر این نگاه می توان به آینده ی تئاتر امیدوار بود؟

ضعف، ضعف مدیریتی است. تعریف ما از مدیریت نسبت به خیلی از واژه ها متفاوت است. اگر من مدیر یک ساختمان شش واحدی باشم، اگر ساختمان دچار بحران شود، دودش تنها در چشمِ من که مدیر هستم نمی رود، بلکه تمامی ساکنان با مشکل دست و پنجه نرم خواهند کرد. این مثال را می توان در اداره ی یک منطقه، شهر و کشور تعمیم داد. من فکر می کنم مسئولان محترم بخش سمعی- بصری، بخش واحد نمایش و واحدهای دیگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بایستی از جنبه ی روانشناسی، روان شناختی و جامعه شناسی به این مسائل نگاه کنند.

برگزاری یک جشنواره در بسیاری از نهادها تنها برای بالا بردن رزومه ی یک مدیر در زمان مدیریت اش است و این یک اقدام نابخردانه است. من یک معلم هستم. در پایان ترم از بچه های دانشگاه امتحان گرفته می شود، ولی واقعا آن کسی که 17 می گیرد با آن فردی که 12 می گیرد فرقی دارد؟ آن کسی که نمره یک می گیرد، دچار چه بحران و سرخوردگی می شود؟ اگر از همین دریچه و با همین وجدان معلمی، مدیرانِ ما اقدام کنند، فکر می کنم آینده ی هنرِ نمایش، آینده ی هنر سرزمین مان و در نهایت آینده ی نسل های فردای مملکت مان خیلی بهتر از شرایط کنونی می شود.

 

باتوجه به شرایط کنونی تئاتر در کشور، چه پیشنهادی به علاقمندان تئاتر که هنوز در ابتدای مسیر کاری خود هستند، دارید؟

در مرحله ی نخست بایستی در تئاتر دانشگاهی و یا آموزشگاه ورود کنند. باید سطح بینش، مطالعه و جهان بینی خودشان را نسبت به تئاتر ملی و بین المللی بالا ببرند و این اتفاق حداقل در دانشگاه و کمتر از آن در آموزشگاه های بازیگری می افتد. حضور در این کلاس ها تنها می تواند مطالعه و بینش آن ها را در بخش تئوری بالا ببرد، اما هیچ استادی بهتر از تجربه نیست. بچه ها بایستی با خودشان چه به صورت انفرادی، چه دو نفره و یا گروهی شروع به کار کردن کنند. باتوجه به یک عبارت قدیمی در تئاتر که همان خاک صحنه خوردن است، بچه ها باید این اتفاق برایشان پیش بیاید. خاک صحنه خوردن همان تمرین کردن است. هیچ اتفاقی نمی افتد که من به مهارت برسم مگر با تمرین.

بچه های این نسل، دچار سرخوردگی مفرط و بی انگیزگی هستند، چون برنامه و آینده نگری خاصی ندارند. بچه های سال های بالاتر را می بینند و فکر می کنند در مدت چهار سال چه اتفاقی افتاده است. اتفاقاً بحث من هم همین است. اگر می خواهیم اتفاق خاصی در حوزه دانشگاه برای تئاتر سرزمین مان بیافتد، باید 4 سال هیچ دانشجویی پذیرفته نشود و فقط و فقط استاد را تربیت کنیم. فرصت مطالعاتی فراهم شود تا استاد در چند کشور اروپایی و آسیایی بتواند به روز شود و در این مدت دانشگاه تنها تبلیغ کند که می خواهد دانشجو آن هم به صورت کنکور بپذیرد. دانشجویی که بدون کنکور وارد حوزه دانشگاه می شود، منِ معلم را دچار بحران می کند، من نمی دانم با چه ادبیاتی باید با آن ها صحبت کنم، آیا ادبیاتِ آن ها همه در یک سطح و اندازه است؟ قطعا خیر.

نخستین اتفاق باید در فیلترینگ دانشگاه بیافتد و دانشگاه باید با یک ورودی و کنکور دانشجو بپذیرد. پس از آن دانشگاه باید اساتید حاذق داشته باشد، نه تنها به سبب یک مدرک فوق لیسانس. به دلیل ازدحام دانشجویان بدون کنکور و در برخی دانشگاه ها به دلیل کمبود استاد، مجبور به جذب استادانی هستیم که تخصص کافی برای تدریس ندارند. آیا این استاد را می توان هم تراز با استاد پیشکسوت در آن حوزه دانست!

 

در پایان چه پیشنهاد و یا انتقادی در حوزه فعالیت تان دارید.

من دوست دارم هر آدمی که پشت میز می نشیند و مسئولیتی را می پذیرد، مسئولیت پذیر باشد. دوست دارم مدیریت فقط به یک کیف سامسونت و یک اتاق شکیل و چهار خط تلفن و کتاب نباشد. واقعاً آن کتاب ها خوانده شود و کارهایی که باید در اتاق مدیریتی اتفاق بیافتد توسط مدیر انجام شود. بسیاری از مدیران در حوزه تئاتر کوشا هستند و من تلاش شان را نمی توانم نادیده بگیرم، اما یا توان شان کم است و یا تلاش شان. بایستی در حوزه فعالیت پله ی دیگری را ارتقاء دهند که همین اتفاق، به صورت جامع تری در حوزه تئاتر دانشگاه، حوزه ی تئاتر کشور و ناخواسته در بالا بردن سطح بینش عموم جامعه بیافتد.

اگر نگاه مسئولان، نگاه جامع تری باشد، قطعا تماشاگران نمایش نامه های فاخر کلاسیک نیز می توانند مانند تماشاگران تعزیه از نمایش لذت ببرند. تئاتر باید خارج از حوزه دانشگاه، برای عموم آزاد باشد. به دلیل مشکلات اقتصادی موجود بسیاری از خانواده ها نمی توانند هزینه بلیت تئاتر را پرداخت کنند. باید در این خصوص و از سوی مسئولان، سهمیه ای برای خانواده ها در نظر گرفته شود که هر خانواده مجاز است از آن استفاده کند و یک کار تئاتر ببیند. نه لزوماً تئاترهای تالار وحدت که یک طبقه ی خاص به تماشای آن ها می نشینند، بلکه تئاترهای مجموعه تئاتر شهر، سنگلج، مولوی و دیگر تماشاخانه ها.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 04 تیر 1397 02:39
  • اندازه قلم