جتبی خالدی، سخنگوی اورژانس کشور در ارتباط با انفجار پمپ گاز در جاده قدیم کرج گفت: این حادثه در ساعت ۱۳ و ۱۸ دقیقه ظهر امروز در کیلومتر ۱۸ جاده قدیم کرج به وقوع پیوسته است.

وی افزود: بر اثر این حادثه ۴ نفر مصدوم شده که توسط نیروهای اورژانس به نزدیک‌ترین بیمارستان انتقال یافتند.

ادامه مطلب...

در این کلاس که از ۲۴ بهمن الی ۲۷ بهمن ماه برگزار شد ۴۹ نفر از استان البرز و ۳۹ نفر نیز از استان های قم، اصفهان، ایلام، مرکزی، خوزستان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد حضور داشتند.

مدرس این دوره را آقای سینا ابراهیمیان از داوران فدراسیون بین المللی تنیس و داور نشانِ سفید کشورمان بر عهده داشت.

مدیریت این دوره نیز بر عهده سعید حیدر اولاد رئیس کمیته داوران هیات تنیس استان البرز بود.

ادامه مطلب...
سرهنگ «رضا گودرزی» گفت : سقوط بهمن در منطقه "وارنگه رود" در محدوده سه راهی "دیزین" رخ داده و ماموران راهداری به سرعت عملیات پاکروبی را آغاز کردند.
وی با بیان این که وقوع این حادثه هیچ گونه خسارت جانی و مالی نداشت، افزود: ماموران راهداری، پلیس راه و هلال احمر در مناطق مختلف جاده کرج - چالوس برای خدمات رسانی به مردم مستقر هستند.
سرهنگ گودرزی ادامه داد: با توجه به احتمال سقوط بهمن در این محور، مسافران در محدوده های بهمن گیر به ویژه در محدوده "سه راه دیزین و خرگوش دره" توقف نکنند.
همراه داشتن زنجیر چرخ در این شرایط الزامی است و رانندگان استفاده از زنجیر چرخ را باید آموزش ببینند، چرا که آشنا نبودن به این موضوع علاوه بر سختی برای راننده سبب ترافیک سنگین در جاده ها می شود.
رئیس پلیس راه البرز افزود: سالم بودن بخاری و برف پاک کن از موارد مهمی است که رانندگان بایدمدنظر قراردهند.
وی یادآور شد: همراه داشتن تجهیزات زمستانی، لباس گرم و غذای کافی از دیگر توصیه های پلیس راه به رانندگان است.
 
ایمنی رانندگی در روز‌های بارانی
هنگام بارندگی دقت بیشتری به خرج دهید، مبادا مناظر زیبا، هوای خوش و بوی نم باران حواستان را از رانندگی پرت کند.
از سالم بودن برف پاک کن‌های جلو و عقب مطمئن باشید و بسته به شدت باران، سرعت برف پاک کن را تنظیم کنید.
منبع آب شیشه شوی را به طور مرتب کنترل کنید.
در یک جاده گل آلود، حتی پس از باران، ماشین‌های جلویی آن را گلی خواهد کرد.
مراعات عابران پیاده را بکنید.
خیابان پر از چاله‌های کوچک و بزرگ است که هنگام باران پر از آب می‌شوند.
شرط انصاف این است که از چاله‌ها با احتیاط عبور کنید تا آب گل آلود به عابران نپاشد.
هنگام بارندگی، حداکثر سرعت‌های مجاز تعیین شده برای معابر مختلف کاهش می‌یابد و شما باید با سرعت کمتری رانندگی کنید.
این احتیاط در سرعت، برای وقتی که تازه باران شروع شده هم صادق است.
یعنی وقتی که تازه زمین‌تر شده است، اصطکاک کاهش می‌یابد.
به خصوص در اوایل بارندگی، به علت مخلوط شدن آلودگی‌های سطحی مانند روغن ماشین و گرد و خاک که به طور معمول روی سطح همه خیابان‌ها و جاده‌ها هست، حتی خطر جدی‌تر نیز می‌شود.
اگر هنگام بارش باران مجبور به گرفتن ترمز شَدیدی شوید، چند بار به طور پیایی پا را روی ترمز فشار دهید. با این کار از لیز خوردن ماشین جلوگیری خواهید کرد.
البته رانندگان ماشین‌هایی که به ترمز ABS مجهزند، خیالشان از این بابت راحت‌تر است، زیرا این ترمز‌ها برای لیز نخوردن در چنین شرایطی طراحی شده اند.

هنگام سر خوردن، چگونه خودرو را متوقف کنیم؟

بهترین کار، این است که اعتمادبه نفس داشته و به خود مسلط باشید. از ترمز کردن بپرهیزید، زیرا ضربه زدن به ترمز در روی سطح لغزنده چرخ‌ها را قفل می‌کند و باعث لغزش و سرخوردن بیشتر می‌شود. باید در جهتی حرکت کنید که قسمت عقب خودرو سر می‌خورد (فرمان را به همان طرف بچرخانید) و هر زمان خودرو به حالت مستقیم درآمد، در جهت دلخواه خود حرکت کنید.
خیلی آهسته روی ترمز فشار دهید تا از سرعت خودرو کاسته شود یا آرام روی گاز فشار دهید تا خودرو به حرکت خود ادامه دهد.
از سبقت گرفتن بپرهیزید. چرخاندن فرمان به مقدار زیاد، ضربه‌ای به عقب خودرو می‌زند که موجب سر خوردن آن می‌شود و خودرو در جهت عکس حرکت برمی گردد.
در این حال، خودرو را در دنده نگه دارید و از خلاص کردن آن بپرهیزید، زیرا در این حالت به کم شدن سرعت کمک می‌کند و حداکثر کنترل را به راننده می‌دهد.
از برداشتن پای خود از روی گاز به طور ناگهانی خودداری کنید و پدال گاز را به طور متعادل نگه دارید تا از سرخوردن خودرو در این وضعیت جلوگیری کنید. هنگامی هم که خودرو «بکسواد» کرد از گاز دادن‌های بی مورد و چرخاندن سریع چرخ‌ها خودداری کنید، زیرا این عمل علاوه بر این که نتیجه مثبتی ندارد، خودرو را نیز عمیق‌تر و کامل‌تر در گل و لای فرو می‌برد.
ادامه مطلب...

برای خرید انواه میوه در میادین میوه و تره بار باید حداقل کیلویی 1900 تومان هزینه کرد.

به گزارش میزان، قیمت انواع میوه در میادین میوه و تره بار به شرح زیر است:

 

نرخ انواع میوه در میادین

ادامه مطلب...

ملانیا ترامپ بخشی از روز ولنتاین خود را در بیمارستان کودکان مریلند گذراند.

 بانوی اول کاخ سفید در جریان این بازدید ساعتی را به درست کردن کارت‌های ولنتاین و همچنین آشپزی در کنار کودکان پرداخت.

در این مرکز کودکان 4 تا 11 ساله که از بیماریهای نادر رنج می‌برند بستری شده‌اند.

ملانیا ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید فعالیت‌هایی را حول محور "رفاه کودکان" آغاز کرده‌است. او مدتی قبل هم از بیمارستان کودکان سینسیناتی در جریان سفر به اوهایو دیدن کرد. 

عکس‌ها: ای اف پی، گتی ایماژ

ادامه مطلب...

معاون سرمایه انسانی این سازمان با تاکید بر پرداخت عیدی کارمندان دولت با حقوق بهمن ماه گفت که دولت در اصلاحیه قانون مدیریت خدمات کشوری که به مجلس شورای اسلامی ارسال کرده افزایش ضریب عیدی کارمندان دولت را پیشنهاد کرده است.

 سید صدرالدین صدری نوش آبادی، معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در مورد نحوه محاسبه و پرداخت عیدی کارکنان دولت گفت: عدد مطلق پرداخت عیدی به کارمندان دولت، کلیه بازنشستگان، وظیفه بگیران، وراث وظیفه بگیران شهدا و جانبازان مبلغ هشت میلیون و چهارصد و هفتاد و پنج هزار ریال است که البته این محاسبه با قاعده عیدی کارگران متفاوت است.

وی در خصوص شیوه محاسبه عیدی کارکنان دولت افزود: چارچوب پرداخت عیدی را قانون نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت که در سال 1374 به تصویب رسیده و قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 1386 مشخص می‌کند. در قانون نحوه پرداخت عیدی کارکنان دولت احکامی وجود دارد که باید رعایت شود. مثلا این قانون حکم کرده که پرداخت عیدی به صورت مساوی به همه کارمندان دولت انجام شود. یعنی همه همه وزارتخانه ها موسسات دولتی نهادهای عمومی غیر دولتی شرکت‌های دولتی چون دایره شمول این پرداخت علاوه بر کارمندان دولت به نیروهای نظامی انتظامی در شمول این قانون قرار می‌گیرند و هرگونه پرداختی غیر از عددی که دولت هرسال اعلام می‌کند، تحت عنوان پاداش آخر سال ممنوع است.

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور تاکید کرد: در همه مصوباتی که دولت در مورد عیدی ابلاغ می‌کند، عبارت هرگونه پرداختی تحت عنوان پاداش آخر سال یا عیدی ممنوع است، قید می شود. بنابراین هر پرداختی تحت این عنوان خلاف است و مدیران مالی و ذیحسابان دستگاههای اجرایی ملزم هستند که بر این امر نظارت بکنند و اگر خلافی اتفاق افتاد آن را گزارش بکنند.

حتی تاکید شده که شرکت های دولتی هم نمی توانند به مدیران خودشان علاوه بر این مبلغ را پرداخت کنند. مکانیزم نظارتی آن نیز مشخص شده و مدیرعامل مکلف است نظارت بکند و سازمان حسابرسان قانونی نیز بر این امر نظارت خواهند کرد و موظف هستند اگر خلاف این امر اتفاق افتاد گزارش کنند.

صدری نوش آبادی تصریح کرد: ماده 75 قانون مدیریت خدمات کشوری امتیاز عیدی را مشخص کرده که برای هر سال 5 هزار امتیاز است. این امتیاز ضربدر ضریب سال شده و مبلغ عیدی هر سال حاصل می شود. ضریب حقوق امسال کارمندان دولت 1695 ریال بوده که مبلغ عیدی امسال از آن به دست آمده است.

این مقام مسئول با رد ادعای تاخیر در پرداخت عیدی کارمندان دولت در سالهای گذشته گفت: دولت تمام تلاش خود را به کار خواهد بست که عیدی کارکنان دولت را با حقوق بهمن ماه پرداخت کند.

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور در مورد احتمال تغییر شیوه محاسبه عیدی کارکنان دولت و افزایش مبلغ آن افزود: در اصلاحیه قانون مدیریت خدمات کشوری که لایحه آن اخیرا از طرف دولت محترم به مجلس شورای اسلامی فرستاده شده برخی از امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری اضافه شده که موجب افزایش میزان عیدی کارکنان دولت خواهد شد اما این مساله مستلزم تصویب مجلس شورای اسلامی است.

ادامه مطلب...

زنگِ خونه" یا "زنگِ آخر" همچنان پر طرفدارترین زنگ در مدارس کشور محسوب می‌شود. دانش‌آموزان ایرانی به جای لذت بردن از دوران کودکی و یادگیری مهارت‌های کاربردی زندگی ناچارند برای گرفتن مدرک تحصیلی "هفت‌خان رستم" را پشت سر بگذارند. این در حالی است که در کشورهای توسعه یافته، فرد از کودکی تا دبیرستان شادترین لحظات زندگی خود را در مدرسه می‌گذراند و نه تنها با مدرسه احساس بیگانه‌گی نمی‌کند بلکه بخش بزرگی از زیست اجتماعی خود را در آنجا تجربه می‌کند. اما چه ضعفی در آموزش و پرورش ما وجود دارد که مدارس را برای بچه‌ها به زندان تبدیل کرده است؟

به تازگی خبر حذف پیک نوروزی و جایگزینی آن با طرح کتاب خوانی در ایام نوروز منتشر شد. اما بسیاری از کارشناسان از جمله مدیر انتشارات مدرسه از اینکه خلاصه‌نویسی کتاب‌ها باز تبدیل به یک عمل طاقت فرسا و تکلیفی برای دانش‌آموزان شود ابراز نگرانی کرد.

ب همچنین بلافاصله بین دانش آموزان این بحث مطرح شده است که چطور باید تکلیف هایمان را انجام دهیم؟ و چگونه باید کتاب‌هایی که می‌خوانیم را خلاصه نویسی کنیم؟

اما در سیستم آموزش و پرورش کشور چه بلایی بر سر دانش‌آموزان آورده ایم که به هر مساله آموزشی دید تکلیف محور دارند و مدرسه را بیشتر شبیه زندانی می‌دانند که اجبارا باید ساعاتی در روز را در آنجا بگذارند و تکالیفی را تحویل دهند؟

سال هاست که صحبت از بازنگری در شیوه آموزش پرورش و محتوای کتاب‌های درسی می‌شود، اما تغییرات گوناگون در شکل و محتوای آموزش کشور همچنان نتوانسته مدرسه را برای دانش آموزان به محیطی جذاب و مفید تبدیل کند.

مشکلات و ضعف‌هایی که در سیستم آموزش و پرورش کشور و در رابطه با اقشار و مسائل متفاوت آن؛ از جمله بحث کتاب‌های درسی، محیط آموزشی، معیشت معلمان، تعامل با خانواده‌ها و... وجود دارد، بسیار گسترده است و بی شک ضعف در برنامه ‌ریزی برای هر کدام از آن‌ها بر سایر مسائل هم تاثیر گذار است.

اما در این گزارش، با استفاده از تجارب معلمان، خانواده‌ها و دانش آموزان و استفاده از نظرات کارشناسان حوزه آموزش سعی دارد ۷ مورد از اساسی‌ترین مشکلات نظام و آموزش کشور که مستقیما بر دانش آموزان تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را از مدرسه فراری می‌کند را بررسی کند:

۱. حجم بالای کتاب‌های درسی
بالا بودن حجم کتاب‌های درسی دانش آموزان در تمام مقاطع موضوعی است که همواره مورد بحث بوده است؛ تا جاییکه دانش آشتیانی در همان ابتدای وزارت خود بر متناسب سازی کتب درسی تاکید کرد.

بسیاری از کارشناسان آموزشی اعتقاد دارند حجم زیاد مطالب و سنگین بودن محتوای کتاب‌ها علاوه بر اینکه موجب خسته‌گی و دلزدگی دانش آموزان می‌شود عملا فرصتی برای آموزش عمیق مطالب باقی نمی‌گذارد.

زهرا غلامی که سال‌ها معلم دبستانی در شهر تهران بوده می‌گوید: در بعضی از دروس و پایه‌ها حجم کتاب‌ها آن‌قدر زیاد است که فرصت هرگونه عملکرد اضافی را از معلم می‌گیرد و بسیار می‌بینیم که بدون توجه به خلاقیت دانش‌آموزان و فعالیت‌های رفتاری آن‌ها، معلم تنها فرصت دارد درس بدهد تا بتواند در پایان سال به هر صورت کتاب را تمام کند!

در سال‌های اخیر گام‌هایی برای کاهش حجم مطالب کتاب درسی برداشته شده است، اما با وجود تعطیلی پنجشنبه‌ها و روز‌های آلوده عملا مشکل کمبود زمان و فشردگی دروس وجود دارد. 

همچنین بر اساس تغییراتی که در محتوای کتاب‌ها داده شده است برخی از مباحث پایه‌های بالاتر به پایه‌های پایین منتقل شده که برای دانش آموزان بسیار سنگین است؛ دانش آموزان ایرانی در مقایسه با بسیاری از کشور‌های توسعه یافته مطالب بیشتر و پیچیده تری را در سن پایین آموزش می‌بینند.(1)

۲. عدم جذابیت محیط مدرسه و کلاس
یکی دیگر از عواملی که موجب دلزدگی دانش آموزان از مدرسه می‌شود محیط خشک و بدون جذابیت آن است.

بسیاری از مدارس محیطی فرسوده و با معماری خشک دارند و از نظر فضای سبز، تزئینات و رنگ آمیزی و نورگیر بودن کلاس‌ها در وضعیت نامطلوبی به سر می برند.

اما مهم‌تر از این‌ها فضای خشک و یکسویه کلاس هاست، تدریس به شیوه‌ای سنتی، تک گویی معلم، الزام پذیرش بی‌چون و چرای دانش آموز و برگزاری کلاس بدون گفتگو و نشاط جمعی از بزرگترین ضعف‌های سیستم آموزشی کشور است.
 
به اعتقاد کارشناسان آموزشی عدم تعامل دو جانبه معلم و دانش‌آموز در این روش باعث می‌شود دانش‌آموز زود خسته و بی حوصله شود و دیگر درس و مدرسه برایش جذاب نباشد.

در سال‌های اخیر برخی مدارس به زیباسازی محیط پرداخته اند و برخی از مدارس غیر دولتی با عنوان مدارس شناختی و... سعی کرده اند کمی از این فضای آموزش یکسویه سنتی دور شوند، اما در کلیت آموزش و پرورش هنوز همان سیستم پابرجاست و همچنان بچه‌ها از مدرسه فراری اند و جذاب‌ترین زنگ برای آن‌ها "زنگ خانه" است.

۳. برخورد نامناسب معلمان
یکی دیگر از دلایل گریزان بودن دانش آموزان از مدرسه برخورد نامناسب معلمان است. 

رابطه غیر صمیمی و خشک بین معلم و دانش آموز، الزام به انجام تکالیف سنگین، بی توجهی به نظرات و احساسات دانش آموزان و ... از جمله مسائلی است که در مدارس بسیار به چشم می‌آید.

اما متاسفانه مساله تنبیه بدنی هم هنوز در مدارس وجود دارد و هرزگاهی اخباری از برخورد خشن معلم با دانش آموزان شنیده می‌شود.

به گفته مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش، تنها در دو سال ۹۳ و ۹۴، ۱۹۲۴ شکایت تنبیه بدنی در کشور ثبت شده است.

مهدی ملک محمد روانشناس در رابطه با اثرات رفتار خشن معلم با دانش آموزش می‌گوید: تنبیه خشونتی درونش داردکه سبب می‌شود فردی که تنبیه شده به‌شکلِ خشنی تربیت شود و در یک چرخه تولید خشونت بیافتد. همچنین فرد نسبت به تکرار رفتاری که نابه‌هنجار بوده علاقه بیش‌تری پیدا می‌کند. فردی که تنبیه شده پس از تنبیه احساسِ خشن و کینه‌اش را به هرکس در جایگاه مشابهِ تنبیه‌گر تعمیم خواهد داد؛ مثلا همه مرد‌ها یا همه معلم‌ها. و این امر دانش‌آموز را هرچه بیشتر از فضای مدرسه فراری می‌کند.

تنبیه دانش‌آموزان پس از این‌که آیین‌نامه جدید مدارس در سال ۷۹ اجرا شد در همه مدارس کشور مقداری کاهش پیدا کرد؛ اما به اعتقاد یک روانشناس در حوزه آموزش، معلم‌ها چون آثار عینی تنبیه بدنی قابل مشاهده است به سمت تنبیه غیر بدنی در قالب مسخره و استهزا کردن و از این قبیل تنبیه‌های روانی رفته‌اند که اتفاقا آثارش بسیار ماندگارتر است و نظارتی روی آن نیست.

۴. شروع کلاس‌ها در صبح زود
یکی دیگر از عواملی که موجب عدم رغبت دانش آموزان برای حضور در کلاس‌ها و بی علاقگی آن‌ها به مدارس می‌شود برگزاری کلاس‌های صبح زود است که علاوه بر تاثیراتی که بر سلامتی بچه‌ها دارد آن‌ها را از مدرسه بیزار می‌کند.

در کشور ما ساعت شروع کار مدرسه ۷.۳۰ صبح است که  گاهی به دلیل مسافت طولانی مدرسه تا خانه، دانش آموز باید صبح بسیار زود در تاریکی از خواب بیدار شود و به مدرسه برود.

بر اساس یک مطالعه دانش‌آموزان به خاطر اجبار به شرکت در کلاس‌های ابتدای صبح به طور متوسط حدود ۱۰ ساعت در هفته کمبود خواب دارند.

یک محقق در این زمینه پیشنهاد داده است که ساعت شروع کلاس‌ها با توجه به سن دانش‌آموزان طبقه‌بندی گردد:

کودکان ۸-۱۰ ساله:۸:۳۰، ۱۶ ساله‌ها ۱۰ صبح وبرای ۱۸ ساله‌ها ۱۱ صبح زمان مناسب شروع کلاس‌های درسی می‌باشد.
 
همچنین یافته‌های علمی نشان می‌دهد، ساعت‌های آموزشی بیشتر نه تنها لزوما به توانایی و یادگیری بیشتر ختم نمی‌شود بلکه ممکن است نتایج بدی به ویژه در بین کودکان مقطع ابتدایی به همراه داشته باشد.(2)

با توجه به هماهنگی ساعات اداری و ساعات شروع کار مدارس در زمینه اصلاح زمان شروع آموزش در ایران هیچ برنامه خاصی مشاهده نمی‌شود که مطمئنا اثرات جبران ناپذیری بر یادگیری و خلق و خوی دانش آموزان خواهد گذاشت. (3)

۵. آموزش در فضایی پر  از استرس
یکی دیگر از دلایلی که موجب بی انگیزه‌گی دانش آموزان برای حضور در مدرسه می‌شود ایجاد استرس و اضطراب توسط روش‌های نادرست آموزشی و محیط مدرسه است.

بر اساس تحقیقاتِ کارشناسان آموزشی انتظارات غیر واقعی آموزگاران از دانش آموز، ایجاد رقابت‌های ناسالم بین دانش آموزان، محیط نامناسب مدرسه، مقررات خشک مدارس و عواملی که پیشتر هم بیان شد در ایجاد استرس بین دانش آموزان موثر است.

اما در کشور ما شاید بارزترین مساله‌ای که موجب ایجاد استرس و اضطراب در بین دانش آموزان می‌شود الزام به انجام تکالیف سنگین و سیستم امتحان محور است که در دوره دبیرستان در غالب امتحانات نهایی و غول کنکور بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.

دانش آموز به جای  یادگیری علم و مهارت، وظیفه  انجام تکالیف سنگین و خواندن حجم بالایی از مطالب برای امتحانات را بر دوش دارد و استرس اجرای درست آنها همواره همراه او است.

بحث تکراریِ حذف کنکور که همچنان در گیرودار تصویب و اجرا است، اما به منظور کاهش استرس ناشی از سیستم نمره‌دهی در مدارس  اقداماتی برای تغییر سبک ارزشیابی در قالب "ارزیابی توصیفی" انجام گرفت، اما به اعتقاد معلمان و خانواده‌ها این طرح هم موفق نبوده است.

زهرا غلامی؛ معلم در مورد برداشتن سیستم نمره دهی از مدارس می‌گوید: هرچند این تغییرات از جانب مسئولان برای بهبود ارزشیابی انجام شده، اما از آن‌جایی که زمینه‌ای برای آن وجود نداشته، هم معلمان و هم خانواده‌ها و هم دانش‌آموزان را تا حدودی گیج کرده است.

۶. نبود آموزش برای مهارت‌های زندگی
بی تردید یکی از مهم‌ترین ایرادات سیستم جاری آموزش و پرورش کشورمان عدم آموزش مهارت‌های زندگی به دانش آموزان است.

به اعتقاد مصطفی ملکیان در کتاب‌های درسی ما، از مهدکودک تا دکترا چیزی به عنوان هنر زندگی وجود ندارد.

او با مقایسه مطالب غیر ضروری که در مدارس آموخته می‌شود و مهارت‌های کاربردی مهم که آموزش داده نمی‌شود می‌گوید: «چه سودی دارد که ما بدانیم صادرات پنبه آرژانتین بیشتر است یا پرو؟ وقتی که در زندگی عملی خودمان و در برابر آسان‌ترین مسائل و مشکلات دچار درماندگی می‌شویم.»

وجود حجم بالایی از درس‌های غیر کاربردی و نبود هیچ درسی برای آموزش مهرات‌های ارتباطی با همسالان و خانواده، کنترل خشم، تصمیم گیری، مقابله با مشکلات و ... علاوه بر تاثیرات بلند مدت روانشناسی و اجتماعی بر روی دانش آموزان آن‌ها را با مدرسه بیگانه می‌کند.

زهرا وکیل جامعه شناسِ آموزش می‌گوید: وقتی دانش آموز حس می‌کند مطالبی که در کتاب درسی وجود دارد هیچ کاربردی در زندگی او ندارد و به درد مشکلات روزمره اش نمی‌خورد با محیط مدرسه و کتاب‌ها بیگانه می‌شود و دنیای بیرون را کلا متفاوت با داخل مدرسه می‌داند و به مدرسه به عنوان یک تکلیف نگاه می‌کند و از آن متنفر است.

برخی از مدارس غیر دولتی یا برخی مدارس تازه تاسیس مثل مدرسه طبیعت و ... گام‌هایی برای آموزش مهارت‌های زندگی به دانش آموزان برداشته اند، اما تقریبا می‌توان گفت: در سیستم آموزش و پرورش رسمی هیچ اقدامی انجام نگرفته است به جز برگزاری چند ساعت کلاس‌های پرورشی و مشاوره؛ که به گفته بسیاری از معلمان و دانش آموزان این جلسات کاملا حالت صوری داشته و افرادی که این کلاس‌ها را برگزار می‌کنند تخصص مرتبط ندارند.

زهرا غلامی با بیان تجارب خود از محیط مدارس می‌گوید: کتاب مجزایی که در آن مهارت‌های زندگی مانند کنترل خشم آموزش داده شود وجود ندارد. معلمان این مباحث نیز همان معلمان کادر مدرسه هستند و از فردی که آشنا با اصول روان‌شناختی باشد استفاده نشده، و این طبیعی است که به نوعی آن را کاری می‌دانند که باید انجام شود و از سر علاقه و تخصص نیست.
 

۷. برخورد یکسان با دانش آموزان بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های ذاتی
آخرین ضعفی که از آموزش و پرورش کشور در اینجا بیان می‌شود بی توجهی به تفاوت‌ها و استعداد‌های گوناگون دانش آموزان است.

بچه‌هایی که وارد مدرسه می‌شوند از طبقات اجتماعی متفاوت و با استعداد‌های گوناگون هستند، اما در مدارس کشور امکان پرورش بسیاری از توانایی‌های هنری، ورزشی و ... دانش آموزان وجود ندارد.

همین امر سبب می‌شود دانش آموز با درس‌های مشترکی که همه دانش‌آموزان وادار به یادگیری آن هستند، با بی میلی برخورد کند و در صورت توانایی مالی و ... علاقه خود را در موسسات خصوصی دنبال کند.

محسن اسماعیلی معلم و جامعه شناس در این زمینه با توجه به تجربیات خود می‌گوید آنچه که در نظام آموزشی ما به آن توجهی نمی‌شود، تفاوت افراد با یکدیگر است.

قالب کتاب‌های آموزشی ما این تفاوت را در نظر نگرفته است. مثلا این تفاوت را خیلی خوب در میان کودکان اول دبستان می‌توانید ببینید، آن‌ها هرکدام در یک یا چندچیز مهارت بیشتری دارند، که خیلی ایده‌آل می‌شد اگر معلم بر روی آن مهارت تاکید می‌کرد تا کودک در آن زمینه شکوفا شود. اما عملا این اتفاق نمی‌افتد و ما می‌بینیم که بعد از گذشت یکی دوسال در نظام آموزشی، بچه‌ها شبیه به یکدیگر می‌شوند.

خیلی از آن‌ها اگر شناخته شوند، زمینه مساعدی برای تقویت داستان نویسی، نقاشی، ورزش و... دارند. اما چون توجهی نمی‌شود به مرور آن مهارت را از دست می‌دهند و شبیه بقیه می‌شوند. اگر خانواده‌ها به مهارت فرزندشان توجه کنند، ممکن است آن مهارت حفظ شود، اما اگر توجه نکنند (که اکثرا این‌گونه است) آن مهارت از میان می‌رود.

 
پی نوشت:
1. بر اساس تحقیقات مختلف حجم موارد آموزشی در مدارس و دانشگاه‌های ایران بیشتر از همان سطوح در کشورهای توسعه یافته از جله آمریکا  است.
 
2. ساعت‌های تحصیل اجباری درغالب مدارس دولتی کشور با استاندارد‌های جهانی اختلاف زیادی ندارد و در طول یک سال تحصیلی دانش اموزان مدارس ابتدایی دولتی در ایران ۹۱۰ ساعت آموزشی–با احتساب ساعت‌های فوق برنامه- را می‌گذرانند که از متوسط اتحادیه اروپا -۷۵۹ ساعت- کمی بالاتر است.

3. در بسیاری از کشور‌های توسعه یافته مثل کانادا، آلمان، سوئد و... مدرسه حدود همان ساعت ۸ صبح برگزار می‌شود، اما علاوه بر تفاوت‌های جغرافیایی با توجه به جذابیت مدرسه برای دانش آموزان آن کشور‌ها و فضای مفرح و پرتحرکی که دارند، مقایسه زمان شروع کلاس‌های در ایران و آن کشور‌ها بی معنی به نظر می‌رسد.
فرارو
ادامه مطلب...
وحید شقاقی اقتصاد دان و تحلیلگر مسائل اقتصادی درباره اقدامات بانک مرکزی گفت: «نرخ ارز مسئله اش ریشه‌ای و عمیق‌تر از این بحث‌ها است. عواملی که باعث افزایش نرخ ارز شدند چند مورد است. اول؛ کمبود منابع ارزی بانک مرکزی و فشار مضاعف بر روی منابع ارزی است. ما حدود ۵۰ میلیارد دلار صادرات نفت خام در سال داریم. از این رقم ۱۴ و نیم درصد آن بابت تجهیز و نوسازی و اکتشاف به شرکت ملی نفت اختصاص می‌یابد. یعنی به عبارتی از ۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی حدود ۴۲ میلیارد دلار آن به خزانه واریز می‌شود و بانک مرکزی می‌تواند روی آن مانور دهد.»

شقاقی افزود: «درحال حاضر تراز تجاری غیر نفتی ایران بیش از ۷ میلیارد دلار کسری دارد. هفت میلیارد دلار برای پوشش واردات نیاز به دلار داریم. تراز تجاری غیر نفتی یعنی صادرات غیر نفتی منهای واردات، در واقع ۷ میلیارد دلار واردات بیش از صادرات غیر نفتی است پس این مقدار نیاز به دلار داریم.»

این تحلیلگر مسائل اقتصادی ادامه داد: «ایران حدود ۹ میلیون گردشگر به خارج از کشور می‌فرستد. دومیلیون از این رقم زائر هستند، حدود هفت میلیون گردشگران دیگر. اگر هر کدام حداقل ۱۰۰۰ دلار از کشور خارج کنند، ایرانیان هفت میلیارد دلار برای سفر به خارج کشور با خود می‌برند. در همین حال عددی بین ۱۲ تا ۲۰ میلیارد دلار هم قاچاق کالا داریم یعنی این مقدار دلار از اقتصاد ایران خارج می‌شود.»

او تاکید کرد: «این سه عدد، یعنی چیزی مابین ۲۵ تا ۳۵ میلیارد دلار سالانه دلار از اقتصاد ایران خارج می‌شود. آنچه که دلار به اقتصاد ایران وارد شده است حدود ۴۲ میلیارد دلار بوده است، این ۴۲ میلیارد دلار هم اینگونه نیست که به صورت پول به اقتصاد وارد شود گاهی به صورت کالا وارد اقتصاد ایران می‌شود. در واقع این اعداد نشان می‌دهد که فشار بر منابع ارزی بانک مرکزی بسیار بالاست.»

شقاقی دومین مسئله را افزایش نقدینگی در کشور دانست و گفت: «نقدینگی در ایران اکنون بیش از ۱۴۰۰ هزار میلیارد تومان است، از این رقم بیش از ۱۳۰۰ هزار میلیارد تومانش سپرده بانکی است، یعنی مردم در بانک سپرده گذاری کرده اند. این خودش یک بمب است. هر لحظه ممکن است وارد یکی از بازار‌های سوداگری شود و وضعیت را بر هم بزند. از طرف دیگر نرخ سودهم کاهش یافته و به ۱۰ درصد روزشمار رسیده است. در واقع این نقدینگی در بانک‌ها منتظر بوده است که به یکی از بازار‌های سوداگری سرایت کند.»

این تحلیلگر مسائل اقتصادی افزود: «شنیده می‌شود که برخی نهاد‌ها در برخی حوزه‌ها که حالا کاری به نام آن‌ها نداریم، وارد بازار ارز شدند و دست به خرید بی رویه دلار زده‌اند. به این ترتیب یک دلالی بزرگ هم در حوزه دلار شکل گرفت که در افزایش نرخ موثر بود.»

به گفته شقاقی "به این ترتیب سه عامل فشار بر منابع ارزی بانک مرکزی، افزایش نقدینگی و ورود آن به یکی از بازار‌های سوداگری، دلالی بزرگ در بازار ارز؛ باعث شد که نرخ دلار ظرف سه ماه از ۳۷۰۰ تومان به رقم ۵ هزار تومان برسد. یعنی حدود ۳۵ درصد افزایش یابد. "

این استاد دانشگاه با اشاره به راهکار‌های دولت و بانک مرکزی برای کنترل نرخ ارز گفت: «انتشار گواهی سپرده با نرخ ۲۰ درصد برای این است که اجازه ندهد نقدینگی از نظام بانکی به بازار سوداگری ارز سرریز شود. اقدامات پلیسی هم برای مبارزه با دلالی در بازار ارز بود. نامه رییس کل بانک مرکزی به سازمان امور مالیاتی برای وضع مالیات بر خرید فروش دلار برای مبارزه با دلالی‌های کلان افراد و برخی نهاد‌ها در بازار بود.»

به گفته او "این اقدامات بانک مرکزی کوتاه مدت است، افزایش نرخ سود گواهی سپرده می‌تواند تمام برنامه دولت برای کاهش نرخ سود را به هم بزند. دولت به سختی توانست نرخ سود را به ۱۰ درصد روز شمار و ۱۵ درصد کوتاه مدت تبدیل کند. با اقدام تازه بانک مرکزی به نظر می‌رسد نظم کاهش نرخ سود به هم خواهد خورد و دوباره نظام بانکی روی افزایش نرخ سود می‌رود.»

شقاقی گفت: «راهکار‌های کنونی دولت بانک مرکزی، صرفا نوعی سرکوب قیمت ارز است و راهکار اصولی نیست. اقدامات بانک مرکزی حرکت انتحاری برای سرکوب قیمت ارز است.»

این تحلیلگر مسائل اقتصادی در ادامه با اشاره به اشتباه‌های بنیادین در سیاست‌های اقتصادی دولت اظهار کرد: «دولت به جای اقدامات اخیر باید از همان اول تلاش می‌کرد کسری تراز تجاری ایجاد نشود. به این صورت که مانع از واردات بی رویه به اقتصاد می‌شد، برای توسعه صادرات غیر نفتی تلاش بیشتری می‌کرد، تا نهایتا کسری تراز تجاری حذف و تبدیل به مازاد تراز تجاری می‌شد. مازاد تراز تجاری یعنی با افزایش صادرات نسبت به واردات، به جای خروج دلار از کشور دلار بیشتری به کشور وارد شود. در گام بعدی دولت باید با قاچاق کالا مبارزه بیشتری می‌کرد، تا اجازه خروج ارز از اقتصاد ایران را ندهد. سومین کار این بود که برای خروج ارز از کانال مسافران هم تدبیری می‌اندیشید.»

شقاقی افزود: «همچنین دولت برای نقدینگی سرگردان هم باید برنامه‌ای را در پیش می‌گرفت. همه جای دنیا نقدینگی بالا مولفه‌ای مثبت به حساب می‌آید که به سمت تولید هدایت می‌شود. اما در ایران اینگونه نیست، نقدینگی سرگردان به سمت تولید هدایت نمی‌شود و هر لحظه ممکن است همچون یک بمب عمل کند و به سمت بازار‌های سوداگری سرریز گردد.»

به گفته شقاقی "اینکار‌ها به موقع انجام نشد تا به سرعت و در عرض سه ماه نرخ دلار ۳۵ درصد افزایش یابد. این تبعات بسیار بدی در آینده خواهد داشت و متناسب با آن تورم افزایش می‌یابد، قدرت خرید کاهش می‌یابد، شدت فقر افزایش می‌یابد و... "
 
این تحلیلگر مسائل اقتصادی تاکید کرد: «اتفاقات اخیر ما را دوباره به سر جای اولمان بر می‌گرداند، یعنی سال ۹۱. آن زمان دلار حدود ۲۰۰ درصد افزایش یافت الان ۳۵ درصد. ما الان شاهد همان اتفاقات، نشانه‌ها و بهم ریختگی‌ها در اقتصاد کشور هستیم، اما با شدت کمتر.»
 
فرارو
ادامه مطلب...




الهام آمرکاشی


صادرات و وارداتِ اقتصادی برای هر کشوری دارای مزایای بیشماری است که با استمرار بر نقاط قوت و مشترک کشورهای پایه در تبادلِ محصولات و اجناس، تأثیر بسزایی در رونق و شکوفایی ملی و بین المللی می گذارد، اما وقتی حرف از فرهنگ به میان می آید و پایِ مناسباتِ فرهنگی به میدانِ صادرات و واردات باز می شود، کمی تفکر برای یکسانی و موزونیِ آنچه در تبادلات از دست می دهیم و به دست می آوریم، واجب و حیاتی نمود می کند.

بی شک مردم هر کشوری در هر وضعیت اقتصادی- سیاسی- اجتماعی که باشند در ارتباط با شادی و نشاط و دوست داشتن و ابراز عشق و هدیه دادن و هرآنچه در مترادفاتِ آرامش عجین باشد، سر از پا نمی شناسند و تمایل شدیدی برای پایداریِ نشاط در جامعه دارند.

در تقویم ما ایرانیان، روزهای بیشماری به تناسبِ اهمیتِ موضوع های خاص به روز مهمی بَدَل گشته و فراخورِ جامعهء مدنی تجلیل هایی در آن روزها شکل می گیرد. از روزها و اعیاد مذهبی گرفته تا مناسبات به یادماندنی و نستوه چون روز دانشجو، دهه فجر، روز طبیعت و...

در این میان، چندسالی است در مناسبات فرهنگی کشورمان، نقش پُررنگِ واردات دیده می شود و جشن گرفتن هایی مانند کریسمس و هالووین و ولنتاین، جلوهء بیشتری پیدا کرده است.

در روزهای هالووین و کرسیمس، به تازگی اغلب پروفایل ها و پست های اینستاگرامی با چنین مناسبت هایی نقش میگیرد که کمی هشدار برانگیز است و قابل تأمل که تا چه حد اعتماد به نفسِ شرقی مان، پایین آمده که کنار کاج های غربی، عکس گرفتن؛ نوعی تجدد محسوب می شود! و به تازگی روز ولنتاین که جدا از عکس و پست های مجازی، با رونقِ بیشتری در قالب خریدنِ گل و خرس و شکلات، وارد فضای حقیقی مان شده است.

هدیه دادن و هدیه گرفتن و روزی برای پاسداشتِ عشق، به نوبهء خود ارزشمند است و از دیرباز نیز در کشورمان چنین روزی در ایام ایرانیان به ثبت رسیده است.

به اعتبار سخن بزرگان و اهل تحقیق، 5 اسفند- جشن سپندارمذگان؛ روز عشق در ایران است و فرصت مناسبی برای ابراز محبت و هدیه دادن و اثباتِ هرآنچه در جان، نامش را شور و نشاط و عشق می گذارند.

"فلسفه بزرگداشتِ این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. در هر ماه یک بار، نام روز و ماه، یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت.

روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندارمذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند.

«سپندارمذگان» روز زن و زمین است، به همین دلیل در فرهنگ باستان، سپندارمذگان را به عنوان "نماد عشق" می پنداشتند و درحقیقت سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند".

و امروز جای این سوال، خودنمایی می کند که چرا تا به این حد از فرهنگ شرقیِ خود دور شده ایم و به ولنتاین خو گرفته ایم!

بی تردید نقش مسئولین فرهنگی در این امر، جلوه نمایی می کند و کم تدبیری در این راستا، باعث هجوم و ورودِ مناسبات فرهنگیِ غربی در کشورمان شده است.

یک شاخه گل، یک جعبه شکلات و هدیه ای برای نشان دادنِ دوست داشتن به هرآنکس که دوستش داری، نَه امری قبیح و مکروه است، نَه ترویجِ مصرف گرایی و نشانه گرفتنِ اهداف و ارکان ِ والای اسلام و انقلاب و ایران که به جای ترویجِ این امر، درهای وارداتِ خرس های چینی و مناسبات غربی را به کشور باز گذاشته ایم و هرچه بادا باد در این مسیر حرکت می کنیم.

برطبق آمار و بررسی های موجود، در ایران از سال ۱۳۸۹ تولید انواع پوستر، بروشور، جعبه و کارت‌های تبلیغاتی با نمادهای قلب، نیم‌قلب، گل رز قرمز و هر گونه فعالیتی مبنی بر اطلاع‌رسانی در این روز ممنوع است و از سوی مراجع قانونی با واحدهای متخلف برخورد می‌شود؛ اما آنچه در تمام شهر در یک هفتهء آخر بهمن ماه، در سراسر فروشگاه ها مشاهده می شود، کادوهای سرخ رنگِ ولنتاینی است که هیچ برخوردی را به خود نمی بیند.

هرچند سخنگوی نیروی انتظامی اعلام کرد که این نیرو در روز ولنتاین مطابق قانون و وظایفش اقدام و برخورد خواهد کرد، اما با اذعان براین مطلب که "طبیعتا نظارت‌ها و پیگیری‌ها در این حوزه باید از سوی اصناف و اتحادیه ها انجام شود و آن‌چیزی هم که در حوزه پلیس باشد هشدارهایش ارائه می شود" توپ را در میدانِ اصناف

انداخت و از یکایک این گروه باید پرسید که آیا برای برخورد با این هجمهء غربی، ممانعتی از خرید و فروشِ اجناس داشته اند یا خیر!!

بی تردید، "اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی" دو مؤلفهء زیرساختی و ضروری محسوب می شود که متأسفانه متولیانِ فرهنگی- اجتماعیِ کشورمان تا به امروز پیرامون این امر، آسیب شناسی نکرده اند و حرکتی مثمر رخ نداده است.

در این بهبوههء آسیب های اجتماعی و ورود و هجومِ افسار گسیختهء افکار و آداب غربی که هر روز در قالب و کسوتِ جدیدی وارد جامعه می شود، از مسئولین ذیربط انتظار جدی می رود تا با طرح و پِی‌رنگِ برنامه هایی اصولی و مدت دار و فرهنگساز، در بهبودِ فرآیندِ فرهنگی اجتماعی کشور نقش آفرینی کنند و در ترویجِ لبخند و شادی و نشاط همگانی در سطح جامعه به تناسبِ فرهنگ و ملیت و سنتِ خودمان اجازه ندهیم کوتاهی رخ دهد و فرهنگ چندین سالهء شرقی مان مغفول بماند.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ادامه مطلب...

مرتضی رویتوند


در گذشته‌های دور هوایی بود که نامش هوای دو نفره بود؛ هوایی عاشقانه برای دو یار. یار اول، یار دوم. این هوا نیاز به دو یار داشت، کمی عشق و هوایی نسبتا تمیز که بشود در آن عاشقی کرد، دست‌کم بشود یار مورد نظر را تماشا کرد. اما این روزها هوا دو نفره نیست...

برداشت اول
شیما شماره عشقش بهروز را می‌گیرد. بلافاصله بهروز تلفنش را پاسخ می‌دهد. شیما می‌گوید: «عزیزم کجایی؟ دلم برات تنگ شده» بهروز تعجب می‌کند و حیرت‌زده می‌پرسد: «یعنی چی؟! من که تو پارک پیش تو نشستم.» شیما فریاد می‌زند: «تو پیش من تو پارکی؟» بهروز تلفن را قطع می‌کند. با دقت بیشتری به خانمی که کنارش نشسته است نگاه می‌کند...
به دلیل آلودگی هوا بهروز در تشخیص چهره شیما با مشکل مواجه شده است و کنار خانم دیگری که شبیه شیماست نشسته است.

برداشت دوم
سینا به پیش یاسی می‌رود. برای یاسی گل می‌برد. یاسی با دیدن سینا فریاد می‌زند: «تو معتاد شدی! معتاد! معتاد!
بنگی!» سینا تعجب می‌کند و اظهار می‌دارد: «من لب به سیگار نمی‌زنم!» یاسی قبول نمی‌کند. یاسی دسته گل را می‌گیرد و بر سر سینا می‌کوبد... سینا تقصیری ندارد، به علت آلودگی هوا پوستش تیره شده است و شبیه معتادها شده است.

برداشت سوم
منیژه تا پاسی از شب منتظر همسرش حمید است. حمید، مدیر یکی از بخش‌های مهم شهرداری است. حمید در بخش «حل‌کردن بحران‌های جاری شهرداری» فعالیت می‌کند. منیژه تا پاسی از شب منتظر همسرش حمید بود. حمید که آمد با دیدن چهره عصبانی منیژه پی برد اوضاع خانه چندان مناسب نیست. حمید در مقام دفاع برآمد: «آخه زن من چی‌کار کنم؟ از صبح تا شب دنبال حل‌کردن بحران‌های شهر هستم! تو هیچ می‌دونی ما برای حل کردن بحران آلودگی هوا چه کارهایی می‌کنیم!» منیژه پنجره اتاق را باز می‌کند، از شدت آلودگی سرفه می‌کند. منیژه نگاهی تاسف‌بار به حمید می‌کند...
فردا صبح منیژه با چمدانی در دست به خانه مادرش می‌رود...

برداشت چهارم
سیاوش عاشق میتراست. پس از کش‌وقوس فراوان سیاوش خانواده‌اش را راضی می‌کند به خواستگاری میترا بروند. روز خواستگاری فرا می‌رسد. سیاوش دسته گلی از گل‌های سرخ تهیه می‌کند و با خانواده‌اش به خواستگاری می‌روند. زنگ خانه را می‌زنند، از پله‌ها بالا می‌روند، دسته گل را به مادر میترا که به استقبال آنها آمده است می‌دهند. مادر میترا نگاهی به دسته گل می‌اندازد اما سیاوش و خانواده‌اش را راه نمی‌دهد...
آلودگی هوا رنگ گل‌ها را خاکستری کرده است و مادر میترا می‌پندارد سیاوش و خانواده‌اش قصد تمسخر آنها را داشته‌اند.

برداشت پنجم
پانته‌آ با کامران در پارک قرار دارد. پانته‌آ چند ساعت در پارک منتظر است. کامران نمی‌آید. پانته‌آ در دلش به کامران ناسزا می‌گوید. پانته‌آ از کامران ناامید می‌شود. منیژه بر روی نیمکتی می‌نشیند و غصه می‌خورد...
کامران در مسیر قرار با پانته‌آ به علت آلودگی هوا نفسش می‌گیرد و راهی بیمارستان می‌شود...

برداشت ششم
پانته‌آ همان‌طور بر روی نیمکت نشسته است و غصه می‌خورد. بهروز او را با شیما اشتباه می‌گیرد...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ادامه مطلب...